|
تاثیر روح در بعد جسمانی :
هرچند دربرزخ روح متنعم یا معذب است لکن ممکن است بواسطه قوت روح بدن خاکی هم تحت تأثیر واقع شود بطوریکه گاه می شود ازاثرشدت حیات روح همین بدن در قبرهم نمی پوسد هزار سال می گذرد وبدن تروتازه است شواهد این موضوع بسیاراست مانند جسد"ابن بابویه" که پس از صدوپنجاه سال وقتیکه مشغول تعمیرات بودند به سراب وارد می شوند ومی بینند جنازه آن بزرگوارسالم است وناخنهای آن مرحوم رنگ حنا به خود داشت.
آتش گرم :
شیخ شوشتری در مواعظش می فرماید: خداوند درقرآن کریم (نارحامیه)یعنی آتش گرم است و آتش سرد ویخ هم داریم ؟بلی اگرنسبت پیش آید آتش دنیا نزد آتش برزخ وقیامت سرد است در همین دنیاد وقسم آتش را یادآوری می نماید که وقتیکه نسبت در پیش آید معلوم می شود که کدام آتش حقیقی است.
وادی السلام جای ارواح است:
دراحادیث دیگر که رسیده هرمومنی که درشرق وغرب عالم از دنیا برود روحش که در قالب مثالی جای گرفت ظهرش دروادی السلام ، درجوار امیر المومنین (ع) است به عبارت دیگر نجف اشرف نمایشی ازملکوت علیا است.چنانچه برای کافر صحرا برهوت وادی السلام مهیبی در یمن که نه گیاه میروید نه پرنده رد میشود. آنجا محل ظهورملکوت است.
بهشت ودوزخ:
هیچکس درک نمی کند چه نعمتهائی که مایه روشنی چشمها است وبرای اونهفته است در آنجا چیزهایی است که هیچ چشمی ندیده ، وهیچ گوشی نشنیده وحتی ازلابه لای پرده های خیال هیچکسی نگذشته است ازسوی دیگرصفات وامتیازاتی برای نعمتهای بهشتی در آیات قرآن می خوانیم که با آنچه دردنیا موجود دارداصلاًقابل مقایسه نیست .
1- سایه های درختان بهشتی ،همانند میوه های آن همیشگی است .
2- آبهای آن هیچگاه گندیده نمی شود ،نهرهائی ازشیردارد که هرگزطعمش عوض نمی گردد. نهرهائی ازباده های خوشگواردرآن جاری است ،لذت بخش ولذت آفرین نه گندیده و نه سستی زا.
3- درآنجا هیچ گونه کینه توزی وحسد وصفات مزاحم وجود ندارد ،یک جهان صفا یک دنیا پاکی ومحبت درون آن نهفته است 0چنین نتیجه می گیریم که جهان کوچک است و رستاخیز، عالمی است که به مراتب وسیعترازاین جهان ،با مفاهیمی کاملاً تازه وزنده،مواهبش پر برکت تر،کیفرش دردناکتر که تنها شبحی ازآن را ازدورمشاهده می کنیم .
بهشت ودوزخ کجاست؟
آیا بهشت ودوزخ الان موجود اند؟یا در حال موجود شدن هستند؟ واگر وجود دارند کجا هستند؟ اینها سؤالاتی هستند که دراین بحث دربرابرما خود نمایی می کنند .
بهشت و دوزخ به سه معنی مختلف اطلاق شده است . 1- بهشت دنیا 2- بهشت دوزخ 3- بهشت برین وجنة الماوی در جهان دیگر.
تلازم میان موت دنیوی وحیات برزخی :
گرچه درعالم برزخ خواب نیست، به دنیا به طورمطلق رد می کرد، دراین دنیا زندگی می کنند همه خوابند تا وقتی بمیرند تازه بیدار می شوند.
پس ازعالم برزخ عالم بیداری است ولی همین عالم برزخ نسبت به قیامت ، خواب است . زیرا که در قیامت بیداری محض است ،درعالم برزخ که بین دنیا وقیامت واقع است و واقعاً از آثارو کیفیات وسایرخصوصیات بین دو عالم واقع است ازنظرموت حیات وموت علم وموت عالمی است بین دو عالم وبرزخی است . حیات وعلم وموت درآن عالم به مراتب از دنیا قوی تر وبه مراتب ازعالم قیامت ضعیف تر وبنابراین ، ادراکات نسبت به دنیا قوی تراست. پس نسبت در حکم عالم بیداری است نسبت به عالم خواب ،ودرحکم عالم خواب است نسبت به قیامت. اهل دوزخ در قیامت به پروردگارمی گویند. خداوندا دو مرتبه ما را می راندی ودومرتبه زنده گردانیدی پس ما اعتراف کردیم به گناهانمان. آیا در این حال،راهی به سوی خروج نداریم؟مراد از دوباره راندن ، راندن از دنیاست بسوی برزخ ومی راند ازبرزخ به سوی قیامت .ومراد ازدوبارزنده کردن ،زنده کردن دربرزخ است به ارتحال از دنیا به برزخ و زنده کردن در قیامت است به ارتحال ازبرزخ به قیامت چون انسان که ازدنیا می رود و وارد برزخ می شود نسبت به نشاط دنیا مرده ونسبت به نشاط برزخ زنده است،و درمرگ وقت نفخ صور که از برزخ بیرون می رود و وارد قیامت می گردد ، نسبت به نشاط برزخ مرده ونسبت به نشاط قیامت زنده شده است. پس میان مرگ ازعالم طبیعت ومیان حیات برزخی تلازم است که ما آنچه میان مرگ از عالم برزخ ومیان حیات نفسی و قیامت است ، تلازم داریم . پس هرموتی مستلزم حیاتی خواهد بود. دو صورت در پیش داریم و دوحیات وبه طور کلی درمدارج وممارج کمال ، وصول به هردرجه از درجات تکامل ملازم سپری شدن درجه قبل است وتمام مراتب سابق به صورت مراحلی باید زائل و فانی گردد. عالم برزخ را عالم مثال هم می گویند؛ چون مثال به معنای نمونه وشبیه است وعالم برزخ نیز نمونه ای ازعالم قیامت وشبیه به آن است عالم مثال به اندازه ظرفیت خود حکایت از قیامت می کند. ظرفیت عالم مثال همان مقدار ظرفیت عالم صورت است که در آن کم وکیف موجود است وبه همین دلیل مقداری ازانوارنفسیه قیامت کبری واز درجات صدیقین واصحاب یمین واصحاب شمال حکایت می نماید. گشایش قبرمؤمن تابع نور وچشم معنوی اوست وچه تعبیر رسا وعالی نموده است ازآن. "حضرت صادق(ع)درروایتی که مرحوم صدوق روایت کرده وما آنرا در جلد دوم کتاب (امالی)نقل کردیم." در آن روایت است که چون مؤمن را در میان قبر میگذارند ودو فرشته نکیر ومنکراز پروردگار او ودین او وپیغمبراو سؤال می کنند ومؤمن در جواب پاسخ صحیح می دهند به آنها یعنی برای مؤمن به اندازه ای که بینایی چشمش کشش دارد قبراو را می گشایند و وسعت می دهند. البته این وسعت وگشایش خارجی نیست که ما آنکه درون قبرقرار دارد، قبری بیرون از برزخ بدانیم . مراد ازقبر،عالم برزخ مؤمن ومراد ازگشایش امتناع وگشادی معنوی مثالی است. واین گشایش تابع مستقیمی است ازمقدارشعاع نور در چشم مؤمن تا هرجا که چشمش ببیند قبرش را وسیع می کنند ، البته مقدار شعاع نورچشم معنوی اصحاب یمین ومخلصین تفاوت دارد وشعاع نورچشم هرفرد ازاین اصناف با فرد دیگرحسب اختلاف عمل ودرجه ورع تفاوت دارد. عالم معاد درطول این عالم است، نه در عرض . آن معا د جسمانی از ضروریات اسلام است وقابل انکار نیست اما معاد مادی عنصری را کسی از ضروریات نشمرده است ومرحوم صدرالمتأهلین وحکیم سبزواری نیز آن را ثابت نکرده اند اما خداوند علیم به ما عنایت فرموده وبدین طریق که ذکرکردیم معاد مادی را روی موازین برهانی ما برهان ساختند.
صفات روز قیامت:
خداوند در سوره بقره خبرداده است که اسباب وروابط در آن هنگام همگی قطع می گردند وتمام ارتباطات وتأثیراتی که موجودات در نظام موجودشان درعالم جسم وجسمانیت ونیز درعالمی که به دنبال آن می آید، دارند، به زودی همگی ازبین خواهند رفت ونتیجتاً نه شئ ای در شئ دیگر تأثیرخواهد نمود ونه شئ ای ازشئ دیگرتأثیرخواهد پذیرفت. نه ازشئ ای نفع برده خواهد شد ونه ازآن زیانی خواهد رسید.
درنهج البلاغه درخطبه ای حضرت می فرماید: بعد ازفنای دنیا خداوند تنها می گردد وهیچ شئ ای همراه اونیست وهمانطورکه قبل از خلق عالم تنها بوده همانگونه هم بعد ازفنای آن تنهاست. نه زمانی وجود دارد نه مکانی . اجلها وزمانها معدوم می گردند وسالها ولحظه ها ناپدید می گردند وهیچ شئ ای جزخداوند واحد قهارکه برگشت همه اموربه سوی اوست باقی نمی ماند. هنگامی كه در روز قیامت حجاب(مراتب)و(هویات)برداشته شد وهیچ شئ ای از شئ دیگرپنهان نماند درآن زمان فضا،فضای نورخواهد بود و چه هویات همگی تغییریا فته ونورانی شده اند ازآنجایی که معاد بازگشت اشیا با تمام وجودشان به چیزی است که ازآن وجود یافته اند وهمان طورکه گذشت این بازگشت امری ضروری است بنابراین ضرورتاً این بازگشت باید به طور کامل وجود داشته باشدونتیجتاً وجودی که دارای مراتب وجهات مختلفی است که بعضی از آنها باهم متحدند ، باتمام وجودشان به آنجا بازگردند.هنگامی که زمان موت فرارسد آسمان باریدن خواهد گرفت باریدنی که برای برانگیختن است . به دنبال آن زمین بر آمده می گرددوبه شدت به لرزه درمی آید همچون مشکلی که به لرزه افتد در این حال ،خاک بشر نسبت به بقیه خاکها همچون طلایی می گردد که با آب شسته شود وبه دنبال آن خاک هر قالبی جمع می گرددوبه اذن خداوند قادر به جایی که روح درآن است منتقل می شود وبا اجازه مصورصورتها به شکل خویش بازگشته وروح در آن طول می کند وهنگامی که وجودش تمام گردید درخود هیچ شی غریبی نمی یابد.روح نیز سیروحرکتی دارد خداوند در سوره المعارج می فرمایند: روح همانند ملائکه نردبانهای خداوندی بسوی او اوج می گیرند. خاموشی جهنم همانا تا تمام شدن اهل آن دراثرسوختن است .
خداوند خبرداده است که جهنم راهی است که ظالمین وزوج هاشان را که همان شیاطین باشند بدان هدایت خواهد کرد. درعللی از امام صادق (ع) درمورد تغییر (انهم مسئولون) روایت شده است که در روزقیامت هیچ عبدی گام از گام بر نمی دارد مگر این که در مورد چهارمطلب مؤاخذه گردد:
1- درمورد جوانی اش که چگونه آنرا کهنه ساخته .
2-در موردعمرش که چگونه آنرا گذرانده .
3-در مورد مالش که چگونه جمع وچگونه صرف نموده .
4- درمورد دوستی با اهل بیت.
درمجمع ازپیغمبر (ص)نقل شده است که مردم همگی وارد آتش می گردند؛ سپس به نسبت اعمالش ازآن خارج می گرداند. نخستین شان همچون درخشیدن برق ،بعدی همچون وزیدن باد وبعدی همچون دویدن اسب وبالاخره آخری همچون راه رفتن پیاده .
همچنین از پیغمبر نقل شده است که «آتش در روز قیامت به مؤمن می گوید زود تر بگذرد که نورت لهیب های مرا فروخوابانده است»
هنگامی که ازپیغمبر(ص)راجع به آیه (ان منکم الاواردها...) سؤال شده فرمود «وقتی بهشتیان به بهشت وارد می شوند، گروهی ازگروه دیگرمی پرسند ،مگر پروردگار من ، به ما وعده نداده بود که همگی وارد آتش شویم ؟گروه دیگر پاسخ دهند که شما وارد شده اید لکن آتش سرد شده بود»
میزان :
دراحتجاج آمده است هنگامی که زندیق مشهورازامام صادق (ع)پرسید که آیا اعمال وزن می شوند ؟ حضرت پاسخ داد خیر.زیرا اعمال جسم نیستند و نیز کمی احتیاج به وزن کردن اشیاء دارد که عدد اشیاء وسبک سنگین آنها را نداند وخداوند هیچ چیزی بر او پوشیده نیست .زندیق پرسید:پس معنای میزان چیست ؟حضرت فرمود یعنی "عدل".
اعمال انسان که به نفع یا زیان اوضبط و حفظ می شوند در دنیا برای او محسوس نیستند زیرا که حواس تنها با سطح و ظاهر اشیاء تماس پیدا می کنند وعمق باطن اموررا تنها ازراه آثار ونشانه ها در آن آشکار می گردد وبه آزمایش گذاشته وهمه چیزظاهر وبارز می شوند.
تفسیرعیاشی از امام صادق (ع)روایت کرده است که هنگامی که روز قیامت شود کتاب انسان را به او می دهند و میگویند بخوان . راوی از امام سؤال کرد آیا آنچه را در نامه هست می داند؟ امام پاسخ داد خداوند متعال به یاد او می آورد وعلی هذا هیچ چشم بر هم زدن و گام برداشتن و سخن وعملی نیست که به یاد نیاورد .
انسان هنگامی که راه شقاوت پیشه کند وبه زمین وعالم مادی بچسبد وازهوا وهوس خویش پیروی می کند ودر حقیقت رو ازحق برتافته وروی خویش را به زمین دوخته است ووقتی در روز قیامت نزد پروردگارش بایستد و برای حسابرسی احضار شود در حالی است که صورتش به طرف پشت بر گردانده شده و وضع نابینایی دارد و همواره گیج ومدهوش و حیران به سوی مقصدی در حرکت است که نمی داند کجاست وچکاری انجام می دهد ویا چگونه انجام می دهد ویا چگونه رفتاری با اوخواهند کرد.انسان که از دنیا می رود در بهشت ویا جهنمی داخل می شود که آنرا بهشت وجهنم برزخی گویند که نسبت به بهشت وجهنم قیامت خیلی ضعیفتراست . ولذا در بعضی از روایات وارده چنین تعبیر شده است که در عالم قبرو برزخ دری به بهشت قیامتی یا جهنم قیامتی او می گشایند ،به همان میزانی که باز شدن در وتماشای آن منظره های جالب وحیرت انگیز انسان لذت می برد ویا از رویت دود و دخان وآتش وسیعتروزقوم وحمیم وشعبان وافای در به رنج واضطراب می افتد به همان میزان این بهشت یاجهنم برزخی نمونه واثری از قیامت است وبراین اساس موجودیت بهشتی یا جهنمی خود را به دست آورده است.
در بعضی روایات این را بهشت دنیا نامیده اند ،مرحوم مجلسی رضوان اله علیه در کتاب معاد از بحارالنوار ازآن به بهشت وجهنم دنیا تعبیر نموده و بابی را به این عنوان منعقد ساخته است. وعلتش آن است که عالم برزخ از تتمئه عالم دنیا است، ولذا از بهشتی که آدم ابوالبشر در آنجا بود نیز به بهشت دنیا تعبیر شده است،چون از مقدمات دنیا و متصل به خود وموجب آمادگی آمدن به دنیا است . انسان که در برزخ وارد می شود با موجودیت و فعلیت خود وارد می شود ،در این دنیا خودوملکات اومختفی است و از ظاهرکرداراو پیدا است ؛ درعالم برزخ این مختفیات یک درجه ظهور پیدا میکند واعمالش به صورت ملکوت کردارش ظاهرمی گردد، ملکاتش که روی شخصیت اواثر گذاشته اند با انسان دربرزخ ظهورمی نماید.
راستگویان از قیامت خبر می دهند:
چون پیغمبران که راستگویان خلقند وگفته آنها برای همه ما محبت وبرهان است چنانچه در بحث نبوت مفصلاً تذکرکرده شد با آمدن قیامت خبرداده اند وجمیع متدینین عالم ازمذهب وملت وبروز واپسین اعتقاد داشته ودارند واصلاًبراساس دیانت وبرگشتن به دو اصل است مبدأ ومعاد ودراکثر آیات قرآن که ازاعتقاد به خدا محبت می شود بلافاصله ایمان بروز جزا را هم می فرماید: «یؤمنون بالله والیوم الاخر»وجمیع مذهبها ودیانت ها دراین دو اصل یکی هستند یعنی به مبدأ ومعاد معتقدند .
ممکن است در نظرها بیاید که ذرات بدن خداوند چقدر تغییروتبدیل پیدا کرده چگونه با هم مجتمع می گردد این شبه در اثرغفلت ازعلم وقدرت پروردگاراست وقتیکه در بحث توحید ما دانستیم که خدای تعالی (احاط بکل شی علماً) درهرچیزی احاطه علمی داردو ذره ای ازذرات وجود از عملش بیرون نیست ودیگر اینکه به هرکاری هم تواناست .
آب وآتش :
"الذی جعل لکم من الشجر الأخضر ناراًفاذا انتم منه توقدون" «سوره یس آیه 80»"
یعنی زنده می کند استخوانهای پوسیده را آن خدائی که فرمود برای شما ازدرخت سبز آتش را آفریدم پس برای شما از این درخت سبزآتشی افروزید.درخت مرغ وعقار اگر شاخه ای از آن کنده شود به قسمتی تراست که ازآن آب می چکد.
+ نگاشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 17:34
توسط علی چلوی - هادی
|
|