تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً بِرَحمَتِكَ يا اَرحَمَ الرّاحِمين به نام خداوند بخشنده ي مهربان هاديان عصر نو ورود شما را خوش آمد مي گويد.كليه ي حقوق اين وبلاگ محفوظ و متعلق به مديريت وبلاگ هاديان عصر نو مي باشد لكن استفاده از مطالب وبلاگ با ذكر منبع بلامانع خواهد بود. خدايا به آنان كه دوست داري بچشان كه عشق بهتر از زندگاني است و به آنان كه دوستتر مي داري بياموز كه دوست داشتن بهتر از عشق است. دكتر شريعتي

Hadiyane Asre No

هادیان عصر نو - راهی پویا و گامی والا
هادیان عصر نو - راهی پویا و گامی والا

اخبار-علم و فناوری-ادب و فرهنگ-آموزش-قانون و تجارت-اجتماع و روانشناسی-رایانه و همراه-طنز و پیامک ...
منوي اصلي
صفحه اصلي
پروفايل مدير - چلوي
عناوين وبلاگ
آرشيو وبلاگ
پست الكترونيكي

درباره وبلاگ
صاحب امتیاز و مدير وبلاگ :
علی چلوی - هادی

سوابق مدیر وبلاگ :
کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه آزاد نیشابور.
کارشناسی حسابداری از دانشگاه امام رضا (ع).
دیپلم ریاضی و فیزیک از مدرسه تیزهوشان شهید بهشتی شاهرود.
استاد حل تمرین دانشگاه امام رضا (ع).
مسئول گروه هادی مشهد مقدس.
عضو هیات مدیره ی انتشارات کتابدار طوس.
عضو هیات امنای خیریه ی نوای خوش علی (ع).
مولف کتب خاموشی غریبانه ی سید علی و حل تمرین اصول حسابداری 1.
عضو هیات جانثاران ثامن الائمه (ع) سبزوار.
عضو هیات یاس نبی (س) سبزوار.
عضو افتخاری انجمن جامعه ی سبز دانشگاه امام رضا (ع).
دارای مدرک کارآفرینی از سازمان فنی و حرفه ای.
دارای مدرک دوره های کسب و کار از مرکز مهارت های پیشرفته ی سازمان فنی و حرفه ای.
دارای مدرک گیاهان دارویی سازمان فنی و حرفه ای.
دارای مدرک پرورش ماهیان زینتی سازمان فنی و حرفه ای.
دارای مدرک پرورش بلدرچین سازمان فنی و حرفه ای.
دارای مدرک پرورش شترمرغ سازمان فنی و حرفه ای.
دارای مدرک سخت افزار رایانه از جهاد دانشگاهی.
دارای مدرک شبکه های کامپیوتری از جهاد دانشگاهی.
دارای مدرک فتوشاپ از جهاد دانشگاهی.
مسلط به نرم افزارهای حسابداری.
دارای تحیقیقات و پژوهش های متعدد و کتب آماده ی چاپ.

در این وبلاگ می خوانید:
اخبار - مقاله - کتاب - آموزش - تست
لینک و عکس
حرف دل و شعر و ادب
اقتصاد و قانون و حسابداری و مدیریت
رایانه و اینترنت و تجارت و تبلیغات و موبایل
اس ام اس ، طنز و حرف
حکایت ، سخن ، نکته و تفکر
پرشكي ، سلامت ، ورزش و آشپزي
تاريخ و وصيت نامه
و هر چیز که لازم باشد را احتمالا در اینجا خواهید یافت.

مزایای عضویت در خبرنامه ي وبلاگ هاديان عصر نو :
1- با عضویت در خبرنامه ی این وبلاگ از مقالات و مطالب ارزنده ی آن بهره مند شوید.
2- اطلاع از به روز شدن وبلاگ و امكان بهره گيري از هزاران مطلب آموزنده ي آن.
3- آگاهی از اطلاعیه های فراخوان جشنواره ی کتاب.
4- آگاهی از اطلاعیه های ثبت نام دانشگاه ها.
5- آگاهی از اخبار و اطلاعات.


با شرکت در نظر سنجی ها می توانید ما را در اداره ی بهتر وبلاگ یاری رسانید.


آرشیو موضوعی وبلاگ حاوی مطالب بسیار غنی و کاملی از گذشته ها می باشد. با سر زدن به آن از اطلاعات ارزنده ی آن بهره مند شوید.

لینک های بسیار مفیدی در پیوند های وبلاگ موجود است. توجه به آن ها راهگشای بسیاری از مشکلات شما خواهد بود.

آخرين اخبار ايران و جهان و به صورت موضوع بندي شده به شكل لينك در بخش مختلف وبلاگ قابل استفاده مي باشد.


راه هاي ارتباطي با مدير وبلاگ :
1- گذاشتن نظر در بخش نظرات وبلاگ
2- استفاده از آدرس ايميل hadidoost_webs@yahoo.com
3- ارسال پيامك به شماره ي 09151236821
4- مکاتبه با این آدرس : مشهد - شهرک لشکر - فلاحی 2 - پلاک 28

استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر نام و آدرس هادیان عصر نو بدون اشکال می باشد.
در صورتي كه مطلبي توسط ما در وبلاگ قرار گرفته باشد و شما مایل به استفاده از آن باشید هم آدرس منبع اوليه و هم آدرس وبلاگ هاديان عصر نو ذكر شود.
همچنین مدیریت این وبلاگ هرگونه اطلاعاتی را که از منبع ديگري اقتباس نموده باشد ، با ذکر منبع بیان می نماید ، لذا مدیر مسؤولیتی در قبال آن مطالب نخواهد داشت.

مدیریت وبلاگ هادیان عصر نو

آرشيو
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
نويسندگان
علی چلوی - هادی
امین مهرکیش
علی عمادالدین
کد هاي جاوا

براي دريافت جديد ترين عکسها و فيلمها و همچنين جديد ترين موزيک ها اينجا عضو شويد :






Powered by WebGozar


منبع کدهای وبلاگ منبع کدهای وبلاگ

لوگوی یوونتوس لوگوی میلان منبع کدهای وبلاگ ابزار و کدهای رایگان برای وبلاگ ها


Javascripts


منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir رفتن به بالای صفحه

الکترون ( مقالات علمی - فنی - تخصصی - آموزشی )

 تهیه کننده : علي عمادالدين

موضوع : الکترون

 

الکتریسیته ساکن

 چکیده:

الکتریسیته ساکن می تواند بسیاری از پدیده های اطراف ما را توجیه کند. وقتی بار های الکتریکی روی سطح یک جسم جمع می شوند، آن جسم باردار می شود. اجسام با بارهای ناهمنام یک دیگر را جذب می کنند، اما اجسام با بارهای همنام یک دیگر را می رانند.  

 

چه چیز باعث شوک الکتریکی می شود؟

شما مدتی روی فرش راه رفته اید. به دستگیره ی در می رسید و ناگهان.... ویزززززز!

به شما شوک وارد می شود. یا در زمستان به خانه بر می گردید و کلاه پشمی تان را از سر بر می دارید و... پووووف! همه ی موهایتان در هوا راست می شوند. چه اتفاقی افتاده و چرا اغلب این اتفاق ها در زمستان می افتد؟ پاسخ الکتریسیته ساکن است. برای اینکه بدانیم الکتریسیته ساکن چیست، باید در مورد طبیعت ماده، قدری بیشتر بدانیم. به عبارتی باید به این پرسش پاسخ دهیم که "چیزهای اطراف ما از چه ساخته شده اند؟"

 

همه چیز از اتم ساخته شده است.

 

 

 

یک حلقه از طلای خالص را مجسم کنید. آن را در ذهن خود به دو قسمت تقسیم کنید و نیمی از آن را کنار بگذارید. این کار را همین طور ادامه دهید و ادامه دهید. به زودی قطعه بسیار کوچکی خواهید داشت که برای دیدنش نیاز به میکروسکوپ دارید. این قطعه ممکن است بسیار بسیار بسیار کوچک باشد اما هنوز یک قطعه از طلاست. اگر بتوانید عمل تقسیم کردن به ذرات کوچکتر و کوچکتر را ادامه دهید، در نهایت به کوچکترین ذره ممکن از طلا می رسید که "اتم" نام دارد. اگر اتم را به ذره های کوچکتر تقسیم کنید، ذره های حاصل شده دیگر از جنس طلا نخواهند بود.

 

 

 

 

همه چیز در اطراف ما از اتم تشکیل شده است. دانشمندان تا امروز تنها 115 نوع اتم مختلف کشف کرده اند. هرچه در اطراف ماست از ترکیبات مختلف این اتم ها ساخته شده است.

 

اجزای اتم

پس اتم ها از چه چیز ساخته شده اند؟ در مرکز هر اتمی "هسته" قرار دارد. هسته شامل دو نوع ذره ی متفاوت است که "پروتون" و "نوترون" نامیده می شوند. ذرات کوچک دیگری به نام الکترون به دور هسته می چرخند.

تعداد الکترون ها، پروتون ها و نوترون های 115 نوع اتمِ شناخته شده با هم متفاوت است و به همین خاطر هر نوع اتم را می توان در میان اتم های دیگر شناسایی کرد.

داخل هر اتم را می توان به منظومه شمسی تشبیه کرد. هسته اتم در مرکز قرار دارد، مانند خورشید که در مرکز منظومه شمسی است و الکترونها مانند سیاره ها به دور مرکز (هسته ی اتم) در گردش هستند. درست مانند منظومه ی شمسی، هسته ی اتم نسبت به الکترونها بسیار بزرگ است. داخل اتم به طور عمده فضای خالی است و الکترونها فاصله بسیار زیادی از هسته دارند. (البته توجه کنید که تمام اندازه ها نسبت به ابعاد هسته و اتم سنجیده می شود.)

تصویری که از اتم تا به اینجا ساختیم خیلی دقیق نیست، با این حال می توانیم از آن استفاده کنیم تا درباره الکتریسیته ساکن بیشتر بدانیم.

 

بارهای الکتریکی

پروتون، نوترون و الکترون با هم تفاوت زیادی دارند و هر کدام خواص و ویژگی های خاص خودشان را دارند. یکی از این ویژگی ها، "بار الکتریکی" است. پروتون ها خاصیتی دارند که ما به آن "بار مثبت" (+) می گوییم و الکترون ها "بار منفی" (-) دارند. نوترون ها بار الکتریکی ندارند و به اصطلاح خنثی هستند.

مقدار بار یک پروتون درست به اندازه ی بار الکترون است و تنها علامت بارها با هم متفاوت است. پس اگر در یک اتم تعداد پروتون ها با تعداد الکترون ها برابر باشد، آن اتم هیچ بار خالصی ندارد و خنثی است.

 

الکترون ها می توانند حرکت کنند.

پروتون ها و نوترون ها در هسته ی اتم به هم فشرده اند. معمولاً هسته اتم ثابت است و جابجا نمی شود اما برخی از الکترون های اتم که از هسته دورند می توانند از مدار خودشان خارج شوند. مثلاً می توانند از یک اتم به اتم دیگر بروند. اتمی که الکترون هایش را از دست داده، بار مثبت اش (تعداد پروتون هایش) از بار منفی اش (تعداد الکترون هایش) بیشتر است. پس کل اتم بار مثبت دارد. برعکس اتمی که الکترون به دست آورده، بار منفی اش بیشتر از بار مثبت اش است. این اتم بار منفی دارد. اتمی که بار دارد، (چه بار مثبت و چه بار منفی)، "یون" نامیده می شود.

در بعضی از مواد، اتم ها الکترون ها را محکم نگه می دارند و اجازه جدا شدن به آنها نمی دهند. این مواد "نارسانا" نام دارند. پلاستیک، شیشه، پارچه و هوای خشک، نارسانا های خوبی هستند.

برعکس، در بعضی از مواد، اتم ها به الکترون ها اجازه ورود و خروج می دهند. در این مواد الکترون ها مدام در حرکتند. به این مواد "رسانا" می گوییم. اغلب فلزات رساناهای خوبی هستند.

چطور می توانیم الکترون ها را از جایی به جایی منتقل کنیم؟ یک راه متداول برای این کار این است که دو جسم را به هم مالش بدهیم. اگر آنها از جنس های متفاوت و هر دو عایق باشند، الکترونها از یک جسم به جسم دیگر منتقل می شوند. هر چقدر دو جسم را بیشتر به هم بساییم، بار الکتریکی بیشتری از یکی به دیگری منتقل می شود و در آن تجمع می کند. (دانشمندان معتقدند که مالش و یا اصطکاک نیست که باعث انتقال الکترون ها از جسمی به جسم دیگر می شود. بلکه به سادگی این تماس دو ماده ی متفاوت است که باعث انتقال الکترون می شود. با سائیدن دو ماده، سطح تماس آنها با هم افزایش پیدا می کند و این کار جابجایی الکترونها را راحت تر می کند.)

الکتریسیته ساکن، مساوی نبودن بارهای مثبت و منفی در یک جسم است.

 

جاذبه بارهای مخالف

حالا خواهیم دید که بارهای مثبت و منفی رفتارهای جالبی از خودشان نشان می دهند. آیا تا به حال شنیده اید که "آدمها با خصوصیات اخلاقی مخالف، همدیگر را جذب می کنند."؟ در مورد یون ها این موضوع حقیقت دارد. دو جسم با بارهای مخالف (یک جسم با بار مثبت و دیگری با بار منفی) همدیگر را جذب می کنند. یعنی به سمت هم کشیده می شوند. برعکس، دو جسم با بارهای همنام (دو جسم با بار مثبت و یا دو جسم با بار منفی) همدیگر را دفع می کنند، یعنی از هم دور می شوند.

 

بار های مخالف همدیگر را جذب می کنند.

بار های مشابه همدیگر را دفع می کنند.

 

یک جسم باردار حتی می تواند اجسام خنثی را هم جذب کند. تا به حال درباره اینکه چگونه یک بادکنک به دیوار می چسبد، فکر کرده اید؟ اگر بادکنکی را با ساییدن به موهای خود باردار کنید، الکترون اضافه به دست می آورد و بار منفی خواهد داشت. نزدیک کردن بادکنک باردار به یک جسم خنثی (مثل دیوار) باعث حرکت الکترون های آن جسم می شود. اگر جسم خنثی رسانا باشد، الکترون های زیادی به راحتی به سمت دیگر آن حرکت می کنند و تا جای ممکن از بادکنک (که بار منفی دارد) دور می شوند. اما اگر جسم خنثی نارسانا باشد، الکترونها در اتم ها و مولکول ها کمی خود را به سمت دیگر جابجا می کنند و تا جایی که اتم اجازه می دهد، از بادکنک دور می شوند. در هر دو صورت (جسم خنثی رسانا باشد یا نارسانا) بارهای مثبت در مجاورت بادکنک بیشتر از بارهای منفی است. می دانیم که بارهای مخالف همدیگر را جذب می کنند. پس بادکنک باردار به جسم خنثی (مثلاً دیوار) می چسبد. (و تا وقتی که الکترونهای روی بادکنک به دیوار یا هوا منتقل نشده اند و بادکنک هنوز باردار است، به دیوار چسبیده می ماند.) اجسام خنثی و اجسام با بار مثبت هم به همین طریق همدیگر را جذب می کنند. آیا می توانید آن را به همین شیوه توضیح دهید؟

و حالا ببینیم که این اطلاعات چه ارتباطی با جرقه بین دست ما و دستگیره در دارد و چطور راست شدن موهای ما را هنگام برداشتن کلاه پشمی توضیح می دهد.

پاسخ این است که هنگامی که روی فرش راه می روید، الکترونها از فرش به بدن شما منتقل می شوند. حالا شما بار الکتریکی اضافه در خود جمع کرده اید. دستگیره در را لمس می کنید و ... ویز! دستگیره در یک رسانا است. الکترونهای اضافی بدن شما به راحتی به آن منتقل می شوند و این انتقال الکترونها باعث ایجاد جرقه بین دست شما و دستگره در می شود.

وقتی کلاه پشمی را از سرتان بر می دارید، کلاه به موهای سرتان مالیده می شود. الکترونها از موهای شما به کلاه منتقل می شود. حالا هر تار موی شما بار مثبت دارد. به یاد بیاورید که اشیاء با بارهای همنام همدیگر را دفع می کنند. بنابراین موها تلاش می کنند تا جای ممکن از هم دور شوند. پس راست می ایستند. در این حالت بیشترین فاصله را از هم پیدا می کنند.

ما اکثراً در زمستان با پدیده هایی که به الکتریسیته ی ساکن مربوط می شوند روبرو می شویم. زیرا در تابستان هوا بسیار مرطوب تر از زمستان است. از آن جایی که آب رسانا است، رطوبت موجود در هوا کمک می کند تا اجسام باردار سریع تر بار خود را تخلیه کنند (به هوا منتقل کنند) و در نتیجه بار الکتریکی زیادی در آنها تجمع نمی کند.

 

سری تریبو الکتریک

وقتی دو ماده مختلف را به هم می ساییم، کدام یک بار مثبت پیدا می کند و کدام یک بار منفی؟ دانشمندان با توجه به توانایی مواد در از دست دادن یا به دست آوردن الکترون، آنها را رده بندی کرده اند. این رده بندی را "سری تریبو الکتریک" می نامند. فهرست کوچکی از مواد در دسترس در زیر آورده شده اند. در شرایط آرمانی اگر دو ماده به هم ساییده شوند، ماده ای که در لیست، در مکان بالاتری قرار دارد، الکترون از دست می دهد و بار مثبت پیدا می کند. می توانید با مواد زیر این موضوع را آزمایش کنید:

 

دست شما

لیوان (شیشه)

موی شما

نایلون

پشم

خز

ابریشم

کاغذ

کتان (پارچه ی نخی)

پاک کن سفت

پلی استر

 

قانون پایستگی بار

وقتی ما چیزی را با الکتریسیته ساکن باردار کنیم، هیچ الکترونی "تولید نمی شود" و یا "از بین نمی رود". همین طور پروتون جدیدی به وجود نمی آید و ناپدید نمی شود. در عمل باردار کردن اجسام، تنها الکترونها از مکانی به مکان دیگر حرکت می کنند و منتقل می شوند. بار الکتریکی خالص، در کل ثابت می ماند. به این موضوع "قانون پایستگی بار الکتریکی" می گویند.

 

قانون کولن

اجسام باردار در اطراف خود یک میدان نیروی الکتریکی نامرئی ایجاد می کنند. شدت این نیرو بستگی به مسایل زیادی دارد مثلاً اندازه بار دو جسم باردار یا فاصله دو جسم و یا شکل اجسام باردار. این باعث پیچیده شدن موضوع می شود. برای ساده کردن شرایط می توانیم فرض کنیم که به جای "اجسام باردار" ، "نقاط باردار" داریم. یعنی ابعاد جسم بارداری که در نظر می گیریم، خیلی خیلی کوچکتر از فاصله بین آنها باشد. به طوری که هر جسم برای جسم دیگر تقریباً مثل یک نقطه باردار عمل کند.

اولین بار "چارلز کولن" در دهه ی 1780 میلادی، نیروی الکتریکی را توصیف کرد. او پی برد که نیروی الکتریکی بین دو جسم باردار و نقطه ای، رابطه  مستقیم با ضرب بارهایشان دارد. یعنی  که q1 و q2 اندازه بارهای نقطه ای هستند. هر چقدر بارهای نقطه ای بیشتر باشند، نیروی الکتریکی بینشان هم بزرگتر است. از طرف دیگر این نیرو با مجذور فاصله بارهای نقطه ای نسبت عکس دارد. یعنی  که d فاصله ی بین بارهای نقطه ای است. هر چقدر فاصله ی بارها بیشتر باشد، نیروی الکتریکی بین آنها ضعیف تر است.

به طورکلی می توان نوشت . در این رابطه k ضریب تناسب است و اندازه آن به ماده ای بستگی دارد که دو بار را از هم جدا می کند.

با دو برابر شدن فاصله، نیروی الکتریکی،  4/1 نیروی اولیه می شود.

با دو برابر شدن هر یک از بارها، نیروی الکتریکی، 4 برابر نیروی اولیه می شود.

 

 

 

سیر تحولی و رشد

در نظریه‌های دالتون و و نظریه‌های یونانیان ، اتمها کوچکترین اجزای ممکن ماده بودند. اما در اواخر سده نوزدهم کم کم معلوم شد که اتم خود از ذراتی کوچکتر ترکیب یافته است. این تغییر دیدگاه ، نتیجه آزمایشهایی بود که با الکتریسیته به عمل آمد. در 1807 - 1808 شیمیدان انگلیسی همفری دیوی با تجزیه مواد مرکب توسط الکتریسیته ، پنج عنصر پتاسیم ، سدیم ، کلسیم ، استرونسیم و باریم را کشف کرد و دیوی با این کار به این نتیجه رسید که عناصر با جاذبه‌هایی که ماهیتا الکتریکی هستند بهم وصل می‌شوند.

در سال 1833 - 1832 مایکل فارادی مجموعه آزمایشهای مهمی در زمینه برقکافت شیمیایی انجام داد. در فرآیند برقکافت ، مواد مرکب بوسیله الکتریسیته تجزیه می‌شوند. فارادی رابطه بین مقدار الکتریسیته مصرف شده و مقدار ماده مرکب تجزیه شده را بررسی کرد و فرمول قوانین برقکافت را بدست آورد. بر مبنای کار فارادی ، جرج جانستون استونی در سال 1874 به طرح این مسأله پرداخت که: واحدهای بار الکتریکی با اتمها پیوستگی دارند. او در سال 1891 این واحد را الکترون نامید
.

در سالهای پایانی سده نوزدهم میلادی بیشتر فیزیکدانان به این باور رسیدند که الکتریسته به دو صورت ظاهر می‌شود: یکی به صورت الکترون با جرم 9.109534X10-31 کیلو گرم و بار منفی 1.602X10-19 کولن و دیگری به صورت پروتون با جرم 1.672623X10-27 کیلو گرم و بار 1.602177X-19 اعتقاد بر این بود که اتمها (و در نتیجه مولکولها) از ترکیب الکترونها و پروتونها شکل می‌گیرد. در اوایل دهه 1930 معلوم شد که همه اتمها (بجز هیدروژن) از پروتونهای مثبت و نوترونهای خنثی و با جرم 1.675X10-27 و بدون بار الکتریکی مثبت تشکیل می‌شود. همچنینی کشف شد که الکترون مثبت (یا پوزیترون) نیز با جرمی برابر با جرم الکترون و باری برابر با بار الکترون ولی با علامت مثبت (دست کم به صورت لحظه‌ای) وجود دارد
.


 

ساختار اتم الکترونی

چنانچه گفته شد اتمها از ترکیب الکترونها و پروتونها شکل گرفته‌اند و هسته اتمها نیز از پروتونهای مثبت و نوترونهای خنثی تشکیل شده است. به این ترتیب ، اتم خنثی هسته‌ای با بار مثبت دارد که با الکترونهای (منفی) احاطه شده است. اندازه هسته در هر اتم از مرتبه حدود 10/1 اندازه‌ اتم است. بقیه حجم اتم را الکترونهای مداری در اشغال خود دارند.

انتقال الکترونها

در رسانای الکتریسته (که معمولا از جنس فلزند) ، مسیرهایی برای انتقال سریع الکترونها وجود دارد. یونها (اتمها و مولکولهای با بار الکتریکی مثبت یا منفی در محلولها) نیز می‌توانند رساننده الکتریسته باشند. الکتریسته می‌تواند در هوا یا گازهای دیگر نیز منتقل شود، این انتقال یا به صورت جرقه‌ای است که چشمه‌ای با ولتاژ زیاد (چند هزار ولت به ازای هر سانتیمتر فاصله) آن را در فشار جو بوجود می‌آورد. و یا در فشار کم نظیر آنچه در لامپهای نئونی روی می‌دهد به صورت تخلیه الکتریکی است.

گسیل الکترون

فلزات داغ الکترونهای فراوانی گسیل می‌کنند که آنها را می‌توان در خلأ خوب به صورت پرتوهای کاتدی شتاب داد. این پرتوهای تولید شده در لامپ کاتدی را می‌توان به کمک میدانهای الکتریکی و مغناطیسی فلوئورتاب کانونی کرد. لامپهایی که بر این اساس کار می‌کنند در میکروسکوپهای الکترونی ، صفحه‌های نمایشی رایانه‌ها و همچنین در تلویزیونها کاربرد دارد.

بر اثر کوششهایی که برای عبور جریان برق در خلا به عمل آمد ، یولیوس پلوکر در 1859 پرتوهای کاتدی را کشف کرد. موضوع از این قرار بود که دو الکترود در یک لوله شیشه‌ای وارد کردند و پس از مسدود کردن لوله ، هوای آنرا تقریبا بطور کامل بیرون کشیدند. وقتی یک ولتاژ زیاد بین دو الکترود برقرار گردید، از الکترود منفی که کاتد نامیده می‌شود پرتوهایی گسیل یافت. این پرتوها بار منفی دارند، بر خط راست سیر می‌کنند و بر دیواره مقابل کاتد موجب تلألو می‌شوند. لامپهای تصویری که در صفحه تلویزیون و صفحه نمایشهای کامپیوتری بکار می‌روند. لوله‌های پرتو کاتدی جدیدی هستند، در این لامپها پرتوها بر صفحه‌ای متمرکز می‌شوند. این صفحه با موادی پوشیده شده‌ که هنگام برخورد با تابش پرتوها درخشش ایجاد می‌کنند.


در اواخر سده نوزدهم ، پرتوهای کاتدی بطور وسیعی مورد بررسی قرار گرفت. آزمایشهای متعدد دانشمندان به این نتیجه انجامید که پرتوهای مذکور جریانی از ذرات بار دار منفی است که حرکتی سریع دارند. این ذرات همانطور که استونی پیشنهاد کرده بود الکترون نامیده شد. این الکترونها که از فلز کاتد ناشی می‌شوند همواره یکسانند و به جنس فلز بستگی ندارند. چون بارهای ناهمنام یکدیگر را جذب می کنند، جریان الکترونهایی که پرتوی کاتدی را بوجود می‌آورند هرگاه از میان دو صفحه با بارهای مخالف بگذرند به طرف صفحه‌ای که بار مثبت دارد کشیده می‌شوند. بنابراین پرتوهای کاتدی در یک میدان الکتریکی از مسیر عادی مستقیم خود منحرف می‌شوند. درجه این اختلاف به دو عامل بستگی دارد:

 

  1. انحراف بطور مستقیم با اندازه بار ذره تغییر می‌کند. ذره‌ای که بار بیشتری دارد بیشتر از ذره‌ای که بار کمتری دارد منحرف می‌شود.
  2. انحراف بطور معکوس با جرم ذره تغییر می‌کند. ذره‌ای با جرم بزرگتر کمتر از ذره‌ای با جرم کوچکتر منحرف می‌شود.

انواع الکترونها

الکترون آزاد

الکترونی که از اتم جدا شده و به آن بستگی ندارد. الکترونهای بیرونی‌ترین لایه‌های اتمهای فلزات بستگی کمتری نسبت به اتمهای خود دارند و با گرفتن انرژی کوچکی از این اتمها کنده می‌شوند و به شکل توده‌ای از ابر یا گاز ، شبکه‌های اتمی فلزات را در بر می‌گیرند. هنگامی که الکترونهای آزاد در میدان الکتریکی قرار گیرند، جریان الکتریکی بوجود می‌آید.

الکترون اوژه

الکترون اوژه نوعی الکترون آزاد است که از اتم یا یون گسیل می‌شود. الکترون اوژه از بازآرایی الکترونهای مقید از اتم یا یون اولیه سرچشمه می‌گیرد. این بازآیی از واکنش الکترون - الکترون که مولد نیروی دافعه است و می‌تواند بر نیروی جاذبه ناشی از برهمکنش الکترون - هسته فایق آید، صورت می‌گیرد. با آن همه بازآیی یاد شده تنها هنگامی می‌تواند رخ دهد که حداقل جای یک الکترون در تراز انرژی معین اتم یا یون اولیه خاصی باشد و در تراز با انرژی بیشتر از انرژی تهی جا حداقل دو الکترون وجود داشته باشد، یکی از الکترونهای تراز بالاتر به تراز دارای تهی جا سقوط می‌کند و الکترون دیگر به صورت الکترون آزاد از اتم خارج می‌شود.

الکترون ظرفیت یا الکترون والانس

هر یک از الکترونهای لایه خارجی اتم که در ایجاد پیوندهای شیمیایی شرکت می‌کنند.

الکترون رسانش

اتمهای هر فلزی با پیوندهای کووالانسی که راستای کاملا مشخص ندارند و میان چندین اتم پخش شده‌اند، به همدیگر مقید هستند. بنابراین الکترونهایی که قیدشان در ضعیفترین حد است (الکترون ظرفیت) می‌توانند در سراسر فلز حرکت کنند. این الکترونهای متحرک که الکترون رسانش نامیده می‌شود در خواص الکترونی و انتقال گرما در فلزها دخالت دارد.

  • مدل گاز آزاد فرمی: برای فلزهای ساده مانند (pb , TI , In , GA , Al , Ba , Sr, Ca , Mg , Be , Rb , Cs , Ka , Na , Li) سهم الکترون رسانش در رسانندگی گازی از فرمیونها بدون برهمکنش و با چشم پوشی از انرژی پتانسیل ناشی از بخش مرکزی یونها ، می‌توان محاسبه کرد. در این مدل ، انرژی مجاز الکترونهای رسانشی پیوسته‌اند و در انرژی فرمی εf با یک سطح کروی فردی روبرو هستیم.
  • خواص الکترونی: وقتی یک میدان الکتریکی خارجی به فلز اعمال می‌شود الکترونهای رسانش شروع به شتاب گرفتن می‌کنند. اما برخورد این الکترونها با ناخالصیها به فوتونها ، ناکاملیهای شبکه ، حرکتشان را کند می‌کند، این فرآیند منجر به حالتی مانا می‌شوند که در آن سرعت سوق برای الکترون رسانش عبارت است از: v = -eET/m

که در آن e بار الکترون ، E میدان الکتریکی ، T زمان میانگین بین برخورد (یا زمان واهلش) و m جرم الکترون است.

 

  • سرعت سوق الکترون: میانگین سرعتی که با آن الکترونها یا یونها ، بر اثر میدان الکتریکی در ماده‌ای رسانا یا نیم رسانا جابجا می‌شوند. نیم رساناهای خالص و آلاییده دارای حاملهای (الکترونها و حفره‌های رسانش) آزادی هستند که تحت تأثیر میدان الکتریکی ممکن است در داخل جسم جابجا شوند. تعداد الکترونها و حفره‌ها به جنس نیم رسانا و میزان و نوع آلایش و دمای آن بستگی دارد. اما در هر نیم رسانای قابل استفاده این تعداد معمولا بین 1022 تا 1026 الکترون یا حفره در هر متر مکعب است. در غیاب میدان الکتریکی این حاملها در جهت کاتوره‌ای در جسم حرکت می‌کنند و بنابراین جریان الکتریکی خالص بوجود نمی‌آورند.

  • هر گاه میدان الکتریکی برقرار شود، بر حاملها نیروی الکتریکی وارد می‌شود و در جهت نیرو به آنها شتاب داده می‌شود، که این امر به ایجاد جریان الکتریکی می‌انجامد. اما حاملها با اتمها و نقص بلور ، مانند ناخالصیها و دررفتگیها نیز برهمکنش و برخورد نیز دارند و این برخوردها سبب میشوند سرعت الکترون کاتوره‌ای شود. به این ترتیب الکترونها و حفره‌ها در جهت نیروی الکتریکی دارای سرعت متوسطی هستند. و این سرعت متوسط یا سرعت سوق با توازن بین نیروی الکتریکی در زمان T فاصله زمانی میانگین بین برخوردها مشخص می‌شود.

  • سرعت برخورد برابر است با Vp = eTE/m که در آن ، E میدان الکتریکی اعمال شده بر حسب ولتمتر را ، e بار الکترون و *m جرم مؤثر حامل است.

اسپین الکترون

اسپین یکی از ویژگیهای درونی ذرات است. اسپین خاصیتی است که به غیر صفر بودن تکانه زاویه‌ای ذره ساکن مربوط می‌شود، اینکه الکترونها دارای اسپین هستند از اهمیت خاصی برخوردار است. اسپین الکترون در شیمی و در جنبه‌هایی از رفتار ماده معمولی ، بویژه در پدیده‌های مغناطیسی نقش اساسی ایفا می‌کند. الکترون حامل اسپین 2/1 هسته و این بدان معنی است که برای الکترون ساکن اندازه گیری تکانه زاویهای نسبت به یک محور مفروض به یکی از دو نتیجه ممکن ħ/2 ± می‌انجامد ħ = h/2π ثابت کاهیده پلانک است.


اسپین الکترون دو پیامد نیزدیکی دارد: یکی اینکه الکترونها را به صورت آهنربایی میکروسکوپیکی در می‌آورد، که هم میدان مغناطیسی تولید می‌کنند و هم در برابر میدان مغناطیسی واکنش نشان می‌دهند. دیگر اینکه یک درجه آزادی داخلی نمی‌توانند حالت کوانتمی یکسان داشته باشند و این خاصیتی است به فرمیون بودن الکترونها مربوط می‌شود.

پراش الکترون

فیزیک کلاسیک ، الکترونها را ذراتی در نظر می‌گیرد با جرم و بار معین ، برهمکنش الکترون با میدانهای الکتریکی و مغناطیسی را می‌توان بر حسب حرکت ذره توضیح داد. آزمایشهای اولیه با لامپ پرتوی کاتودی که باریکه الکترون را فراهم می‌آورد، نشان داد که اجسام کوچکی که در لامپ قرار داده شوند روی پرده فسفری سایه واضح می‌اندازند. این آزمایش با تصویر کلاسیکی الکترون به صورت ذره کاملا سازگار است.


طول موج دوبروی الکترونی با انرژی 10000v یعنی الکترونی که با پتانسیل 1000v شتاب گرفته باشد، برابر 4X10 متر است. چون این مقدار بسیار کوچکتر از اندازه جسم است، اثر پراش بسیار کوچکتر از آن است که دیده شود. بلافاصله بعد از اینکه دوبروی اظهار نظر کرد که ماده باید خواص موجی از خود نشان دهد، والتر الساسر اعلام کرد که پراش الکترونها باید در سطح بلور قابل مشاهده باشد.

 

 

زمان در مدار الكترون

 

كساني كه فكر مي كنند «نانو» نمادي از كوچك ترين هاست بايد در عقايد خود تجديدنظر كنند. نانوي هر كميتي يك ميلياردم همان كميت است. اما اخيراً دو موضوع جديد پژوهشي به اندازه گيري كميت ها در حد آتو (يك ميلياردم نانو) اختصاص يافته است.


فرانس كراوس (
F.Krausz) از دانشگاه فناوري وين و همكارانش به اندازه گيري زمان در حد آتوثانيه روي آوردند. اين پژوهشگران اخيراً مقاله اي در مجله نيچر (Nature) به چاپ رسانده اند و در آن به تشريح نحوه اندازه گيري كوتاه ترين فاصله زماني ثبت شده كه فقط 100 آتوثانيه است، پرداختند.

در عين حال، هارولد كرايگهيد (
H.Craighead) و همكارانش در دانشگاه كورنل واقع در آن سوي اقيانوس اطلس مجموعه اي از ترازوها را ابداع كردند كه نسبت به كسري از يك نانو ثانيه نيز حساس است. نتيجه فعاليت اين پژوهشگران در شماره آينده نشريه اپلايد فيزيكس (Applied Physics
) منتشر مي شود. دستاوردهاي دكتر كراوس محصول فرعي بررسي هاي او در مورد اربيتال هاي الكتروني موجود در اطراف هسته هاي اتمي است.

تئوري هاي كوانتومي پيشگويي هاي دقيقي در مورد انرژي اين اربيتال هاي اتمي انجام مي دهد و دكتر كراوس سرگرم بازنگري در مورد صحت اين پيشگويي ها است و در نتيجه اين پژوهش ها مشخص شد كه پيشگويي ها صحت دارد.


وي براي اندازه گيري انرژي اين اربيتال ها از دو پالس نورليزر متوالي كه طول عمر هر كدام 250 آتوثانيه بود، استفاده كرد. اولين پالس نور كه به اربيتال ها برخورد كرد، باعث شد كه الكترون ها از اربيتال جدا شود. پالس دوم نور اين الكترون هاي جدا شده را متفرق ساخت.

پديده تفرق باعث شد كه اندازه حركت الكترون هاي تفرق يافته تغيير كند كه اين تغيير در اندازه حركت به اربيتال الكتروني اوليه مربوط مي شود. اندازه حركت (
momentum) به صورت حاصلضرب جرم در سرعت تعريف مي شود، اما از آنجايي كه تمام الكترون ها جرم برابر دارند، اندازه گيري سرعت حركت الكترون ها كفايت مي كند.


هر چند فقط اندازه گيري سرعت الكترون ها براي محاسبه انرژي كافي است، اما همين اندازه گيري سرعت نيز بسيار دشوار است. وي براي انجام اين اندازه گيري ها زمان رسيدن الكترون هاي مختلف را با استفاده از ابزاري كه آشكارساز صفحه اي چند كاناله (
multi channel plate detector) ناميده مي شود، استفاده كرد. براي اجتناب از ثبت دو الكترون به جاي يكي، لازم بود كه با دقت هر چه تمام تر الكترون ها جدا از يكديگر آشكارسازي شوند. در اين مورد به خصوص «با دقت هر چه تمام تر» به معني اندازه گيري در مقياس 100 آتوثانيه است و اين گفته به آن معني اصل عدم قطعيت هايزنبرگ محدوديت هاي فراواني ايجاد مي كند (اصل عدم قطعيت هايزنبرگ مي گويد دقت در اندازه گيري زمان توسط دقت اندازه گيري انرژي محدود مي شود.)ووي مي تواند با اندازه گيري دقيق پالس هاي تفوق يافته به هدف خود يعني اندازه گيري زمان در محدوده اصل عدم قطعيت دست يابد.دكتر كريكهيد و همكارانش اهداف عيني تري در سر داشتند كه البته انجام آن نيز بسيار دشوار است: تشخيص ويروس ها با توزين آنها. انواع مختلف ويروس ها وزن هاي متفاوتي دارند، اما وزن يك نوع ويژه از ويروس ها با هم برابر است.


دكتر كريكهيد ترازو هاي دقيق خود را از بلور هاي سيليسيم ساخته است. آنان با استفاده از پرتو هاي الكتروني بلور ها را به گونه اي تراش دادند كه زائده اي از سطح بلور بيرون بيايد (چاقويي را در نظر بگيريد كه تيغه آن در سطح چوب فرو رفته باشد.) جسمي را در انتهاي اين زائده قرار دهيد. مشاهده مي كنيد كه زائده خم مي شود.


در اين حالت زائده به ارتعاش درمي آيد كه فركانس ارتعاش آن به وزن جسمي كه به آن متصل شده است بستگي دارد. گروه كريكهيد فركانس ارتعاش ها را اندازه گيري كرد. البته در اين آزمايش ها دكتر كريكهيد به جاي اندازه گيري وزن ويروس هاي واقعي، وزن ذره هاي كوچكي از طلا را اندازه گيري كرد. كوچك ترين اين ذرات حدود 39/0 آتوگرم وزن داشت كه تقريباً برابر با وزن ده هزار اتم است. اين سطح از حساسيت براي تشخيص ويروس ها كافي است، اما دكتر كريكهيد اندازه گيري ها را در اين سطح متوقف نكرده است. وي انتظار دارد با اصلاح بيشتر اين سيستم اندازه گيري، بتواند يك زپتو گرم را كه برابر است با يك هزارم آتوگرم اندازه گيري كند. به نظر مي رسد دانش بشري از نانوتكنولوژي نيز فراتر رفته و دوره زپتو تكنولوژي فرارسيده است. 

 

پایان

مدیریت وبلاگ هادیان عصر نو از آقای علی عمادالدین بابت این پژوهش تشکر می نماید.


+ نگاشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 3:8 توسط علی چلوی - هادی |
میلاد نور مبارک ( پیام های تبریک و تسلیت )

گفتم خدا مرا مرادی بفرست

طوفان زده ام راه نجاتی بفرست

فرمود که با زمزمه ی یا مهدی

نذر گل نرگس صلواتی بفرست

 

میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود ( عج ) بر همه ی مسلمانان و حق جویان عالم بشریت مبارک باد.

التماس دعا

مدیریت وبلاگ هادیان عصر نو


+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:44 توسط علی چلوی - هادی |
نقش تبریز در مقابل قشون‎های عثمانی در جنگ جهانی اول - قسمت دوم ( مطالب تاریخی ( تاریخ ایران - جهان و اسلام ) )

اما این حرف‎ها به گوش كسی نمی‎رفت. مردم می‎گفتند، اگر واقعا در تبریز امنیت برقرار است، چرا بانك روس از تبریز رفته و تا بحال هم برنگشته؟36

در همین روزها كنسول روس، كه گویا روزنامه‎های تهران را از عوامل ایجاد تشنج در شهر می‎دانسته، از نایب‎الایاله آذربایجان خواستار جلوگیری از ارسال آنها به تبریز می‎شود:

”... از قراری كه به جنرال قونسولگری معین شده، پاره اوراق مضره و جراید فاسده از طهران بوسیله پست به تبریز می‎رسد كه مندرجات آنها مخل آسایش حالیه و برخلاف امنیت حاضره است. بنابراین لازم است اطلاع داده و با نهایت توقیر و احترام خواهشمندم قدغن فرمائید به ریاست پستخانه اخطار شود سریعا اقدامات لازمه از طرف پستخانه در سد انتشار این قبیل جراید مضره وارده از طهران بعمل آمده و من بعد هرگاه بوسیله پستخانه وارد شود، اعاده دهند، والا در صورت تأخیر در اجرای این ترتیب، نظامیان روس پستخانه را توقیف خواهند كرد...“37

به‎هنگام نزدیك شدن قوای عثمانی به تبریز، سربازان روسی باقی مانده در شهر، از بیم به محاصره درآمدن و برای پرهیز از درگیری با آنها، به علت نداشتن پشتیبانی، شهر را ترك كردند. كسروی كه در آن روزها در تبریز حضور داشته، احوال شهر و ساكنان آن را چنین توصیف كرده است:

”شهر، حال بس شگفتی داشت و پس از پنج سال اندوه و خواری نخستین بار بود كه یك شور و شادی در مردم دیده می‎شد. سپاه روس و بیرون رفتن از تبریز چیزی بود كه‎هیچگاه گمان نرفتی، و چون در این هنگام مجاهدان تبریز و دسته‎های كرد و عثمانی از مراغه بیرون آمده و آهنگ شهر كرده بودند و مردم آن را شنیده و گریختن روسیان را از رهگذر آن می‎شماردند و از انگیزه درست آگاهی در میان نبود از اینرو روسیان را برای همیشه رفته می‎پنداشتند و گمان بازگشت نمی‎بردند، و همچون كسانی كه از زندان بیرون آمده باشند، بهمدیگر مژده داده، شادمانی می‎نمودند.38

گروه‎هایی از مردم تبریز در سردرود از عثمانیان و كردان پیشواز كردند و قوای مورد بحث به فرماندهی احمد مختار شمخال و به همراهی عده‎ای از ایرانیان و از آن جمله میرزاآقا بلوری و حسین آقا فشنگچی در روز 9 ژانویه (20 دی / 22 صفر) وارد شهر شدند و در اینجا نیز مورد استقبال قرار گرفتند.

پس از وارد شدن قوای ترك و كرد آشكار می‎شود كه تعداد آنها چندان زیاد نبوده و از ”آن توده اندك را نمی‎شد بعنوان یك نیروی جنگی حساب كرد.“39 و به گزارش سفارت انگلیس به وزارت خارجه متبوعه خود تعداد افراد قشون عثمانی بیش از 600 نفر نبوده است.40 لیتن، كه با آمدن قوای عثمانی از كنسولگری ایالات متحده بیرون آمده، كنسولگری آلمان را بازگشوده بود، نقش آذربایجانیان را در بزرگ نمایاندن لشكر عثمانی عازم تبریز و واداشتن روسیان به ترك و تخلیه شهر چنین ارزیابی كند:

”تمام سكنه آن ایالت، با آن نفرت شدید خود از روس‎ها، همگی با هم همدست شده بودند كه‎هر یك بسهم خود به اجرای آن بلوف بزرگ كمك كنند... آن اغراق گویی‎ها در مورد تعداد نیرویی كه در حال پیش آمدن بود، همه و همه در جهت اجرای هدفی مشترك بود كه روس‎ها را به اشتباه اندازند، آنان را بترسانند و از شهر بیرون كنند. آیا نباید ملتی را كه چنان كاری را توانست انجام دهد، مورد تحسین قرار دارد؟“41

فرمانده نیروی اعزامی در نخستین روزهای ورود به شهر با انتشار اعلان‎هایی به زبان‎های فارسی و تركی تأثیر خوبی بر افكار عمومی می‎گذارد. او ضمن به رسمیت شناختن استقلال و تمامیت ارضی ایران، خطاب به مردم اعلام میدارد كه كسانی را كه به بهانه اخذ مداخل برای مردم شهر ایجاد مزاحمت می‎كنند، به وی معرفی كنند تا به مجازات عمل خود برسند. ابراهیم فوزی‎بیك كه در مقام فرماندهی بقیه داوطلبان ترك و كرد، چند روز بعد وارد تبریز می‎شود، اعلام می‎دارد كه: ”تركها برای غارت به تبریز نیامده‎اند، بلكه هدف آنان تنها و تنها تصفیه آن ایالت از روس‎ها و خدمت به اسلام است.“ در همان اعلامیه تذكر داده شده بود كه ”برخی دكانها و مغازه‎ها دارای تابلوی روسی هستند، پاره‎ای از اسامی روسی است، كه به اوف ختم میشوند، چون آذربایجان یك سرزمین اسلامی است، این را نمیتوان اجازه داد و لذا تمام خط‎های روسی حتی با زور و فشار هم كه شده باشد تعویض خواهند شد و مقصرین به مجازات خواهند رسید.“ در پایان نیز خاطرنشان ساخته بود كه ”كربلایی حسین فشنگچی، آن داوطلب ایرانی را كه اخاذی كرده بود، مورد مجازات قرار داده است.“42

اما عثمانی‎ها نمی‎توانند به قول‎هایی كه داده بودند وفادار بمانند و به جمع‎آوری اعانه نقدی از مردم می‎پردازند و به هر كسی كه مبلغی از وی دریافت می‎دارند، قبضی به فارسی و تركی میدهند و اخاذی و زورگویی شدت روزافزون می‎یابد. شوكت تقی‎یوا با استناد به اسناد آرشیوی و مطبوعات روسی به مواردی از این تجاوزات و سركیسه كردن‎ها اشاره كرده است. به نوشته او هر كدام از نواحی تحت اشغال می‎بایست مبالغی برای تأمین احتیاجات قشون عثمانی بپردازند. سهم تعیین شده برای تبریز از این بابت 300 هزار تومان بوده است. گذشته از آن، اصناف مختلف تبریز نیز هر كدام موظف به پرداخت مبالغی به عنوان مالیات بر درآمد بوده‎اند. سهم تعیین شده برای صنف بازرگان تبریز ابتدا 6 هزار تومان و سپس 100 هزار تومان بوده است. سوای اینها مالیات‎ها و عوارضی نیز تحت عناوین مختلف از مردم گرفته می‎شد. از جمله آنها اهالی شهر ناگزیر از پرداخت 25 هزار تومان از بابت تأمین امنیت خانه‎های خود بوده‎اند. تأمین ارزاق و لباس زمستانی اردو نیز به عهده اهالی بوده است. گمرگ خانه‎ای نیز در كنار پل آجی‎چای برپا داشته شده بود كه برای تأمین هزینه‎های اردو از عابران حقوق گمركی اخذ میكرده است.

به ادعای روزنامه‎های روسی، كسانی كه از پرداخت مالیات و عوارض مقرر سرباز می‎زده‎اند مغروض انواع مجازاتها میشده‎اند و مثلا خانه شان به آتش كشیده میشد.43

عثمانی‎ها كه در سر راه خود به تبریز سردار مكری، حاكم ساوجبلاغ و پسرش و نیز حاكم‎های بانه و سقز و مأموران دیگر ایرانی را اعدام كرده و خانه‎های شجاع‎الدوله و برادرش و چند تن از وابستگان روس را در مراغه و آبادی‎های سر راه دیگر غارت و ویران كرده بودند، در تبریز هم از اعدام و غارت و به آتش كشیدن بناهای متعلق به وابستگان روس ابایی نداشته‎اند. و به نوشته روزنامه تفلیسكی لیستوك (Tiflisski Listok)، عثمانی‎ها پس از ورود به تبریز چند نفر را به دار آویخته، دو تن تبعه روس را زنده زنده سوزاندند.44 كسانی نیز كه از اطاعت اشغالگران تازه از راه رسیده سرباز میزده‎اند، معروض مجازاتهای گوناگون می‎شدند.45

از بناهایی كه به دست عثمانی‎ها در تبریز آتش زده شدند، عبارت بودند از بنای در حال ساختمان اداره راه آهن جلفا ـ تبریز، كه در گرماگرم جنگ برای گسترش نفوذ روسیه در آذربایجان شرقی و نیز از طریق امتداد آن از صوفیان تا بندر شرفخانه، كشیده شد و از بهار سال 1916 (1295) مورد بهره‎برداری قرار گرفت.46

شعبه بانك استقراضی روس، بنای تازه ساز كنسولگری روس، كاخ تابستانی كنسولگری و كاخ شجاع‎الدوله در نعمت‎آباد، واقع در حومه تبریز، شركت سهامی اكونوم و فروشگاه آن خانه و كارخانه پنبه پاك‎كنی نظربیگوف تاجر47 و... خانه‎ها و هجرات بعضی از ارامنه و وابستگان روس را نیز مورد دستبرد قرار دادند و در خانه‎های بستگان روس و انگلیس كه از شهر گریخته بودند، اقامت گزیدند.

لیتن، كنسول آلمان ـ متحد عثمانی ـ به موردی از غارت اموال یك ثروتمند ایرانی وابسته به روس‎ها در تبریز به دست كردان در واپسین روزهای اقامت آنها در این شهر اشاره كرده، دست گشودن آنها به غارت را نشانه قریب بودن بازگشتشان دانسته است.48 در حقیقت هم، چنانكه خواهیم دید اقامت آنها در تبریز كوتاه مدت بوده است.

میروشینكف برآنست كه ‎”تركها (در ابتدا) موفق شدند احساسات ضد روسی را در میان عده قابل ملاحظه‎ای از اهالی كرد در آذربایجان برانگیزانند، اما آنها پس از اقامت كوتاه در آذربایجان و اعمال وحشیانه و ظلم و ستم، خصومت مردم را علیه خود برانگیختند، تا آنجا كه اهالی آذربایجان در موقع عقب نشینی تركها برضد آنها اسلحه برداشتند.“49

شوكت تقی‎یوا نیز بااستناد به روزنامه كاوكازسكوئه سلوو(Kavkaysko slovo) شماره 4،6،19 ژانویه 1915) نوشته است كه ”در تبریز، مراغه، خوی، سلماس و شهرهای دیگر ایالت آذربایجان، داوطلبان برای جنگیدن با ترك‎ها به هم می‎پیوستند. در شهر تبریز نیز اهالی برضد اشغالگران به اقدامات مسلحانه برمی‎خاستند. اما سردار رشید، والی ایالت، به پیروی از صلاح‎دید گردون پادوك، (Gordon padock) كنسول ایالات متحده، به توسعه جنبش توده‎ای در شهر امكان نداده، میهن‎پرستانی را كه خواهان مبارزه با تركان بوده‎اند، خلع سلاح و زندانی كرد.“50

به‎هرگونه، قشون روس جای سپرده به عساكر عثمانی، پس از عقب‎نشینی از تبریز فراتر از مرند نرفته بودند و درگیری‎های آنها با عثمانی‎ها در حوالی گردنه یام و صوفیان ادامه داشت. اینك پس از پیروزی روس‎ها در اواسط ژانویه در ساری قمیش، سربازان روسی به پشتوانه قشونی كه به فرماندهی ژنرال چرنوزوبوف از ساری‎قمیش به سوی تبریز در حركت بود و داوطلبان ارمنی نیز به آنها پیوسته بودند، از حدود صوفیان به پیشروی به سوی تبریز پرداختند و عثمانیان در واپسین روزهای ژانویه وادار به عقب‎نشینی از تبریز شدند.51

بدین ترتیب اقامت عثمانیان بیش از سه هفته در تبریز دوام نیاورد و شهر دیگرباره به دست روس‎ها افتاد. عده‎ای از مردم شهر كه با عثمانی‎ها همكاری كرده بودند، و بعضی از آزادی‎خواهان و مجاهدانی كه به شهر بازگشته و از مخفی‎گاه‎های خود به در آمده بودند به ناچار راه فرار در پیش گرفتند و باز نفس‎ها در سینه‎ها حبس گردید. خبرنگار روزنامه كاسپی در گزارشی كه یكی دو ماه پس از خروج عثمانی‎ها از تبریز ارسال داشته، نوشته است كه در صد سال گذشته هرگز وضع مردم آذربایجان تا این حد غیرقابل تحمل نبوده است.52 ناگفته نماند كه بعد از آن عثمانی‎ها چندبار در سال های 1915 و 1916 برای بازپس گرفتن تبریز اقداماتی كردند، اما در این راه توفیقی به دست نیاوردند.3 5

 

واكنشهای انقلابهای روسیه

 پس از رفتن عثمانی‎ها و تسلط دوباره روس‎ها بر تبریز، دیگر جنگی در این شهر و اطرافش اتفاق نیافتاد در حالیكه غرب آذربایجان و مناطق مركزی و غربی كشور در سالهای 17 ـ1915 عرصه كشمكش های خونین نیروهای متحدین و متفقین و عناصر و گروه‎های ایرانی وابسته به آنها بود. بحث درباره این كشمكش ها و تحولات ناشی از آنها خارج از چهارچوب در نظر گرفته شده برای این مقاله است.

در دوره استیلای دوباره روس‎ها نشانه‎هایی از اقداماتی برای سازماندهی مبارز برضد اشغال بیگانه در دست است. در گزارش تلگرافی محرمانه فرمانده قشون روسی مستقر در تبریز، به قرارگاه مركزی ارتش قفقاز، از وجود جمعیتهای سیاسی زیرزمینی خبر داده شده است. از سندی دیگر هم چنین مستفاد میشود كه گروه‎های سیاسی موجود برای فعالیتهای خود از پوشش انجمن ادبی استفاده میكرده‎اند.در همین دوره بیانیه‎هایی در تقبیح سیاست استعماری تزاریسم و رژیم حاكم بر كشور و باخواست اخراج بیگانگان و استقلال و آزادی و هشدار به دولتمردان و عناصری كه راه خیانت به كشور و ملت در پیش میگیرند و... در شهر منتشر شده است.54 از گزارشهای مندرج در شماره 914 (16 آوریل 1915 ) روزنامه اقبال چاپ باكو و شماره 95 (28 آوریل) روزنامه كاوكازسكوئه سلوو چنین برمی‎آید كه در نتیجه تشبث دموكراتها و دیگر عناصر میهن دوست، قرار بر آن میشود كه تظاهراتی در روز 4 آوریل 1915 (19 جمادی الاول 1333) برگزار گردد. بهانه آن گویا امتناع مردم از پرداخت عوارض بلدیه بوده است. اما تظاهرات بزودی به اعتراض به سیاست خیانتكارانه حكومت ایران و به ویژه به استیلای تزاریسم در آذربایجان تبدیل میشود. اهالی تصمیم میگیرند كه به علامت اعلام خواست خود دایر بر تخلیه ایران از قشونهای روسی، به مدت یك روز بازار و مغازه‎های خود را ببندند. اما تحت فشار كنسول روس، ولیعهد (نایب الایاله)به ادامه تظاهرات امكان نداد به دستور او سخنرانان تظاهرات دستگیر شدند و امریه‎ای به این مضمون بر دیوارهای تبریز چسبانده شد:

” اگر یكی از تجار تبریز مغازه خودش را ببندد و یا امور تجاری را با سیاست درآمیزد و یا درباره مسایل سیاسی صحبت كند بیدرنگ به صورت جدی به مجازات رسانده خواهد شد “.55

عمده ترین تحول جهانی این دوره كه تبریز نیز از تأثیراتش بركنار نماند، انقلاب های سال 1917 روسیه بود تزار روسیه در 15 مارس، یعنی آخرین هفته اسفند 1295 سرنگون شد و پژواك این حادثه در نخستین روزهای نوروز 1296 به تبریز رسید. نخستین هیجان نیز در بین روس‎ها مشاهده گردید. سربازان روسی كه آن همه سال وسیله سركوبی و خفقان مردم بوده‎اند، چهره و رفتار دیگر كرده، شوراهای انقلابی تشكیل دادند و به قول یك شاهد عینی ”به سراغ آزادی‎خواهان ایرانی آمده، كلمه‎های قارداش و یولداش را پیش كشیدند، شگفتا پس اینان یولداش بوده‎اند ؟ پس آن نایولداشها كه دیروز تفنگ به روی ما راست میكردند و خون جوانان ما را میریختند كدامها بوده‎اند ؟ آن سالداتها كه دیروز در كوچه‎ها سرود اپراطوری میخواندند و با آواز كلفت خود دلها را می‎لرزانیدند، كجا رفتند، و اینان كه امروز ترانه آزادی می‎سرایند از كجا آمده‎اند ؟!.....آن دستهای زمخت كه دیروز مشت بود و دندان می‎شكست، امروز دست برادری شده به سوی ما دراز میگردد.“56

سیمای شهر یكباره دگرگون شد و به رغم تمام مشكلات و كوتاه دستی‎های ناشی از جنگ و اشغال، جانی نو در كالبد مردم دمیده شد و پس از چند سال بی عیدی،نوروز را با تمام امكانات خود جشن گرفتند.

آزادی‎خواهان نیز به جنب و جوش افتادند و شیخ محمد خیابانی و تنی چند از هم مسلكانش، پس از آنكه 5 سال از برچیده شدن بساط حزب دموكرات گذشته بود و كس را یارای برزبان آوردن كلمه دموكرات نبود، و بسیاری از اعضا و هواداران آن در این مدت كشته و دربدر گشته و دم در كشیده بودند به كار احیا و بازسازی آن پرداختند و در روز 18 فروردین 1296 (7 آوریل 1917 ) كه مطابق بود با 14 جمادی الثانی 1335، سالروز صدور فرمان مشروطه، موجودیت ” كمیته ایالتی آذربایجان فرقه دموكرات ایران “ را در غیاب كمیته مركزی فرقه دموكرات ایران اعلام كردند. دو روز بعد هم روزنامه تجدد، ارگان آن به انتشار آغازید.در سرمقاله نخست شماره آن با عنوان ”تجدد حیات اجتماعی“ پس از تأكید براینكه ”رشد و ترقی و تجدد ناموس طبیعت“ است، به انقلابهای انگلیس و فرانسه و مشروطه ایران اشاره كرده، در مورد انقلاب فوریه چنین می‎نویسد:

” از همه بهتر و نزدیكتر و بالاتر اغتشاش و انقلاب چند هفته قبل مملكت روسیه است كه جز مزید تعجب و حیرت جای انكار برای احدی باقی نمی‎گذارد....به كدام عقل می‎گنجید، یا كدام صاحب ذهن دوربین و فكر مآل اندیش باور میكرد كه بنیان سلطنتی بدان قدرت و عظمت در ظرف دو سه روز اینطور متلاشی شده و ملت قوه حاكمه را از چنگ سلطنت استبداد برباید و به قبضه اختیار و اقتدار خود درآورد. عجبا!! در مملكتی كه ملل صغیره تابعه آن دولت تا چند روز قبل قدرت درخواست یك ذره از حقوق ملی خود را نداشتند... حالیه ترانه‎های ملی میسازند و آهنگ حریت و مساوات برمی‎كشند....“

و سرانجام به وظیفه‎ای كه زمان پیش آورده، می‎پردازد:

” در این دوره تجدد و عصر ترقی با این وضغ مساعد و مناسب كه اخیرا برای ما پیش آمده، باید بدون یك دقیقه فوت فرصت و قصور و غفلت از این موقع مغتنم كاملا استفاده كرده و دردهای بی درمان و مشكلات صعب العلاج چندین ساله خود را چاره جویی و مهم سازی نماییم و داخل در اصلاحات داخلی بشویم و روابط خارج خود را در تحت پروگرام معینی مرتب و معلوم كنیم.“57

خود خیابانی كه دارنده امتیاز روزنامه و بطوری كه بعدها آشكار شد، رهبر جنبش دموكراتیك بود، در مقالات خود از تأثیر انقلاب روسیه بر ایران سخن میگوید و خواهان اصلاحات اساسی و احیا و ”اجرای قوانین و اصول مشروطیت “ میشود.

حدود سه‎هفته پس از آغاز انتشار تجدد، دسته‎های سالدات و قزاق به مناسبت اول ماه مه سرود آزادی خوانان در خیابانهای تبریز راه پیمایی كردند و شعارهای انقلابی سر دادند. برگزار كننده این جشن كارگری، شورای نمایندگان سربازان پدید آمده در لشكرهای روس بود. رهبریت این شوراها غالبا در دست انقلابیون بود. شورای نمایندگان سربازان پادگان روسی تبریز، روزنامه‎ای به نام ایزوستیا به زبان روسی منتشر میكرد. این شورا نه تنها در بین سالدات و قزاق فعالیت می‎كرد، بلكه درعین حال درپی ایجاد ارتباط با اهالی و جلب همكاری و هم رایی سازمانهای سیاسی نوظهور محلی بود.

یكی از رویدادهای جالب این دوره رفتن اهالی شهر و سربازان روسی بر سر خاك ثقةالاسلام و دیگر شهدای آزادی، در روز جمعه، 24 شعبان 35 (15 ژوئن 1917 و 25 خرداد 1296) بود. در این مراسم فراموش نشدنی، كه به پیشنهاد شورای نمایندگان سربازان روسی و به كارگردانی كمسیونی متشكل از ایرانیان و روس‎ها برگزار شد، ضمن گل ریزان كردن قبرهای شهیدان، سرودهای شورانگیز و شعارهای برابری و برادری فضا را پر كرد. خیابانی به نام حزب دموكرات و قنبروف، رئیس هیئت اجرائیه، نطقهای موثر و مهیج ایراد كردند. بیانیه‎هایی نیز در همان روز از طرف كمیته ایالتی فرقه و هیئت اجرائیه شورای وكلای سالداتها و.... منتشر گردید. در این نطقها و بیانیه‎ها از استبداد مطلقه روس و مرتجعین خونخوار ایرانی، كه‎همدست آنان در سركوبی آزادی و آزادی‎خواهان ایران بودند، ابراز تنفر، و بر برادری ملتهای ایران و روس تأكید شده بود.59

ناگفته نماند كه در این روزها بدخواهان و تندروانی نیز مخفیانه در پی آتش افروزی بوده‎اند. حتی شبی به روس‎ها اطلاع داده شده بوده كه اهالی تبریز بر سرشان یورش خواهند آورد و آنان آن شب را درحال آماده باش به سر برده بوده‎اند. گزارشگری، خوشرفتاری روسیان در تبریز را ناشی از بیم آنان از كینه جویی مردمی دانسته است كه‎هیبت انفجار خشمشان را یكبار در زمستان 1290 تجربه كرده بوده‎اند. 60

كمیته ایالتی مذكور كه با برگزاری كنفرانس ایالتی با شركت 480 نماینده از تبریز و ولایات آذربایجان در ذیقعده 35 (سپتامبر 1917) متشكلتر میشود، روز به روز بر دامنه فعالیت خود می‎افزاید و با مخابره تلگرفهای پیاپی و تجمع در تلگراخانه و برگزاری میتینگها دولت را برای اعمال اصلاحات اساسی تحت فشار قرار داده، از عدم توجه اولیای امور به حال آذربایجان شكایت می‎كند و لبه انتقادش روز به روز تندتر میشود. از جمله كابینه عین الدوله را به علت این كه عناصری چون وثوق الدوله و قوام و امین الملك در آن شركت داشته‎اند، چندان تحت فشار قرار میدهد كه كابینه وادار به استعفا میشود و جای به كابینه مستوفی الممالك مورد توجه دموكراتها میسپارد. در میتینگی كه در همین روزها در 18 صفر 1336 / دسامبر 1917 در حیاط تجدد برگزار میگردد، به نوشته تجدد 15 هزار تن از مردم حضور پیدا میكنند. 61

یكی از ابتكارات كمیته، تشكیل كمسیون آذوقه و اعانه در تبریز بود. قحطی و گرسنگی در زمستان و بهار سال 1918 (97 ـ 1296) در سراسر ایران و از آن جمله آذربایجان بیداد میكرد. اگرچه گرسنگی، اساسا معتول كم بارانی و عدم امنیت ونفله شدن خواربار در جزر و مد سپاهیان بیگانه بود، فرصت طلبی محتكرین نیز برشدت آن می‎افزود. چنانكه یك خروار گندم در آن روزها از 100 به300 تومان افزایش یافته بود.62 كمسیون آذوقه و اعانه با گشودن انبارهای ارزاق و تدارك حمل غله از آبادی‎های مختلف به شهر و جیره بندی نان، تا حدی از مرگ و میر ناشی از گرسنگی در شهر 200 هزار نفری كاست. برای توجه یافتن به شدت گرسنگی، نظر خوانندگان را به‎هشداری كه در یكی از شماره‎های روزنامه تجدد درج گردیده، جلب می‎نماید:

” آیا حضرات مدیران جراید اطلاع دارند كه با این وضع نان، طبع نمرات آتیه مشكل خواهد بود؟ زیرا كه با شكم گرسنه كار كردن ممكن نمی‎شود. كارگران مطبعه “63

یكی از مشكلات اقتصادی شهر در همین روزها كاهش روزافزون ارزش منات بود، چندان كه این پیش آمد باعث ورشكستگی كسان بسیار و عدم ثبات بازار شد. بگفته شاعری:

”هركس كه نقد خود منات نمود         آخر او را منات لات نمود“

با قدرت یابی كمیته در تبریز، بسیاری از كسانی كه با روس‎ها و دستگاه شجاع الدوله‎همكاری داشته‎اند، شهر را ترك گفتند و رشیدالملك، نایب الایاله روسوفیل نیز از مقام خود مستعفی گردید و در سر راه خود به تهران، در زنجان ترور شد. این ترور و چند ترور دیگر كه در همین روزها در شهر اتفاق افتاده، به رغم بیزاری تجدد از آنها، به افراطیون كمیته نسبت داده شده است. 64

درجریان افزایش روزافزون نفوذ و اقتدار كمیته دموكرات در تبریز، انقلاب فوریه به انقلاب اكتبر راه گشود و انقلاب اخیر زمینه مساعدی برای رشد و توسعه جنبشهای رهایی بخش در منطقه و از آن جمله جنبش دموكراتیك آذربایجان فراهم آورد. سیاستهای صلح طلبانه و ضداپریالیستی دولت انقلابی نوپدید تأثیرات عظیمی در سیر تاریخ دنیا و از آن جمله ایران برجای گذاشت كه جای بحث شان اینجا نیست. یكی از نتایج آنی به قدرت رسیدن بلشویكها، كنار كشیدن روسیه از صحنه جنگ و فراخوانی سربازان روسی از ایران بود. درجریان تخلیه ایران از سربازان افسارگسیخته روسی، اهالی شهرها و روستاهای سر راه دستخوش تاراجهای وحشتناكی شدند و در این میان تبریز از معدود شهرهایی بود كه از چنین بلایی مصون ماند.

وزارت امور خارجه در نامه 9 شوال 1335 (29 ژوئیه 1917) خود به سفارت روسیه، زمانی كه‎هنوز انقلاب اكتبر درنگرفته بود، ضمن اشاره به نگرانی روزافزون اهالی شهرهای تحت اشغال نظامیان روسی، خاطرنشان ساخته است كه‎هر روز احتمال حوادث جدید می‎رود و ”بیم آن است كه به شهر تبریز و بلاد دیگر آذربایجان هم سرایت كند و بلاد مزبور مانند شهر ارومیه، كه راپرت تفصیل رقت انگیز غارت و حریق آن اخیرا رسیده..... طعمه آتش و غارت شود و بر وخامت اوضاع كنونی بیفزاید، خصوصا در آذربایجان شاید اهالی اضطرارا به دفاع قیام نمایند و نتایج ناگواری كه‎همواره اولیای دولت علیه از آن احتراز جسته‎اند،‌بروز كند.“65

گزارشگر رویدادهای هیجده ساله آذربایجان مصون ماندن تبرز از تاراج سربازان روسی را حاصل شناختی كه آنان از مردم تبریز داشته‎اند، دانسته است:

” تنها شهری كه در آذربایجان این با از آسیب آسوده ماند‌، تبریز بود. در اینجا جز خوش رفتاری نتوانستند نمود. چنین گفته می‎شد، دسته انبوهی كه از كردستان بازگشته و آهنگ تبریز كرده بودند و می‎خواستند اینجا را تاراج كنند، كسانی از خود روسیان جلوگرفته و گفته‎اند مردم اینجا جنگجویند و اگر دست به تاراج باز كنید همه ما را می‎كشند.“66

پس از تخلیه شمال ایران از سربازان روسی، دولت انگلیس برای پركردن جای خالی متفق پیشین و بمنظور ضربه زنی بر جنبشهای رهایی بخش درحال نظج گیری از رخنه افكار و آرمانهای انقلابی از روسیه به ایران و نیز تقویت نیروهای ضد بلشویك در روسیه و دستیابی بر معادن نفت باكو و همچنین ممانعت از پیشروی قوای عثمانی در این مناطق، به تدارك اشغال سراسر ایران افتاد و ستونهایی را از طریق گیلان و خراسان به داخل قلمرو روسیه اعزام داشت. یك فوج اكتشافی نیز كه از طریق قزوین و زنجان به آذربایجان گسیل گردیده و تا گردنه شبلی نیز پیش آمده بود، در نتیجه برخورد با واحدهای عثمانی تازه استقرار یافته در آن سامان، عقب نشینی كرد.

آمدن دوباره عثمانی‎ها

در گیرودار پیشروی نیروهای انگلیسی بسوی دریای خزر و آسیای مركزی، بقایای نیروهای عثمانی، كه در میان اردن و فلسطین و غرب ایران نتحمل شكستهایی شده بودند، در ستونهایی بسوی تبریز و باكو به پیشروی پرداختند. می‎توان گفت كه در این برهه از زمان، كناره گیری روسیه از جنگ و عقب نشینی واحدهای نظامی از آناطولی شرقی و شمال غرب ایران و بی حفاظ شدن قفقاز در حال غلیان و.... چشم اندازهای وسوسه انگیزی برای خیالات جاه طلبانه پان تركیستی رهبران اتحاد و ترقی و به ویژه شخص انورپاشا گشوده بود. انور گویا در این زمان برآن بوده است كه به تلافی ولایات عربی از دست رفته، با تصرف آذربایجان ایران و قفقاز جنوبی پایگاهی برای تصرف سرزمینهای ماورای خزر و تشكیل یك امپراطوری ترك پدید آورد.

در هر حال، قشون عثمانی در اواسط ژوئن 1918 (اوایل رمضان 1336)، این بار نیز به‎همراهی گروهی از مجاهدان ایرانی چون بلوری و میرزا غفارخان زنوزی، درحالیكه مأموران سیاسی انگلیس، فرانسه و آمریكا و وابستگانشان و نیز غالب ارامنه مهاجر و مقیم تبریز را ترك كرده بودند، وارد این شهر شدند. با ورود این قشون، فعالیت درحال توسعه كمیته دموكرات مواجه با اشكال جدی شد. عثمانی‎ها كمیته مورد بحث را كه در برابر اعمال تجاوزگرانه اشغالگران ایستادگی می‎كرد، تحت فشار قرار دادند تا جمعیت اتحاد اسلام، كه برپا داشته خودشان بود، امكان رشد و توسعه یابد. به‎همین منظور هم بود كه خیابانی و دو تن از فعالان كمیته، به دستاویز این كه با ارامنه‎همدستی داشته‎اند و به زبان سپاه اسلام می‎كوشند، دستگیر و در تاریخ 1 اوت 1918 (8 ذیقعده 1336) از تبریز تبعید گردیدند. آنان، ابتدا به اورمیه، كه تحت اشغال عثمانی‎ها بود، انتقال داده شده، در آنجا زندانی گردیدند و پس از 2 ماه كه عثمانی‎ها مجبور به غقب نشینی از آن شهر شدند، گرفتاران را به قارص انتقال دادند. خیابانی كه در تمام مدت اسارت خود از پاسخ دادن به سئوالات به صاحب منصبان عثمانی، باین دلیل كه آنها حق استنطاق ایشان را ندارند، پرهیز كرده بود، تنها زمانی مرخص شده، باتمام زحمات زیاد همراه یاران خود به تبریز بازگشت 67 كه عثمانی‎ها دیگر امكان ماندن در این شهر را نداشته‎اند. جالب توجه است كه ترجمه كتاب ”قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز “ علی آذری به زبان تركی كه اخیرا با عنوان بودار ”آزادیستان دولتی و شیخ محمد خیابانی “ (دولت آزادیستان و شیخ محمد خیابانی) در تركیه منتشر شده و تحریفات پان تركیستی ناروای زیادی در آن راه یافته، مطالب زیر بعنوان ”تبعید خیابانی بدست قشون اشغالگر عثمانی “ كتاب اصلی كلا حذف گردیده و بجایش این چند سطر سرهم بندی شده مغایر با روح كتاب نوشته شده است:

دولت عثمانی. مناسبات با خیابانی.

در اثنای یورش روس‎ها به سرزمینهای ترك، ارتش عثمانی مدتی كوتاه ناگزیر از جنگیدن با روس‎ها در قلمرو ایران شد. در این دوره خیابانی و آذربایجانی‎ها كه بخاطر استقلال آذربایجان با حكونت ایران در حال مبارزه بودند، از حمایت بزرگ عثمانی برخوردار شده‎اند! قشون عثمانی وقتی به تبریز وارد شد، مدارس تركی بازشده به دست خیابانی را با معلم تجهیز و به سازمان‎های تركی دیگر كمك‎های مادی و معنوی كرد!“68

در دوره حدودا سه ماهه دوری خیابانی از تبریز فعالیت كمیته آذربایجان فرقه دموكرات به حالت ركود افتاد و روزنامه تجدد از انتشار بازماند تا دیگرباره نخستین شماره دوره دومش (شماره مسلسل 137 آن) از 24 شوال 37 (23 ژوئیه 19ـ31 سرطان 98) روی روز ببیند. در همین دوره تقی رفعت، مدیر و سردبیر تجدد به خدمت عثمانی‎ها درآمده، روزنامه‎ای به زبان تركی و به نام آذربایگان منتشر كرده است. با رفتن عثمانی‎ها ضمن آنكه بساط جمعیت اتحاد اسلام، كه بعضی از مخالفان و افرادی با انگیزه‎های مختلف در اطرافش گرد آمده بودند، برچیده شد، روزنامه مذكور نیز تعطیل گردید.

این نظر كه ”تبلیغات عثمانی در مورد اتحاد اسلام نظر بسیاری از طبقات پایین را در آذربایجان جلب كرد.“69 آن هم در تابستان 1914 و نه در سال 1918، چندان صائب نمی‎نماید. زیرا كه حضور قوای نامنظم عثمانی در سال 1914 در تبریز، مركز سیاسی آذربایجان كمتر از سه هفته بوده است. در منابع مربوطه هم تنها در دوره دوم حضور عثمانی‎ها در تبریز از فعالیت جمعیت اتحاد اسلام به كارگزاری یوسف ضیاءبیگ قفقازی سخن می‎رود، كه قایم به وجود عثمانی‎ها بوده و با رفتن آنها از هم پاشیده است.

عثمانی‎ها در این دوره در تبریز، كه تا تسلیم عثمانی در اكتبر 1918 و فروپاشی بقایای نیروهای نظامی آن كشور ادامه پیدا می‎كند، چنان رفتار می‎كردند كه گویی برای همیشه در آذربایجان خواهند ماند. انور گویا حتی چند روزپیش از تسلیم عثمانی امیدوار بوده است كه پس از برقرار شدن صلح با متفقین، بتواند بریتانیا و ایالات متحده را به شناسایی یك دولت مجزای آذربایجان ترغیب نماید. در همین روزها عثمانی‎ها شایع كرده بودند كه ”متفقین حاضرند در برابر انعقاد یك صلح جداگانه با عثمانی، انضمام آذربایجان ایران را در امپراطوری عثمانی برسمیت بشناسند.“70 و این شایعه چندان قوت گرفته بوده كه وزارت خارجه انگلیس وجود چنین توافقی را رسما تكذیب كرد.71 با ناگزیر شدن دولت اتحاد و ترقی به استعفا و فرار اعضای مثلث رهبری پیش گفته از عثمانی، حباب خیالات انور از هم تركید. دسته‎های قشون عثمانی مستقر در آذربایجان نیز ”به تبریز بازگشتند كه به كشور خود بروند. پس از چهار سال رنج و كوشش اكنون همه امیدهاشان از میان رفته و با یك شرمساری و خواری رو به كشور خود می‎آورند. این بود كه بسیاری از آنان نرفتند و در آذربایجان ماندند.“72

حضور عثمانی‎ها در تبریز این بار نیز، مثل بار اول ـ كه دست كم آن بار به جهت اخراج سالدات و قزاق از شهر، ابتدا نجاتبخش می‎نموده‎اند ـ مولد مصایب و مشكلاتی برای اهالی شهر بود. مداخلات ناروا در امور دولت و ملت ایران چون والی نشاندن و جمعیت برپا داشتن و روزنامه انتشار دادن، سركیسه كردن مردم بعناوین مختلف، دست‎درازی به سفره توده گرسنه و بویژه تحمیل قائمه موجب رنجیدگی و نفرت روزافزون بود.

قائمه اسكناس بدون پشتوانه‎ای بود كه در عثمانی حكم اوراق قرضه ملی را داشت و كسی در ایران خواهانش نبوده است. از گزارش حاكم خوی به والی آذربایجان چنین مستفاد می‎شود كه، در حالیكه قائمه دولت عثمانی در آن شهر ”بیش از 12 هزار (قران)خرید و فروش “نمی‎شد، اهالی را مجبور می‎نمودند كه‎هر قائمه را ”به قیمت (یك) لیره قبول نمایند.73

در همان روزها ”قوماندان (فرمانده) مركزی عثمانی مقیم خوی“ در آن شهر اعلانی طبع و نشر نموده، در آن اهالی را تهدید كرده است كه ”هر كس پولهای كاغذ دولت علیه عثمانی (قائمه)را قبول (نكند)و هر فروشی كه عبارت از ده شاهی باشد، خرد نكند و مثل پول ایرانی متداول نكرده، در میان خودشان به موقع صرف نگذارد... گرفتار نموده، از یك لیره تا ده لیره جزای گرفته و صد چوب زده و ده روز حبس خواهد شد و هر كس كه در قیمت متداول اشیاء به جهت پول دولت عثمانی تزاید نماید (یعنی ارزش قائمه را كمتر حساب كند) گرفتار و دچار مجازات سخت خواهد شد و هر كس كه... از تجار و اصناف از امروز دكان خود را نگشاده و مشغول داد و ستد خود نباشد، در حق آنها جزای قانونی از طرف قوماندانی اجرا خواهد شد...74

اسنادی نیز حاكی از آن هستند كه فرمانده كل قشون عثمانی تمام مخارج قشون مستقر در خوی را كه‎هر روز هم بر تعدادشان افزوده می‎شد، به اهالی شهر تحمیل می‎كرده و روز به روز نیز بر تحمیلات خود می‎افزوده است، چندان كه اهالی با آن همه پریشانی نمی‎توانستند از عهده این همه تحمیلات بربیایند و خیلی‎ها ترك دار و دیار را تنها راه چاره می‎یافته‎اند.75

بدیهی است كه این وضع كم و بیش دامنگیر اهالی تبریز نیز بوده است و از این همه این نتیجه حاصل می‎شده است كه ”بیگانگان كه به كشوری در آمدند، هر كه می‎خواهی باشند، رفتارشان جز زور و ستم نتواند بود“.76

جنگ جهانی اول، كه از حیث میدان عمل و تلفات و خسارات در دنیا بی سابقه بود، سرانجام در اوایل نوامبر 1918 (اواسط آبان 1297) با تسلیم آلمان و متحدانش به پایان رسید. ایران نیز، كه با وجود اعلام بی‎طرفی عرصه تاخت و تاز طرف‎های درگیر در جنگ شده بود، متحمل تلفات و خسارات جبران ناپذیر گردید. در سندی كه در خصوص تخمین خسارات ایران در جنگ جهانی اول برای ارائه به كنفرانس صلح در اوایل سال 1919 (اواخر سال 1297) تنظیم گردیده، چنین آمده است:

”خسارات مادی آنچه تاكنون از بعضی روایات به طور تخمین، صورت رسیده و قسمت عمده آن باقی است، از قرار ذیل است و جمع آن عجالتا بالغ بر 378 میلیون تومان است. بعد هم هرچه صورت رسید به عرض رسانم...“

در این سند خسارات وارده بر آذربایجان از طرف روس‎ها و عثمانی‎ها و انگلیسی‎ها چنین برآورده شده است:

از طرف روس‎ها    000  215000 تومان

از طرف عثمانی‎ها    27000000 تومان

از طرف انگلیسی‎ها     1600 تومان77 

”كمیسیون تعیین خسارت “ ایالت آذربایجان هم خسارت وارده به تبریز را در جریان جنگ اول از روس‎ها 60 كرور تومان، یعنی 30 میلیون تومان و از طرف عثمانی‎ها دو كرور تومان، یعنی یك میلیون تومان برآورد كرده است.78 بدیهی است كه ارقام مذكور تنها نمایانگر جزئی از خسارات وارده به آذربایجان بوده است. در مقاله‎ای تحت عنوان ” اقتصاد آذربایجان ایران“ كه در شماره اول مجله بلیژنی وستوك (خاور نزدیك)، منتشره در سال 1930، درج گردیده، ادعا شده است كه 15 درصد جمعیت آذربایجان در جریان جنگ جهانی تلف شده است.79

 برگرفته از مجله آذربایجان - نشریه آزادیخواهان آذربایجان ایران، شماره 1 مهرماه 1378

یادداشت‎ها: 

1 – تاریخ مشروطه ایران، كسروی، 1346، ص 905

2 – قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران، طاهرزاده بهزاد ص 357

3 – تاریخ هجده ساله آذربایجان، 1340، صص 77 –261. در جلسه مورخ 26 دسامبر 1911 هیئت وزیران روسیه، كه برای گفتگو درباره وضع تبریز تشكیل یافته بوده، گزارش داده شده است كه ”از تاریخ بیستم تا بیست و پنجم دسامبر (1 تا 6 ژانویه 1912)یك افسر و چهل و دو سرباز زخمی شده‎اند.“ روس و انگلیس در ایران ص 624

4 – روس و انگلیس در ایران، كاظم زاده ترجمه امیری 1354 صص 25 – 624

5 – تاریخ هجده ساله ص 289.

6 – قیام آذربایجان در...ص 352.

7 – روس و انگلیس در ایران ص 626. برای آگاهی بیشتر از شمه‎ای از جنایاتی كه در آن روزها بر تبریزیان رفته رك نامه‎هایی از تبریز، براون، ترجمه جوادی، 1351.

8 – تاریخ هجده ساله ص 577.

9 – پیشین، ص 586.

10 – خاطرات لیتن، ترجمه صدری، 1368  ص 12

11 – پیشین، ص 14

12 – تاریخ مختصر احزاب سیاسی، بهار، 1323، ج 1، ص 16

13 – ایران در جنگ بزرگ، سپهر، 1336، ص 9

14 – كتاب سبز، 1363، ص 69

15 – تاریخ هجده ساله ص 592.

16 – Collected works , Lenin , Moscow 1976 , Vol. 39 , p 719

17 – Iran in world war , Miroshnikov , Moscow 1964 , p 96.

ایران در جنگ جهانی اول، میروشنكف، ترجمه دخانیاتی، تهران 1344، ص 108.

18 – كتاب سبز، ص 2

19 – پیشین

20 – پیشین ص 17

21 – قرون عثمانی، كین راس، ترجمه ستاری، 1373 صص 27 – 620 و ظهور تركیه نوین، برنارد لوئیس، ترجمه سحابی 1372 صص 32 – 331 و....

22 – گزیده اسناد سیاسی ایران و عثمانی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ج 6، 7.

23 – گزیده اسناد سیاسی ایران و عثمانی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ج 6 و 7.

38 – تاریخ هجده ساله، صص 4 – 603.

39 – خاطرات لیتین، ص 118.

40 – کتاب سبز، صص 4 – 83.

41 - خاطرات لیتین، ص 118.

42 – پیشین، ص 124.

43 – Ccenubi Azerbaycan Tarixinin ocerki , Baki 1985 , S. 194 – 95

44 – Tiflisskii listok , 37 (1915/2/15)

45 – Baku , 54 ( 1915 / 3 / 8 )

46 – درباره این خط آهن، رک: ایران از نفوذ مسالمت‎آمیز تا تحت الحمایگی، لیتین، میراحمدی، 1367، صص 14 – 112 و ایران در جنگ بزرگ، صص 51 – 349.  

                     47 – Cenubi Azerbaycan....., S. 194.

48 – خاطرات لیتین، صص 31 – 130

فتح‎الله فتاحی نوه میرزا فتاح گرمرودی و منتشر کننده سفرنامه او به مناسبتی خاطرات خود را درباره روزهایی از جنگ اول را که در آن روزها طفلی یازده ساله بوده و در تبریز زندگی می‎کرده، نوشته است. او در این خاطرات از بیداد جلوهای تحریک شده توسط انگلیسی‎ها و سرازیر شدنشان به سوی شرق و ترس و وحشت مردم تبریز، از نزدیک شدنشان و ورود قشون تحت فرمان علی احسان پاشا به تبریز و استقبال تبریزی‎ها از قشون ترک و رفتن این قشون به سروقت جلوها و قلع و قمع آنها و به دنبال آن رسیدن زنان و کودکان فلک زده تبریز و یاری مردم شهر به آنها و راهی کردنشان به سوی بغداد و... سخن رانده است. سفرنامه میرزا فتاح گرمرودی، تهران، 1347، صص 63 – 1054. فتاحی خاطرات خود را در کتابی جداگانه به نام "هاله " نیز منتشر کرده است.

49 – Iran in World war , P. 40

50 – Cenubi Azerbaycan... , S. 195.

51 – Russian and Azerbaijan , p. 58

52 – Cenubi Azerbaycan......S. 196

53 – Caucasian Battle fields , Allen and Muratoff , Cabridge  1953 , P. 296 – 99      Russian     and Azerbaijan , P. 58 – 9

54 – Cenubi azerbaycan..... , S. 198 – 99.

55 – Cenubi Azerbaycan...... , S. 199.

56 – تاریخ هجده ساله، صص 75 – 674.

57 – تجدد، ش(16 جمادی الاخر 1335).

58 – "تأثیر جنگ جهانی اول در سیاست داخلی ایران" محمودرضا قدس، تاریخ معاصر ایران، کتاب دهم، صص 90 –106.

59 – در اینجا فرصت شرح و بسط نیست. برای گزارش تفصیلی رک: تجدد، ش 17 (27 شعبان 35 ) / شیخ محمد خیابانی، آذری، صص 100 – 95 / تاریخ هجده ساله، صص 84 – 682. و

1920 – ci  il  Tebriz usyani , S 35 – 6  Kaspi , VI , 25  (1917,6, 25) (97,8)

60- تجدد،ش 15 ( 20 شعبان 1335) / تاریخ هجده ساله، ص 681.

61 – تجدد، ش 55 (19 صفر 1336).

62 – تاریخ زندگانی من، ا. کسروی، ص 112.

63 – تجدد، ش 25 ( 3 شوال 35 ).

64 – تاریخ هجده ساله، صص 684 و 93 – 690.

65 – گزیده اسناد دریای خزر و مناطق شمالی ایران در جنگ جهانی اول، نصیری مقدم، 1374، صص 28 –227.

66- تاریخ هجده ساله، ص 711.

67 – شرح حال و اقدامات شیخ محمد خیابانی، برلین 1304 ص 30 و....

Azerbaijan , Atabaki , London 1993 , P. 48/

68 – Azadistan Devleti ve Seyh  Muhammad Khiyabani , Ali Azeri Tercueme Eloglu, Ankara , S. 128.

مقایسه شود با: قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز، صص 5 – 204.

69 – "تأثیر جنگ جهانی اول در سیاست داخلی ایران" پیشین صص 86 و 105.

70 – عملیات در ایران، صص 75 – 474.

71 – پیشین، ص 476 / ایران در جنگ بزرگ، ص 509.

72 – تاریخ هجده ساله، ص 792.

73 – ایران و جنگ جهانی اول، اسناد وزارت داخله، کاوه بیات، 1369، ص 271.

74 – پیشین، ص272.

75 – پیشین، ص 75 – 270.

76 – تاریخ هجده ساله، ص 753.

77 – گزیده اسناد ایران و عثمانی، ج 7، ص 858.

78 – تاریخ روابط خارجی ایران، دوره اول مشروطه، ولایتی، 1370، ص45.

منبع : http://azer-online.com/tarikh/more/raissnia_naghshe_tabrizr.htm


+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:20 توسط علی چلوی - هادی |
نقش تبریز در مقابل قشون‎های عثمانی در جنگ جهانی اول - قسمت اول ( مطالب تاریخی ( تاریخ ایران - جهان و اسلام ) )

 

رحیم رئیس نیا

 در آستانه جنگ

در آغاز جنگ جهانی اول بیش از 5 سال از اشغال تبریز به دست سربازان روسی می‎گذشت. با ورود قشون روس در اواخر آوریل 1909 (اردیبهشت 1288) به تبریز، بر مقاومت قهرمانانه مشروطه‎خواهان شهر عملا نقطه پایان نهاده شد. اگرچه کنسولگری‎های روس و انگلیس در تبریز، پس از گذشتن قشون مذکور از مرز جلفا، کتبا به انجمن شهر قول و اطمینان داده بودند که پس از اعاده آسایش و آسودگی و امنیت، این قوه بدون تاخیر و شرط و بدون اینکه در آتیه از اولیای دولت ایران ادعایی نماید، خاک ایران را ترک و به روسیه مراجعت خواهد کرد.1 با این همه این نیرو از همان روز رسیدنش به کنار شهر نشان داد که ابزار گسترش نفوذ سیاسی و نظامی و حتی توسعه اراضی روسیه در ایران و یک نیروی تجاوزگر است، نه نجات بخش. مجاهدان که نزدیک به یک سال در برابر نیروهای محمدعلی میرزا ایستادگی کرده بودند، به صلاحدید رهبران خود از درگیر شدن با این مهمانان ناخوانده پرهیز کردند، تا آنکه شرارتها و بهانه‎جویی‎های آنان کاسه صبر این غیوران دندان بر جگر گذاشته را سرانجام پس از 2 سال و 8  ماه لبریز کرد و در روز 20 دسامبر 1911 (29 ذیحجه 1329) پس از دریافت دستور از فرماندهان خود، شیرآسا از کنامهای خود بیرون جستند و به مقابله با دشمن پرداختند. تنی چند از آنها بعدها اظهار داشته‎اند که: "ما هیچ وقت مایل به جنگ نبودیم، ولی وحشی‎گری‎های سربازان روس خونمان را به جوش آورده است و مرگ هزار بار از تماشای اعمال ناشایسته آنان خوش‎تر بود".2 اشغالگران كه تا آن روز بر مردم بی دست و پا چیرگی می‎نمودند ناگاه خود را در میان آتش یافتند. جنگ 4 روز ادامه یافت و در این مدت نزدیك به 850 سالدات و قزاق در كوچه پس كوچه‎های شهر به خاك و خون افتادند.3

وقتی خبر قیام تبریز به روسیه رسید، تزار نیكلا به درخواست انتقام نایب‎السلطنه قفقاز چنین پاسخ داد: ‏"من از حمله گستاخانه ایرانیان به قوای خودمان در تبریز بیزار و خشمگینم، فرمانی را كه به ژنرال وروپانوف (veropanov ) داده‎اید تا با خشونت و به سرعت عمل كند، كاملا تصویب می‎كنم...“ 4

نیروی كمكی با چنین فرمانی به تبریز گسیل گردید، مقاومت مسلحانه را با قساوتی كم سابقه در هم شكست و كشتار مردم عادی و شكار آزادی‎خواهان و اعدام‎های دسته جمعی پی در پی ـ كه با به دار كشیده شدن ثقة السلام و 7 تن دیگر از آزادی‎خواهان در عاشورای سال 1330 (1 ژانویه 1912) آغاز گردید ـ و سلاخی‎های شجاع الدوله، نفس‎ها را در سینه‎های مردم كه از آغاز جنبش مشروطه دستخوش انواع فشارها بوده‎اند، حبس كرد و به قولی با چیرگی روسیان در تبریز دستگاه آزادی از آنجا برچیده گردید و چند سال تبریز بدترین حال را داشت. 5

در این حال هر كس از آزادی‎خواهان شهر امكانی یافت، جان از مهلكه به در برد و در این میان كسانی راه شهرهای دیگر در پیش گرفتند و گروهی به عثمانی گریختند، اما بسیاری از پنهان شدگان در شهر به دست دژخیمان شجاع‎الدوله گرفتار آمده، دو شقه یا تاج‎دار شدند. روزنامه حكمت كه در مصر چاپ می‎شد تعداد كشته شدگان را كه با دست صمدخان شربت شهادت نوشیدند، دویست و چهل و سه نفر نوشته است. 6

دوره فرمانروایی شجاع الدوله قره نوكر تزاریسم در آذربایجان از اوایل سال 1912 تا حدود دو ماه پس از آغاز جنگ جهانی ادامه یافت. گفته‎اند كه آدم كشی‎ها و شكنجه‎های وحشیانه افراد شجاع‎الدوله ”به مراتب از درنده‎خویی‎های سربازان روس بیشتر“ بوده است.

در این دوره سیاه، اقتدار دولت نامقتدر مركزی با وجود شجاع الدوله، كه به زور اشغالگران به آن تحمیل شده بود، در آذربایجان به صفر رسیده بود. چندان كه والی تحمیلی از برگزاری انتخابات دوره سوم مجلس در آذربایجان جلوگیری كرد و مجلس سوم بدون حضور نمایندگان این خطه تشكیل یافت. هواداران استبدادخواه و همدستان شجاع‎الدوله، كه در پی بازگرداندن محمدعلی میرزای مختوع به تخت و تاج از دست داده بودند، جسارت را به جائی رساندند كه به دولت پیام فرسنادند كه ”آذربایجانیان دیگر زیر بار مشروطه نخواهند رفت و اگر دولت پافشاری نماید ناچار خواهند بود از ایران جدا شوند“8 روزنامه توفیق كه زیان گویای دار و دسته صمدخان بود، آزادی‎خواهان و كاركنان دولت مشروطه را مشتی لامذهب می‎دانست و تهدید می‎كرد كه ”اگر دست از سر مردم برندارند، صمدخان ناگزیر خواهد شد كه آهنگ تهران كرده، تامذهبان را از آنجا بیرون كند.“ صمدخان حتی برای چشم زهر گرفتن از آزادی‎خواهان، كه پس از اعلان انتخابات جنب و جوش از خود نشان دادند، چوبه‎های دار از نو برپا داشت و چندتن از فراریان بازگشته به شهر و درآمده از مخفی گاه را اعدام كرد.

روس‎ها در آستانه شروع جنگ به اقداماتی چون به كار گماردن عناصر خود در نظمیه و ادارات تبریز و شهرهای دیگر و تحت حمایت خود در آوردن زمینداران و بازرگانان بزرگ و... پرداختند. گفتنی است كه این تحت الحمایه‎ها ایرانیانی بودند كه مالیات خود را به كنسولگری روس می‎پرداختند و آلت دست كنسولگری بودند و در سایه پرچم روس ماموران و قوانین دولت ایران را به چیزی نمی‎گرفتند. منظور روس‎ها از دست زدن به چنین اقداماتی ”جز استوار گردانیدن پای خودشان در آذربایجان معنی دیگری نداشته. (آنها) چنین می‎خواستند كه كم‎كم همه كارها را به دست گیرند و مردم را با نیرنگ بسته خود گردانند كه اگر روزی رسید و آشكاره آذربایجان را بردند، دیگر شورشی و غوغایی در میان نباشد.“9

ویلهلم لیتن (Wilhelm Litten) كه در مارس 1914 برای تاسیس و اداره كنسولگری آلمان در تبریز به این شهر وارد شده بود، نوشته است كه روس‎ها تمام خواسته‎های خود را به زور اسلحه به مردم تحمیل می‎كنند و ”اورولوف (Orlov) سركنسول روسیه در تبریز، در حقیقت بر این ایالت حكومت می‎نماید.“ 10 او اضافه می‎كند كه به زودی ایالت آذربایجان ”به صورت بخشی از امپراطوری روسیه در خواهد آمد.“11

جنگ

آغاز جنگ جهانی در اوایل اوت 1914 (نیمه اول رمضان 1332 ـ اواسط مرداد 1293)، كه تصور واقع‎بینانه‎ای از ابعاد فاجعه‎اش وجود نداشت، این امید را در ایران و از آن جمله در آذربایجان برانگیخت كه متحدین و در رأس آن‎ها آلمان نیرومند و نستوه با درهم شكستن روسیه و انگلیس، بر سیطره نفس گیر آن‎ها بر شمال و جنوب ایران، كه با قرارداد 1907 به مناطق نفوذ خود تبدیلش كرده بودند، پایان بخشد. بی مورد نیست كه ملك‎الشعرای بهار جنگ بین‎الملل را چونان معجزه‎ای ارزیابی كرده است كه ایران را، كه بر اثر مداخلات خفقان‎آور بیگانگان امیدی به بقایش نمی‎رفته، نجات داد و ”احساسات فشرده و فسرده... را منبسط و گرم كرد و خبر فتوحات سربازان آلمان در روسیه، ایرانیان حساس را به‎هواداری متحدین وادار كرد!“12 مورخ‎الدوله سپهر هم ـ كه در دوره جنگ منشی اول سفارت آلمان در تهران بوده ـ بر آن بوده كه ”مژده اعلان جنگ جهانگیر روح جدیدی در كالبد میهن‎پرستان ایران دمید. جنگی كه در دنیا موجب هزاران آفات و بلیات و سیه‎بختی شد، كشور ما را از استعمار رهایی بخشید. اگر آن كارزار در روزگار رخ نمی‎داد، وطن ما در نتیجه اجرا منطقه نفوذ 1907 به دو نیمه منقسم و شاید امروز نام آن از نقشه عالم محو شده بود.“13

یكی از نشانه‎های دمیدن روح جدید در كالبد آزادی‎خواهان آذربایجانی انتشار یك روزنامه زیر زمینی ژلاتینی به نام انصاف در تبریز بود كه مأموران غلاظ و شداد شجاع الدوله به كشف ناشران آن موفق نمی‎شدند. از نخستین اقدامات كابینه مستوفی كه 18 روز پس از آغاز جنگ جهانی به سر كار آمده بود، بركناری شجاع‎الدوله خونخوار از حكومت آذربایجان بود. در متحدالمالی كه وزارت امور خارجه به مناسبت بازگشت شجاع‎الدوله به آذربایجان در 10 صفر 1333 / 28 دسامبر 1914 به عموم سفرای دولت ایران در كشورهای مختلف ارسال داشته، تاریخچه نایب‎الایالگی او و جریان اخراجش از ایران بازگو كرده است: ”پس از آنكه شجاع‎الدوله در تحت شرایطی... به سمت نیابت ایالت آذربایجان شناخته شد، ولی چون از تقویت مأمورین نظامی روس و مخصوصا جنرال قنسول تبریز سوء استعمال نمود، روز به روز به حركات متمردانه خود می‎افزود. مخصوصا موقع اعلان تاج‎گذاری بندگان اعلیحضرت اقدس همایونی و مسئله انتخابات (مجلس) علنا بنای ضدیت را گذارده و بالاخره تمرد را به جائی رسانید كه بر ضد اوامر دولت تجهیز استعداد اردو و به سمت زنجان نموده، مخالفت خود را با دولت علنی كرد دولت جدا در صدد برآمد كه انتهایی به این اعمال او داده شود. بعد از مذاكرات زیاد با سفارت روس بالاخره تحصیل موافقت برای انفصال مشارالیه گردیده و موقتا تا ورود والاحضرت اقدس ولیعهد (محمد حسن میرزا)، رشیدالملك به سمت نیابت ایالت آذربایجان معین و تلگرافا انفصال شجاع الدوله اعلام گردید...“14

در هر حال، روس‎ها ”در نتیجه جنگ بوده كه خواهش (دولت) ایران را پذیرفتند. زیرا پس از پیش آمد جنگ رفتار خود را اندكی بهتر گردانیده، به دلجوئی از دولت ایران می‎كوشیدند“15 و با این همه تقی خان رشیدالملك، نوكر دیگر خود را برای جانشینی آن خون آشام به دولت تحمیل كردند. شجاع‎الدوله نیز اندكی پس از بركناری، به اصرار دولت در اوایل اكتبر / اواسط مهر 1293 راه روسیه را در پیش گرفت تا بعدا باز به توسط اربابان به كار گرفته شود.

می‎دانیم كه دولت ایران در 2 اكتبر 1914 (12 ذیقعده 1333) یك ماه پس از شعله‎ور شدن آتش جنگ جهانی، اعلان بی طرفی كرد‌؛ لیكن این بی طرفی را هیچ كدام از طرف‎های درگیر در جنگ جدی نگرفتند و كشور ما را عرصه تاخت و تاز و دسیسه‎های سیاسی خود قرار دادند.16 میروشنیكف غیرممكن بودن حفظ بی طرفی و به طور كل اتخاذ یك سیاست مستقل را ناشی از وضع نیمه مستعمره و وابسته بودن ایران دانسته است.17

دولت ایران بلافاصله پس از اعلام بی طرفی، از دولت روسیه خواست تا قوای خود را از آذربایجان بیرون ببرد. یك روز پیش از اعلان بی طرفی، رئیس‎الوزراء خطاب به وزیر مختار روس اوضاع آذربایجان را تشریح و وضع اكراد و هیجانی كه در آنها تولید شده، با مشكلاتی كه ممكن است بعدها بروز نماید، بیان داشته، تقاضا كرد كه ”برای حصول اطمینان عثمانی‎ها، لازم است دولت روسیه به وعده‎های خود وفا نموده و فعلا كه اوضاع آذربایجان هنوز موجب نگرانی نیست، قشون خود را از آذربایجان و غیره ببرند و دولت ایران هم فورا والاحضرت اقدس ولیعهد را، به طوری كه سابق هم مذاكره شده بود، به تبریز اعزام و استعداد كافی در كسب اهمیت ننموده است، جلوگیری شده، دولتین روس و عثمانی، هر دو از حمله‎ای كه ممكن است از حدود ایران به خاك یكدیگر شود، مطمئن باشند.18 و در پایان هم صراحتا می‎خواهد كه دولت روس به واسطه بردن قشون خودشان از آذربایجان رفع بهانه عثمانی‎ها را نموده، و محلی برای تجاوزات آنها باقی نگذارند.19

دولت ایران این خواست را بارها تكرار می‎كند. اما روسیه كه خیالاتی در سر داشته، به بهانه‎های مختلف از قبول آن سرباز میزند و به ویژه مسئله حفظ امنیت خارجیان در آذربایجان را، كه بهانه اصلی اعزام نیرو به این سامان بوده پیش می‎كشد. وزارت امور خارجه ایران هم استدلال می‎كند كه ”قبل از ورود قشون دولت بهیه به آذربایجان ابدا نسبت به رعایای خارجه سوءقصد و تعرض رخ ننموده “ و اعلام می‎دارد كه ” هرگاه مضرات سیاسی و خسارات مادی نسبت به این مملكت و دولت وارد آید و اولیای دولت علیه اولیای آن دولت بهیه را مسئول بدانند محق خواهند بود.20 و دولت روسیه اعتنایی به چنین درخواست‎ها و استدلال‎هایی نمی‎كند.

در این دوره هنوز عثمانی وارد جنگ نشده بود و مردم تبریز كنسولگری روسیه و سربازان روسی را برسرنوشت خود حاكم می‎دیدند و به امید تغییر اوضاع چشم به آینده دوخته بودند. از آن جایی كه روسیه بخش‎هایی از نیروهای خود، مستقر در آذربایجان را به جبهه‎های غرب اعزام داشته بود، حتی‎الامكان از تحریك مردم محلی و پیش آمدن حوادثی چون حوادث محرم 1330 پرهیز می‎كرد. اساسا در این برهه از جنگ، روسیه و انگلیس تمایلی به حفظ نیروی نظامی و دست كم افزایش آن‎ها در مناطق تحت نفوذ خود در ایران نداشتند، در حالی كه متحدین و در رأس آنها آلمان بر آن بودند تا برای كاستن از فشار متفقین در جبهه‎های اروپا، روسیه و انگلیس را بیش از پیش در خاورمیانه و نزدیك درگیر گردانند. به همین منظور هم بود كه پای عثمانی به لطایف‎الحیل به جنگ كشانده شد و با كشانده شدن پیرمرد بیمار اروپا ـ كه می‎خواست بهبود یابد و جوانی از سر گیردـ به جنگ، مناطق غربی و شمال غربی ایران و از آن جمله آذربایجان به میدان نبرد نیروهای متخاصم تبدیل شد و در این میان تبریز نیز از دست به دستی‎ها و آسیب‎ها و آفت‎های جدی ناشی از آنها در امان نماند.

عثمانیها در تبریز

عثمانی به دنبال انقلاب 1908 تحت نفوذ حزب اتحاد و ترقی در آمده بود و از سال 1913 به بعد دیكتاتوری همان حزب به دست مثلث انور ـجمال ـ طلعت پاشا بر آن كشور اعمال می‎گردید. اینان به دلایلی كه جای طرحشان در اینجا نیست، پای امپراطوری بیمار و از نفس افتاده را، كه گذشته از زخم‎های كهنه، زخم‎های تازه شكست‎های سال 1913 جنگ بالكان را بر تن داشت، برغم وجود مخالفت‎های جدی در دولت و محافل سیاسی و به ویژه در خود حزب، به جنگ كشاندند. در همان روزهای آغاز جنگ جهانی، اتحادی پنهانی بین عثمانی و آلمان بسته شد و عثمانی در طی 2 ماهی كه به ورودش به جنگ در اواخر اكتبر 1914 انجامید با شتابی سرسام‎آور به بسیج نیرو پرداخت و به رغم خواست كسانی كه سعی در طولانی كردن حالت نه جنگ و نه صلح و حفظ بی‎طرفی ظاهری داشتند، عملا به میدان كشانده شد و در چهارسوی قلمرو بی در و پیكر خود در جبهه‎های مختلف درگیر نبرد گردید.21

عثمانی در دوره بسیج و بی‎طرفی نیز در مرزهای غربی ایران و به ویژه آذربایجان كر و فر و گیرودار داشت و عشایر كرد را تحریك و تسلیح و در پشت مرزهای ایران و قفقاز نیرو جمع می‎كرد.22

نخستین واكنش ورود رسمی عثمانی به جنگ در تبریز، حمله دسته‎ای از قشون روس به كنسولگری‎های عثمانی، اتریش و آلمان و دستگیری شهبندر عثمانی و كنسول اتریش بود. توضیح این كه كنسول آلمان به موقع خود را به كنسولگری آمریكا رسانده، از برده شدن به روسیه و تبعید به سیبری جان بدر برد. در همان روز این اعلان بر در و دیوار شهر چسبانده شد:

اعلان

در این اواخر معلوم شد كه قونسول آلمان به اتفاق قونسول اطریش و قونسول عثمانی به دستیاری اشرار می‎خواهند در داخله تبریز و حدود آذربایجان اسباب آشوبی فراهم بیاورند كه اهالی را دچار مهلكه سازند و وقایع سه سال قبل را به درجه ظهور برسانند. چون فی‎الحقیقه انتظام مملكت آذربایجان را نظامیان روس به عهده گرفته‎اند و دولت ایران بالفعل قوه مكفی برای استقرار امنیت ندارد، بنابراین بر حسب امر دولت قوی‎شوكت روسیه روز دوشنبه 13 ماه ذیحجه 1332 / 2 نوامبر 1914 نظامیان روس قونسول عثمانی و اطریش را توقیف و تحت‎الحفظ روانه تفلیس نمودند كه از سوء افكار و اقدامات فاسده آنها اهالی دچار مهلكه نشوند. قونسول آلمان هم به سوء افكار خود پی برده، قبل از وقف در قونسولگری آمریكا متحصن شد. نظامیان روس در محافظه آسایش اهالی و انتظام حدود آذربایجان همه قسم اقدامات مجدانه می‎نمایند.

جنرال قونسول دولت بهیه روس ”آرلوف“ 23

 

وزیر مختار روس هم به وزیر خارجه ایران، كه عصر همان روز برای آزادسازی كنسول‎های دستگیر شده پادرمیانی می‎كند، اظهار می‎دارد:

”می‎دانید، ژنرال قنسول عثمانی در تبریز چند ماه است در آذربایجان از هیچگونه تحریكی بر ضد روسیه خودداری ندارد و معلوم است، در صورتی كه جنگ شروع شده باشد، قشون روس نمی‎توانند دشمن خود را نزدیك خود ببینند...“24

لازم به یادآوری است كه چند روز پیش از دستگیری كنسول‎های یاد شده، لیتین، بنا به دستور سفارت آلمان، امور كنسولگری آن كشور در تبریز را به سركنسول تركیه واگذار كرده، خود و تمام اتباع آلمان در شهر، تحت حمایت عثمانی درآمده بوده و گذشته از آلمانی‎ها و كنسولگری آلمان، ایرانیان هوادار آلمان نیز پرچم عثمانی را بر فراز خانه‎های خود به اهتزاز درآورده بوده‎اند. به نوشته لیتن ”نظر به اینكه چنین كاری در مواقع بحرانی و خطرناك مسری بود و شایعات عجیبی نیز پخش می‎شد. در آن شهر تحت اشغال نظامیان روسی، تقریبا از هر دو خانه یكی به پرچم عثمانی مزین گردید.“ ضمن تذكر این نكته كه نوشته لیتن انگار از چاشنی غلو بركنار نمانده، به نظر می‎رسد كه این سخن سركنسول عثمانی نیز، كه چند روز پیش از دستگیری و تبعیدش بر زبان آورده، به نقل كردنش بیارزد:

”این كار (یعنی افراشته شدن پرچم عثمانی بر فراز خانه‎ها) این معنی را می‎دهد كه اینك تبریز و اصولا تمامی آذربایجان تحت حمایت عثمانی است.“25

ناگفته نماند كه پیش از آن نیز كنسولگری روس اقدام به دستگیری و تبعید ایرانیان وابسته به آلمان و اتباع آن كشور در تبریز كرده بود و چند روز بعد هم به این كار دست زد و از جمله 42 تن از اتباع آلمان را كه با توافق قبلی سركنسول روسیه و با جواز عبور صادر شده از طرف نایب‎الایاله آذربایجان، شهر را به قصد عزیمت به تهران ترك كرده بوده‎اند، از وسط راه، از حدود میانه به تبریز برگردانده، به روسیه فرستاد.

دو ماه و یك هفته پس از درگیری رسمی عثمانی در جنگ، سروكله عساكر عثمانی در تبریز پیدا شد. در این مدت حوادثی اتفاق افتاده است كه لازم است به اجمال مرور گردد: نیروهای روس و عثمانی كه از مدتها پیش در پشت مرزهای آناتولی و ایران استقرار یافته بودند، چند روز پس از ورود عثمانی به جنگ، در اراضی یكدیگر پیشروی كردند. از سویی روس‎ها از نخستین روزهای نوامبر در آناتولی شرقی به مانور پرداختند و پس از چند برخورد، جنگ ساری‎قمیش پیش آمد. این جنگ كه در آغاز لشكرهای ترك در آن دست بالا را داشتند، از 22 دسامبر 1914 تا 15 ژانویه 1915 طول كشید و به كشته شدن قریب 70 هزار عسكر ترك و بیش از 30 هزار سرباز و قزاق روسی و شكست فضاحت بار عثمانی انجامید.26

در گرماگرم نبرد ساری‎قمیش، كه بخشی از نیروهای روسی مستقر در آذربایجان به آن حدود انتقال داده شده بودند، نیروهای عثمانی به‎همراه گروهی از مجاهدان ایرانی و گروه‎های انبوهی از كردان از غرب آذربایجان به سوی شرق آن در حال پیشروی بودند.

پیشروی نیروهای عثمانی در آذربایجان بدون مقاومتی عمده صورت می‎گرفت. از ساكنان مسیر این نیروها تنها ارامنه و آسوری‎ها با آنان دشمنی می‎ورزیدند و مسلمانان كه با گروه‎های قومی مذكور درگیری‎های روزافزونی داشتند، به طور كلی روی موافق با آنها نشان می‎دادند. علت اصلی آن را هم باید به چشمداشت عمومی مردم مسلمان منطقه از متحدین و به ویژه عثمانی‎ها به بیرون راندن روس‎ها و پایان دادن به استیلای نفس گیر تزاریسم تجاوزگر نسبت داد. به دریافتی ”دولت ایران ابتدا در صدد بر آمد تا با نیروهای ترك وارد جنگ شود، اما چون در آن موقع تمایلات و احساسات مردم ایران نسبت به ترك‎ها را بسیار نیرومند یافت، صرفا به اعتراضات دیپلماتیك به دولت تركیه بسنده كرد.“27

وزیر مختار روسیه در تهران نیز، كه در هرحال از احساسات ایرانی‎ها نسبت به عثمانی‎ها و نیز نسبت به روس‎ها خبر داشته، در همین روزها در جریان مذاكره با وزیر خارجه ایران سخنانی بر زبان آورده است كه حاكی از وجود زمینه مورد بحث است:

”ممكن است بعضی‎ها به مناسبت این كه عثمانی‎ها مسلمان و هم‎مذهب هستند، احساسات آنها متمایل به عثمانی‎ها باشد. اگرچه این دلیل منطقی است، ولی نباید تاریخ را فراموش كنند و در خاطر نیاورند كه هیچ وقت عثمانی‎ها با ایرانی‎ها دوست نبوده‎اند و در هیچ موقع از خصومت هم خودداری نكرده‎اند...“28

روند عمومی جنگ در ماه‎های نخستین درگیری و تبلیغات عوامل متحدین نیز به چنین امیدها و توهمات و جانبداری‎هایی در سراسر ایران و به ویژه آذربایجان، كه مستقیما پایمال اشغالگران بود، میدان می‎داد. خصوصا كه بین آزادی‎خواهان ایران و به ویژه آذربایجان و تركان جوان مناسبات دوستانه‎ای وجود داشت29 و سفارت و كنسولگری عثمانی در تهران و تبریز از پناه گاه‎های مشروطه خواهان بوده و سردار و سالار ملی به دنبال ورود قشون روسی به تبریز، به رهنمود انجمن ایالتی مدتی در شهبندری عثمانی به سر برده بودند. غالب مجاهدان جان به در برده از تیغ و دار شجاع الدوله نیز به عثمانی پناهیده بوده‎اند.30 گفته‎اند كه ستارخان در همین روزها با وجود آنكه زخم پایش بهبود نیافته بوده، بر آن بوده است كه‎همراه جمعی از همرزمان خود برای جنگیدن با روس‎ها عازم آذربایجان شود كه اجل مهلتش نداد.

با توجه به چنین مناسباتی بود كه وقتی ترك‎ها خواستند به ایران لشكركشی كنند ”بعضی از آزادی‎خواهان و مجاهدان ایران را تشویق كردند كه به ایران برگشته، به اتفاق آنان با سربازان روس وارد جنگ شوند و بالاخره این نظر هم تأیید و عملی شد و اولین گروه آزادی‎خواهان، كه در رأس آنها آقایان امیر حشمت و بلوری و یكانی و نوبری و امیرخیزی و سایرین بودند، راه افتادند.“31 در هر دو ستونی كه یكی از مرز بازرگان و از سوی ارومیه و دیگری از مرز بانه و از سوی ساوجبلاغ روی به سوی خاور داشته‎اند، ”پیشگام مجاهدان ایرانی و كردان بودند و سپاهیان عثمانی از پشت رسیدند.“ امیر حشمت نیساری درباره پیشروی ستونی كه خود جزو پیشگامان آن بوده، چنین گفته است:

”من با همراهان خودم كه حاجی میرزاآقا بلوری و میرزا نوراله خان یكانی و هاشم خان و نصرت‎اله خان و فارس‎الملك و دیگران تا دویست تن بودند، به رواندوز رسیدیم و چون میخواستیم به روسیان شبیخون زنیم شبانه از مرز بازرگان به خاك ایران درآمدیم و بر سر روسیان تاختیم و در جنگی كه روی داد روسیان شكست خوردند و پس نشستند.“32

امیر حشمت و یارانش همراه گروه‎هایی از كردان ضمن تعقیب روس‎ها و ضربه زنی‎های مكرر به آنها تا حوالی شهر ارومیه پیش می‎تازند و در آنجا چون متوجه می‎شوند كه سركردگان ترك تازه از راه رسیده اندیشه‎های دیگر در سر دارند و ”چنین می‎خواهند كه شهر را به نام دولت خود بگشایند“ از این بدخواهی چنان می‎رنجند كه از آنان كناره گرفته، از طریق موصل و بغداد خود را به تهران می‎رسانند، ولی بلوری و چندین تن دیگر همچنان تا تبریز با قشون ترك همراهی می‎كنند. حسین آقا فشنگچی نیز كه با گروهی از مجاهدان آذربایجانی و دسته‎های كردان پیشاپیش ستون اعزامی از مرز بانه و از طریق ساوجبلاغ جنگ كنان پیش تاخته بودند، سرانجام همراه عساكر ترك وارد تبریز شدند.

روسیه كه در جریان پیشروی عساكر عثمانی در آذربایجان در اروپای شرقی و آناطولی شمال شرقی درگیر نبرد بود و به طوری كه پیش از این نیز اشارت رفت بخشی از نیروهای مستقر در آذربایجان خود را نیز از این خطه بیرون برده بود، در این حال به یاد نوكر قدیمی خود افتاد و او را از یالتا به آذربایجان آورد. خان خون آشام در دهه آخر نوامبر 1914 / اواسط آذر 1293 / اوایل محرم 1333 با ماشین وارد تبریز شد و پس از توقفی كوتاه در تبریز و نعمت آباد و تهدید و دعوت محترمین و اهالی شهر به اطاعت33 و احضار افواجی از قزاق حقوق بگیر دولت ایران، به مراغه رفته، بعضی از عشایر را به خدمت گرفته و به یاری روس‎ها و با سلاح‎ها و قورخانه دولت آنها را بسیج كرده، با لشكری 4 هزار نفری برای جلوگیری از پیشروی تركان و كردان در میاندوآب استقرار یافت. وی برای تأمین مخارج لشكر تحت فرمان خود عایدات و خالصه جات دولت و مالیات‎های دیگر را تصاحب می‎كرد و دولت ایران را نیز كه در هر حال اعلام بیطرفی كرده بود، به چیزی نمی‎گرفت. مقامات روسی هم در پاسخ اعتراضات دولت ایران، اظهار می‎داشتند كه شجاع‎الدوله از طرف تزار به سرحدداری تعیین شده و وظیفه دارد از پیشروی عثمانی‎ها جلوگیری نماید.

سرانجام وی در اول ژانویه 1915 / 11 صفر 1333 از تركان و كردان شكست خورده، در حالیكه 12 عراده توپ و 150 بار قورخانه ذخیره تبریز را برای تصرف عثمانی‎ها برجا گذاشته بود و 1000 تن از افراد تحت فرمانش به كردها پیوسته بودند، فرار را بر قرار ترجیح داد و از راه مراغه خودش را به تبریز رساند و دو سه روز پیش از ورود قشون عثمانی به تبریز همراه روس‎ها این شهر را ترك كرده، به روسیه رفت و در سال انقلاب خیز 1917 به مرض سرطان در همان جا درگذشت.34

درحالیكه قوای ترك و كرد به طرف شرق آذربایجان در حركت بودند، تشنجاتی در تبریز به چشم می‎خورد. انتشار خبر تصرف خوی به دست قوای ترك و كرد به دنبال انتقال سربازان روسی مستقر در آنجا به آناطولی و بسته شدن راه تبریز ـ جلفا و حركت آنها بسوی تبریز باعث فرار بسیاری از خارجیان و ارامنه از شهر و انتقال موجودی بانك روس به روسیه شد. پس از آن هم مردم به شعبه بانك شاهنشاهی ریخته، پول‎های خود را پس گرفتند. تشویق و تشنج چندان دم افزون و نگران كننده بود كه ژنرال كنسول روسیه برای بازگرداندن آرامش به شهر ناگزیر از انتشار اعلانی به زبان فارسی در اوایل دهه سوم نوامبر 1914 / اوایل محرم 1333 شد:

اعلان

راجع به استقرار نظم و امنیت شهر تبریز كه حضرت... سردار رشید، نایب‎الایاله آذربایجان دام اجلاله خودشان شخصا به بازار تشریف برده و به اهالی اطمینان داده‎اند كه اخبار منتشره بی اساس (است) و با كمال دلگرمی و آسودگی به كسب و كار خود مشغول باشند، از قرار معلوم باز اكثر اهالی متوحش و مضطرب بوده و به طوری كه لازم است، اطمینان حاصل نكرده‎اند. این است، جنرال كنسولگری... بموجب این اعلان به عموم اهالی تبریز اخطار می‎نماید، بموجب اخبار واصله از اطراف آذربایجان، كمال امنیت حاصل و ابدا خطر و تهلكه به شهر تبریز متصور نیست و این روزها قشون دولت امپراطوری از سرحد جلفا به خاك ایران وارد و به هر سمت بقدر لزوم عازم هستند... لازم است اهالی با نهایت اطمینان و دلگرمی به كسب و كار خود مشغول و آسوده باشند.

جنرال قونسول روس ”آرلوف “ 35

اما این حرف‎ها به گوش كسی نمی‎رفت. مردم می‎گفتند، اگر واقعا در تبریز امنیت برقرار است، چرا بانك روس از تبریز رفته و تا بحال هم برنگشته؟36

 

منبع : http://azer-online.com/tarikh/more/raissnia_naghshe_tabrizr.htm


+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:18 توسط علی چلوی - هادی |
مواد اولیه در منبت كاری ( مطالب هنری و اخبار و مقالات مرتبط )

مواد اولیه در منبت كاری

.قسمت های مهم یك درخت

.مقاطع سه گانه چوب

.چوب های فشاری و كششی

.رطوبت چوب

چوب:مهمترین ماده اولیه در منبت كاری چوب است. انتخاب چوب در منبت كاری یكی از مراحل مهم منبت كاری می باشد.بایدسعی شود چوبی كه برای منبت كاری انتخاب می شود بدون گره و باختگی باشد.

درخت: چوب، حاصل درخت است و درخت مواد غذایی خود را از زمین و هوا گرفته و رشد می كند. درخت از طریق ریشه ، مواد غذایی را از زمین می گیرد و به سایر قسمت های خود هدایت می كند. این كار به وسیله ی لوله های باریك مویی و با نیروی مویی انجام می شود. نیروی مویی یا كاپیلارتیه باعث به جریان افتادن آب آزاد از طریق حفره های سلولی و روزنه های ریز دیوارهی سلول می گردد.

درخت ، گاز كربنیك هوا را همراه با مواد غذایی كه از زمین گرفته، تحت تأثیر نور خورشید به مواد سازنده ی چوب تبدیل می كند، كه مهمترین این مواد عبارتند از :مواد قندی، سفیده ای، سلولز صمغ، قلیایی ، دباغی و مواد رنگی.

قسمت های مختلف یك درخت

1- پوست درخت:

پوست درخت به دو لایه تقسیم می شود : پوست بیرونی یا  "لایه ی مرده" كار آن حفاظت از تنه درخت است و ضخامت آن بستگی به گونه و سن درخت دارد. این قسمت از سلول ها و بافت های مرده شما تشكیل می شود .لایه زنده یا پوست درونی كه از بافت های زنده، نرم و مرطوب تشكیل شده است و مواد غذایی تهیه شده را به نقاط مختلف درخت هدایت می كند.

2- پوسته چوبساز یا كامبیوم (لایه زاینده): زایش و تقسیم سلول ها در این قسمت انجام می شود و سلولهای تشكیل دهنده چوب را تشكیل می دهند. قسمتی از سلول ها به صورت چوب درآمده و در داخل درخت قرار می گیرند و قسمت دیگر از طرف خارج پوست آن را شامل می شوند.

3- چوب:كه قسمت  اعظم تنهی درخت را تشكیل می دهد، خود به دو قسمت تقسیم می شود:چوب برون، كه به آن « چوب جوان » نیز می گویند، قسمت فعال چوب بوده و معمولاً رنگ آن روشن است و شیرابه را از ریشه به برگها انتقال می دهد.

چوب درون، یا «چوب پیر» كه قسمت میانی تنه درخت است. سلول های این قسمت غیر فعال بوده و رنگ تیره دارند و كار آن ها ذخیره ی مواد استخراجی و استحكام بخشیدن به تنه درخت است.

4- اشعهی مركزی یا پره های چوبی:نوارهایی هستند كه از یك یا چند ردیف سلول های شعاعی تشكیل شده اند كه از پوست تا مركز درخت و عمود بر دوایر سالانه امتداد دارند و كار آنها انتقال و ذخیره مواد غذایی است و خاصیت آن این است كه بین حلقه های سالیانه اتصال ایجاد كرده و درخت را محكم می كند.

5- چوب بهاره و چوب تابستانه: چوب بهاره یا آغازی چوبی است به رنگ روشن، كه در آغاز فصل رویش تشكیل می شود و معمولاً حاوی سلول هایی درشت با دیواره سلولی نازك است.

چوب تابستانه، چوبی است كه در پایان دوره ی رویش به وجود می آید؛ به دلیل كم بودن جریان آب، سلول هایی با حفره های سلولی تنگ تر و به هم چسبیده می باشند و غشای سلولی ضخیم تر دارند و رنگ آن تیره تر از چوب بهاره است. چوب بهاره و تابستانه در یك دوره رویش تولید می شود و یك دایره را تشكیل می دهد كه به آن دایره حلقه رویش سالیانه می گویند.

پهن برگان: درختان پهن برگ، برگ هایی درشت و پهن دارند و در فصل پاییز برگ آنها می ریزد مانند گونه های چنار، راش ، توسكا و ... پهن برگان معمولا دارای چوبی محكم تر و ریزبافت هستند.

سوزنی برگان: درختانی كه برگ های سوزنی شكل دارند و معمولاً در چهار فصل سال دارای برگ های سبز هستند.

عمل رویش در درختان پهن برگ فقط زمانی كه درخت برگ دارد انجام می شود؛ عمل رویش در بهار با شدت و در فصل پاییز به كندی انجام می شود و سپس در زمستان قطع می شود و مجدداً در بهار سال بعد آغاز می شود. عمل رویش در درختان سوزنی برگ در بهار و تابستان است و با رسیدن فصل سرما رویش آن به آرامی انجام می شود.

مقاطع سه گانه چوب

چوب را می توان از سه مقطع یا برش مطالعه نمود:

1-برش عرضی:كه سطح برش عمود بر جهت طول ساقه درخت است.

2-برش شعاعی: كه سطح برش موازی جهت پره های چوبی است .

3-برش مماسی: كه سطح برش شعاعی و پرده های چوبی است.    

چوب های فشاری و كششی

معمولا  در قسمت های خمیده تنه و شاخه های درخت، چوبی تشكیل می شود كه خصوصیات آن با چوب طبیعی كاملاً فرق دارد. این گونه چوب ها در سوزنی برگان به چوب فشاری و در پهن برگان به چوب كششی معروف است.

چوب فشاری كه در قسمت زیرین تنه خمیده شاخه های درختان سوزنی برگ به وجود می آید، معمولاً دارای دوایر رویش سالیانه عریض تر از دوایر رویش سالیانه چوب های طبیعی است و به علت عدم وجود اختلاف زیاد بین چوب درون و چوب برون تعیین سن آن با شمارش دوایر رویش سالیانه مشكل است.

چوب كششی در قسمت فوقانی تنه خمیده و شاخه های درختان پهن برگ تشكیل می شود و از خصوصیات بارز آن این است كه هنگام بریده شدن به ویژه در چوب های تر، چوب به شكل كُركدار در می آید كه اره كشی روی آن بسیار دشوار است.

رطوبت چوب

تعریف رطوبت چوب:مقدار آبی كه در واحد وزن چوب موجود است را رطوبت چوب می نامند و معمولا نسبت به وزن خشك چوب سنجیده می شود.

رطوبت چوب را به درصد می سنجند. بنابر تعریف فوق برای محاسبه مقدار درصد رطوبت چوب نسبت به وزن خشك از فرمول زیر استفاده می شود:

وزن خشك چوب در مخرج كسر، وزن خشكِ نمونه است نه وزنِ كل نمونه، به همین جهت میزان رطوبتی كه به دست می آید می تواند بیش از صد درصد باشد.

چوب ماده ای است كه آبدوست و به رطوبت در حالت های مایع و بخار كاملاً حساس است، یعنی اگر قطعه چوب خشكی در محیط مرطوب قرار گیرد رطوبت را جذب می كند و بر عكس .

مثال : مقدار 350 گرم پوشال از چوب خیس برمی داریم. پس از خشك كردن وزن آن به 220 گرم كاهش می یابد. رطوبت چوب چه مقدار است؟

 پاسخ: 60%

چوب یكی از عوامل مهم مورد نیاز برای رشد و فعالیت عوامل بیولوژیكی مخرب چوب (حشرات و قارچ ها) است و رشد و فعالیت حشرات و قارچ ها باعث كاهش دوام و كیفیت چوب می گردد. رطوبت در رنگ پذیری، چسب خوری و حتی اره كشی چوب تاثیر می گذارد. (امروز رطوبت سنج های دیجیتالی كامپیوتری به بازار عرضه شده كه با تماس دادن به چوب مقدار رطوبت را نشان می دهد.)

1-آب آزاد موجود در چوب: آبی كه به صورت مایع در حفره های سلول های چوب وجود دارد و توسط نیروی كاپیلاریته نگهداری می شود (نیروی كاپیلاریته یا نیروی مویی نیرویی است كه در لوله های كم قطر باعث بالا آمدن آب می شود). این آب در مراحل اولیه خشك كردن چوب از آن خارج می شود.

2-آب آغشتگی: این آب در داخل دیواره سلول های چوبی است و به كمك نیروهای جذب سطحی به حالت چسبیده به مولكول های زنجیره سلول قرار دارد. جدا سازی این آب از چوب به انرژی بیشتری (نسبت به آب آزاد) احتیاج دارد. پس چوب ابتدا آب آزاد و بعد آب آغشتگی را از دست می دهد.

3-آب نهادی:آبی كه در ساختمان مولكولی غشاء سلولی وجود دارد و جدا كردن آن از چوب مشكل است و باید چوب تجزیه شود. این مقدار آب در اندازه گیری مقدار رطوبت چوب تاثیری ندارد. چوب های تازه قطع شده را كه دارای آب آزاد و آب آغشتگی در چوب هستند،«چوب تَر» یا «چوب سبز» نامیده می شوند.

اگر چوب طوری خشك شود كه فقط آب آزاد از چوب خارج شود و آب آغشتگی در چوب باقی بماند، در این حالت چوب در «حد نقطه اشباع الیاف» است. مقدار رطوبت چوب در این نقطه حدود 30% است ولی مقدار واقعی بین 20% تا 30% متغیر است كه به گونه چوب بستگی دارد.

منبع : تبيان


+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:13 توسط علی چلوی - هادی |
صنایع دستی و انواع آن ( مطالب هنری و اخبار و مقالات مرتبط )

صنایع دستی و انواع آن

تعریفویژگی ها

طبقه بندی

تعریف

از مجموعه تعاریف صنایع دستی، به نظر می رسد تعریف زیر كه توسط گروهی از كارشناسان سازمان صنایع دستی ایران ارائه گردیده، دقیق تر و جامع تر باشد؛ چرا كه با وضعیت فعلی این صنعت و هنر ارزنده انطباق بیشتری دارد: صنایع دستی به مجموعه ای از هنرها و صنایع اطلاق می شود كه به طور عمده با استفاده از مواد اولیه ی بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید به كمك دست و ابزار دستی محصولاتی ساخته می شود كه در هر واحد آن ذوق هنری و خلاقیت فكری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل، وجه تمایز اصلی این گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و كارخانه ای      می باشد.

ویژگی ها

با توجه به تعریف فوق و سایر تعاریفی كه برای صنایع دستی ارائه شد، می توان ویژگی های زیر را برای محصولات دست ساخته قایل شد:

1-  انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید، توسط دست و ابزار و وسایل دستی، برای تولید هر یك از فراورده های دستی مراحل متعددی طی می شود ولی انجام كلیه ی این مراحل به وسیله ی دست و ابزار و وسایل دستی الزامی نبوده و چنانچه تنها قسمتی از مراحل اساسی تولید به این طریق انجام شود، محصول تولید شده با توجه به مواردی كه در تعریف ذكر شد، صنایع دستی محسوب           می گردد.

2-  حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید و شكل بخشیدن به محصولات ساخته شده و امكان ایجاد تنوع و پیاده كردن طرح های مختلف در مرحله ی ساخت این گونه فراورده ها.

3-    تأمین قسمت عمده ی مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی.

4-    داشتن بار فرهنگی (استفاده از طرح های اصیل، بومی و سنتی).

5-    عدم همانندی و تشابه فراورده های تولیدی با یكدیگر.

6-    عدم نیاز به سرمایه گذاری زیاد در مقایسه با سایر رشته های صنعت.

7-    دارا بودن ارزش افزوده ی زیاد در مقایسه با صنایع دیگر.

8-    قابلیت ایجاد و توسعه در مناطق مختلف (شهر، روستا و حتی در جوامع عشایری).

9-    قابلیت انتقال تجربیات، رموز و فنون تولیدی، سینه به سینه و یا مطابق روش استاد و شاگردی

طبقه بندی

در زمینه ی طبقه بندی صنایع دستی نیز باید گفت كه این طبقه بندی به صورت های مختلف از جمله براساس مواد اولیه ی مصرفی یا شیوه و روش ساخت آن می تواند صورت پذیرد. در اینجا طبقه بندی انجام شده توسط كارشناسان سازمان صنایع دستی ایران كه به طور عمده بر مبنای روش و تكنیك ساخت  این گونه محصولات به عمل آمده است، ذكر می گردد:

1- بافته های داری: محصولاتی كه به كمك دارهای افقی یا عمودی مستقر در زمین در زمان بافت، تولید می شود، بافته های داری محسوب می گردند مثل قالی، گلیم، زیلو و نظایر آن.

2-  دستبافی:(نساجی سنتی): فراورده هایی كه به كمك دستگاه های ساده و سنتی بافندگی  (دستگاه ویژه ی بافت جاجیم، دستگاه دووَردی، دستگاه چهاروردی و ژاكار دستی) تولید می گردد، دستبافی محسوب می شود، نظیرجاجیم، زری،ترمه، شال و ...

از جمله  خصوصیات این رشته از صنایع دستی، این است كهاولاًكلیه مراحل سه گانه بافندگی، ایجاد دهنه كار، پودگذاری و دفتین زدن (آلتی است فلزی، دارای دسته ای شبیه شانه كه نساجان هنگام بافتن پارچه آن را در دست گیرند و لای تارها زنند تا آنچه بافته شده به هم پیوسته و محكم گردد.) با حركات دست و پا انجام می شود، در ثانی، امكان استفاده از پودهای رنگی به میزان نامحدود و همچنین تنوع طرح بافت با دراختیار داشتن كنترل حركات وَردها میسر می گردد كه این امر نشانگر حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید است.

3-  بافتنی:انواع مصنوعاتی كه با كمك میل، قلاب و نظیر آن و با الیاف طبیعی تولید می شود، جزء بافتنی ها به حساب می آید نظیر دستكش، جوراب، كلاه، شال گردن و ...

4-  روكاری:(رودوزی): كلیه ی مصنوعاتی كه از طریق دوختن نقوش سنتی بر روی پارچه های بدون نقش و یا كشیدن قسمتی از نخ های تار و پود به وجود می آید، در گروه « رودوزی» و یا «روكاری» جای دارد. نظیرسوزن دوزی،قلاب دوزی،ملیله دوزی،خوس دوزی،گلابتون دوزی،پته دوزیو ...

5- چاپ های سنتی: كلیه پارچه هایی كه به وسیله قلم مو، مهر و نظایر آن رنگ آمیزی شده و نقشمی پذیرد جزء چاپ های سنتی به حساب می آید مانند چاپقلمكار وچاپكلاقه ای (باتیك).

6-  نمدمالی: انواع مصنوعاتی كه بر اثر درگیری و متراكم نمودن پشم و كرك در شرایط فنی مناسب از طریق ورز دادن تهیه می شوند، جزء گروهنمدمالی می باشند. نظیر كلاه نمدی، پالتوی نمدی، نمد زیرانداز و نمد پادری.

7-  سفالگری و سرامیك سازی :به محصولاتی كه با استفاده از گِل رُس و همچنین گِل حاصله از سنگ كوارتز و خاك كائولن، به كمك دست و چرخ سفالگری ساخته و سپس پخته می شود، سفال و سرامیك اطلاق می شود.

برای تكمیل اشیاء ساخته شده، برحسب سنت و رسوم، روی آنها نقاشی، كنده كاری و یا نقوش برجسته ایجاد می كنند و از لعاب مناسب برای پوشش سطح اشیاء استفاده می گردد. محصولات تولید شده ی این گروه شاملانواع پارچ و لیوان ظروف غذاخوری، گلدان و ...می باشد.

8- شیشه گری:محصولاتی را كه از طریق شكل دادن مواد معدنی ذوب شده نظیر سیلیس و خرده شیشه كه با تركیبی از این دو و با استفاده از روش دمیدن توسط لوله ی مخصوص و با به كارگیری ابزار دستی شامل انبر، قیچی و غیره حاصل می شود،شیشه دست ساز می نامند كه شامل مراحل تكمیلی و تزئینی، نظیر نقاشی و تراش هم می گردد.

9- تولید فراورده های پوست و چرم: محصولاتی كه با استفاده از پوست و چرم دباغی شده به شیوه سنتی تولید می گردد، نظیر پوستین، كلاه پوستی،چاروق، محصولات تكمیلی چرمی (نظیر تلفیق چرم با محصولات دستباف) جزء این گروه هستند.

10-ساخت محصولات فلزی وآلیاژ: فراورده هایی كه به شیوه  سنتی و با استفاده از ابزار دستی و انواع فلزات (مس، نقره، طلا و آهن) و انواع آلیاژها (برنج و ورشو) تولید می گردد نظیر انواع ظروف خانگی، چاقو، قندشكن، قلم تراش، قفل و ... جزء این گروه می باشند.

11-  قلمزنی، مشبك كاری، حكاكی روی فلزات و آلیاژها:هنر– صنعتی است كه طی آن طرح ها و نقوش سنتی با استفاده از قلم، چكش و سایر ابزار دستی بر روی اشیاء ساخته شده از فلز با آلیاژ شكل می گیرد.

12-  سنگتراشی ، حكاكی روی سنگ و معرق سنگ: شامل مصنوعاتی می گردد كه مواد اولیه اصلی آن را انواع سنگ ها نظیر فیروزه، مرمر، یشم، سنگ سیاه، سنگ سفید(آلاباستر) و ... تشكیل     می دهد و به كمك ابزار و وسایل مختلف  تراشیده یا حكاكی می شود نظیر انواع ظروف، پایه ی چراغ، قاب عكس، انواع نگین و ...

13-  خراطی چوب:خراطی، شیوه ای از تولید محصولات چوبی است كه طی آن و توسط ابزار و وسایل مختلف و به طور عمده به وسیله دستگاه خراطی، اشیائی نظیر انواع قلیان، گهواره، پایه آباژور و ظروف مختلف ساخته و پرداخته می شود.

14- ریزه كاری و نازك كاری چوب:روشی از ساخت فراورده های چوبی است كه طی آن به      وسیله ی وسایل نجاری نظیر ارّه، رنده، سوهان، مُغار و ... قطعات كوچك چوبی آماده شده به صورت روكش بر روی بدنه ی چوبی چسبانده و تحت فشار شكل گرفته اند و از این طریق انواع شكلات خوری، زیر سیگاری، قاب عكس و نظایر آن تولید و عرضه می گردد.

15-منبت كاری، كنده كاری و مشبك كاری چوب:شیوه ای دیگر از تولید محصولات چوبی است كه طی آن طرح ها و نقوش سنتی با استفاده از قلم، چكش، مغار و سایر ابزار نجاری بر روی چوب های مرغوب و بادوام شكل می پذیرد.

16- حصیر بافی:منظور از حصیربافی كه بامبوبافی، مرواربافی، تِركه بافی، چم بافی، سبد بافی و چیغ بافی را نیز شامل می شود، همان بافت رشته های حاصل از الیاف سلولزی (گیاهی) به كمك دست و ابزار ساده دستی است كه طی آن محصولات مختلفی نظیر زیرانداز، سفره ی حصیری، انواع سبد، انواع ظروف و ... تولید و عرضه می گردد . در مورد چیغ بافی ذكر این نكته ضروری است كه حین بافت، علاوه بر الیاف گیاهی از نخ پشمی رنگ شده نیز برای ایجاد نقوش و طرح های سنتی استفاده می گردد.

17- خاتم سازی:روشی از تولید فراورده های چوبی است كه با استفاده از روكش حاصله از به هم چسباندن قطعات كوچك فلزات، استخوان و انواع چوب  در اشكال و طرح های سنتی (بیشتر به صورت هندسی) و به كمك ابزار و وسایل مختلف، فراورده هایی نظیر انواع قاب عكس، جاسیگاری، شكلات خوری، میز، صندلی و ... ساخته می شود.

18-معرق  كاری:ترسیم طرح ها و نقش های سنتی بر روی زمینه ی چوبی یا سرامیك و خالی كردن داخل خطوط طرح ها و پركردن فضای خالی شده به وسیله قطعات آماده شده ی چوبی، سرامیك، فلزی، صدفی و سنگی  را معرق كاری می گویند.

19-كاشی گری:صنعتی است با سابقه كه طی آن انواع كاشی ها با استفاده از طرح ها و نقش های سنتی برای استفاده در ابنیه ی مذهبی و تاریخی از طریق قالب گیری گِل رُس و پختن آن در كوره ساخته و پرداخته می شود.

20-  ملیله كاری:منظور ساخت اشیاء مختلف نظیر سرویس چایخوری ، تنگ و همچنین برخی از زینت آلات با استفاده از مفتول های نقره، طلا و مس و به كمك ابزار و وسایل ساده فلز كاری نظیر حدیده، انبر، قیچی ، كوره مخصوص و ... می باشد.

21-میناكاری:در اینجا مراد، ساخت بدنه فلزی، لعاب كاری، پخت، نقاشی و پخت مجدد اشیاء در كوره می باشد كه تمامی این مراحل به كمك ابزار و وسایل ساده با استفاده از طرح های اصیل و سنتی در مرحله ی نقاشی انجام می پذیرد.

22-ساخت اشیاء مستظرفه و هنری:ساخت اشیاء و وسایل ظریفه ای است كه در آنها عامل هنر به مراتب بیش از فنون تولیدی دخالت دارد و شامل مینیاتورسازی، نقاشی روی صدف، نقاشی روی چرم، پاپیه ماشه و تذهیبمی شود.

23- ساخت زیور آلات:ساخت و تولید انواع جواهرات محلی و همچنین انواع زینت آلات با استفاده از طلا، نقره و انواع آلیاژها می باشد.

24- ساخت سایر فراورده های دستی:منظور ساخت سایر محصولات دستی نظیر فیروزه نشانی (فیروزه كوبی) طلاكوبی روی فولاد، انواع عروسك های محلی، تخت كشی گیوه (آجیده و لته یی) و ماسك ، كایت و چترهای تزئینی است كه با ابزار و وسایل دستی و با استفاده از طرح های سنتی ساخته و پرداخته می شود.

منبع : تبيان


+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:11 توسط علی چلوی - هادی |
قحطی بزرگ در ایران ( مطالب تاریخی ( تاریخ ایران - جهان و اسلام ) )

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

پرش به: ناوبری, جستجو

قحطی ۱۹۱۷ - ۱۹۱۹ بزرگترین قحطی تاریخ ایران است [۱] [1] . در این قحطی نزدیك به ۴۰٪ از جمعیت ایران به سبب گرسنگی و سوءتغذیه و بیماری‌های ناشی از آن نابود شدند. با اینكه قحطی بزرگ ایران از بزرگ‌ترین قحطی‌های دوره معاصر و از بزرگ‌ترین نسل‌كشی‌های قرن بیستم است، اما ناشناخته‌ باقی مانده است. ایران بزرگ‌ترین قربانی جنگ جهانی اول است. هیچ كشوری خسارتی در این ابعاد را در نگاه مطلق و یا نسبی تحمل نكرده است. تاریخ ایران در جنگ جهانی اول را، نمی‌توان بدون درك آنچه كه در سال‌های ۱۹۱۷ - ۱۹۱۹ رخ داد، دریافت. در سالهای جنگ اول جهانی، انگلیسی‌ها كشور را اشغال كردند؛ و درست در همین زمان بود كه ایران به بزرگ‌ترین فاجعه تاریخ خود یعنی قحطی ۱۹۱۹ ـ ۱۹۱۷ دچار شد.[۲] [۳] [۴]

انگلیسی‌ها تا ژوئیه ۱۹۱۸ ایران را به اشغال خود درآوردند. قرار بر این بود كه نیروهای بریتانیا در مه ۱۹۲۱ ایران را ترك كنند؛ یعنی ایران در حدود سه سال و نیم در اشغال نظامی بریتانیا قرار داشت. نیروهای بریتانیا در فوریه ۱۹۲۱، از ایران رفتند.[۵] [۶] [۷]

میروشنیكف درباره خسارات و ویرانی‌های ایران در جنگ جهانی اول می‌نویسد: جنگ جهانی اول برای مردم ایران بداقبالی‌ها و مشقات بی‌شماری به همراه آورد. مناطق وسیعی در اثر جنگ تخریب شده، دهها هزار ایرانی دچار قحطی شدند یا پس از بیماری مردند، بسیاری زندگی خود را در اثر عملیات نظامی از دست دادند و یا خسارت دیدند. در نگاه به گذشته، حتی اكنون نیز سخت است بتوان گفت چگونه ایران می‌توانست لطمه كمتری ببیند. دفاع از تمامیت ملی در برابر دست‌اندازی‌های قدرتهای بزرگ كه هر كدام تسلط بر ایران را پاداشی در نبرد برای مستعمرات جدید و حوزه‌های نفوذ خود می‌دیدند، ناممكن بود.[۸]

حدود 8 تا 10 میلیون نفر ـ حدود نیمی از جمعیت كشور در آن زمان ـ در این قحطی تلف شدند. ایران، هنگامی بزرگ‌ترین فاجعه را تحمل می‌كرد كه در اشغال نظامی انگلیس بود. انگلیسی‌ها جز چند اقدام جزئی تسكینی و بی‌اثر، نه تنها برای كاستن از شدت قحطی كاری انجام ندادند، بلكه با خرید گسترده غله و مواد غذایی در ایران، وارد نكردن غذا از هند و بین‌النهرین، ممانعت از ورود غذا از ایالات متحده و اتخاذ سیاست‌های مالی ـ از جمله نپرداختن درآمدهای نفت به ایران ـ قحطی را شدت بخشیدند. در نتیجه، تعداد بیشتری از مردم ایران با سیاست‌های انگلیسی‌ها از بین رفتند. این اقدام را می‌توان با اطمینان، مصداق عینی جنایت علیه بشریت تلقی كرد. ایران بزرگ‌ترین قربانی جنگ جهانی اول بوده است و از بدترین نسل‌كشی‌های دوره معاصر لطمه دیده است. بدون درك آنچه كه در 1919 ـ‌1917 بر سر ایران آمده، نمی‌توان تاریخ معاصر ایران را دریافت.[۹] [۱۰] [۱۱]


قحطی بزرگ، محمدقلی مجد، ترجمه: محمد كریمی

  1. قحطی بزرگ، محمدقلی مجد، ترجمه: محمد كریمی
  2. ایران در جنگ جهانی اول، میروشنكف، ترجمه دخانیاتی، تهران ۱۳۴۴.
  3. محمدقلی مجد، ایران در جنگ جهانی اول و تصرف آن به وسیله بریتانیای كبیر.
  4. قحطی بزرگ، محمدقلی مجد، ترجمه: محمد كریمی
  5. ایران در جنگ جهانی اول، میروشنكف، ترجمه دخانیاتی، تهران ۱۳۴۴.
  6. محمدقلی مجد، ایران در جنگ جهانی اول و تصرف آن به وسیله بریتانیای كبیر.
  7. ایران در جنگ جهانی اول، میروشنكف، ترجمه دخانیاتی، تهران ۱۳۴۴.
  8. قحطی بزرگ، محمدقلی مجد، ترجمه: محمد كریمی
  9. ایران در جنگ جهانی اول، میروشنكف، ترجمه دخانیاتی، تهران 1344.
  10. محمدقلی مجد، ایران در جنگ جهانی اول و تصرف آن به وسیله بریتانیای كبیر.


[ویرایش] منابع

 
منبع : ويكي پديا

+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:8 توسط علی چلوی - هادی |
محمد شاه قاجار ( زندگی نامه و شرح حال )

محمد شاه قاجار (۶ ذیقعده - ۱۲۲۲ تبریز - ۶ شوال ۱۲۶۴ تجریش) نوهٔ فتحعلی شاه و فرزند عباس میرزا بود. وی سومین شاه از دودمان قاجار بود.

قاجار

شاهان قاجار

عنوان


آقامحمد خان
فتحعلی شاه
محمدشاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه
احمدشاه

دوره سلطنت


۱۱۶۱-۱۱۷۶
۱۱۷۶-۱۲۱۳
۱۲۱۳-۱۲۲۷
۱۲۲۸-۱۲۷۵
۱۲۷۵-۱۲۸۵
۱۲۸۵-۱۲۸۸
۱۲۸۸-۱۳۰۴

نخست‌وزیرهای قاجار

حاج ابراهیم كلانتر
قائم مقام فراهانی
حاج میرزا آقاسی
امیرکبیر
سپهسالار
مستوفی‌الممالک
امین‌السلطان
عین‌الدوله
مشیرالدوله
مشیرالدوله پیرنیا
قوام‌السلطنه
وثوق‌الدوله

چهره‌های معروف

عباس میرزا نایب السلطنه
میرزارضا کرمانی
میرزای شیرازی
کامران میرزا
ظل‌السلطان
تاج‌السلطنه
فروغ‌الدوله
فخرالدوله
شعاع السلطنه
ارشدالدوله
سالارالدوله
مهد علیا
حسین بهزاد
ستارخان
یپرم‌خان
صمصام‌السلطنه
حیدرخان عمواوغلی
میرزا کوچک‌خان جنگلی
علیقلی خان سردار اسعد

رویدادهای مهم

قرارداد آخال
معاهده پاریس
معاهده گلستان
معاهده ترکمنچای
امتیازات و قراردادها
جنگ‌های ایران و روسیه

جنبش مشروطه

قیام تنباکو
جنبش مشروطه
فرمان مشروطیت
جنبش جنگل
کودتای ۱۲۹۹
انحلال سلسه قاجار

فتحعلی شاه با اینکه فرزندان بسیاری داشت ولی برای مهر فراوانی که به عباس میرزا داشت پس از مرگش پسرش را ولیعهد خواند.محمد شاه در تاریخ قاجار شاه گمنام و کم اهمیتی است. پیش زمینه جدا شدن افغانستان از ایران در روزگار او رخ می‌نمود.[مدرک؟!] پس از او پسرش ناصرالدین میرزا و ناصرالدین شاه آینده بر تخت نشست. مهد علیا همسر محمد شاه و مادر ناصرالدین شاه در روزگار پادشاهی پسرش به نفوذ بالایی در کارهای کشور دست یافت. مرگ محمد شاه به دلیل بیماری نقرس بود.

در ابتدای سلطنتش قائم‌مقام فراهانی را که مشاور و وزیر پدرش عباس میرزا بود به وزارت گماشت اما پس از مدتی به دلیلی فشارهای درباریان، علما (به دلیل اقدامات اصلاحی وی) او را بر خلاف قسمی که نزد پدرش مبنی بر نریختن خون قایم مقام خورده بود، کشت. محمد شاه که از نوجوانی سخت تحت تأثیر تعالیم صوفیانه حاجی میرزا آقاسی بود وی را به عنوان جانشین وی منصوب نمود. محمد شاه به دلیل گرایشات صوفیانه خودش و وزیرش حاجی میرزا آقاسی با مجتهدین و علمای مذهبی رابطه خوبی نداشت.

منبع : ويكي پديا


+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:5 توسط علی چلوی - هادی |
مظفرالدين شاه قاجار ( زندگی نامه و شرح حال )

مظفرالدین‌شاه قاجار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

(تغییر مسیر از مظفرالدین شاه)
پرش به: ناوبری, جستجو

مظفرالدین ‌شاه پنجمین پادشاه ایران از دودمان قاجار بود.

او پس از کشته شدن پدرش ناصرالدین شاه، و پس از نزدیک به پنجاه سال ولیعهد بودن، شاه شد و از تبریز به تهران آمد.

او نیز مانند ناصرالدین‌ شاه چند بار با وام گرفتن از کشورهای خارجی به سفرهای اروپايی رفت. در جریان جنبش مشروطه برخلاف کوشش‌های صدراعظم‌هایش میرزا علی اصغرخان امین السلطان (اتابک اعظم) و عین‌الدوله، با مشروطیت موافقت کرد و فرمان مشروطیت را امضا کرد.

او ده روز پس از امضای فرمان مشروطیت درگذشت. وی فردی بیمار بود و به این دلیل اداره امور کشور را به عین الدوله صدراعظم خود داد.

قاجار

شاهان قاجار

عنوان


آقامحمد خان
فتحعلی شاه
محمدشاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه
احمدشاه

دوره سلطنت


۱۱۶۱-۱۱۷۶
۱۱۷۶-۱۲۱۳
۱۲۱۳-۱۲۲۷
۱۲۲۸-۱۲۷۵
۱۲۷۵-۱۲۸۵
۱۲۸۵-۱۲۸۸
۱۲۸۸-۱۳۰۴

نخست‌وزیرهای قاجار

حاج ابراهیم كلانتر
قائم مقام فراهانی
حاج میرزا آقاسی
امیرکبیر
سپهسالار
مستوفی‌الممالک
امین‌السلطان
عین‌الدوله
مشیرالدوله
مشیرالدوله پیرنیا
قوام‌السلطنه
وثوق‌الدوله

چهره‌های معروف

عباس میرزا نایب السلطنه
میرزارضا کرمانی
میرزای شیرازی
کامران میرزا
ظل‌السلطان
تاج‌السلطنه
فروغ‌الدوله
فخرالدوله
شعاع السلطنه
ارشدالدوله
سالارالدوله
مهد علیا
حسین بهزاد
ستارخان
یپرم‌خان
صمصام‌السلطنه
حیدرخان عمواوغلی
میرزا کوچک‌خان جنگلی
علیقلی خان سردار اسعد

رویدادهای مهم

قرارداد آخال
معاهده پاریس
معاهده گلستان
معاهده ترکمنچای
امتیازات و قراردادها
جنگ‌های ایران و روسیه

جنبش مشروطه

قیام تنباکو
جنبش مشروطه
فرمان مشروطیت
جنبش جنگل
کودتای ۱۲۹۹
انحلال سلسه قاجار

مظفرالدین شاه قاجار پسر چهارم ناصرالدین شاه قاجار و پسر شکوه السلطنه. وی چهل سال حاکم آذربایجان بوده و در پنج سالگی به عنوان ولیعهد انتخاب شد. وی پس از قتل ناصرالدین شاه قاجار سریعا به تهران حرکت کرد و در امارت بادگیر تاجگذاری نمود.دو ماه پس از جلوس وی میرزا رضای کرمانی در میدان مشق به دار آویخته شد.و از اتفاقات مهم در دوران وی ظهور اولین سینماتوگراف بود.

مظفرالدين شاه پنجمين شاه سلسله قاجار و کسی است که دوره ولايت عهدی اش سه برابر دوره سلطنتش به درازا کشيد. او که در سال ۱۲۶۹ ه.ق به دنيا آمد، چهارمين فرزند ناصرالدين شاه بود، اما چون دو برادر بزرگ ترش در خردسالی درگذشتند و مادر برادر سوم يعنی مسعود ميرزا ظل السلطان از خانواده شاهی نبود، ولايت عهدی را از آن خود کرد. هشت ساله بود که به للگی رضاقلی خان هدايت به آذربايجان فرستاده شد و يک سال بعد در ۱۲۷۸ به ولايت عهدی رسيد.

از دوران اقامتش در تبريز که قرار بود آيين شهرياری را به ممارست بياموزد، چيز دندان گيری گزارش نشده است، مگر آن که به روايت اغلب تاريخ نويسان مشروطه، چاپلوسان ناشايست دوره اش کرده بودند و سبب شدند که ساده دل و کم سواد و عياش بارآيد.

[ویرایش] پیوند به بیرون


این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

[ویرایش] منابع

  • تاریخ ده هزار ساله ایران - جلد چهارم، عبدالعظیم رضایی، انتشارات اقبال، چاپ چهارم ۱۳۷۲.
  • ایران در دوره سلطنت قاجار، علی‌اصغر شمیم، انتشارات ابن سینا، چاپ اول، ۱۳۴۲.
  • تاریخ تحولات اجتماعی ایران، جان فوران، ترجمه احمد تدین، موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۷.
  • خلاصه تاریخ ایران، محسن مهدوی، لندن.
شاهان قاجار پرچم قاجاريه

آقامحمدخان قاجار ، فتحعلی شاه قاجار ، محمد شاه ، ناصرالدین شاه قاجار ، مظفرالدین‌شاه قاجار ، محمدعلی شاه ، احمدشاه

فرزندان ناصرالدين شاه قاجار پرچم قاجاريه

مظفرالدین شاه ، تاج‌السلطنه ، فروغ‌الدوله ، مسعود میرزا ظل السلطان ، نصرت الدین میرزا سالار السلطنه ، کامران میرزا نایب السلطنه ، عصمت‌الدوله ، فخرالدوله ، فخرالملوک ، محمد رضا میرزا رکن السلطنه ، حسینعلی میرزا یمن الدوله ، احمد میرزا عضد السلطنه

 
منبع : ویکی‌پدیا

+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:3 توسط علی چلوی - هادی |
گروه های عاملی ( مقالات علمی - فنی - تخصصی - آموزشی )

معرفی گروه های عاملی روش های شناسایی معرفی گروه های عاملی و روش شناسایی آنها در آزمایشگاه آلی

مقدمه:
پيوند كربن-كربن داراي ويژگي غيرعادي مخصوص به خود است.اگر چه اتم هاي ديگر نيزمي توانند اين ويژگي را داشته باشند ولي كاربرد پيوند كربن-كربن بسيار وسيع است .به دليل اين خاصيت منحصربه فرد بيشتر از سه ميليون تركيبات مختلف حاوي كربن به نام تركيبات آلي در كتب شيمي گزارش شده اند.در نتيجه جمع آوري دانشي كامل از خواص همه اين تركيبات عملا بسيار سخت است.پيچيدگي تركيبات آلي را مي توان تا حدودي از طريق جمع آوري اطلاعات به دست آمده از گروه هاي طبيعي اين تركيبات با خواص شيميايي مشابه تقليل داد.
اين گروه بندي ها توسط اتم يا گروهي از اتم ها كه قسمتي از مولكول آلي را تشكيل مي دهند شناسايي مي شوند.عموما اين اتم يا گره اتم را گروه عامل مي نامند.پس مي توان گروه عاملي را به صورت كامل تري تعريف كرد:
به هر يك از ويژگي هاي ساختاري كه مشخص كننده يك طبقه خاص از تركيبات آلي باشند گروه عاملي مي گويند.
هر گروه عامل نسبت به بقيه مولكول هاي آلي داراي خواص شيميايي جداگانه يافت مي شوند
هيدروكربن ها:
ساده ترين گروه در شيمي آلي هيدروكربن ها بوده كه تركيباتي حاوي ات هاي كربن و هيدروژن مي باشند.با توجه به خواص شيميايي آنها به سه زيرگروه تقسيم مي شوند:هيدروكربن هاي اشباع شده-هيدروكربن هاي اشباع نشده وهيدروكربن هاي آروماتيكي.
هيدروكربن هاي اشباع شده را هم چنين را هم چنين آلكان مي نامنددر آلكان ها همه پيوند هاي كربن-كربن از نوع پيوند ساده بوده كه انرژي پيوندي آن در حدود350كيلوژول مي باشد.انرژي پيوند هاي هيدروژن-كربن در حدود 420كيلوژول است.پس آلكانها از نظر شيميايي تقريبا بي اثر مي باشد.مهم ترين واكنش آنها سوختن است كه آب و دي اكسيدكربن(محصولات سوختن آلكان) توليد مي شوند.
هيدروكربن هاي اشباع نشده داراي 2زير گروه آلكنهاوآلكينها مي باشند.آلكنها داراي يك يا چند پيوند كربن-كربن بوده وآلكينها نيز حاوي يك يا چند پيوند سه گانه كربن-كربن مي باشند .پيوند هاي دو گانه وسه گانه كه پيوند هاي غير اشباع ناميده مي شوند از نظر شيميايي كاملا واكنش پذير مي باشند.
الكل ها :
يك الكل هيدروكربني است كه در آن يك گروه عامل-OHجانشين يك اتم هيدروژن شده باشد.همچنين يك الكل مانند آبي است كه در آن يك گروه آلكيل جانشين يك اتم هيدروژن در يك مولكول آب شده باشند.پس الكل ها خواصي بين خواص اب وهيدروكربن ها دارند.
ساختار الکلها :
فرمول عمومی الکلها ، ROH است که در آن ، R يک گروه آلکيل يا آلکيل استخلاف شده است. اين گروه می‌تواند نوع اول ، دوم يا سوم باشد، ممکن است زنجيرباز يا حلقه‌ای باشد، ممکن است دارای يک اتم هالوژن ، هيدروکسيل‌های بيشتر يا يکی از بسياری گروههای ديگری باشد که فعلا برای ما ناآشنا است.
همه الکلها ، دارای گروه هيدروکسيل (-OH) هستند که بعنوان گروه عاملی ، خواص مشخصه اين خانواده از ترکيبها را تعيين می‌کند. تغيير و تنوع در ساختار R می‌تواند بر سرعت واکنشهای الکلها و حتی در موارد معدودی بر نوع واکنشها نيز تاثير گذارد.
خواص فيزيکی الکلها :
دمای جوش در ميان هيدروکربنها ، به نظر می‌رسد که عوامل تعيين کننده دمای جوش ، عمدتا وزن مولکولی و شکل مولکول باشند. در الکلها ، با افزايش تعداد کربن ، دمای جوش بالا می‌رود و با شاخه‌دار کردن زنجير ، دمای جوش پايين می‌آيد، اما نکته غير عادی در مورد الکلها اين است که آنها در دمای بالا به جوش می‌آيند. اين دمای جوش بسيار بالاتر از دمای جوش هيدروکربنها با وزن مولکولی يکسان است و حتی از دمای جوش بسياری ترکيبها با قطعيت قابل ملاحظه بالاتر است.
دمای جوش بالای آنها ، به علت نياز به انرژی بيشتر برای شکستن پيوندهای هيدروژنی است که مولکولها را در کنار هم نگه داشته‌اند. حل شدن الکلها رفتار الکلها بعنوان حل شده نيز توانايی آنها برای تشکيل پيوندهای هيدروژنی را منعکس می‌کند. برخلاف هيدروکربنها ، الکلهای سبک با آب امتزاج‌پذيرند. از آنجا که نيروهای بين مولکولی الکلها همانند نيروهای بين مولکولی آب است، دو نوع مولکول با يکديگر قابل اختلاط هستند. انرژی لازم برای شکستن يک پيوند هيدروژنی بين دو مولکول آب يا دو مولکول الکل ، با تشکيل يک پيوند هيدروژنی بين يک مولکول آب و يک مولکول الکل تامين می‌شود.

آلدهيد:يك آلدهيد داراي گروه عامل –CHOدر مولكول آلي مي باشد.كلمه آلدهيد(Aldehyde)از دو اژه الكل وهيدروژن گيري گرفته شده است.هرگاه از الكل نوع اول هيدروژن گيري شود در آن صورت توليد مي گردد كه آلدهيد ناميده مي شود.
كتون: يک کتون يک گروه عاملی است که با يک گروه کربونيل که با دو اتم کربن ديگر پيوند دارد ؛ شناخته می‌شود. يک کتون را می‌توان با فرمول زير بيان کرد.
R۱(CO)R۲
اتم کربن که با دو اتم کربن پيوند دارد آن را از گروه‌های عاملی کربوکسيليک اسيدها ، آلدهيدها، استرها، آميدها و ديگر ترکيب‌های اکسيژندار جدا می‌کند. پيوند دوگانهٔ گروه کربونيل نيز کتون‌ها را از الکل ها و اترها باز می‌شناساند.
به کربنی که به کربن گروه کربونيل چسبيده کربن آلفا و به هيدروژنی که به اين کربن چسبيده هيدروژن آلفا گويند. در حضور يک کاتاليزور اسيدی کتون به keto-enol tautomerism مربوط می‌شود. واکنش با يک پايه قوی انول متناظر را نتيجه ميدهد.

خواص شيميايي آلدهيد ها و كتون ها:
آلدهيد ها وكتون ها در چند نوع فعل و انفعال شركت مي كنند كه اهم آن به قرار زير است:
1)حمله الكترونخواهي اسيدهاي لوئيس روي اكسيژن گروه كربونيل موجب افزايش دانسيته بار مثبت كربن گروه كربونيل مي شود كه در نهايت موجب افزايش خصلت اسيدي پروتون ههاي كربن هاي آلفاي كربونيل مي گردد.صحت اين نكته به وسيله روش هاي افزاري تائيد شده است.
2)حمله هسته خواهي بركربن گروه كربونيل دومين دسته وسيع از واكنشهاي آلدهيد ها وكتون ها را تشكيل مي دهد.به عنوان مثال از افزايش آب بر آلدهيد ها وكتون ها ديول دوقلو(gemdiol)ايجاد مي شود و درصد تشكيل آن به ساختمان ماده و به پايداري محصول حاصل بستگي دارد.به عنوان مثال مقدار ديول دوقلوي حاصل از استون در دماي 20درجه سانتي گراد خيلي كم و قابل اغماض است در صورتيكه آلدهيد فرميك و تري كلرو استالدهيد به خوبي و به طور كامل به ديول دو قلو تبديل مي شوند.

تهيه آلدهيد ها و كتون ها از راه اكسايش الكل ها:
مصرف زياد آلدهيد و كتون در سنتزهاي آلي باعث مي شود كه نحوه تهيه آنها اهميت بسياري داشته باشد.اين اجسام را مي توان از آلكين ها –كربوكسيليك اسيدها و مشتق كربوكسيليك اسيدها سنتز كرد.آلكينها دراثرآبداركردن باكاتاليزور اسيد به وسيله هيدروبورداركردن-اكسايش به آلدهيد يا كتون تبديل مي شوند.
كربوكسيليك اسيدها يا مشتقات آنها با تركيبات آلي فلزدار يا معرف هاي كاهند ديگر تركيب مي شوند و آلدهيد يا كتون مي دهند.با وجود اين يكي از معمولترين روش هاي سنتزي اكسايش الكل هاي نوع اول و دوم با كروميك اسيد H2CrO4 يا پتاسيم پرمنگنات است.
در اين گزارش كار نحوه مصرف كروميك اسيد در تبديل الكلها به آلدهيد ها و كتون ها مورد بحث قرار مي گيرد.
كروميك اسيد براي مدت طولاني پايدار نيست و بنابراين آن را در هنگام لزوم از تركيب سديم يا پتاسيم دي كرومات با اسيد اضافي مانند سولفوريك يا اسد استيك يا با انحلال كروميك انيدريد در آب تهيه مي كنند.
در روش اخير سولفوريك اسيد يا استيك اسيد نيز اضافه مي شود زيرا كه سرعت اكسايش الكل ها با كروميك اسيد در محلول اسيدي بسيار زيادتر است.در تهيه يا اكسايش اجسامي كه در محيط اسيدي قوي تجزيه مي شوند كروميك انيدريدرا در پيريدين حل مي كنند يا پتاسيم پرمنگنات بازي را به عنوان معرف اكسيد كننده به كار مي برند.
الكلها در مجاورت كروميك اسيد به استر تبديل مي شوند.اين عمل كاملا به واكنش الكل ها وكربوكسيليك اسيدها شباهت دارد.
وجود چند واكنش جانبي مهم اكسايش الكل نوع اول به آلدهيد را پيچيده مي كند.
به احتمال زياد مهمترين واكنش جانبي اكسايش سريع آلدهيد با كروميك اسيد و تبديل آن به كربوكسيليك اسيد است.براي تقليل اين اكسايش اضافي نامطلوب كروميك اسيد را به الكل نوع اول اضافه مي كنند تا عامل اكسنده اضافي در مخلوط واكنش موجود نباشد وهم چنين آلدهيدرا در هنگام تشكيل از مخلوط واكنش تقطير مي كنند.بنابراين چنان چه در اكسايش با كرو ميك اسيد لازم باشد كه آلدهيد با بازده زيادي تهيه مي شودبايد آلدهيد موردنظر خيلي فرارباشد يعني در كمتر از حدود 150بجوشد.
كتون ها در محيط اسيدي ملايم در برابر اين اكسنده بسيار پايدارتر از آلدهيدها هستند از اين رو در تبديل الكل هاي نوع دوم به كتون ها ميزان واكنش هاي جانبي كه در اكسايش الكل هاي نوع اول گفته شد چندان قابل ملاحظه نيستند.ولي در شرايط بازي يا اسيدي قوي كتون هايي كه به فرم انولي در مي آيند اكسيد مي شوند و به دو قسمت كربونيل دار تجزيه مي شوند.براي مثال مي توان سيكلو هگزانول را با كروميك اسيد اكسيدكرد وبازده زيادي از سيكلوهگزانون به دست آورد ولي اين جسم در اثر تركيب با پتاسيم پرمنگنات در محيط بازي ضعيف به آديپيك اسيد تبديل مي شود.بدون شك در اين واكنش ابتدا كتون به يون انولات تبديل مي شود تبديل مي شودو بعداين يون با پرمنگنات اكسيد مي شود.
سيكلوهگزانون يك كتون متقارن است و فقط يك يون انولات مي دهد.چنان چه كتون متقارن نباشد دو يون انولات متفاوت تولي مي شود وهر يك از آنها با پرمنگنات به محصول جداگانه اي اكسيد مي شود.در اكسايش كتون هاي نامتقارن مخلوط پيچيده اي از چند محصول تشكيل مي شود وچنين مشكلي مصرف سنتزي اين واكنش ها را كم مي كند.
استرها:
يك استر از واكنش يك اسيد آلي با يك الكل توليد مي شود.استرها داراي گروه عامل-COO-بوده كه از يك پيوند دوگانه كربن-اكسيژن(-C=O)ويك پيوند ساده كربن-اكسيژن(C-O-)تشكيل شده اند.اغلب استرها فرار هستندوداراي بوي مطبوعي مي باشند.رايحه طبيعي بسياري از گلها وطعم بسياري ازميوه ها به حضور يك يا چند استر بستگي دارد.بعضي از استرهاي طبيعي مهم در چربي وروغن ها(روغم برزك-روغن دانه پنبه-روغن زيتون)در سنتزمارگارين(كره نباتي)كره بادام زميني وعصاره ي سبزيجات به كار مي روند.

 شناسايی گروههای عاملی
در شناسايی يک جسم مجهول پس از تجزيه و تعيين خواص فيزيکی آن با توجه به نتايج حاصله بايد آزمايشات شناسايی گروههای عاملی را روی نمونه انجام داد. مثلا اگر در تجزيه عنصری نمونه وجود O اثبات شده، حال اين مسئله پيش می آيد که اکسيژن ممکن است به صورت گروه –C=O يا –OH يا C–O–C و يا غيره باشد. بنابر اين يک سری آزمايشات برای تشخيص گروه عاملی نمونه لازم است. نکته ای که معمولا بايد به آن توجه کرد اين است که چنانچه در انجام آزماشات برای حل کردن نمونه از يک حلال استفاده نموديد برای اطمينان خاطر برای اينکه حتما بدانيد که حلال با معرف وارد واکنش نشده يک شاهد تهيه کنيد. بدين ترتيب که در يک لوله مقداری حلال ريخته و به همان اندازه معرفی اضافه کنيد که به محلول شامل حلال و نمونه مورد نظر اضافه نموده ايد و دو لوله را با يکديگر مقايسه کنيد.

بخش عملي:
شناسايی آلکنها:
الف) آزمايش برم در استيک اسيد: در يک لوله آزمايش 1 ميلی ليتر سيکلوهگزن ريخته و به آن محلول Br2/CH3COOH قطره قطره اضافه کنيد، با از بين رفتن رنگ برم ميتوان نتيجه گرفت که برم در واکنش شيميايی شرکت کرده و مصرف ميشود
ب) پرمنگنات پتاسيم: يک قطره سيکلوهگزن را در 2 ميلی ليتر آب حل کرده و به آن 3 قطره محلول KMnO4 اضافه نمائيد و محلول را خوب به هم زده و نتيجه مشاهده شده را يادداشت کنيد.
شناسايی الکلها:
الف) حلاليت: 6 لوله آزمايش برداشته و در هر کدام 1 ميلی ليتر آب ريخته و هر يک از الکلهای زير ر ا به يکی از لوله ها اضافه کنيد و هم بزنيد. 1) متانول 2) اتانول 3) پروپانول 4) نرمال بوتانول 5) بوتان 2-اُل 6) 2-متيل پروپان 2 - اُل
سپس اين آزمايش را برای حلال هگزان تکرار کنيد و نتايج هر کدام را بنويسيد.
ب) انيدريدکروميک: 3-1 ميلی ليتر از هر يک از الکلهای فوق را در لوله آزمايش ريخته به آن يک الی دو قطره معرف انيدريد کروميک اضافه کنيد. تشکيل رسوب سبز مايل به آبی دليل بر مثبت بودن آزمايش است. اين آزمايش برای الکلهای نوع اول و دوم جواب مثبت ميدهد.
ج) يدوفرم: در يک لوله آزمايش 5/0 ميلی ليتر اتانول ريخته بدان 1mL سود 10% افزوده و آنقدر به محلول اخير محلول يد در يديد پتاسيم (I2/KI) اضافه کنيد تا رنگ قهوه ای محلول اخير باقی بماند. بعد رنگ يد اضافی را با يک قطره سود 10% همراه با تکان دادن از بين ببريد. حال لوله را از آب پر کرده و آنرا برای 15 دقيقه به حال خود بگذاريد. تشکيل رسوب زرد ليموئی (رسوب يدوفرم) دليل بر مثبت بودن آزمايش است.
اين آزمايش را برای متانول – نرمال بوتانول – استن – بنزآلدئيد – استوفنون – ترشری بوتيل الکل انجام دهيد.
د) استری شدن الکلها توسط اسيدهای آلی: يک قطره از استيک اسيد غليظ را وارد 1mL اتانول نموده و قطره ای اسيد سولفوريک غليظ بدان اضافه کنيد حال محلول را در حمام آب گرم حرارت داده تا بجوش آيد، پس از مدتی بوی مخصوصی به مشام ميرسد. نوع بوی حس شده را با بوی اسيد مقايسه کنيد.
آزمايش لوکاس: بر روی نيم ميلی ليتر از ترشری بوتيل الکل 3 ميلی ليتر اسيد کلريدريک غليظ بريزيد. محلول ابتدا بيرنگ است ولی کم کم کدر شده و رسوب ميدهد. مشخصات رسوب را نوشته و اين آزمايش را برای اتانول و بوتان 2-اُل هم انجام دهيد
شناسايی آلدئيدها و کتونها
الف) 2، 4 دی نيترو فنيل هيدرازين: 1 ميلی ليتر استن در لوله آزمايش ريخته و بدان چند قطره معرف 2، 4 دی نيتروفنيل هيدرازين اضافه کنيد و مشاهده خود را يادداشت کنيد. اين آزمايش را روی بنزآلدئيد و استوفنون نيز انجام دهيد. اين آزمايش به آلدئيدها و کتونها جواب ميدهد.
ب) سديم بی سولفيت: يک ميلی ليتر از معرف غليظ را در يک لوله آزمايش ريخته به آن 3/0 ميلی ليتر از جسم مورد نظر اضافه کنيد و شديدا تکان دهيد، تشکيل رسوب سفيد دليل بر مثبت بودن آزمايش است. اکثر گروههای کربونيل فعال به اين آزمايش جواب مثبت ميدهند، چون اين واکنش نوکلئوفيلی است هرچقدر گروه کربنيل مثبت تر باشد امکان جواب مثبت بيشتر است، در نتيجه اين آزمايش بيشتر مخصوص آلدئيدها ميباشد. اين آزمايش را برای استون و بنزآلدئيد انجام دهيد.
ج) تالنز: 1 ميلی ليتر بنزآلدئيد در لوله آزمايش ريخته و به آن 1 ميلی ليتر از معرف تازه تهيه شده اضافه کنيد. در صورت لزوم کمی حرارت دهيد (توسط حمام آب گرم ملايم) تشکيل آئينه نقره ای مثبت بودن آزمايش را نشان ميدهد.
د) معرف کروميک اسيد: 1 قطره از جسم مايع يا يک صدم گرم از جسم جامد را در 1 ميلی ليتر استون حل کنيد و چند قطره معرف به آن اضافه نمائيد.

معرف اسيد کروميک
25 گرم انيدريد کروميک CrO3 را در 25 سی سی اسيد سولفوريک غليظ حل کنيد و به هم بزنيد تا خمير يکنواختی به دست آيد، بعد محلول حاصل را بوسيله 75 سی سی آب مقطر با احتياط رقيق نمائيد. رنگ معرف نارنجی روشن است.

منبع:

1)كتاب آزمايشگاه شيمي عمومي2-نويسندگان:جو.ا.برن-جيمزاي.بردي-مترجمان:ليلا حجت كاشاني-دكتر رحمت الله رحيمي
2)كتاب شيمي آلي تجربي نوين- نام نويسندگان:رابرتس-گيلبرت-ردوالد-وينگرو-نام مترجم:هوشنگ پير الهي

سايت هاي مرتبط:
http://en.wikipedia.org/wiki/Ketone
http://www.daneshnamehroshd.com/
http://chemlab.mihanblog.com/

منبع : http://www.articles.ir/article2419.aspx
+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:0 توسط علی چلوی - هادی |
فتخعلی شاه قاجار ( زندگی نامه و شرح حال )

فتحعلی شاه قاجار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

(تغییر مسیر از فتحعلی شاه)
پرش به: ناوبری, جستجو
فتحعلی‌شاه در سال ۱۷۹۸م
فتحعلی‌شاه در سال ۱۷۹۸م

فتحعلی شاه دومین شاه از دودمان قاجار بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی فرمانروایی کرد.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] زندگینامه

نام اصلی: باباخان

نام پدر: حسینقلی جهانسوز

تولد: دامغان[نیازمند منبع] (۱۱۸۲ ه برابر با ۱۷۷۱)

مرگ : (۱۹ جمادی الثانی ۱۲۵۰ ه برابر با ۲۰ اکتبر ۱۸۳۴) اصفهان

محل دفن : قم[نیازمند منبع]

مدت عمر : ۶۸ سال

مدت حکومت : ۳۶ سال و ۸ ماه

محل تولد فتحعلیشاه شهرستان دامغان است در کوچه‌ای که بموجب این تولد همچنان بنام کوچه مولود خانه مشهور عام می‌باشد. کریمخان زند، پس از سرکوب شورش محمد حسن خان قاجار در شمال ایران، دو پسر وی به نامهای آغامحمدخان و حسینقلی خان را مورد لطف و نوازش خویش قرار داد. وی محمدخان را با خود به شیراز برد و حکومت دامغان رانیز به برادر دیگر حسینقلیخان سپرد.[نیازمند منبع]

وی فرزند حسین‌قلی‌خان برادر جوانتر آغامحمدخان قاجار بود. پس از کشته شدن عمویش، فتحعلی شاه به پادشاهی رسید. لقب اصلی او سلطان صاحبقران بود چرا که بیش از بیست و پنج سال شاهی کرد(در آن روزگار ۲۵ سال را هم قرن می‌دانستند.)

قاجار

شاهان قاجار

عنوان


آقامحمد خان
فتحعلی شاه
محمدشاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه
احمدشاه

دوره سلطنت


۱۱۶۱-۱۱۷۶
۱۱۷۶-۱۲۱۳
۱۲۱۳-۱۲۲۷
۱۲۲۸-۱۲۷۵
۱۲۷۵-۱۲۸۵
۱۲۸۵-۱۲۸۸
۱۲۸۸-۱۳۰۴

نخست‌وزیرهای قاجار

حاج ابراهیم كلانتر
قائم مقام فراهانی
حاج میرزا آقاسی
امیرکبیر
سپهسالار
مستوفی‌الممالک
امین‌السلطان
عین‌الدوله
مشیرالدوله
مشیرالدوله پیرنیا
قوام‌السلطنه
وثوق‌الدوله

چهره‌های معروف

عباس میرزا نایب السلطنه
میرزارضا کرمانی
میرزای شیرازی
کامران میرزا
ظل‌السلطان
تاج‌السلطنه
فروغ‌الدوله
فخرالدوله
شعاع السلطنه
ارشدالدوله
سالارالدوله
مهد علیا
حسین بهزاد
ستارخان
یپرم‌خان
صمصام‌السلطنه
حیدرخان عمواوغلی
میرزا کوچک‌خان جنگلی
علیقلی خان سردار اسعد

رویدادهای مهم

قرارداد آخال
معاهده پاریس
معاهده گلستان
معاهده ترکمنچای
امتیازات و قراردادها
جنگ‌های ایران و روسیه

جنبش مشروطه

قیام تنباکو
جنبش مشروطه
فرمان مشروطیت
جنبش جنگل
کودتای ۱۲۹۹
انحلال سلسه قاجار

منبع : ویکیپدیا

+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:56 توسط علی چلوی - هادی |
نحوه عملکرد بیهوش‌ کننده‌ها ( پزشکی و سلامت و اخبار و مقالات مرتبط )
نحوه عملکرد بیهوش‌ کننده‌ها نظریات متعددی برای بیان نحوه عملکرد بیهوش کننده های عمومی ارائه شده است چرا که عملکرد آنها را نمی‌توان با یک نظریه واحد توضیح داد. در واقع این نظریات تنها آثار ایجاد شده با این بیهوش کننده ها را توصیف می‌کنند...

دید کلی
نظریات متعددی برای بیان نحوه عملکرد بیهوش کننده های عمومی ارائه شده است چرا که عملکرد آنها را نمی‌توان با یک نظریه واحد توضیح داد. در واقع این نظریات تنها آثار ایجاد شده با این بیهوش کننده ها را توصیف می‌کنند، بدون شرح اینکه چگونه این آثار ایجاد می‌گردند. به سبب اینکه ساختمان شیمیایی، خواص فیزیکوشیمیایی و آثار فارماکولوژیک این ترکیبات بسیار متفاوت است، پذیرفته شده است که آنها به طور غیر انتخابی سیستم اعصاب مرکزی را از طریق یک مکانیسم فیزیکوشیمیایی تضعیف می‌نمایند. یعنی اثر این مواد مدیون خواص شیمیایی بوده و با یک گیرنده فارماکولوژیک، تشکیل کمپلکس نمی‌دهند. به عبارت دیگر بیهوش کننده های عمومی داروهائی فاقد ویژگی ساختمانی هستند. 

مواد بیهوش ‌کننده
مواد بیهوش کننده داروهائی هستند که سبب ایجاد بی دردی، از بین رفتن هوشیاری، شل شدن عضلات و فعالیت رفلکسی شده و این عمل را با تضعیف سیستم اعصاب مرکزی به طور غیر انتخابی و برگشت پذیر انجام می‌دهند. بیهوش کننده های عمومی به دو دسته بیهوش کننده های استنشاقی و داخل وریدی تقسیم میشوند معمولا این داروها را همراه با داروهای الحاقی تجویز می کنند.

عملکرد مواد بیهوش کننده
نظریات موجود درباره عملکرد بیهوش کننده ها را می‌توان به نظریات فیزیکی و نظریات بیوشیمیایی طبقه‌بندی نمود.
نظریات فیزیکی عمدتا بر اساس دو خاصیت فیزیکوشیمیایی مولکول ماده بیهوش کننده یعنی قابلیت قطبی شدن و حجم مولکول بنا نهاده شده است.
نظریات بیوشیمیایی بر پایه آثاری است که بیهوش کننده‌های عمومی در سیستم های بیوشیمیایی ایجاد می‌نمایند. ولیکن، هیچ یک از این نظریات با شواهد تجربی بدون شبهه حمایت نشده است. چند تن از محققین پیشنهاد کرده اند که اثر اصلی که توسط بیهوش کننده های عمومی ایجاد می‌شود از تداخلات فیزیکی مانند تداخلاتی که سبب تغییرات هم‌آرائی در ماکرومولکولها می‌گردد ناشی می‌شود و نقش دوم را تغییرات بیوشیمیایی داراست.

نظریات فیزیکی
نظریات چربی: این نظریه توسط میر در سال 1899 و اورتون در سال 1901 پیشنهاد شده است. در این نظریه چنین فرض شده است که اثر بیهوش کننده ها مستقیما به ضریب توزیع عامل بیهوش کننده بین روغن زیتون و آب بستگی دارد، به این ترتیب که، هر چه این ضریب بزرگتر باشد فعالیت بیهوش کنندگی دارو نیز بیشتر است. این نظریه صرفا بیانگر یک مسیر موازی بین حلالیت در چربی و اثر بیهوش کنندگی می‌باشد و در هر حال، نحوه اثر بیهوش کننده ها را توضیح نداد.
تعمیمی در نظریه اورتون- میر توسط ولینز در سال 1954 پیشنهاد شده است. طبق نظر او قدرت یک داروی بیهوشی نه فقط به غلظت آن در غشا بلکه به فضائی که اشغال می‌کند بستگی دارد. بیهوشی هنگامی رخ می‌دهد که در نتیجه جذب در یک ناحیه آب گریزی، بخشی از داروی بیهوشی که حجم آن دارای اهمیت است به درون فاز غشائی برسد. متعاقبا غشا با جذب مایع یا ایجاد ناهنجاری، منبسط شده و غشای دو لایه فسفولیپیدی سبب می‌شود که یا مستقیما هدایت یونی مهار شود و یا از تغییرات ضروری در هم‌آرائی پروتئین های غشا که برای هدایت یونی لازم است جلوگیری می‌کند.
شواهدی مبنی بر اینکه محل اثر بیهوش کننده‌های عمومی غشاست وجود دارد. تداخل این داروها با چربی‌ها سبب آثار غیر اختصاصی بیهوشی عمومی می‌شود، در حالی که تداخل با پروتئین غشا دلیلی برای اثر انتخابی و ویژگی می‌باشد.

نظریات محیط مائی
طبق نظر میر در سال 1961 و پاولینگ در سال 1961، محیطی که در سیستم اعصاب مرکزی برای بیهوشی مهم است، محیط چربی نبوده بلکه محیط مائی است. با در نظر گرفتن بعضی مواد مانند کلروفروم و گزنون که در محیط خارج از بدن بلورهای ریز هیدراته تشکیل می‌دهند، پاولینگ تاکید کرد که بلورهای مشابهی توسط مولکول های آب در مایع مغزی تشکیل می‌شود که" کلاتریت" نامیده می‌شود. این بلورها در اثر تشکیل پیوند مواد بیهوش کننده با زنجیره های جانبی پروتئین ها و دیگر مواد حل شده از طریق نیروهای واندروالس پایدار می‌شوند. این بلورهای ریز هیدراته هدایت پیامهای الکتریکی را که برای نگهداری هوشیاری لازم است تغییر می‌دهند. متعاقب این عمل تخدیر یا بیهوشی رخ می‌دهد.
میلر به طور مستقل پیشنهاد نمود که داروهای بیهوش کننده از طریق پایدار کردن غشای بافتهای تحریک شده با نظم دادن به مولکولهای آب در کوه یخ که بلورهای ریز کوچکتر از بلورهای ریز هیدراتها پاولینگ هستند، بیهوشی ایجاد می‌نمایند. حقایق متعددی این نظریات را رد می‌کند و هیچ شاهد تجربی مبنی بر تشکیل هیدرات‌ها در بیهوشی وجود ندارد. بسیاری از داروهای بیهوش کننده نمی‌توانند هیدرات تشکیل دهند. در دمای بدن هیدرات‌ها پایدار نیستند. رابطه تشکیل هیدرات با قدرت داروی بیهوشی خیلی ضعیف تر از رابطه حلالیت در چربی و قدرت آن می‌باشد.

نظریات بیوشیمیایی
مهمترین کوشش در زمینه بیوشیمی که برای توضیح بیهوشی عمومی انجام گرفته است نظربه مهار اکسایش است. کو استل "Quastel" در سال 1963 بیان کرد که داروهای بیهوشی برداشت مغزی اکسیژن را در آزمایشهای خارج بدنی مهار می‌کنند. برای مثال این مواد از اکسید شدن کوآنزیم NADH به NAD+(یا نیکوتینامید آدنین دی نوکلئوتید که سابقا دی فسفوپیریدین نوکلئوتید DPN نامیده می‌شد) جلوگیری می‌نمایند.
همچنین بیهوش‌کننده‌های عمومی عملکرد چرخه اسید سیتریک را تضعیف می‌کنند زیرا NAD+ در دکربوکسیله کردن اکسایشی در چرخه اسید تری کربوکسیلیک (کربس) ضروری است.
از آنجا که اکسید شدن NADH توسط فسفریله شدن ADP به ATP کنترل می‌شود، می‌توان نتیجه گرفت که بیهوش کننده‌های عمومی باعث مهار فسفریله شدن اکسایشی نیز می‌شوند.

بنابراین، این پدیده‌ها، عامل ایجاد بیهوشی نبوده و تنها متعاقب آن ایجاد می‌شوند. بسیار محتمل است که کاهش برداشت مغزی اکسیژن، ناشی از کاهش فعالیت سیستم اعصاب مرکزی که در اثر بیهوشی ایجاد می‌گردد، باشد.

 

منبع : http://www.articles.ir/article2310.aspx


+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:51 توسط علی چلوی - هادی |
هنرمنبت كاری ( مطالب هنری و اخبار و مقالات مرتبط )

هنرمنبت كاری

مقدمه

كلمه ی منبت به معنی كنده كاری روی چوب می باشد و منبت كار كسی است كه روی چوب عمل كنده كاری را انجام می دهد. این فن ، سابقه ای بسیار طولانی دارد؛ تا حدی كه آغاز تاریخ منبت را می توان به زمانی نسبت داد كه انسان برای اولین بار با ابزارهای تیز و برّنده آشنا و چوب را تراش داده است .

منبت كاری در ایران پیشینه ای بسیار طولانی دارد و یادگاری از دوران گذشته می باشد كه برای رسیدن به مراحل فعلی راهـی بس طولانی را پیموده است و شـاید بتوان گفت كه تاریخ منبت كـاری در ایران به زمانی می رسد كه ایرانیان با مصارف گوناگون چوب آشنا شدند ؛ و با این توضیح در واقع نمی توان  تاریخ منبت كاری را جدا از تاریخ استفاده چوب دانست.

باستان شناسان و مورخان تاریخ ، استفاده از چوب برای ساخت خانه ها را در ایران مربوط  به 4200 سال پیش از میلاد مسیح دانسته اند كه مقارن با عصر حجر و دورانی كه بومی ها قبل از مهاجرت آریایی ها در ایرن زندگی می كردند، می دانند.

قطعات چوبی در یكی از مقبره های شهرستان فسا، در استان فارس، به دست آمده كه مربوط به 5000 سال قبل بوده و نشان دهنده ی این است كه ایرانیان باستان از چوب برای ساخت ابزارهای مختلف استفاده می كرده اند.

استفاده از چوب در زمانهای  مختلف در ایران مرسوم بوده و در كشاورزی ، خانه سازی و همچنین ساخت آلات و ابراز استفاده می شده است. از ظهور سلجوقیان تدریجاً استفاده از چوب شكل عوض كرده و كنده كاری روی چوب مرسوم شده كه متأسفانه نمونه های چندانی از هنر صنعت چوب ِ در این دوره در دست نیست؛ ولی با توجه به دو قطعه از یك منبر ساخته ی قرن 12 میلادی كه مربوط به اواخر دوره ی سلجوقیان است و هم  اینك در موزه  نگهداری می شود ، درمی یابیم كه تزئین چوب با گل و بوته های برجسته و فرو رفته (شبیه به منبت امروزی) رواج داشته است. آثار صنعت منبت  كاری در دوره ی چنگیز و تیمور نسبتاً بیشتر است و نقوش ایرانی و طرح های چینی فراوانی به چشم می خورد، از آثار این دوره می توان منبر مسجد نائین به تاریخ سال 711 هجری قمری و مرقد حضرت عبدالعظیم در شهرری  را نام برد كه   با اشكال هندسی و برگ های مدور تزئین شده است .

در عصر تیموریان شیوه ی منبت كاران دوره ی مغول ها ادامه یافت و از نمونه های خوب این دوره " دو لنگه ی در " متعلق به نیمه های دوم قرن پانزدهم میلادی (قرن 9 هجری قمری) است كه در موزه متروپولیتن نگاهداری می شود. رُویه ی این دولنگه در، به قطعات مربع تقسیم و داخل هر كدام نیز تقسیمات دیگری شده و تزئینات آن عبارت است از اشكال هندسی و برگهای ظریفی كه معمولاً تذهیب كاران دوره تیموری از آنها استفاده می كردند. در دوره ی زندیه و قاجار، منبت كاری رو به انحطاط رفت و ساختن درهای منبت و قطعات بزرگ ، جای خود را به قطعات كوچكتر مانند رحل قرآن و قاب آئینه داد.

به طور كلی آثار معتبری از گذشتگان در دست نیست و علت آن امر را می توان عمر كوتاه چوب كه به مرور از بین می رود و همچنین عدم نگهداری درست وسایل چوبی به دلیل نبود مواد و وسایل حفاظتی (مانند لاكها و رنگهایی كه امروزه استفاده می شود) دانست. ولی با این حال ، آثار نسبتاً قدیمی از منبت كاری در كشور ما به جای مانده كه بیشتر بر روی در مقبره ها، منابر و در مساجد انجام شده و دلیل سالم ماندن آن نیز به خاطر احترام مذهبی مردم به این اماكن می باشد كه قدمت بعضی از آنها به 1000 سال هم می رسد.

در حال حاضر منبت كاری در گوشه و كنار ایران رواج دارد و می توان گفت كه در شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، آباده، شاهرود و ... نسبتاً منبت كاری بیشتر انجام می شود. طرح های اصیل ایرانی شامل اسلیمی ها، ختایی، گل و بوته، گل و مرغ و ... می باشد كه تدریجاً انواع طرح های خارجی مانند گوشواره ای، فرشته ای و ... جای آن ها را می گیرند.

باستان شناسان و مورخان ، تاریخ استفاده از چوب برای ساخت خانه ها در ایران را مربوط  به 4200 سال پیش از میلاد مسیح دانسته اند كه مقارن با عصر حجر است یعنی زمانی كه بومی ها قبل از مهاجرت آریایی ها در ایران زندگی می كردند .

منبع : تبیان


+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:48 توسط علی چلوی - هادی |
آقا محمد خان قاجار - قسمت سوم ( آخر ) ( زندگی نامه و شرح حال )
حکایاتی از بی‌عدالتی‌های آقامحمدخان

[ویرایش] عاقبت سرباز وفادار

زمانی که آقا محمد خان قاجار شهر کرمان را در محاصره داشت سربازی که یکبار جان وی را نجات داده بود به او خیلی نگاه می‌کرد و گویا با نگاه خود میخواست که آن ماجرا را به یاد خان بیاورد. آقا محمد خان نیز دستور داد تا چشم‌های او را در بیاورند.

[ویرایش] کشف یک کودتا

روزی اندکی بعد از تاجگذاری، آقا محمد خان قاجار آماده می‌شد که با فتحعلی خان از سربازان مازندرانی سان ببیند... ناگهان یکی از افسران حاضر، در برابر شاه تعظیم بلندی کرد ... و مدتی در گوشی با وی صحبت داشت...

پس از چند لحظه آقا محمد خان اظهار درد کرد و رنگ پریدگی مرده وار سیمایش مویّد اظهارش بود. یکی از وزیران را به مرخص کردن سربازان برگماشت زیرا که حال سان دیدن نداشت.

همین که مجلس خالی شد، تغییر حالت داد ولیعهد و نزدیکان حاضر را روانه اتاقهای دیگر کرد و فرمانده قره چوخاها را خواست و دو ساعت تمام با وی گفتگو کرد... در آن میان افسرانی را برای بازجویی به درون تالار می‌آوردند فتحعلی خان در دیوانخانه مجاور منتظر دستورهای عموی خود بود. سرانجام برادر زاده را نزد خود خواند و گفت: افسری که زیر گوشی با من صحبت می‌کرد یکی از رفیقان خود را متهم می‌کرد که قصد دارد شاه را بکشد...من هم در این دو ساعت بازجویی دقیق کردم تا معلوم شد که مدعی با افسر متهم دشمنی شخصی داشته و اتهام را سراپا از خود ساخته است... حالا پسر جان تو که روزی به پادشاهی خواهی رسید بگو ببینم به عقیده تو چه باید کرد؟ جوانک با شور ساده لوحانه‌ای گفت: باید مفتری را تنبیه کرد و کسی را که به او بهتان بسته اند، پاداش داد.

آقامحمدخان گفت: به این ترتیب تو دستوری میدادی که از نظر عدالت انسانی معقول و منطقی بود ولی فرمانی نبود که در شان پادشاه باشد. باز هم برو بیرون و منتظر دستور من باش...


ساعتی بعد فتحعلی خان را به تالاری که شاه در آنجا بود خواندند. وی چیزی در آنا دید که از نفرت و وحشت خون در رگهایش بند آمد...نعش چند افسر را در آنجا دید و در آن میان، مفتری، متهم و همه کسانی را که به عنوان گواه بازپرسی شده بودند، بازشناخت. شاه گفت من دچار اشتباه شدم که دو طرف را رویاروی کردم. روی انگونه چیزها نباید بحث شود، زیرا که شایسته نیست در میان اطرافیان شاه ...کسانی آمد و شد داشته باشند که امکان شاه کشی به گوششان خورده است... من برای جبران اشتباهی که کردم چاره‌ای نداشتم جز آنکه بدهم همه کسانی را که به هر عنوان، پایشان به این قضیه کشانیده شده بود، خفه کنند!!! (به نقل از کتاب آقا محمد خان قاجار اثر امینه پاکروان)

همچنین :

[ویرایش] برخی گفته‌ها در باره آقامحمدخان

سرجان ملکم: آقامحمدخان قاجار با اهل شریعت با احترام و رافت میزیست و خود در ظاهر مقدس بود همیشه نماز میخواند و هر نیمه شب – اگرچه در روز زحمت زیادی کشیده بود- برمیخاست و بعبادت میپرداخت در مورد بیرحمی و سنگدلی او همین بس که برای جانشین کردن برادر زاده خود باباخان از کشتن برادران و پسرعموهای خود نیز احتراز نکرد یا اینکه پس از دستگیری لطفعلی خان زند تمام مردان کرمان را اعم از پیر و جوان یا کشت یا کور کرد و شهر کرمان را به شهر کوران تبدیل ساخت درحالیککه کرمان را تسخیرکرده بود و از شهرهای خود او بحساب می‌آمدند و مردم کرمان جزء ملت خود او بودند.

عبدالعظیم رضایی (نویسنده کتاب تاریخ ده هزارساله ایران): وی مردی سنگدل، عقده‌ای (بسبب مقطوع النسل بودن) خشن و کینه توز، سخت کش و بیرحم بود.

استاد معین: آقامحمدخان در حمله به قفقاز دستور قتل عام و خرابی کلیساها را داد و بخشی از شهر را ویران ساخت.

دکتر مصاحب: وی مردی کینه خواه و بیرحم و قدرت جوی و چاره گر بود. بیرحمی او به اوج میرسید.

[ویرایش] رجال سرشناس ایران در زمان شهریاری آقامحمدخان

  • مصطفی قلی خان قاجار (برادر و سردار سپاه وی در جنگ‌های مهم)
  • علی قلی خان قاجار (برادر آقامحمدخان که به‌وسیله فتحعلی شاه نابینا شد)
  • جعفرقلی خان قاجار (برادر وفادار آغامحمدخان که در تهران بدست وی کشته شد)
  • مرتضی قلی خان قاجار(برادر خان قاجار)
  • رضا قلی خان قاجار (برادر جواجه قاجار و از مدعیان سلطنت که تلاشهای وی در کسب قدرت بی نتیجه ماند)
  • حسینقلی خان جهانسوز (حسین قلی خان قاجار معروف به جهانسوز که در سال ۱۱۸۶ در سن ۴۲ سالگی بر اثر خیانت داخلی به قتل رسید.)
  • سلیمان قلی خان قاجار
  • محمد آقای قاجار
  • محمد ولی خان قاجار
  • محمد حسین خان قاجار (سردار سپاه)
  • صادق خان شقاقی(سردار سپاه وی در شوشی؛ پس از شنیدن خبر درگذشت وی تصمیم گرفت تا برای رسیدن به قدرت بکوشد و با استفاده از سپاه آقامحمدخان بر ضد فتحعلی شاه قاجار شورید و قزوین را پایتخت خویش قرار نهاد ولی در قزوین و مراغه بیشتر مردم به مرض طاعون دچار گردیدند و سپاهش نیز از آن مرض مصون نماند و با بیگلربیگی ارومیه که از ترکان افشار بود متحد گشت ولی در نهایت شکست خورد و اگرچه فتحعلیشاه او را مورد عفو قرار نهاد ولی دوباره درصدد قشون کشی برآمد و این بار به اشد مجازات رسید)
  • باباخان جهانبانی (فرزند ارشد حسین قلی خان که آقامحمدخان قاجار چون فرزندی نداشت وی را ولیعهد خود کرد)
  • عباس میرزا (پسر ارشد فتحعلی شاه؛ دلاور مردی که اگر همه با او بودند معاهده‌های گلستان و ترکمان چای قلم نمی‌خورد)
  • فرج اله بیک اشاقه باش (سردار سپاه)
  • شیخ جعفر تنکابنی (کتاب خوان شخصی آقامحمد خان)
  • ابوالفتح خان
  • میرزا محمد خان قاجار دولو (حاکم تهران؛ وی جویای قدرت و سرمایه مادی بود برای همین اقدامات کودکانه وی در خور توجه است)
  • میرزا شفیع صدر اعظم (صدر اعظم و والی اسبق ولایات عراق – عراق آن زمان به اصفهان؛ کاشان؛ ملایر و بروگرد نسبت داده می‌شد.)
  • عبدالرحیم خان شیرازی (حاکم شهرضا و سمیرم که در جنگ سمیرم علیه لطف علی خان زند توانست با خدعه و نیرنگ سپاه او را از هم بپاشد و البته از طرف باباخان جهانبانی مورد تقدیر واقع گشت و پس از آن حکومت آباده و ابرقو را به وی دادند)
  • حاج ابراهیم خان کلانتر شیرازی (حاکم شیراز؛ وی ترجیح داد تا در خدمت آقامحمدخان گردد هرچند او بود که لطفعلی خان را به شهریاری رسانید و بپاس خدمتی که کرد حکومت شیراز را به وی دادند اما سرانجام خیانت کرد و باعث به قدرت رسیدن آقامحمد خان شد. اوست که موجبات به سلطنت رسیدن فتح علی شاه را فراهم آورد و در نهایت بدست وی کشته شد)
  • نجف قلی خان بیگلربیگی (حاکم تبریز؛ اوست که حصار محکمی بر تبریز کشید و در سال ۱۱۹۹ بدرود زندگی گفت)
  • شاهرخ افشار (از نوادگان نادر ظل اله و پدر گلرخ و نادر میرزای افشار؛ نابینا بود و در سال ۱۲۰۹ در مازندران در اثر پیری و فرسودگی و شکنجه هاییکه به منطور آشکار ساختن گنجینه‌ها کشید درگذشت)
  • نادر میرزای افشار (پس از آنکه به بخشی از جواهر نادری دستبرد زد راهی هرات شد و از آنجا به کابل رفت و در نهایت دعوی سلطنت کرد و فتحعلی شاه او را به قتل رساند و تمام دودمان نادر را به باد داد تا کینه چندین ساله خیانت به جد خود را تسکین دهد)
  • جهانگیر سیستانی (خیانتکار به شاه زندیه؛ اوست که لطف علی خان را ترغیب به ماندن در کرمان کرد و سرانجام نیز او بود که لطفعلی خان را در راه دارزین به راین کرمان به فرستاده شهریار قاجار داد)
  • محمد علی خان سیستانی (برادر جهانگیر و حاکم بم و وکیل آباد)
  • امیر کونه خان زعفرانلو (حاکم قوچان و از ارادتمندان به قاجاریه)
  • ابراهیم خان شادلو (حاکم اسفراین و از ارادتمندان به قاجاریه)
  • جعفر خان بیات (حاکم نیشابور و از ارادتمندان به قاجاریه)
  • بیرام علی خان (حاکم مرو که در هجوم ازبکان کشته شد)
  • حاج شیخ مهدی (از خادمان آرامگاه حضرت امام رضا و از مشاوران شاهرخ)
  • شاه مرادبک جان (فرمانده شاه سعید خان در جنگ مرو ازبکان در مرو)
  • شاه زمان (حکمران افغانستان در کابل و بلخ – البته افغانستان آن زمان بطور کامل خودمختار بود) [شاه زمان درانی، نوه احمد شاه درانی، پادشاه مقتدر در افغانستان بود!]
  • هرقل یا هراکلیوس(امیر گرجستان که تحت الحمایه روسیه در آمد و عامل حمله آقامحمدخان به قفقاز شد)
  • ابراهیم خلیل خان جوانشیر (حاکم شوشی و قراباغ که حاضر به اطاعت از آقامحمدخان نگشت و مدتها حکومت آذربایجان را بر عهده داشت و به آبادی آنجا توجه بسیاری داشت به دانشمندان ارج مینهاد در دربار وی دانشمندان زیادی حضور داشتند دوره حکومت او از اعصار طلایی آذربایجان است)
  • ملاپناه واقف(شاعر آزاده و میهن پرست آذری که اشعار عارفانه وی در قفقاز شهرت دارد وی در زمان یورش آغامحمدخان به قفقاز در کنار ابراهیم خلیل خان از رهبران مقاومت‌های مردمی بود.)
  • مصطفی خان طالشی (حکم ران طالش که حاضر به پرداخت مالیات به آقامحمدخان نشد و مثل بسیاری از حاکمان آن زمان در دوران کریم خان نیز مالیات مردم را به مصرف خویش میرسانید)

[ویرایش] جستارهای وابسته

[ویرایش] منابع

  • تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ا. آ. گرانتوسكی - م. آ. داندامایو، مترجم، كیخسرو كشاورزی، ناشر: مرواريد 1385
  • فهرست واژگان اعلام فرهنگ پارسی روان شاد دکتر محمد معین؛ چاپ ۱۳۴۳ ؛ انتشارات امیرکبیر؛ تهران؛ جلد پنجم؛ صفحه ۴۰ آغا محمدخان و جلد ششم صغحه ۱۴۱۵ قاجاریان را ملاحظه فرمایید.
  • دایره المعارف فارسی به کوشش استاد حسین مصاحب؛ فروردین ۱۳۴۵؛ چاپ سوم ۱۳۸۱؛ چاپخانه سپهر؛ انتشارات امیرکبیر؛ تهران؛ جلد اول؛ صفحه ۱۸۲ آقا محمد خان
  • خواجه تاجدار به نوشته ژان گور فرانسوی و برگردان روان شاد ذبیح اله منصوری؛ چاپ ۱۳۴۷؛ چاپخانه بهمن؛ انتشارات امیرکبیر؛ تهران
  • آقا محمد خان قاجار شهریار نامی ایران؛ نوشته امینه پاکروان، برگردان جهانگیر افکاری؛ چاپ ۱۳۴۸؛ انتشارات فرانکلین زوار؛ تهران
  • آقامحمدخان قاجار و لطفعلیخان زند؛ ابوالفضل وکیلی قمی؛ چاپ ۱۳۴۸؛ انتشارات سینا؛ تهران
  • هرات در قلمرو استعمار؛ فتح الدین فتاحی؛ چاپ ۱۳۷۰؛ چاپخانه مروی؛ انتشارات مستوفی؛ لطفا صفحات مقدمه به قلم دکتر محمد اسماعیل رضوانی را ملاحظه فرمایید.
  • احسن التاریخ؛ به نوشته محمد فتح الله بن محمد تقی ساروی؛ به فصل سرگذشت آقامحمدخان مراجعه کنید
  • تاریخ عضدی
  • تاریخ ایران (History of Persia) به قلم رابرت گرانت واتسون چاپ ۱۸۱۵ لندن؛ زبان اصلی
  • تاریخ ایران به قلم سر پرسی سایکس و با بازبینی در سال ۱۹۱۵ چاپ لندن؛ زبان اصلی
  • ماموریت علمی در ایران (Scientific mission in Persia) به قلم مورگان باستان شناس چاپ ۱۸۹۴ پاریس؛ زبان اصلی
  • سفری به سرتاسر ایران (Journey through Persia) به قلم جیمز موری یر چاپ ۱۸۱۲ لندن؛ زبان اصلی
  • دودمان قاجارها (Dynasty of the Kajars) و مأموریتی به دربار ایران به قلم سر هارفورد جونز چاپ ۱۸۳۳ لندن؛ زبان اصلی
  • آغامحمدخان قاجار چهره حیله گر تاریخ تالیف احمد پناهی انتشارات کتاب نمونه
  • خواجه تاجدار آثر ژان گور ترجمه ذبیح الله منصوری

منبع : ویکیپدیا


+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:47 توسط علی چلوی - هادی |
آقا محمد خان قاجار - قسمت دوم ( زندگی نامه و شرح حال )
وضعیت ایران در زمان کودکی آقا محمد خان

زمانی که نادر و فرزندانش به قتل رسیدند، شاهرخ شاه برای به دست گرفتن قدرت تلاش می‌کرد. فرماندهی سپاه شاهرخ شاه به محمدحسن خان بعلت تجربه و تدبیر فوق العاده ایشان واگذارگردید . با همکاری حاکم طبس ابراهیم خان را برکنار شدو شاهرخ به سلطنت رسید هرچند اندکی پس ازآن شاهرخ شاه به دست دشمنانش که در راس آنان پدر زن خود قرار داشت نابینا گشت . فرماندهان وفادار دست به کوتا زده شاهرخ شاه نابینا رامجددا به سلطنت نشاندند.

[ویرایش] کودکی و نوجوانی آقامحمدخان

ژان گور می نویسد:آقا محمد خان باریک اندام و متوسط القامه و دارای چشم های زیباوگیرنده ودهان کوچک بود . هرکس دهان کوچک و چشمان زیبای پسرک را می دید تصور میکرد در روح وی هوی و هوس غلبه دارد اما وقتی آن پسر 13 ساله کلاه را از سر بر می داشت و چشم بیننده به پیشانی بلند وی می افتاد تغییر نظر میداد و می فهمید که کسی که دارای آن پیشانی بلند است مقهور هوی و هوس نمیشود.

آقامحمد خان تیر اندازی ، سوارکاری و خواندن و نوشتن و حفظ کردن قرآن رادر پیش جیران، مادر خود که از بهترین تیر اندازان بود فرا گرفت ودر 13 سالگی جزو بهترین تیراندازان قشون محمدحسن خان بود و فرمانده دسته تجسس یا طلایه دار قشون پدرش گردید. در 13 سالگی شجاع و با اراده بود و از مرگ ترسی نداشت.

[ویرایش] کریم خان و قاجار

چندی بعد محمد حسن خان سپاهی مجهز و بانظم ترتیب داد و به جنگ با کریم خان زند پرداخت. در جنگهای اولیه پیروزی با قجری‌ها گشت. اما در نهایت شکست خورده و در میدان جنگ توسط سبزعلی بیک حاکم سابق استر آباد کشته و سرش از تن جدا گردید.سبزعلی بیک ازسال1169 تا 1172 در جنگ هایی که بین زند و قاجار در گرفت شرکت داشت و به کریم خان زند می گفت که تنها آروزی او دیدن جسد بیجان محمدحسن خان قاجار است.علت این کینه انطور که گفته شده است علاقه سبز علی بیک به جیران، همسر محمدحسن خان قاجار بود که بسیار زیبا می بود. کریم خان زند قول ده هزار تومان برای سر محمدحسن خان به سبزعلی بیک داده بود.درآن زمان محمدحسن خان 45 سال داشت. وقتی سر بریده محمدحسن خان را به حضور کریم خان که در تهران بسر می برد رساندند.از بوی سر محمد حسن خان احساس رضایت کرد و گفت :" من از این سر بوی لاشه احساس می کنم اما چون سر بریده دشمن من است از آن لذت می برم".

[ویرایش] پسران محمد حسن خان اسیر می‌شوند

آقا محمد خان با همیاری حسینقلی خان پس از درگذشت پدرشان دست به جنگ‌های پارتیزانی زدند تا آن که خراج آن سال استرآباد توسط آقامحمدخان مورد سرقت واقع گشت. همین امر سبب جنگ میان فرستادگان کریمخان زند و او شد که در نهایت دستگیر گشت و به تهران برده شد و کریم خان همینکه فهمید او دیگر خواجه است و بر اساس فرهنگ آن زمان هیچ کس برای یک خواجه ارزشی قایل نمی باشد امر کرد تا به تحصیل ذخیره آخرت بپردازد و از جاه طلبی دست بردارد.

پس از آن به شیراز منتقل شد و در اسارت به سر می‌برد.این روش معمول کریم خان زند بود تا با اسیر نگاه داشتن تعدادی از سران قبیله متمرد خطر شورش را از بین بده و در صورت هرگونه تحرک اسرا را تنبیه نماید. در همین زمان برادرآقامحمد خان حسینقلی خان جهانسوز در شمال ایران دست به یاغی گری زد. آقامحمدخان که میدانست از سوی کریمخان مواخذه خواهد شد از بیم جان خویش در حرم حضرت شاهچراغ خود رادخیل بست نشست ولی کریم خان بوساطت اطرافیان خود او را مورد عفو قرار داد.

سردر عمارت و باغ تابستانی آقا محمدخان قاجار در ساری؛ در دوره قاجار کاخ‌های بسیاری در ایران احداث گردید.
سردر عمارت و باغ تابستانی آقا محمدخان قاجار در ساری؛ در دوره قاجار کاخ‌های بسیاری در ایران احداث گردید.

[ویرایش] بنیان نهادن حکومت قاجاریه

آقا محمد خان در ۱۳ صفر سال ۱۱۹۳ هجری قمری (روز درگذشت کریم خان)، هنگامی که در باغ‌های اطراف شیراز به شکار مشغول بود، همینکه عمه‌اش او را از مرگ شاه زند آگاه ساخت، فرار کرد و به شتاب خود را به تهران رسانید و در ورامین مدعی سلطنت بر ایران گشت. سپس به ساری و استرآباد رفت و با کمک سران اشاقه‌باش، براندازی زندیه و رسیدن به قدرت را طراحی نمود و ولایات گرگان و مازندران و گیلان را تحت حکمرانی خویش قرار داد. وی در این زمان برای مطیع کردن برادران خود به جنگ با آنان پرداخت و حتی یکبار تا پای مرگ رفت ولی سرانجام در بندپی نجات یافت و به ساری آمد و تاج سلطنتی را که توسط زرگران ساری ساخته گشت را بر سر نهاد و پایتخت خود را ساری نهاد و جشن نوروز را به دستور وی با تشریفات برگذار نمودند. پس از تسخیر شمال ایران بر آذربایجان و کرمانشاهان نیز دست یافت. حکومت زندیه در جنگ و ستیز میان شاهزادگان زند قرار گرفت ولی سرانجام لطف علی خان زند با همیاری حاج ایراهیم خان کلانتر شیرازی بر تخت سلطنت نشست. آقا محمد خان از آن زمان به مدت ۱۵ سال با لطفعلی خان زند - که جوان بود و شجاع - به جنگ و تعقیب و گریز پرداخت. مهم‌ترین این نبردها، جنگ باباخان برادرزاده آقا محمدخان در سمیرم و محاصره شیراز و پس از آن محاصره طولانی کرمان در سال ۱۲۰۸ هجری قمری است در این جنگها لطفعلی خان مقاومت زیادی از خود نشان داد.

[ویرایش] فاجعه تاریخی کرمان

در اواخر تابستان همان سال قشون آقا محمد خان به کرمان نزدیک گشت. همه مردم کرمان بر آن عقیده بودند که قشون شاه قاجار در سرمای زمستان کرمان دوام نخواهد آورد و سرانجام مجبور به ترک آن دیار خواهند شد و برای همین هر شب بر بالای ابروج کرمان مردم شعر می‌خواندند و فحش‌های رکیکی نسبت به شاه قجر خطاب می‌دادند و او را مورد تمسخر قرار می‌دادند این فحش‌ها خان قاجار را خشمگین تر کرد.به دستور خان فاجار شهری در پیرامون شهر کرمان به صورت موقت ساخته شد تادر سمای زمستان نیز محاصره ادامه یابد.قحطی شهر را فرا گرفت. پس از حمله عمومی و سقوط کرمان سربازان وی تمامی کسانی را که در غیر از" بست" قرار داشتند یه قتل رسانده وتمامی اموال ودارایی ها را ضبط و به نوامیس تعرض کردند این وضع تا زمان فرمان توقف غارت توسط خان قاجار ادامه داشت.پس از آن و پس از انکه خان قاجار متوجه فرار موفق شهریار جوان زند گردید دستور داد که تمامی مردان کرمانی از چشم نابینا گردند و حتی کسانی را که به بست رفته بوند نیز از این دستور مجزا نکرد. بیست هزار جفت چشم به‌وسیله سپاه قاجار تقدیم خان شد.(سر پرسی سایکس این تعداد را هفتادهزار جفت میخواند).

اما لطفعلی خان زند به بم فرار کرد و قصد عزیمت به سیستان و بلوچستان را داشت ولی با خیانت حاکم بم دستگیر شد و در راین به فرستادگان آقامحمدخان تحویل داده شد شهریار زیبای زند به دستور آقا محمد خان توسط چهارپاداران مورد تجاوز جنسی قرار گرفت و چشم های شهریار زند ار کاسه خارج گردید.خان قاجار قصد داشت که به شهریار جوان افسار زده و در مسافرت ها به عنوان حیوان در پای رکاپ خود بدواندکه به علت ضعف و زخمهایی که برداشته بود این کار میسر نگردید.در تهران به زندگی لطفعلی خان خاتمه داده شد و سرانجام وی را در امامزاده زید تهران دفن کردندو اینچنین به زندگی شهریار زند دلیر ترین شمشیرزن شرق و زیباترین مردان روزگار پایان داده شد.

[ویرایش] انتقال مرکز حکومت به تهران

او پس از قتح کامل جنوب ایران در واقع مقر حکم رانی خویش را در تهران نهاد (آن را دارالخلافه نامید) در حالیکه پایتخت وی هنوز ساری بود؛ سپس با سپاهی گسترده عازم قفقاز گشت تا حاکمان آنجا را مطیع خویش سازد در آنجا با مقاومت سرسختانه ابراهیم خلیل خان جوانشیر حاکم شوشی مواجه شد و سرانجام دست از محاصره این شهر برداشت و به تفلیس رفت. هراکلیوس حاکم تفلیس شهر را رها کرده و گریخت آغامحمدخان دستور ویران کردن قسمتی از شهر و قتل عام مردم داد و باردیگر سربازان وی در این شهر بدستور او به تجاوز به ناموس مردم دست زدند. تمام کلیساهای شهر ویران شد و روحانیون مسیحی دست بسته به رود ارس انداخته شدند. در نهایت آغا محمد خان با پانزده هزار تن از دختران و حتی پسران شهر که آنان را به اسارت گرفته بود به تهران بازگشت. اینان برای سواستفاده جنسی و نیز برای بردگی به ثروتمندان فروخته شدند. .

[ویرایش] رویکرد به خراسان و ماورای نهر و براندازی افشاریان

بعد ار آن به خراسان لشکر کشید و شاهرخ، پسر نادر را که کور و پیر بود به همراه همه درباریانش به قتل رسانید تا انتقام کشتن فتحعلی‌خان را بگیرد. خان قاجار برای افشای محل جواهراتی که نادر از هند آورده بود شاهرخ را به حدی شکنجه کرد که وی در زیر این شکنجه‌ها جان سپرد. آقامحمدخان پس از کشف محل جواهرات نادر، آنان را روی سفره گسترد و از شدت عشق به طلا و جواهر، بر آنان غلتید. و سپس لشکرکشی به بخارا را قصد نمود که خبردار شد از جانب روس‌ها دیگر خطری نیست. برای همین حاکمان طرفدار روس آن دیار را سرکوب کرد و مرو را آزاد کرد و ازبکان را وادار به عقب نشینی نمود و بخارا را تحت الحمایه دولت ایران قرار داد و چون مردم آن دیار با وی مخالفتی نداشتند به آنان آزاری نرساند و پس از آن به دستور وی گروهی را به منظور تعقیب نادرقلی شاهرخ اقشار به هرات فرستاد و پس از آن تا کابل پیش رفتند ولی نادرقلی در کوه‌های هیمالیا در افغانستان مکان خود را تغییر می‌داد[مدرک] سرانجام از تعقیب وی دست برداشتند و بلخ را از حاکم کابل به بهای ۵۰۰ هزار سکه طلا خریداری نمودند؛ این کار آقا محمد خان چندین هدف را دنبال می‌کرد که مهم‌ترین و دراز مدت‌ترین آنها جلب حمایت حاکم کابل برای حمله به هندوستان بود و افغانستان را نیز تحت حمایت دولت ایران قرار داد[باعرض معذرت برای اين دروغهای شاخدار می توان مدرک قابل اعتبار ارائه داد؟!!!] و به ساری برگشت و در عمارت زمستانی خود واقع در پشت مسجد شاه غازی (که اکنون اثری از آن باقی نیست)، گنجینه‌های باقی‌مانده از دوران افشاریه - که نادر با خود از هند آورده بود و باعث ثروتمندی بسیاری از فرماندهان و نوادگان او شد - را پنهان کرد.

[ویرایش] بازگشت به قره باغ و بدرود زندگی

در همین زمان قفقاز به اشغال روسیه در آمد. خان قاجار برای سرکوب آنان عازم قفقاز شد اما هنوز به آنجا نرسیده بود که تزار روس کشته شد و جانشین وی به سپاهیان خود دستور مراجعت داد. آقامحمدخان که از این مسئله سخت شادمان گردیده بود تصمیم گرفت که در قفقاز به تصرف شهر شوشا بپردازد که در حمله اول به دست وی نیفتاده بود. شهر شوشا پس از مدتی مقاومت در اثر اختلافات داخلی تسلیم شد ولی در حالی که از فتح شوشا در قراباغ آذربایجان ۳ روز می‌گذشت در بامداد ۲۱ ذی‌الحجه، ۱۲۱۱ هجری قمری بدست صادق نهاوندی و دو تن از همدستانش به قتل رسید و از آنجا که در آن زمان پیکر بزرگان را در عتبات عالیات بخاک میسپردند، وی را نیز به نجف اشرف بردند و در جوار آرامگاه امام اول شیعیان به خاک سپاردند.

[ویرایش] درباره آقا محمدخان

آقا محمد خان مردی رشید و مقتدر، شجاع و سیاس بود. اما در عین حال بسیار بی رحم و بی انصاف، خونریز و ستمکار بود. در طول عمر خود حرفی نزد که به آن عمل نکند تا کار به تدبیر بر می‌آمد دست به شمشیر نمی‌برد. پشتکار و جدیتی تمام داشت. بسیار خسیس و مال اندوز می‌بود و در فرمانروایی بی‌همتا بود.

برخی بر این باورند که وی به چند زبان زنده دنیا آشنایی داشت و به ترکی فارسی عربی تسلط کامل داشت و فرانسوی و روسی را توسط بازرگانان فرانسه و روسیه آموخت؛ وی فردی متعصب و خشک مذهب بود و با روحانیون دینی به نیکی رفتار می‌کرد. شبها علیرغم خستگی و کار زیاد نماز شبش فراموش نمی‌شد علی رغم اخته بودن در حرمسرای وی زنهای زیادی بودند و نام برجسته‌ترین آن‌ها مریم خانم و گلبانو خانم بود. همچنین علاقه فراوانی به گنج و ثروت داشت ؛ وی در ۱۷ سالگی پدر خویش را از دست داد و پس از آن در شیراز با محدودیت فراوانی روبرو بود.

منبع : ویکیپدیا


+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:45 توسط علی چلوی - هادی |
آقا محمد خان قاجار - قسمت اول ( زندگی نامه و شرح حال )

آغامحمدخان قاجار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

(تغییر مسیر از آقامحمد خان)
پرش به: ناوبری, جستجو

قاجار

شاهان قاجار

عنوان


آقامحمد خان
فتحعلی شاه
محمدشاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه
احمدشاه

دوره سلطنت


۱۱۶۱-۱۱۷۶
۱۱۷۶-۱۲۱۳
۱۲۱۳-۱۲۲۷
۱۲۲۸-۱۲۷۵
۱۲۷۵-۱۲۸۵
۱۲۸۵-۱۲۸۸
۱۲۸۸-۱۳۰۴

نخست‌وزیرهای قاجار

حاج ابراهیم كلانتر
قائم مقام فراهانی
حاج میرزا آقاسی
امیرکبیر
سپهسالار
مستوفی‌الممالک
امین‌السلطان
عین‌الدوله
مشیرالدوله
مشیرالدوله پیرنیا
قوام‌السلطنه
وثوق‌الدوله

چهره‌های معروف

عباس میرزا نایب السلطنه
میرزارضا کرمانی
میرزای شیرازی
کامران میرزا
ظل‌السلطان
تاج‌السلطنه
فروغ‌الدوله
فخرالدوله
شعاع السلطنه
ارشدالدوله
سالارالدوله
مهد علیا
حسین بهزاد
ستارخان
یپرم‌خان
صمصام‌السلطنه
حیدرخان عمواوغلی
میرزا کوچک‌خان جنگلی
علیقلی خان سردار اسعد

رویدادهای مهم

قرارداد آخال
معاهده پاریس
معاهده گلستان
معاهده ترکمنچای
امتیازات و قراردادها
جنگ‌های ایران و روسیه

جنبش مشروطه

قیام تنباکو
جنبش مشروطه
فرمان مشروطیت
جنبش جنگل
کودتای ۱۲۹۹
انحلال سلسه قاجار

آغا محمد خان قاجار بنیانگذار دودمان قاجاریه در ایران است. زاده: ۲۷ محرم ۱۱۵۵ هجری قمری برابر با ۲۷ خرداد ماه ۱۱۲۱ خورشیدی و ۱۷ ژوئن ۱۷۴۲ میلادی در دشت اشرفی در میانه راه ساری به گرگان؛
تاجگذاری: ۱۵ ربیع الثانی ۱۱۹۵ هجری قمری برابر با ۱ فروردین ماه ۱۱۶۱ خورشیدی و ۲۱ مارس ۱۷۸۲ میلادی در ساری؛
مرگ: ۲۱ ذی الحجه ۱۲۱۱ هجری قمری برابر ۲۷ اردیبهشت ماه ۱۱۷۷ خورشیدی و ۱۷ می‌۱۷۹۸ میلادی در شوشا؛


آقامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار و او نیز فرزند فتحعلی خان فرزند شاهقلی خان فرزند جهانسوزخان بود. مازندران و بارفروش (بابل امروزی) مرکز حکمرانی محمدحسن خان بود و فتحعلی خان حاکم گرگان و در استرآباد حکومت می‌کرد. اینان شیعه مذهب بودند. نادرقلی خان پس از کشتن فتح علی خان رقیب سرسخت خویش در خواجه ربیع طوس و با سعی و تلاش خویش به مقام شاهنشاهی رسید.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] ریشه‌های قدرت‌یابی دودمان قاجار

نوشتار اصلی: دودمان قاجار

قدرت یافتن دودمان قاجار به عهد صفوی و شاه عباس کبیر برمی‌گردد؛ ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان بدلیل کمک‌های بزرگی که به دربار صفوی می‌نمودند، قدرت بیشتری یافتند و سپس دسته‌ای از آنان در غرب استرآباد و در دشت گرگان سکنی گزیدند. نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمد حسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاری‌باش‌ها که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منسوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و اختلاف میان طوایف قاجار نگران ناآرامی‌های داخلی نگردد و اشاقه‌باش‌ها زیر نظر حکومت ایشان گردند.

منبع : دانشنامه ی ویکیپدیا


+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:43 توسط علی چلوی - هادی |
امپراطوری عثمانی ( مطالب تاریخی ( تاریخ ایران - جهان و اسلام ) )
امپراتوری عثمانی یک قدرت سیاسی امپراتوری بود که از ۱۲۹۹ تا ۱۹۲۲ میلادی در منطقه مدیترانه حکومت می‌کرد. این امپراتوری در اوج قدرت خود (قرن ۱۶ میلادی) مناطق آسیای صغیر ، اکثر خاورمیانه، قسمت‌هایی از شمال افریقا، قسمت جنوب شرقی اروپا تا قفقاز را شامل می‌شد. قلمرو رسمی حکومت عثمانی به ۵/۶ میلیون کیلومتر مربع می‌رسید، ولی حوزه نفوذ آن از طریق ایل‌ها و عشایر از این رقم بسیار فراتر می‌رفت.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] منشاء عثمانیان

عثمانیان شاخه‌ای از ترکهای اوغوز بودند که در اواخر امپراتوری سلجوقیان ازترکستان به آسیای صغیر کوچ کردند. در آن زمان سلجوقیان روم که قسمتی از سلسله دولتهای سلجوقی بودند در این سرزمین فرمان می‌راندند. ترکان عثمانی اندک اندک در نواحی غرب آناتولی به یک قدرت منطقه ای و متحد سلاجقه تبدیل شدند وبعدا جانشین سلجوقیان گشتند. ایشان نام خود را از عثمان که رهبر ایل ایشان بود گرفته بودند.

نخستین شاه سرشناس ایشان سلطان محمد دوم معروف به سلطان محمد فاتح، بود که توانست یا چیرگی بر قسطنطنیه (استانبول) به فرمانروائی امپراتوری روم شرقی پایان دهد. تاریخنگاران این زمان را پایان قرون وسطی و آغازرنسانس می‌دانند.

سلطان سلیم نوهٔ سلطان محمد بود که در جنگ چالدران شاه اسماعیل اول صفوی را در سال ۱۵۱۴ میلادی شکست داد و عثمانی بر مناطق غربی ايران دست یافت در نتيجه نواحی غرب ایران که شامل آذربایجان، سرزمین کردستان، و عراق بود از ایران جدا شد. در جنگ هاى بعدى آذربايجان به ايران برگردانده شد ولی سرزمین کردستان و عراق تحت كنترل عثمانی باقى ماندند.

سلطان سلیم با چیرگی بر سرزمینهای اسلامی خود را خلیفهء اسلام خواند. سلیمان قانونی فرزند او همدوره با شاه تهماسب صفوی بود و نیروهایش را تا پشت دروازه‌های وین هم رساند.

[ویرایش] اقتدار و شکوه امپراتوری عثمانی

علامت امپراتوری عثمانی
علامت امپراتوری عثمانی

دولت عثمانی به عنوان بزرگ‌ترین و پهناورترین دولت اسلامی پس از فروپاشی خلافت عباسی شناخته می‌شود. این دولت در سده‌های هفتم و هشتم هجری (سیزدهم و چهاردهم میلادی) در سرزمین آناتولی ظهور کرد؛دوم سده چهاردهم، به رهبری بایزید اول (ایلدرم بایزید)، قلمرو آن در قاره اروپا گسترش چشمگیر یافت و در اوائل نیمه دوم سده پانزدهم با فتح قسطنطنیه، به رهبری سلطان محمد دوم (فاتح)، در مقام تنها وارث امپراتوری امپراتوری روم شرقی (بیزانس) جای گرفت. بدینسان، در پایان سده پانزدهم دولت عثمانی به اوج اقتدار و شکوه خود دست یافت؛ اقتدار و شکوهی که بیش از یک سده دوام آورد. در این دوران، عثمانی نه تنها - از نظر وسعت قلمرو و کثرت اتباع، اقتدار نظامی و سیاسی، نظم و سامان اجتماعی و ثروت دولت و سعادت و رفاه ملت - اولین دولت اروپایی به شمار می‌رفت، بلکه از نیمه سده شانزدهم میلادی خود را وارث رسمی خلافت اسلامی و رهبر جهان اسلام نیز می‌دانست. در این زمان عثمانی کشوری پهناور بود که قلمرو آن در اروپا تا نزدیکی شهر وین (پایتخت امپراتوری هابسبورگ) امتداد داشت، بخش عمده سرزمین‌های جنوب در یای مدیترانه و شبه جزیره عربستان را دربرمی گرفت، از شمال به رود دن و از شرق به مرزها ی ایران محدود بود. از منظر اروپاییان غربی این دولت مهم‌ترین تجلی تمدن اسلامی به شمار می‌رفت و دادوستد و تعارض‌های فرهنگی و سیاسی و نظامی با آن نقش اصلی در تکوین انگاره‌ای داشت که غربیان از اسلام کسب کردند.

[ویرایش] سرآغاز انحطاط امپراتوری عثمانی

مورخین مرگ سلیمان قانونی (۲۰ صفر ۹۷۴ ق./ ۵ سپتامبر ۱۵۶۶ م.) را نقطه عطفی در تاریخ عثمانی و سرآغاز فرایند انحطاط تدر یجی این دولت می‌دانند. در واقع، این انحطاط هر چند در اواخر سده شانزدهم میلادی، پس از مرگ سلیمان، رخ نمود و در نیمه اول سده هفدهم شتاب گرفت، ولی بنیانها ی اجتماعی آن در دوران حکومت سلیمان و در اوج شکوه دولت عثمانی تکوین یافت.

سیر افول مداوم دولت عثمانی مقارن و همپیوند با سیر ظهور و اعتلای روزافزون تمدن جدیدی است که در اروپای غربی سربرکشید. این دو تحول مواز ی بخش مهمی از فرایند عظیمی را شکل داد که سرنوشت بشر یت را در طول سده‌های اخیر رقم زد و سرانجام در اوایل سده بیستم میلادی جغرافیای سیاسی کنونی جهان را پدید آورد.

[ویرایش] عوامل انحطاط امپراتوری عثمانی

در بررسی علل انحطاط عثمانی باید نقش عوامل چهارگانه:

  • افزایش جمعیت و عدم تناسب آن با اراضی زیرکشت،
  • تأثیر سلطه غربیان بر قاره اروپا و ظهور اقتصاد جدید پلانت کاری،
  • گشایش راه دریایی تجارت غرب با شرق،
  • خرابکاری و مقابله نظامی و اطلاعاتی قدرت‌های اروپایی معارض عثمانی،

را اصلی دانست و دو عامل بعدی رشد فساد در ساختار سیاسی و تحجر اندیشه دینی و سیاسی را فرعی تلقی کرد.

بنابراین، فساد در ساختار سیاسی و تحجر در اندیشه دینی را نباید به‌عنوان عواملی تعیین کننده و سرنوشت ساز ارز یابی کرد. برای رسیدن به شناختی عینی و به دور از ذهنگرایی و خیالپردازی از علل واقعی تفوق غرب و افول عثمانی، و سایر دولتهای غیر غربی، باید بر نقش عوامل چهارگانه نخستین تأکید کرد و فساد در ساختار سیاسی و تحجر در اندیشه و ایستایی در فرهنگ را بنوبه خود به عنوان پیامد و معلول عوامل فوق بشناسیم.

[ویرایش] نابودی امپراتوری عثمانی

امپراتوری عثمانی سالها چون ابرقدرتى بر گوشه‌ای از جهان دربرگیرندهٔ [[سرزمین آذربایجان ]]، سرزمینهای عربی،آسیای صغیر و بالکان فرمان‌راندند. با شکست در جنگ جهانی اول امپراتورى عثمانی فروپاشيد و جای خود را به ترکیه داد. پس از فروپاشى امپراتورى عثمانی و پيدايش كشور تركيه اين نواحى به دست كشورهاى پیروز در جنگ بعضا تقسيم و يا مستقل گرديدند.



منبع : دانشنامه ی ویکیپدیا
+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:41 توسط علی چلوی - هادی |
رضا شاه مخاوع - قسمت سوم ( آخر ) ( زندگی نامه و شرح حال )

[ویرایش] تبعید و مرگ

پس از اشغال ایران، بریتانیا پیامی به این مضمون به رضاشاه ارسال کرد:[۱۲]

   
رضاشاه پهلوی
«ممکن است اعلیحضرت لطفا از سلطنت کناره‌گیری کرده و تخت را به پسر ارشد و ولیعهد واگذار نمایند؟ ما نسبت به ولیعهد نظر مساعدی داریم و از سلطنتش حمایت خواهیم کرد. مبادا اعلیحضرت تصور کنند که راه‌حل دیگری وجود دارد.»
   
رضاشاه پهلوی


رضاشاه سپس تحت نظر نیروهای بریتانیایی از بندرعباس با کشتی از ایران خارج شد. ابتدا او را به سمت هند بردند. بعد به جزیره موریس منتقل شد و بالاخره در آفریقای جنوبی در شهر ژوهانسبورگ تحت نظر قرار گرفت. [۱۳] روز ۴ مرداد ۱۳۲۳ در همان شهر چشم از جهان فروبست. پیکر او را به مصر بردند و در آن‌جا به امانت گذاشتند تا در اردیبهشت ۱۳۲۹ با تشریفات رسمی به حضرت عبدالعظیم منتقل شد و در آرامگاه ویژه او دفن شد.

درآستانه انقلاب ۱۳۵۷ پیکر وی بار دیگر به همراه پیکر پسرش علی‌رضا پهلوی به مسجدالرفاعی مصر منتقل شد. در اردیبهشت ماه ۱۳۵۹، مقبره رضاشاه توسط حاکم شرع وقت صادق خلخالی و افراد منتسب به گروه فدائیان اسلام به کلی ویران شد.[۱۴]

اعتراف دولت چرچیل - ایدن درجریان شهريور1320 که: رضا خان را آوردیم ولی او دیگر ازما هم حرف شنوی نداشت، تردیدی در نقش قاطع انگلستان و سازمانهای جاسوسی اين کشور درامر عروج رضا خان ندارد. [۱۵]

[ویرایش] میراث رضاشاه

محمدقلی مجد تاریخ نویس در کتاب بر مبنای مدارک معتبر موجود در مرکز اسناد ملّی ایالات متحده آمریکا نارا و مسعود بهنود [۱۶] [۱۷] نویسنده ایرانی مدعی هستند که رضاشاه در زمان برکنار شدن از سلطنت (۱۹۴۱) حدود ۲۰۰ میلیون دلار در حسابهای بانکی‌اش در لندن ‏و نیویورک و تورنتو ذخیره پولی داشته است. [۱۸] [۱۹] بنابر ادعای وی، این رقم به غیر از معادل ۵۰ میلیون دلاری است که ‏در بانک ملی تهران و حدود ۷۰۰۰ روستای ششدانگ و کارخانه‌هایی است که وی ‏در ایران داشته است.[۲۰][۲۱] [۲۲]

عباسقلی گلشائیان، تاریخ نویس ایرانی در کتاب «رضا شاه از سقوط تا مرگ»، مدعی است که رضاشاه در هنگامی که تصمیم به استعفا می‌گیرد، در جواب کسانی که به وی اتهام به داشتن حساب بانکی در خارج از ایران می‌زدند، گفت: «آقایان بدانند که من درتمام بانک‌های اروپا و آمریکا یک لیره یا یک دلار هم ندارم - راست است که در ایران متمولم، ولی در خارج هیچ چیز ندارم و دولت باید فکر خرج من باشد».[۲۳]

[ویرایش] پانویس

  1. جامعه ايران در دوران رضا شاه - احسان طبری.
  2. نجفقلی پسیان و خسرو