|
اما این حرفها به گوش كسی نمیرفت. مردم میگفتند، اگر واقعا در تبریز امنیت برقرار است، چرا بانك روس از تبریز رفته و تا بحال هم برنگشته؟36
در همین روزها كنسول روس، كه گویا روزنامههای تهران را از عوامل ایجاد تشنج در شهر میدانسته، از نایبالایاله آذربایجان خواستار جلوگیری از ارسال آنها به تبریز میشود:
”... از قراری كه به جنرال قونسولگری معین شده، پاره اوراق مضره و جراید فاسده از طهران بوسیله پست به تبریز میرسد كه مندرجات آنها مخل آسایش حالیه و برخلاف امنیت حاضره است. بنابراین لازم است اطلاع داده و با نهایت توقیر و احترام خواهشمندم قدغن فرمائید به ریاست پستخانه اخطار شود سریعا اقدامات لازمه از طرف پستخانه در سد انتشار این قبیل جراید مضره وارده از طهران بعمل آمده و من بعد هرگاه بوسیله پستخانه وارد شود، اعاده دهند، والا در صورت تأخیر در اجرای این ترتیب، نظامیان روس پستخانه را توقیف خواهند كرد...“37
بههنگام نزدیك شدن قوای عثمانی به تبریز، سربازان روسی باقی مانده در شهر، از بیم به محاصره درآمدن و برای پرهیز از درگیری با آنها، به علت نداشتن پشتیبانی، شهر را ترك كردند. كسروی كه در آن روزها در تبریز حضور داشته، احوال شهر و ساكنان آن را چنین توصیف كرده است:
”شهر، حال بس شگفتی داشت و پس از پنج سال اندوه و خواری نخستین بار بود كه یك شور و شادی در مردم دیده میشد. سپاه روس و بیرون رفتن از تبریز چیزی بود كههیچگاه گمان نرفتی، و چون در این هنگام مجاهدان تبریز و دستههای كرد و عثمانی از مراغه بیرون آمده و آهنگ شهر كرده بودند و مردم آن را شنیده و گریختن روسیان را از رهگذر آن میشماردند و از انگیزه درست آگاهی در میان نبود از اینرو روسیان را برای همیشه رفته میپنداشتند و گمان بازگشت نمیبردند، و همچون كسانی كه از زندان بیرون آمده باشند، بهمدیگر مژده داده، شادمانی مینمودند.38
گروههایی از مردم تبریز در سردرود از عثمانیان و كردان پیشواز كردند و قوای مورد بحث به فرماندهی احمد مختار شمخال و به همراهی عدهای از ایرانیان و از آن جمله میرزاآقا بلوری و حسین آقا فشنگچی در روز 9 ژانویه (20 دی / 22 صفر) وارد شهر شدند و در اینجا نیز مورد استقبال قرار گرفتند.
پس از وارد شدن قوای ترك و كرد آشكار میشود كه تعداد آنها چندان زیاد نبوده و از ”آن توده اندك را نمیشد بعنوان یك نیروی جنگی حساب كرد.“39 و به گزارش سفارت انگلیس به وزارت خارجه متبوعه خود تعداد افراد قشون عثمانی بیش از 600 نفر نبوده است.40 لیتن، كه با آمدن قوای عثمانی از كنسولگری ایالات متحده بیرون آمده، كنسولگری آلمان را بازگشوده بود، نقش آذربایجانیان را در بزرگ نمایاندن لشكر عثمانی عازم تبریز و واداشتن روسیان به ترك و تخلیه شهر چنین ارزیابی كند:
”تمام سكنه آن ایالت، با آن نفرت شدید خود از روسها، همگی با هم همدست شده بودند كههر یك بسهم خود به اجرای آن بلوف بزرگ كمك كنند... آن اغراق گوییها در مورد تعداد نیرویی كه در حال پیش آمدن بود، همه و همه در جهت اجرای هدفی مشترك بود كه روسها را به اشتباه اندازند، آنان را بترسانند و از شهر بیرون كنند. آیا نباید ملتی را كه چنان كاری را توانست انجام دهد، مورد تحسین قرار دارد؟“41
فرمانده نیروی اعزامی در نخستین روزهای ورود به شهر با انتشار اعلانهایی به زبانهای فارسی و تركی تأثیر خوبی بر افكار عمومی میگذارد. او ضمن به رسمیت شناختن استقلال و تمامیت ارضی ایران، خطاب به مردم اعلام میدارد كه كسانی را كه به بهانه اخذ مداخل برای مردم شهر ایجاد مزاحمت میكنند، به وی معرفی كنند تا به مجازات عمل خود برسند. ابراهیم فوزیبیك كه در مقام فرماندهی بقیه داوطلبان ترك و كرد، چند روز بعد وارد تبریز میشود، اعلام میدارد كه: ”تركها برای غارت به تبریز نیامدهاند، بلكه هدف آنان تنها و تنها تصفیه آن ایالت از روسها و خدمت به اسلام است.“ در همان اعلامیه تذكر داده شده بود كه ”برخی دكانها و مغازهها دارای تابلوی روسی هستند، پارهای از اسامی روسی است، كه به اوف ختم میشوند، چون آذربایجان یك سرزمین اسلامی است، این را نمیتوان اجازه داد و لذا تمام خطهای روسی حتی با زور و فشار هم كه شده باشد تعویض خواهند شد و مقصرین به مجازات خواهند رسید.“ در پایان نیز خاطرنشان ساخته بود كه ”كربلایی حسین فشنگچی، آن داوطلب ایرانی را كه اخاذی كرده بود، مورد مجازات قرار داده است.“42
اما عثمانیها نمیتوانند به قولهایی كه داده بودند وفادار بمانند و به جمعآوری اعانه نقدی از مردم میپردازند و به هر كسی كه مبلغی از وی دریافت میدارند، قبضی به فارسی و تركی میدهند و اخاذی و زورگویی شدت روزافزون مییابد. شوكت تقییوا با استناد به اسناد آرشیوی و مطبوعات روسی به مواردی از این تجاوزات و سركیسه كردنها اشاره كرده است. به نوشته او هر كدام از نواحی تحت اشغال میبایست مبالغی برای تأمین احتیاجات قشون عثمانی بپردازند. سهم تعیین شده برای تبریز از این بابت 300 هزار تومان بوده است. گذشته از آن، اصناف مختلف تبریز نیز هر كدام موظف به پرداخت مبالغی به عنوان مالیات بر درآمد بودهاند. سهم تعیین شده برای صنف بازرگان تبریز ابتدا 6 هزار تومان و سپس 100 هزار تومان بوده است. سوای اینها مالیاتها و عوارضی نیز تحت عناوین مختلف از مردم گرفته میشد. از جمله آنها اهالی شهر ناگزیر از پرداخت 25 هزار تومان از بابت تأمین امنیت خانههای خود بودهاند. تأمین ارزاق و لباس زمستانی اردو نیز به عهده اهالی بوده است. گمرگ خانهای نیز در كنار پل آجیچای برپا داشته شده بود كه برای تأمین هزینههای اردو از عابران حقوق گمركی اخذ میكرده است.
به ادعای روزنامههای روسی، كسانی كه از پرداخت مالیات و عوارض مقرر سرباز میزدهاند مغروض انواع مجازاتها میشدهاند و مثلا خانه شان به آتش كشیده میشد.43
عثمانیها كه در سر راه خود به تبریز سردار مكری، حاكم ساوجبلاغ و پسرش و نیز حاكمهای بانه و سقز و مأموران دیگر ایرانی را اعدام كرده و خانههای شجاعالدوله و برادرش و چند تن از وابستگان روس را در مراغه و آبادیهای سر راه دیگر غارت و ویران كرده بودند، در تبریز هم از اعدام و غارت و به آتش كشیدن بناهای متعلق به وابستگان روس ابایی نداشتهاند. و به نوشته روزنامه تفلیسكی لیستوك (Tiflisski Listok)، عثمانیها پس از ورود به تبریز چند نفر را به دار آویخته، دو تن تبعه روس را زنده زنده سوزاندند.44 كسانی نیز كه از اطاعت اشغالگران تازه از راه رسیده سرباز میزدهاند، معروض مجازاتهای گوناگون میشدند.45
از بناهایی كه به دست عثمانیها در تبریز آتش زده شدند، عبارت بودند از بنای در حال ساختمان اداره راه آهن جلفا ـ تبریز، كه در گرماگرم جنگ برای گسترش نفوذ روسیه در آذربایجان شرقی و نیز از طریق امتداد آن از صوفیان تا بندر شرفخانه، كشیده شد و از بهار سال 1916 (1295) مورد بهرهبرداری قرار گرفت.46
شعبه بانك استقراضی روس، بنای تازه ساز كنسولگری روس، كاخ تابستانی كنسولگری و كاخ شجاعالدوله در نعمتآباد، واقع در حومه تبریز، شركت سهامی اكونوم و فروشگاه آن خانه و كارخانه پنبه پاككنی نظربیگوف تاجر47 و... خانهها و هجرات بعضی از ارامنه و وابستگان روس را نیز مورد دستبرد قرار دادند و در خانههای بستگان روس و انگلیس كه از شهر گریخته بودند، اقامت گزیدند.
لیتن، كنسول آلمان ـ متحد عثمانی ـ به موردی از غارت اموال یك ثروتمند ایرانی وابسته به روسها در تبریز به دست كردان در واپسین روزهای اقامت آنها در این شهر اشاره كرده، دست گشودن آنها به غارت را نشانه قریب بودن بازگشتشان دانسته است.48 در حقیقت هم، چنانكه خواهیم دید اقامت آنها در تبریز كوتاه مدت بوده است.
میروشینكف برآنست كه ”تركها (در ابتدا) موفق شدند احساسات ضد روسی را در میان عده قابل ملاحظهای از اهالی كرد در آذربایجان برانگیزانند، اما آنها پس از اقامت كوتاه در آذربایجان و اعمال وحشیانه و ظلم و ستم، خصومت مردم را علیه خود برانگیختند، تا آنجا كه اهالی آذربایجان در موقع عقب نشینی تركها برضد آنها اسلحه برداشتند.“49
شوكت تقییوا نیز بااستناد به روزنامه كاوكازسكوئه سلوو(Kavkaysko slovo) شماره 4،6،19 ژانویه 1915) نوشته است كه ”در تبریز، مراغه، خوی، سلماس و شهرهای دیگر ایالت آذربایجان، داوطلبان برای جنگیدن با تركها به هم میپیوستند. در شهر تبریز نیز اهالی برضد اشغالگران به اقدامات مسلحانه برمیخاستند. اما سردار رشید، والی ایالت، به پیروی از صلاحدید گردون پادوك، (Gordon padock) كنسول ایالات متحده، به توسعه جنبش تودهای در شهر امكان نداده، میهنپرستانی را كه خواهان مبارزه با تركان بودهاند، خلع سلاح و زندانی كرد.“50
بههرگونه، قشون روس جای سپرده به عساكر عثمانی، پس از عقبنشینی از تبریز فراتر از مرند نرفته بودند و درگیریهای آنها با عثمانیها در حوالی گردنه یام و صوفیان ادامه داشت. اینك پس از پیروزی روسها در اواسط ژانویه در ساری قمیش، سربازان روسی به پشتوانه قشونی كه به فرماندهی ژنرال چرنوزوبوف از ساریقمیش به سوی تبریز در حركت بود و داوطلبان ارمنی نیز به آنها پیوسته بودند، از حدود صوفیان به پیشروی به سوی تبریز پرداختند و عثمانیان در واپسین روزهای ژانویه وادار به عقبنشینی از تبریز شدند.51
بدین ترتیب اقامت عثمانیان بیش از سه هفته در تبریز دوام نیاورد و شهر دیگرباره به دست روسها افتاد. عدهای از مردم شهر كه با عثمانیها همكاری كرده بودند، و بعضی از آزادیخواهان و مجاهدانی كه به شهر بازگشته و از مخفیگاههای خود به در آمده بودند به ناچار راه فرار در پیش گرفتند و باز نفسها در سینهها حبس گردید. خبرنگار روزنامه كاسپی در گزارشی كه یكی دو ماه پس از خروج عثمانیها از تبریز ارسال داشته، نوشته است كه در صد سال گذشته هرگز وضع مردم آذربایجان تا این حد غیرقابل تحمل نبوده است.52 ناگفته نماند كه بعد از آن عثمانیها چندبار در سال های 1915 و 1916 برای بازپس گرفتن تبریز اقداماتی كردند، اما در این راه توفیقی به دست نیاوردند.3 5
واكنشهای انقلابهای روسیه
پس از رفتن عثمانیها و تسلط دوباره روسها بر تبریز، دیگر جنگی در این شهر و اطرافش اتفاق نیافتاد در حالیكه غرب آذربایجان و مناطق مركزی و غربی كشور در سالهای 17 ـ1915 عرصه كشمكش های خونین نیروهای متحدین و متفقین و عناصر و گروههای ایرانی وابسته به آنها بود. بحث درباره این كشمكش ها و تحولات ناشی از آنها خارج از چهارچوب در نظر گرفته شده برای این مقاله است.
در دوره استیلای دوباره روسها نشانههایی از اقداماتی برای سازماندهی مبارز برضد اشغال بیگانه در دست است. در گزارش تلگرافی محرمانه فرمانده قشون روسی مستقر در تبریز، به قرارگاه مركزی ارتش قفقاز، از وجود جمعیتهای سیاسی زیرزمینی خبر داده شده است. از سندی دیگر هم چنین مستفاد میشود كه گروههای سیاسی موجود برای فعالیتهای خود از پوشش انجمن ادبی استفاده میكردهاند.در همین دوره بیانیههایی در تقبیح سیاست استعماری تزاریسم و رژیم حاكم بر كشور و باخواست اخراج بیگانگان و استقلال و آزادی و هشدار به دولتمردان و عناصری كه راه خیانت به كشور و ملت در پیش میگیرند و... در شهر منتشر شده است.54 از گزارشهای مندرج در شماره 914 (16 آوریل 1915 ) روزنامه اقبال چاپ باكو و شماره 95 (28 آوریل) روزنامه كاوكازسكوئه سلوو چنین برمیآید كه در نتیجه تشبث دموكراتها و دیگر عناصر میهن دوست، قرار بر آن میشود كه تظاهراتی در روز 4 آوریل 1915 (19 جمادی الاول 1333) برگزار گردد. بهانه آن گویا امتناع مردم از پرداخت عوارض بلدیه بوده است. اما تظاهرات بزودی به اعتراض به سیاست خیانتكارانه حكومت ایران و به ویژه به استیلای تزاریسم در آذربایجان تبدیل میشود. اهالی تصمیم میگیرند كه به علامت اعلام خواست خود دایر بر تخلیه ایران از قشونهای روسی، به مدت یك روز بازار و مغازههای خود را ببندند. اما تحت فشار كنسول روس، ولیعهد (نایب الایاله)به ادامه تظاهرات امكان نداد به دستور او سخنرانان تظاهرات دستگیر شدند و امریهای به این مضمون بر دیوارهای تبریز چسبانده شد:
” اگر یكی از تجار تبریز مغازه خودش را ببندد و یا امور تجاری را با سیاست درآمیزد و یا درباره مسایل سیاسی صحبت كند بیدرنگ به صورت جدی به مجازات رسانده خواهد شد “.55
عمده ترین تحول جهانی این دوره كه تبریز نیز از تأثیراتش بركنار نماند، انقلاب های سال 1917 روسیه بود تزار روسیه در 15 مارس، یعنی آخرین هفته اسفند 1295 سرنگون شد و پژواك این حادثه در نخستین روزهای نوروز 1296 به تبریز رسید. نخستین هیجان نیز در بین روسها مشاهده گردید. سربازان روسی كه آن همه سال وسیله سركوبی و خفقان مردم بودهاند، چهره و رفتار دیگر كرده، شوراهای انقلابی تشكیل دادند و به قول یك شاهد عینی ”به سراغ آزادیخواهان ایرانی آمده، كلمههای قارداش و یولداش را پیش كشیدند، شگفتا پس اینان یولداش بودهاند ؟ پس آن نایولداشها كه دیروز تفنگ به روی ما راست میكردند و خون جوانان ما را میریختند كدامها بودهاند ؟ آن سالداتها كه دیروز در كوچهها سرود اپراطوری میخواندند و با آواز كلفت خود دلها را میلرزانیدند، كجا رفتند، و اینان كه امروز ترانه آزادی میسرایند از كجا آمدهاند ؟!.....آن دستهای زمخت كه دیروز مشت بود و دندان میشكست، امروز دست برادری شده به سوی ما دراز میگردد.“56
سیمای شهر یكباره دگرگون شد و به رغم تمام مشكلات و كوتاه دستیهای ناشی از جنگ و اشغال، جانی نو در كالبد مردم دمیده شد و پس از چند سال بی عیدی،نوروز را با تمام امكانات خود جشن گرفتند.
آزادیخواهان نیز به جنب و جوش افتادند و شیخ محمد خیابانی و تنی چند از هم مسلكانش، پس از آنكه 5 سال از برچیده شدن بساط حزب دموكرات گذشته بود و كس را یارای برزبان آوردن كلمه دموكرات نبود، و بسیاری از اعضا و هواداران آن در این مدت كشته و دربدر گشته و دم در كشیده بودند به كار احیا و بازسازی آن پرداختند و در روز 18 فروردین 1296 (7 آوریل 1917 ) كه مطابق بود با 14 جمادی الثانی 1335، سالروز صدور فرمان مشروطه، موجودیت ” كمیته ایالتی آذربایجان فرقه دموكرات ایران “ را در غیاب كمیته مركزی فرقه دموكرات ایران اعلام كردند. دو روز بعد هم روزنامه تجدد، ارگان آن به انتشار آغازید.در سرمقاله نخست شماره آن با عنوان ”تجدد حیات اجتماعی“ پس از تأكید براینكه ”رشد و ترقی و تجدد ناموس طبیعت“ است، به انقلابهای انگلیس و فرانسه و مشروطه ایران اشاره كرده، در مورد انقلاب فوریه چنین مینویسد:
” از همه بهتر و نزدیكتر و بالاتر اغتشاش و انقلاب چند هفته قبل مملكت روسیه است كه جز مزید تعجب و حیرت جای انكار برای احدی باقی نمیگذارد....به كدام عقل میگنجید، یا كدام صاحب ذهن دوربین و فكر مآل اندیش باور میكرد كه بنیان سلطنتی بدان قدرت و عظمت در ظرف دو سه روز اینطور متلاشی شده و ملت قوه حاكمه را از چنگ سلطنت استبداد برباید و به قبضه اختیار و اقتدار خود درآورد. عجبا!! در مملكتی كه ملل صغیره تابعه آن دولت تا چند روز قبل قدرت درخواست یك ذره از حقوق ملی خود را نداشتند... حالیه ترانههای ملی میسازند و آهنگ حریت و مساوات برمیكشند....“
و سرانجام به وظیفهای كه زمان پیش آورده، میپردازد:
” در این دوره تجدد و عصر ترقی با این وضغ مساعد و مناسب كه اخیرا برای ما پیش آمده، باید بدون یك دقیقه فوت فرصت و قصور و غفلت از این موقع مغتنم كاملا استفاده كرده و دردهای بی درمان و مشكلات صعب العلاج چندین ساله خود را چاره جویی و مهم سازی نماییم و داخل در اصلاحات داخلی بشویم و روابط خارج خود را در تحت پروگرام معینی مرتب و معلوم كنیم.“57
خود خیابانی كه دارنده امتیاز روزنامه و بطوری كه بعدها آشكار شد، رهبر جنبش دموكراتیك بود، در مقالات خود از تأثیر انقلاب روسیه بر ایران سخن میگوید و خواهان اصلاحات اساسی و احیا و ”اجرای قوانین و اصول مشروطیت “ میشود.
حدود سههفته پس از آغاز انتشار تجدد، دستههای سالدات و قزاق به مناسبت اول ماه مه سرود آزادی خوانان در خیابانهای تبریز راه پیمایی كردند و شعارهای انقلابی سر دادند. برگزار كننده این جشن كارگری، شورای نمایندگان سربازان پدید آمده در لشكرهای روس بود. رهبریت این شوراها غالبا در دست انقلابیون بود. شورای نمایندگان سربازان پادگان روسی تبریز، روزنامهای به نام ایزوستیا به زبان روسی منتشر میكرد. این شورا نه تنها در بین سالدات و قزاق فعالیت میكرد، بلكه درعین حال درپی ایجاد ارتباط با اهالی و جلب همكاری و هم رایی سازمانهای سیاسی نوظهور محلی بود.
یكی از رویدادهای جالب این دوره رفتن اهالی شهر و سربازان روسی بر سر خاك ثقةالاسلام و دیگر شهدای آزادی، در روز جمعه، 24 شعبان 35 (15 ژوئن 1917 و 25 خرداد 1296) بود. در این مراسم فراموش نشدنی، كه به پیشنهاد شورای نمایندگان سربازان روسی و به كارگردانی كمسیونی متشكل از ایرانیان و روسها برگزار شد، ضمن گل ریزان كردن قبرهای شهیدان، سرودهای شورانگیز و شعارهای برابری و برادری فضا را پر كرد. خیابانی به نام حزب دموكرات و قنبروف، رئیس هیئت اجرائیه، نطقهای موثر و مهیج ایراد كردند. بیانیههایی نیز در همان روز از طرف كمیته ایالتی فرقه و هیئت اجرائیه شورای وكلای سالداتها و.... منتشر گردید. در این نطقها و بیانیهها از استبداد مطلقه روس و مرتجعین خونخوار ایرانی، كههمدست آنان در سركوبی آزادی و آزادیخواهان ایران بودند، ابراز تنفر، و بر برادری ملتهای ایران و روس تأكید شده بود.59
ناگفته نماند كه در این روزها بدخواهان و تندروانی نیز مخفیانه در پی آتش افروزی بودهاند. حتی شبی به روسها اطلاع داده شده بوده كه اهالی تبریز بر سرشان یورش خواهند آورد و آنان آن شب را درحال آماده باش به سر برده بودهاند. گزارشگری، خوشرفتاری روسیان در تبریز را ناشی از بیم آنان از كینه جویی مردمی دانسته است كههیبت انفجار خشمشان را یكبار در زمستان 1290 تجربه كرده بودهاند. 60
كمیته ایالتی مذكور كه با برگزاری كنفرانس ایالتی با شركت 480 نماینده از تبریز و ولایات آذربایجان در ذیقعده 35 (سپتامبر 1917) متشكلتر میشود، روز به روز بر دامنه فعالیت خود میافزاید و با مخابره تلگرفهای پیاپی و تجمع در تلگراخانه و برگزاری میتینگها دولت را برای اعمال اصلاحات اساسی تحت فشار قرار داده، از عدم توجه اولیای امور به حال آذربایجان شكایت میكند و لبه انتقادش روز به روز تندتر میشود. از جمله كابینه عین الدوله را به علت این كه عناصری چون وثوق الدوله و قوام و امین الملك در آن شركت داشتهاند، چندان تحت فشار قرار میدهد كه كابینه وادار به استعفا میشود و جای به كابینه مستوفی الممالك مورد توجه دموكراتها میسپارد. در میتینگی كه در همین روزها در 18 صفر 1336 / دسامبر 1917 در حیاط تجدد برگزار میگردد، به نوشته تجدد 15 هزار تن از مردم حضور پیدا میكنند. 61
یكی از ابتكارات كمیته، تشكیل كمسیون آذوقه و اعانه در تبریز بود. قحطی و گرسنگی در زمستان و بهار سال 1918 (97 ـ 1296) در سراسر ایران و از آن جمله آذربایجان بیداد میكرد. اگرچه گرسنگی، اساسا معتول كم بارانی و عدم امنیت ونفله شدن خواربار در جزر و مد سپاهیان بیگانه بود، فرصت طلبی محتكرین نیز برشدت آن میافزود. چنانكه یك خروار گندم در آن روزها از 100 به300 تومان افزایش یافته بود.62 كمسیون آذوقه و اعانه با گشودن انبارهای ارزاق و تدارك حمل غله از آبادیهای مختلف به شهر و جیره بندی نان، تا حدی از مرگ و میر ناشی از گرسنگی در شهر 200 هزار نفری كاست. برای توجه یافتن به شدت گرسنگی، نظر خوانندگان را بههشداری كه در یكی از شمارههای روزنامه تجدد درج گردیده، جلب مینماید:
” آیا حضرات مدیران جراید اطلاع دارند كه با این وضع نان، طبع نمرات آتیه مشكل خواهد بود؟ زیرا كه با شكم گرسنه كار كردن ممكن نمیشود. كارگران مطبعه “63
یكی از مشكلات اقتصادی شهر در همین روزها كاهش روزافزون ارزش منات بود، چندان كه این پیش آمد باعث ورشكستگی كسان بسیار و عدم ثبات بازار شد. بگفته شاعری:
”هركس كه نقد خود منات نمود آخر او را منات لات نمود“
با قدرت یابی كمیته در تبریز، بسیاری از كسانی كه با روسها و دستگاه شجاع الدولههمكاری داشتهاند، شهر را ترك گفتند و رشیدالملك، نایب الایاله روسوفیل نیز از مقام خود مستعفی گردید و در سر راه خود به تهران، در زنجان ترور شد. این ترور و چند ترور دیگر كه در همین روزها در شهر اتفاق افتاده، به رغم بیزاری تجدد از آنها، به افراطیون كمیته نسبت داده شده است. 64
درجریان افزایش روزافزون نفوذ و اقتدار كمیته دموكرات در تبریز، انقلاب فوریه به انقلاب اكتبر راه گشود و انقلاب اخیر زمینه مساعدی برای رشد و توسعه جنبشهای رهایی بخش در منطقه و از آن جمله جنبش دموكراتیك آذربایجان فراهم آورد. سیاستهای صلح طلبانه و ضداپریالیستی دولت انقلابی نوپدید تأثیرات عظیمی در سیر تاریخ دنیا و از آن جمله ایران برجای گذاشت كه جای بحث شان اینجا نیست. یكی از نتایج آنی به قدرت رسیدن بلشویكها، كنار كشیدن روسیه از صحنه جنگ و فراخوانی سربازان روسی از ایران بود. درجریان تخلیه ایران از سربازان افسارگسیخته روسی، اهالی شهرها و روستاهای سر راه دستخوش تاراجهای وحشتناكی شدند و در این میان تبریز از معدود شهرهایی بود كه از چنین بلایی مصون ماند.
وزارت امور خارجه در نامه 9 شوال 1335 (29 ژوئیه 1917) خود به سفارت روسیه، زمانی كههنوز انقلاب اكتبر درنگرفته بود، ضمن اشاره به نگرانی روزافزون اهالی شهرهای تحت اشغال نظامیان روسی، خاطرنشان ساخته است كههر روز احتمال حوادث جدید میرود و ”بیم آن است كه به شهر تبریز و بلاد دیگر آذربایجان هم سرایت كند و بلاد مزبور مانند شهر ارومیه، كه راپرت تفصیل رقت انگیز غارت و حریق آن اخیرا رسیده..... طعمه آتش و غارت شود و بر وخامت اوضاع كنونی بیفزاید، خصوصا در آذربایجان شاید اهالی اضطرارا به دفاع قیام نمایند و نتایج ناگواری كههمواره اولیای دولت علیه از آن احتراز جستهاند،بروز كند.“65
گزارشگر رویدادهای هیجده ساله آذربایجان مصون ماندن تبرز از تاراج سربازان روسی را حاصل شناختی كه آنان از مردم تبریز داشتهاند، دانسته است:
” تنها شهری كه در آذربایجان این با از آسیب آسوده ماند، تبریز بود. در اینجا جز خوش رفتاری نتوانستند نمود. چنین گفته میشد، دسته انبوهی كه از كردستان بازگشته و آهنگ تبریز كرده بودند و میخواستند اینجا را تاراج كنند، كسانی از خود روسیان جلوگرفته و گفتهاند مردم اینجا جنگجویند و اگر دست به تاراج باز كنید همه ما را میكشند.“66
پس از تخلیه شمال ایران از سربازان روسی، دولت انگلیس برای پركردن جای خالی متفق پیشین و بمنظور ضربه زنی بر جنبشهای رهایی بخش درحال نظج گیری از رخنه افكار و آرمانهای انقلابی از روسیه به ایران و نیز تقویت نیروهای ضد بلشویك در روسیه و دستیابی بر معادن نفت باكو و همچنین ممانعت از پیشروی قوای عثمانی در این مناطق، به تدارك اشغال سراسر ایران افتاد و ستونهایی را از طریق گیلان و خراسان به داخل قلمرو روسیه اعزام داشت. یك فوج اكتشافی نیز كه از طریق قزوین و زنجان به آذربایجان گسیل گردیده و تا گردنه شبلی نیز پیش آمده بود، در نتیجه برخورد با واحدهای عثمانی تازه استقرار یافته در آن سامان، عقب نشینی كرد.
آمدن دوباره عثمانیها
در گیرودار پیشروی نیروهای انگلیسی بسوی دریای خزر و آسیای مركزی، بقایای نیروهای عثمانی، كه در میان اردن و فلسطین و غرب ایران نتحمل شكستهایی شده بودند، در ستونهایی بسوی تبریز و باكو به پیشروی پرداختند. میتوان گفت كه در این برهه از زمان، كناره گیری روسیه از جنگ و عقب نشینی واحدهای نظامی از آناطولی شرقی و شمال غرب ایران و بی حفاظ شدن قفقاز در حال غلیان و.... چشم اندازهای وسوسه انگیزی برای خیالات جاه طلبانه پان تركیستی رهبران اتحاد و ترقی و به ویژه شخص انورپاشا گشوده بود. انور گویا در این زمان برآن بوده است كه به تلافی ولایات عربی از دست رفته، با تصرف آذربایجان ایران و قفقاز جنوبی پایگاهی برای تصرف سرزمینهای ماورای خزر و تشكیل یك امپراطوری ترك پدید آورد.
در هر حال، قشون عثمانی در اواسط ژوئن 1918 (اوایل رمضان 1336)، این بار نیز بههمراهی گروهی از مجاهدان ایرانی چون بلوری و میرزا غفارخان زنوزی، درحالیكه مأموران سیاسی انگلیس، فرانسه و آمریكا و وابستگانشان و نیز غالب ارامنه مهاجر و مقیم تبریز را ترك كرده بودند، وارد این شهر شدند. با ورود این قشون، فعالیت درحال توسعه كمیته دموكرات مواجه با اشكال جدی شد. عثمانیها كمیته مورد بحث را كه در برابر اعمال تجاوزگرانه اشغالگران ایستادگی میكرد، تحت فشار قرار دادند تا جمعیت اتحاد اسلام، كه برپا داشته خودشان بود، امكان رشد و توسعه یابد. بههمین منظور هم بود كه خیابانی و دو تن از فعالان كمیته، به دستاویز این كه با ارامنههمدستی داشتهاند و به زبان سپاه اسلام میكوشند، دستگیر و در تاریخ 1 اوت 1918 (8 ذیقعده 1336) از تبریز تبعید گردیدند. آنان، ابتدا به اورمیه، كه تحت اشغال عثمانیها بود، انتقال داده شده، در آنجا زندانی گردیدند و پس از 2 ماه كه عثمانیها مجبور به غقب نشینی از آن شهر شدند، گرفتاران را به قارص انتقال دادند. خیابانی كه در تمام مدت اسارت خود از پاسخ دادن به سئوالات به صاحب منصبان عثمانی، باین دلیل كه آنها حق استنطاق ایشان را ندارند، پرهیز كرده بود، تنها زمانی مرخص شده، باتمام زحمات زیاد همراه یاران خود به تبریز بازگشت 67 كه عثمانیها دیگر امكان ماندن در این شهر را نداشتهاند. جالب توجه است كه ترجمه كتاب ”قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز “ علی آذری به زبان تركی كه اخیرا با عنوان بودار ”آزادیستان دولتی و شیخ محمد خیابانی “ (دولت آزادیستان و شیخ محمد خیابانی) در تركیه منتشر شده و تحریفات پان تركیستی ناروای زیادی در آن راه یافته، مطالب زیر بعنوان ”تبعید خیابانی بدست قشون اشغالگر عثمانی “ كتاب اصلی كلا حذف گردیده و بجایش این چند سطر سرهم بندی شده مغایر با روح كتاب نوشته شده است:
دولت عثمانی. مناسبات با خیابانی.
در اثنای یورش روسها به سرزمینهای ترك، ارتش عثمانی مدتی كوتاه ناگزیر از جنگیدن با روسها در قلمرو ایران شد. در این دوره خیابانی و آذربایجانیها كه بخاطر استقلال آذربایجان با حكونت ایران در حال مبارزه بودند، از حمایت بزرگ عثمانی برخوردار شدهاند! قشون عثمانی وقتی به تبریز وارد شد، مدارس تركی بازشده به دست خیابانی را با معلم تجهیز و به سازمانهای تركی دیگر كمكهای مادی و معنوی كرد!“68
در دوره حدودا سه ماهه دوری خیابانی از تبریز فعالیت كمیته آذربایجان فرقه دموكرات به حالت ركود افتاد و روزنامه تجدد از انتشار بازماند تا دیگرباره نخستین شماره دوره دومش (شماره مسلسل 137 آن) از 24 شوال 37 (23 ژوئیه 19ـ31 سرطان 98) روی روز ببیند. در همین دوره تقی رفعت، مدیر و سردبیر تجدد به خدمت عثمانیها درآمده، روزنامهای به زبان تركی و به نام آذربایگان منتشر كرده است. با رفتن عثمانیها ضمن آنكه بساط جمعیت اتحاد اسلام، كه بعضی از مخالفان و افرادی با انگیزههای مختلف در اطرافش گرد آمده بودند، برچیده شد، روزنامه مذكور نیز تعطیل گردید.
این نظر كه ”تبلیغات عثمانی در مورد اتحاد اسلام نظر بسیاری از طبقات پایین را در آذربایجان جلب كرد.“69 آن هم در تابستان 1914 و نه در سال 1918، چندان صائب نمینماید. زیرا كه حضور قوای نامنظم عثمانی در سال 1914 در تبریز، مركز سیاسی آذربایجان كمتر از سه هفته بوده است. در منابع مربوطه هم تنها در دوره دوم حضور عثمانیها در تبریز از فعالیت جمعیت اتحاد اسلام به كارگزاری یوسف ضیاءبیگ قفقازی سخن میرود، كه قایم به وجود عثمانیها بوده و با رفتن آنها از هم پاشیده است.
عثمانیها در این دوره در تبریز، كه تا تسلیم عثمانی در اكتبر 1918 و فروپاشی بقایای نیروهای نظامی آن كشور ادامه پیدا میكند، چنان رفتار میكردند كه گویی برای همیشه در آذربایجان خواهند ماند. انور گویا حتی چند روزپیش از تسلیم عثمانی امیدوار بوده است كه پس از برقرار شدن صلح با متفقین، بتواند بریتانیا و ایالات متحده را به شناسایی یك دولت مجزای آذربایجان ترغیب نماید. در همین روزها عثمانیها شایع كرده بودند كه ”متفقین حاضرند در برابر انعقاد یك صلح جداگانه با عثمانی، انضمام آذربایجان ایران را در امپراطوری عثمانی برسمیت بشناسند.“70 و این شایعه چندان قوت گرفته بوده كه وزارت خارجه انگلیس وجود چنین توافقی را رسما تكذیب كرد.71 با ناگزیر شدن دولت اتحاد و ترقی به استعفا و فرار اعضای مثلث رهبری پیش گفته از عثمانی، حباب خیالات انور از هم تركید. دستههای قشون عثمانی مستقر در آذربایجان نیز ”به تبریز بازگشتند كه به كشور خود بروند. پس از چهار سال رنج و كوشش اكنون همه امیدهاشان از میان رفته و با یك شرمساری و خواری رو به كشور خود میآورند. این بود كه بسیاری از آنان نرفتند و در آذربایجان ماندند.“72
حضور عثمانیها در تبریز این بار نیز، مثل بار اول ـ كه دست كم آن بار به جهت اخراج سالدات و قزاق از شهر، ابتدا نجاتبخش مینمودهاند ـ مولد مصایب و مشكلاتی برای اهالی شهر بود. مداخلات ناروا در امور دولت و ملت ایران چون والی نشاندن و جمعیت برپا داشتن و روزنامه انتشار دادن، سركیسه كردن مردم بعناوین مختلف، دستدرازی به سفره توده گرسنه و بویژه تحمیل قائمه موجب رنجیدگی و نفرت روزافزون بود.
قائمه اسكناس بدون پشتوانهای بود كه در عثمانی حكم اوراق قرضه ملی را داشت و كسی در ایران خواهانش نبوده است. از گزارش حاكم خوی به والی آذربایجان چنین مستفاد میشود كه، در حالیكه قائمه دولت عثمانی در آن شهر ”بیش از 12 هزار (قران)خرید و فروش “نمیشد، اهالی را مجبور مینمودند كههر قائمه را ”به قیمت (یك) لیره قبول نمایند.73
در همان روزها ”قوماندان (فرمانده) مركزی عثمانی مقیم خوی“ در آن شهر اعلانی طبع و نشر نموده، در آن اهالی را تهدید كرده است كه ”هر كس پولهای كاغذ دولت علیه عثمانی (قائمه)را قبول (نكند)و هر فروشی كه عبارت از ده شاهی باشد، خرد نكند و مثل پول ایرانی متداول نكرده، در میان خودشان به موقع صرف نگذارد... گرفتار نموده، از یك لیره تا ده لیره جزای گرفته و صد چوب زده و ده روز حبس خواهد شد و هر كس كه در قیمت متداول اشیاء به جهت پول دولت عثمانی تزاید نماید (یعنی ارزش قائمه را كمتر حساب كند) گرفتار و دچار مجازات سخت خواهد شد و هر كس كه... از تجار و اصناف از امروز دكان خود را نگشاده و مشغول داد و ستد خود نباشد، در حق آنها جزای قانونی از طرف قوماندانی اجرا خواهد شد...74
اسنادی نیز حاكی از آن هستند كه فرمانده كل قشون عثمانی تمام مخارج قشون مستقر در خوی را كههر روز هم بر تعدادشان افزوده میشد، به اهالی شهر تحمیل میكرده و روز به روز نیز بر تحمیلات خود میافزوده است، چندان كه اهالی با آن همه پریشانی نمیتوانستند از عهده این همه تحمیلات بربیایند و خیلیها ترك دار و دیار را تنها راه چاره مییافتهاند.75
بدیهی است كه این وضع كم و بیش دامنگیر اهالی تبریز نیز بوده است و از این همه این نتیجه حاصل میشده است كه ”بیگانگان كه به كشوری در آمدند، هر كه میخواهی باشند، رفتارشان جز زور و ستم نتواند بود“.76
جنگ جهانی اول، كه از حیث میدان عمل و تلفات و خسارات در دنیا بی سابقه بود، سرانجام در اوایل نوامبر 1918 (اواسط آبان 1297) با تسلیم آلمان و متحدانش به پایان رسید. ایران نیز، كه با وجود اعلام بیطرفی عرصه تاخت و تاز طرفهای درگیر در جنگ شده بود، متحمل تلفات و خسارات جبران ناپذیر گردید. در سندی كه در خصوص تخمین خسارات ایران در جنگ جهانی اول برای ارائه به كنفرانس صلح در اوایل سال 1919 (اواخر سال 1297) تنظیم گردیده، چنین آمده است:
”خسارات مادی آنچه تاكنون از بعضی روایات به طور تخمین، صورت رسیده و قسمت عمده آن باقی است، از قرار ذیل است و جمع آن عجالتا بالغ بر 378 میلیون تومان است. بعد هم هرچه صورت رسید به عرض رسانم...“
در این سند خسارات وارده بر آذربایجان از طرف روسها و عثمانیها و انگلیسیها چنین برآورده شده است:
از طرف روسها 000 215000 تومان
از طرف عثمانیها 27000000 تومان
از طرف انگلیسیها 1600 تومان77
”كمیسیون تعیین خسارت “ ایالت آذربایجان هم خسارت وارده به تبریز را در جریان جنگ اول از روسها 60 كرور تومان، یعنی 30 میلیون تومان و از طرف عثمانیها دو كرور تومان، یعنی یك میلیون تومان برآورد كرده است.78 بدیهی است كه ارقام مذكور تنها نمایانگر جزئی از خسارات وارده به آذربایجان بوده است. در مقالهای تحت عنوان ” اقتصاد آذربایجان ایران“ كه در شماره اول مجله بلیژنی وستوك (خاور نزدیك)، منتشره در سال 1930، درج گردیده، ادعا شده است كه 15 درصد جمعیت آذربایجان در جریان جنگ جهانی تلف شده است.79
برگرفته از مجله آذربایجان - نشریه آزادیخواهان آذربایجان ایران، شماره 1 مهرماه 1378
یادداشتها:
1 – تاریخ مشروطه ایران، كسروی، 1346، ص 905
2 – قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران، طاهرزاده بهزاد ص 357
3 – تاریخ هجده ساله آذربایجان، 1340، صص 77 –261. در جلسه مورخ 26 دسامبر 1911 هیئت وزیران روسیه، كه برای گفتگو درباره وضع تبریز تشكیل یافته بوده، گزارش داده شده است كه ”از تاریخ بیستم تا بیست و پنجم دسامبر (1 تا 6 ژانویه 1912)یك افسر و چهل و دو سرباز زخمی شدهاند.“ روس و انگلیس در ایران ص 624
4 – روس و انگلیس در ایران، كاظم زاده ترجمه امیری 1354 صص 25 – 624
5 – تاریخ هجده ساله ص 289.
6 – قیام آذربایجان در...ص 352.
7 – روس و انگلیس در ایران ص 626. برای آگاهی بیشتر از شمهای از جنایاتی كه در آن روزها بر تبریزیان رفته رك نامههایی از تبریز، براون، ترجمه جوادی، 1351.
8 – تاریخ هجده ساله ص 577.
9 – پیشین، ص 586.
10 – خاطرات لیتن، ترجمه صدری، 1368 ص 12
11 – پیشین، ص 14
12 – تاریخ مختصر احزاب سیاسی، بهار، 1323، ج 1، ص 16
13 – ایران در جنگ بزرگ، سپهر، 1336، ص 9
14 – كتاب سبز، 1363، ص 69
15 – تاریخ هجده ساله ص 592.
16 – Collected works , Lenin , Moscow 1976 , Vol. 39 , p 719
17 – Iran in world war , Miroshnikov , Moscow 1964 , p 96.
ایران در جنگ جهانی اول، میروشنكف، ترجمه دخانیاتی، تهران 1344، ص 108.
18 – كتاب سبز، ص 2
19 – پیشین
20 – پیشین ص 17
21 – قرون عثمانی، كین راس، ترجمه ستاری، 1373 صص 27 – 620 و ظهور تركیه نوین، برنارد لوئیس، ترجمه سحابی 1372 صص 32 – 331 و....
22 – گزیده اسناد سیاسی ایران و عثمانی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ج 6، 7.
23 – گزیده اسناد سیاسی ایران و عثمانی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ج 6 و 7.
38 – تاریخ هجده ساله، صص 4 – 603.
39 – خاطرات لیتین، ص 118.
40 – کتاب سبز، صص 4 – 83.
41 - خاطرات لیتین، ص 118.
42 – پیشین، ص 124.
43 – Ccenubi Azerbaycan Tarixinin ocerki , Baki 1985 , S. 194 – 95
44 – Tiflisskii listok , 37 (1915/2/15)
45 – Baku , 54 ( 1915 / 3 / 8 )
46 – درباره این خط آهن، رک: ایران از نفوذ مسالمتآمیز تا تحت الحمایگی، لیتین، میراحمدی، 1367، صص 14 – 112 و ایران در جنگ بزرگ، صص 51 – 349.
47 – Cenubi Azerbaycan....., S. 194.
48 – خاطرات لیتین، صص 31 – 130
فتحالله فتاحی نوه میرزا فتاح گرمرودی و منتشر کننده سفرنامه او به مناسبتی خاطرات خود را درباره روزهایی از جنگ اول را که در آن روزها طفلی یازده ساله بوده و در تبریز زندگی میکرده، نوشته است. او در این خاطرات از بیداد جلوهای تحریک شده توسط انگلیسیها و سرازیر شدنشان به سوی شرق و ترس و وحشت مردم تبریز، از نزدیک شدنشان و ورود قشون تحت فرمان علی احسان پاشا به تبریز و استقبال تبریزیها از قشون ترک و رفتن این قشون به سروقت جلوها و قلع و قمع آنها و به دنبال آن رسیدن زنان و کودکان فلک زده تبریز و یاری مردم شهر به آنها و راهی کردنشان به سوی بغداد و... سخن رانده است. سفرنامه میرزا فتاح گرمرودی، تهران، 1347، صص 63 – 1054. فتاحی خاطرات خود را در کتابی جداگانه به نام "هاله " نیز منتشر کرده است.
49 – Iran in World war , P. 40
50 – Cenubi Azerbaycan... , S. 195.
51 – Russian and Azerbaijan , p. 58
52 – Cenubi Azerbaycan......S. 196
53 – Caucasian Battle fields , Allen and Muratoff , Cabridge 1953 , P. 296 – 99 Russian and Azerbaijan , P. 58 – 9
54 – Cenubi azerbaycan..... , S. 198 – 99.
55 – Cenubi Azerbaycan...... , S. 199.
56 – تاریخ هجده ساله، صص 75 – 674.
57 – تجدد، ش(16 جمادی الاخر 1335).
58 – "تأثیر جنگ جهانی اول در سیاست داخلی ایران" محمودرضا قدس، تاریخ معاصر ایران، کتاب دهم، صص 90 –106.
59 – در اینجا فرصت شرح و بسط نیست. برای گزارش تفصیلی رک: تجدد، ش 17 (27 شعبان 35 ) / شیخ محمد خیابانی، آذری، صص 100 – 95 / تاریخ هجده ساله، صص 84 – 682. و
1920 – ci il Tebriz usyani , S 35 – 6 Kaspi , VI , 25 (1917,6, 25) (97,8)
60- تجدد،ش 15 ( 20 شعبان 1335) / تاریخ هجده ساله، ص 681.
61 – تجدد، ش 55 (19 صفر 1336).
62 – تاریخ زندگانی من، ا. کسروی، ص 112.
63 – تجدد، ش 25 ( 3 شوال 35 ).
64 – تاریخ هجده ساله، صص 684 و 93 – 690.
65 – گزیده اسناد دریای خزر و مناطق شمالی ایران در جنگ جهانی اول، نصیری مقدم، 1374، صص 28 –227.
66- تاریخ هجده ساله، ص 711.
67 – شرح حال و اقدامات شیخ محمد خیابانی، برلین 1304 ص 30 و....
Azerbaijan , Atabaki , London 1993 , P. 48/
68 – Azadistan Devleti ve Seyh Muhammad Khiyabani , Ali Azeri Tercueme Eloglu, Ankara , S. 128.
مقایسه شود با: قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز، صص 5 – 204.
69 – "تأثیر جنگ جهانی اول در سیاست داخلی ایران" پیشین صص 86 و 105.
70 – عملیات در ایران، صص 75 – 474.
71 – پیشین، ص 476 / ایران در جنگ بزرگ، ص 509.
72 – تاریخ هجده ساله، ص 792.
73 – ایران و جنگ جهانی اول، اسناد وزارت داخله، کاوه بیات، 1369، ص 271.
74 – پیشین، ص272.
75 – پیشین، ص 75 – 270.
76 – تاریخ هجده ساله، ص 753.
77 – گزیده اسناد ایران و عثمانی، ج 7، ص 858.
78 – تاریخ روابط خارجی ایران، دوره اول مشروطه، ولایتی، 1370، ص45.
منبع : http://azer-online.com/tarikh/more/raissnia_naghshe_tabrizr.htm
+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:20
توسط علی چلوی - هادی
|
|