«آزاد اندیشی» محور تحقق جنبش نرم افزاری

  «آزاد اندیشی» و «آزادی اندیشه» دو مفهومی هستند که تحقق جنبش نرم افزاری بدون اعتنا و اتکای به آنها امکانپذیر نخواهد بود. این دو مفهوم هر یک به نوعی دارای صبغه های توامان فردی و اجتماعی هستند، اما به نظر میرسد، «آزاد اندیشی» به عنوان یک خصلت بنیادین در منظومه خصایل خاص انسانی، بیش از بار اجتماعی دارای صبغه و زمینه فردی است و بالعکس، «آزادی اندیشه» علیرغم سویه های فردی بارز، دارای تبار غالبتر اجتماعی و مدنی است. از سویی دیگر می توان وجود مولفه ها و الزامات آزادی اندیشه در هر جامعه را از شروط و مقومات آزاد اندیشی در میان آحاد گوناگون آن جامعه دانست. به این ترتیب ابعاد اجتماعی آزادی اندیشه و الزامات فلسفی، سیاسی و حقوقی آن را می توان به نوعی زیربنای رواج آزاد اندیشی در میان سطوح گوناگون جامعه دانست.

آزاد اندیشی و آزادی اندیشه هر دو در مقوله ای به نام آزادی مشترکند، آزادی نیز به نوبه خود دارای تبار مفهومی و معنایی خطیر و پر مناقشه ای بوده است و به تبع آن این مناقشات و ابهام ها به مفاهیم مرکب از آن نیز سرایت نموده است. بگفته منتسکیو: «هیچ کلمه ای به اندازه کلمه آزادی اذهان را متوجه نساخته و به هیچ کلمه ای معانی مختلف مانند آزادی داده نشده است» (1) در انديشه غرب كه بيشتر تحت سیطره دیدگاههای منسوب به ليبراليسم است، آزادي في نفسه يك هدف و حتی بالاترين هدف است: «آزادي وسيله رسيدن به يك هدف متعاليتر نيست بلكه في نفسه عاليترين هدف است». (2) و در واقع اين واژه معمولا به صورت«آزادي از چيزي» تعريف مي‌شود و نه «آزادي براي منظوري»(3) در این دیدگاه: «انسان آزاد كسي است كه اگر ميل به انجام كاري داشته باشد و ذكاوت انجام آن را داشته باشد با مانع مواجه نشود.»(4) از سوی دیگر در فرهنگ فارسی، اندیشه به معنای «تلاش ذهنی برای شناخت» به کار رفته است(5). و آزادی اندیشه نیز به معنای «آزادی انسان در به کارگیری روش‏های عقلانی منطقی در جهت کشف حقیقت، بدون آن‏که دیگران، او را به گام برداشتن در راه‏های معیّنی ملزم سازند که به نتایج از پیشْ تعیین شده (درست یا نادرست) بینجامد.» (6).

این نوشتار فرصت و جایگاه مناسبی برای پرداختن به این مفاهیم و مناقشات مربوط به آنها نیست، بلکه هدف ما صرفا طرح موضوعی در این خصوص است تا باب ایده های جدید در مورد جنبش نرم افزاری گشوده شود. در این نوشتار می کوشیم تا برخی محورها و مولفه های مرتبط با آزاد اندیشی و آزادی اندیشه و پیوند آنها با جنبش نرم افزاری را با رجوع و تاکید بیشتر بر منابع اسلامی و مذهبی به اختصار شرح دهیم.

در قرآن کریم به عنوان منبع اصلی دانش و معرفت اسلامی به معنای اعم و اخص آن، شاهد اهتمام به مقوله آزادی انسان به صور مختلف هستیم. به عنوان نمونه به آیات زیر می توان به عنوان گزیده ای از آیات ناظر بر آزادی انسان به خصوص آزادی اندیشه، از دیدگاه قرآن کریم اشاره کرد: «تا آنها که هلاک (و گمراه) مي شوند، از روي دليل روشن باشد و آنها هم که زنده مي شوند (و هدايت مي يابند) از روي دليل باشد.» (7). «جز مردان، زنان و کودکان ناتواني که نمي توانند چاره جويي کنند و راهي را بيابند، اميد است که خداوند ايشان را عفو کند، خداوند بسيار بخشاينده و آمرزنده است.»(8) «آيا (بر سلوک پدرانتان رفتار مي کنيد) هرچند مواجه شويد با آنچه بهتر از چيزي باشد که پدرانتان را بر آن دريافتيد؟» (9) «خداوند در برابر مشرکان مي فرمايد که اگر در ادعاي خود راستگو هستيد برهان و حجت خود را ارائه کنيد.»(10) طبق اين آيات، مي توان فهميد روش اسلام در دعوت مردم، اقامه برهان و درنتيجه درخواست از مردم به تفکر و انديشه است. براساس اين آيات، انسان بايد حيات خود خصوصا زندگي ديني خويش را براساس انديشه و تفکر بنا نهد و براي عقايد و اعمالش، دليل و حجت به دست بياورد و براي سلوک عقيدتي و عملي خود برهان داشته باشد. همچنين براساس آيات 11 بقره، 24 انبياء و 75 قصص درخواست دليل و توضيح خواستن، نشانگر اهميت دادن به تفکر و دعوت به انديشيدن است. آيه 15 سوره اسراء ، آيه 47 سوره يونس و آيه 24 سوره فاطر که همگي هدف از ارسال پيامبران را انذار و تبشير و دعوت مردم و اقامه حجت بيان مي کنند و همگي بر اهميت انديشه و آزادي انديشه به منظور يافتن حقيقت دلالت مي نمايند. آيه 18 سوره زمر ، دلالت مي کند که هر چند استماع سخنان و تفکر درباره آنها نيکو و ستوده است اما در مقام عمل و پيروي بايد تابع شايسته ترين سخنان شد. درآيات 8سوره روم ، 42 سوره زمر و 624 سوره يونس خداوند به انديشيدن در مورد آفرينش انسان ، حيات و ممات و حقيقت دنيا سفارش کرده و در آيات 6 سوره فتح ، 12 سوره حجرات و 103 - 105 سوره کهف از گمانه زني و ظاهربيني نهي کرده است. قرآن کساني را که از ظنون پيروي مي کنند مورد مذمت قرار داده است. خداوند درآيه 36 سوره يونس مي فرمايد: گمان ، هرگز انسان را از حق بي نياز نمي سازد بنابراين از ديدگاه قرآن ، آزادي در پيروي از ظنون معنا ندارد زيرا گمان چه بسا انسان را به حق برساند و مايه انحراف از آن گردد. البته محترم نشمردن نتايج ظني از ديدگاه قرآن در ارتباط با فرد و جامعه متفاوت است. خداوند در آيه 29 سوره انفال مي فرمايد: «اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد براي شما وسيله اي براي جدا ساختن حق از باطل قرار مي دهد (روشن بيني خاصي که در پرتو آن حق را از باطل خواهيد شناخت).تاثير هواهاي نفساني بر انديشه ، موجب شده تا قرآن انسان را از پيروي هواها بازدارد و کنترل آنها را توصيه کند. قرآن در آيه 23سوره نجم مي فرمايد: «آنان (مشرکان) فقط از گمان هاي بي اساس و هواهاي نفساني پيروي مي کنند درحالي که هدايت از سوي پروردگارشان براي آنها آمده است». منطق قرآن، این است که انسان‏ها با درک عمیق و تأمّل کافی، قول احسن (بهترین سخن) را برگزینند و چنین کسانی از بشارت الهی برخوردارند: «مژده ده بندگان مرا: آنان که سخنان را می‏شنوند و از بهترین آنها پیروی می‏کنند، آنان‏اند که خداوند، هدایتشان کرده است و آنان صاحبان خردند»(11) ذات مقدس الهي، نزول قرآن را براي هدف تعقل و تدبر معرفي مي‌نمايد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»(12) و در مقابل افرادي كه تدبر ندارند را توبيخ مي‌كند: «افلا يتدبرون القران ام علي قلوب اقفالها» (13) اسلام ، آزادی را والاترین جلوه حرکت مقام انسان و نقطه قوت وامتیاز او می شناسد: «ولقد کرمنا بنی آدم» (14).

از دیدگاه قرآن کریم و در معرفی مقام و منزلت انسان واز وظائف مهم پیامبراین است که بارهای سنگین رااز دوش مردم بردارد و زنجیرهای اسارت و بدبختی انسانها را در هم بشکند: «و یضع عنهم اسرهم والاغلال التی کانت علیهم» (15). اميرمومنان حضرت علي (ع ) نیز به عنوان یکی از مبانی عینی و عملی معارف شیعه در زمینه ازادی بشر می فرمایند:« ولاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا » (بنده و برده هيچ كس مباش كه خداوند متعال تو را آزاد آفريده است). (16) كلام ديگر از حضرت امام جعفر صادق (ع ) است كه مي فرمايد: « ان الحرحر علي جميع احواله»( آزاده در همه حالات آزاد است.) (17)

امام خميني (ره) نیز به عنوان بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی در دیدگاهی منبعث از احکام و معارف ناب اسلامی اعلام مي كنند :«آزادي يك امانت الهي است كه خداوند نصيب ما كرد. »(18) حضرت امام خميني با تعبير و عبارت ديگري جايگاه آزادي در فرهنگ و تفكر اسلامي را اينگونه مي نماياند: « يكي از بنيادهاي اسلام آزادي است » (19) همچنین در جایی دیگر می گویند: « انحطاط و سقوط بشر به علت سلب آزادي از او و تسليم در برابر ساير انسانهاست. (20) امام خميني درباره اهميت و ضرورت آزادي تفكر و انديشه چنين نظر مي دهند: « آزادي فكر اين است كه انسان در فكرش آزاد و بدون اين كه متمايل به يك طرف باشد فكر بكند. در مسائل علمي هم همين طور است. مسائل علمي را اگر چنانچه انسان آزاد فكر كند يك طور برداشت مي كند اگر چنانچه ذهنش متوجه باشد انگل باشد نسبت به اين قضيه يك جور ديگر فكر مي كند يك جور ديگر برداشت مي كند.» (21) امام خميني در اين باره اينگونه تصريح مي نمايند: «در حكومت اسلامي هميشه بايد باب اجتهاد باز باشد و طبيعت انقلاب و نظام همواره اقتضا مي كند كه نظرات اجتهادي ـ فقهي در زمينه هاي مختلف ولو مخالف با يكديگر آزادانه عرضه شود و كسي توان و حق جلوگيري از آن را ندارد.» (22) و نیز اینکه: «با تبادل افكار و انديشه هاي سازنده مسير رقابت ها را از آلودگي و انحراف و افراط و تفريط بايد پاك نمود. » (23)

 با رجوع به آثار شهید مطهری به عنوان یکی از متفکرین بزرگ اسلامی و از نظریه پردازان اصلی انقلاب نیز به اندیشه های نابی درباره دیدگاه اسلام نسبت به آزادی بخصوص آزادی تفکر و اندیشه بر می خوریم که به برخی از آنها در اینجا اشاره می کنیم: «محدودیت‏هایی که امروز از نظر اجتماعی به‏وجود آمده در گذشته نبوده است مخصوصاً مسئله آزادی فکری. مقصودم این است که یکی از مواهب برای انسان این است که شرایط برایش فراهم باشد، ولی هیچ چیز برای او تحمیلی نباشد. گاهی فکر هم برای انسانْ تحمیلی است، ذوق هم تحمیلی است، عاطفه هم تحمیلی است و این، مصیبت تمدن جدید است.»(24) «اسلام در حوزه اصول عقاید ـ که وظیفه هر فرد، به دست آوردن عقیده صحیح درباره آنهاست ـ تقلید و تعبّد را کافی نمی‏داند؛ بلکه لازم می‏داند که هر فردی مستقلّاً و آزادانه، درستیِ آن عقاید را به دست آورد» (25) « اسلام، نه تنها آزادی تفکّر را مهم می‏داند و به اندیشیدن، توصیه و تشویق می‏کند و آن را عبادت می‏شمرد، بلکه تفکّر در برخی از مسائل را واجب و لازم می‏داند.» (26) به تعبير استاد مطهري: «آزادي تفكر ناشي از همان استعداد انساني بشر است كه مي‌تواند در مسائل بينديشد. اين استعداد بشري حتما بايد آزاد باشد و تكامل بشر در گرو اين آزادي است.»(27) به اعتقاد شهيد مطهري: «وجه امتياز اسلام با مذاهب ديگر مخصوصا مسيحيت همين است كه از نظر اسلام اصول عقايد جز از طريق تفكر و اجتهاد فكري جايز نيست، اما اصول دين مسيحي، ماوراي عقل و فكر شناخته شده است» «و اجتهاد، مجتهدان نوعي حريت و آزادي فكري است.» (28) «آزادي اجتماعي، آزادي انسان است از قيد و اسارت افراد ديگر; ولي آزادي معنوي... در واقع، آزادي انسان است از قيد و اسارت خودش.» (29) به باور استاد مطهري، آزادي تفکر، مقدس ترين استعداد بشر و يکي از واجبات در اسلام است. «تفکر، قوه ايست در انسان، ناشي از عقل داشتن. انسان چون موجود عاقلي است، موجود متفکري هم هست». (30) شهید مطهري معتقد است که فکر و عقل انسان بايد آزاد باشد تا با نحله ها و مکاتب گوناگون آشنا شود.«انسان، جاهل به دنيا مي آيد و وظيفه دارد که عالم بشود. چگونه عالم بشود؟ با فکر...اسلام در مساله تفکر، نه تنها آزادي تفکر داده است بلکه يکي از واجبات در اسلام، تفکر است; يکي از عبادت ها در اسلام، تفکر است. مکرر شنيده ايد احاديثي را که به اين عبارت است... يک ساعت فکر کردن، از يک سال عبادت کردن، افضل است.» (31) بنابراين، تفکر آزاد، محصول باور به مختار بودن انسان است. «اينکه مي گوييم بشر مختار و آزاد است به اين معناست که عمل او از خواست و رضايت کامل او و تصويب قوه تميز او سرچشمه مي گيرد و هيچ عاملي او را برخلاف ميل و رغبت او وادار نمي کند; نه قضا و قدر و نه عامل ديگر.» (32) «در رژیم جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی در افکار وجود ندارد و از به اصطلاح کانالیزه کردن اندیشه ها اثر نخواهد برد همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشه ها و تفکرات اصلی خود را عرضه کنند.»(33) شهید مطهری، آنچنان جایگاهی برای آزادی اندیشه قایل است که حتی بقای اسلام را محصول آزادی فکر و اندیشه می داند: «به دلیل همین آزادی ها بود که اسلام توانست باقی بماند. اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می گفت من خدا را قبول ندارم. می گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقی مانده که با شجاعت و صراحت با افکار مختلف مواجه شده است. در آینده هم اسلام فقط و فقط با مواجهه صریح شجاعانه با عقاید و افکار مختلف است که می تواند به حیات خود ادامه دهد و من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی جلوگیری از ابراز عقیده ی دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو می شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آن ها.»(34) به نظر شهید مطهری: «اگر به بهانه این که مردم قابل و لایق نیستند و خودشان نمی فهمند آزادی را از آن ها گرفت، این مردم تا ابد بی لیاقت می مانند. مثلاً در انتخاب وکیل اگر بخواهند فردی را که از نظر آن ها شایسته است تحمل کنند این مردم تا قیامت مردمی نخواهند شد که رشد اجتماعی پیدا کنند. رشد مردم به این است که آزادشان بگذاریم ولو در آن آزادی ابتدا اشتباه هم بکنند.»(35) شهید مطهری بین آزادی تفکر و اندیشه و آزادی عقیده تفاوت می گذارد:«در نظام اسلامی عقیده ای آزاد است که مبنایش تفکر باشد، عقایدی که بر مبنای وارثت، تقلیده ای آزاد است که مبنایش تفکر باشد، عقایدی که بر مبنای وارثت، تقلید و از روی جهالت و به دلیل فکر نکردن و تسلیم شدن در مقابل عوامل ضد فکر در ایران پیدا شده است این ها را اسلام به نام آزادی عقیده نمی پذیرد. چنین عقایدی یک سلسله زنجیرهای اعتیادی و عرفی و تقلیدی است که به دست و پای فکر و روح انسان بسته می شود.»(36) با این حال استاد شهید تأکید می کند: «آن چه اسلام از انسان می خواهد، ایمان است و ایمان اجبار بردار نیست.(37) از سوی دیگر آزاد اندیشی و آزادی اندیشه با عنصر مهم و تاثیرگزار دیگری در جنبش نرم افزاری یعنی خلاقیت نیز پیوندی ناگسستنی دارد. در جهان امروز که دانش به مقوله ای عام و جهانشمول و در دسترس همگان بدل شده است آنچه می تواند وجه ممیز افراد و جوامع از لحاظ تولید علم و فناوری های جدید باشد عنصر خلاقیت و نوآوری است. متاسفانه در جامعه ما، على رغم داشتن نيروهاى مستعد و خلاّق، امکان بهره برداری از توان فکری آنها آنچنان که باید و شاید وجود ندارد. علت اصلى اين امر را شاید بتوان نامشخص بودن جايگاه خلاقيّت و فقدان بستر رشد آن در جامعه کنونی مادانست. امروزه در جامعه رو به رشد و توسعه يافته توجه به اين مسأله نقش حياتى دارد؛ زيرا براى نايل شدن به پيشرفتهاى اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و آموزشى به افراد مستعد و خلاق نيازمند هستيم.(38)

از سوی دیگر فرهنگ و تمدن انسانی همواره مديون تفكّر است و اين عقيده كه نيروى تفكر انسان است كه او را از ساير موجودات متمايز مى‏كند همواره مطرح بوده است. جان ديويى در كتاب معروف «چگونه فكر كنيم» جريان تفكر را شامل مراحلى مى‏داند كه دو مرحله ابتدايى و انتهايى و پنچ مرحله ميانى را در بر مى‏گيرد. مرحله اول يا ابتدايى مرحله شك و ابهام است و آن زمانى است كه انسان با يك موقعيت پيچيده روبه رو شده و درصدد يافتن پاسخى براى مسأله و مشكل ايجاد شده است. مرحله انتهايى زمانى است كه فرد از شك و ابهام در آمده و به نتيجه و جواب دست يافته است. براى رسيدن به اين مرحله فرد بايد مراحل ديگرى را طى كند و از نگاه ديويى تفكر اساسى واقعى تنها با حل اين مراحل ممكن است و آن مراحل عبارت است از: پيشنهاد، تعقّل، فرضيه سازى، استدلال و كاربرد. (39) مشاهده می شود که در تمامی این مراحل نقش خلاقیت و آزاد اندیشی بسیار بارز و برجسته است و اصولا بدون آن امکان تفکر اصیل و منطقی و به تبع آن تولید علم وجود ندارد. به طور کلی عوامل خلاقيت را مى‏توان به دو دسته فردى و محيطي (دروني و بيروني) تقسيم نمود. تحقيقات نشان داده كه جنبه‌هاي شخصي و فردي مطلوبي چون ويژگيهاي شخصيتي متنوع، خود انگيزي، تونايي‌هاي شناختي خاص، تمايل به خطر كردن، تخصصي در رشته و تجارب متنوّع در فرآيند خلاّقيت مؤثرند، در نتايج پژوهشی وسیع، بعضي از عوامل محيطي خلاّق به این شرح اولویت بندی شده اند: آزادي، منابع كافي، وقت كافي، جوّ مناسب، طرح تحقيق مناسب و فشار (بعضي از فشارها مي‌تواند محرك خلاقيت باشد. (40)

مشاهده می شود که از نظر علمی داشتن محیطی آزاد (از کلیه جهات اندیشه ای و عملی) برای تفکر و اندیشه ورزی عنصری بنیادین و اولیه است. از جهت سلبی، موانع فراوانی آزاد اندیشی و آزادی اندیشه را می توانند مورد تهدید و آسیب قرار داده و به تبع آن روند تولید علم و افزایش و خلاقیت را با مشکل مواجه سازند. یکی از مهترین این موانع بخصوص در جامعه ما آفت مهم «تحجر» است. تحجّر يك ويژگي فرهنگي ـ اجتماعي است كه كم وبيش در اشكال و قالبهاي گوناگون شكل مي‌گيرد. تعصب‌هاي جاهلانه تعلقات قبيله‌اي و ملي، عدم درك حقايق و سنت‌هاي حاكم بر حركت جوامع از جمله عوامل شكل‌گيري و پايداري تحجرند. ولي مهم‌ترين عامل تحجر، عدم تفكيك بين اصول و پايه‌هاي ثابت و ضروري زندگي بشر با جنبه‌هاي متغير و متحول آن است.(41)

مقام معظم رهبري هنگام تبيين نو انديشي به عنوان يكي از وظايف مهم دانشگاهها، تحجر را ينز به عنوان بلا و مانع بزرگ در مسير رشد نوانديشي مطرح نمودند: «مسأله تحجّر فقط بلاي محيطهاي ديني و افكار دين نيست، در همه محيطها تحجّر، ايستايي و پايبند بودن به جزمي گراييهايي كه بر انسان تحميل شده، بدون اين كه منطق درستي به دنبالش باشد، يك بلاست.»(42) از سوی دیگر برخی ویژگیها و مخصایل خاص فرهنگی و اجتماعی دیگر نیز می تواند به عنوان موانع آزاد اندیشی و آزادی اندیشه، بر سر تحقق اهداف جنبش نرم افزاری به عنوان موانعی مهم مورد شناسایی و بررسی قرار گیرند. یکجانبه گری و عدم وجود مدارا و تسامح در محیطهای علمی یکی از مهترین آفاتی است که روند آزاد اندیشی و مقوله آزادی اندیشه را با خطر جدی مواجه می کند. به عنوان یک اصل اثبات شده، علم و دانش در محیطی رشد می کند که امکان بحث آزادانه آرا و نظریات و به یک معنا امکان تضارب آرا به بهترین نحو مهیا باشد. حضرت علي(ع) در این خصوص به نکته ای مهم اشاره می کنند و می فرمایند: «اضربوا بعض الرأي ببعض يتولد منه الصواب، امخضوا مخض السقاء ينتج سديد الآراء.» (43)به معنی آنکه رای و نظر درست تنها از آوردگاه بحث و تضارب آرا حاصل خواهد شد.

با توجه به آنچه ذکر شد تحقق جنبش نرم افزاری به عنوان نیاز اصلی جامعه امروز ما در جهت نیل به توسعه و تکامل، بیش از هر چیز نیازمند ایجاد بسترها و زمینه های مناسب است. یکی از مهمترین این زمینه ها و بسترها، رواج آزاد اندیشی و آزادی اندیشه در جامعه اسلامی به عنوان یک الزام دینی و عقلی است. اهتمام به آزاداندیشی در بعد فردی و بخصوص اجتماعی و مولفه ها و ضابطه های آن و نیز شناسایی موانع و آفات آزاداندیشی می تواند به عنوان یک هدف و راهکار اصولی، زمینه ای برای شکلگیری هر چه منسجمتر جنبش نرم افزاری در جامعه امروز ما باشد. سوق دادن تحقیقات نظری به سوی آزاد اندیشی و تربیت عملی اذهان فردی و اجتماعی( درقالب ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی) می تواند از جمله وظایف امروز همه ما در قبال رشد و توسعه جنبش نرم افزاری باشد.

پی نوشتها:

1- شارل منتسكيو، روح القوانین، مترجم: علي اكبر مهتدي ، تهران، 1334، ص 292

2- آنتوني آربلاستر، ليبراليسم غرب، ظهور و سقوط، ترجمه عباس مخبر، تهران،نشر مركز، چاپ سوم، 1377 ص 83 3

3-  همان، ص 84.

4- همان

 5- حسن انوری، فرهنگ فارسی سخن، تهران: سخن، 1381

6- فرهنگ واژه‏ها، زیر نظر: عبدالرسول بیات، قم: بنیاد فرهنگ و اندیشه دینی، 1381

7- آيه 42 سوره انفال

8- آيات 98 و 99 سوره نساء

 9- آيه 64 سوره زخرف

10- آيه 64 سوره نمل

11- سوره زمر، آیه 17

12- سوره يوسف، آیه2

13- سوره محمد، آیه 24

14- سوره اسراء، آیه 70

15 - سوره اعراف، آیه157

16- نهج البلاغه نامه 31

17- اصول كافي ج 2 ص 89

18- امام خميني، كلمات قصار، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، ص 111

19- آزادي در انديشه امام خميني (تبيان دفتر بيست و هفتم )، موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 84 20- امام خميني، كلمات قصار، ص 112

21- صحيفه امام، ج 11، ص 180

22- احزاب و گروه هاي سياسي از ديدگاه امام خميني (تبيان دفتر سي و دوم )، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، ص 90 و 91

23- همان، ص 94

24- مرتضی مطهری، فلسفه تاریخ، ص259 ـ 261

25- مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج2، ص 64

26- مرتضی مطهری،پیرامون جمهوری اسلامی، ص91 ـ 94

27- مرتضی مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي، انتشارات صدرا، 1372، ص 7.

 28- همان، ص 94، 95

29- مرتضی مطهری، آزادي معنوي، انتشارات صدرا، ص28

30- پيرامون جمهوري اسلامي، ص92

31- همان، ص 94

32- مرتضی مطهری، انسان و سرنوشت، انتشارات صدرا، ص 72

33- پیرامون انقلاب اسلامی، ص 49

34- همان، ص 16

35- پیرامون جمهوری اسلامی، ص 12

36- همان، ص 108 – 116

37- پیرامون جمهوری اسلامی، ص 119

38 - افضل السادات حسيني، ماهيت خلاقيت و شيوه‌هاي پرورش آن، به نشر، چاپ دوم، 1381، ص 15-13

39- همان، صص 98-101

40- همان

41- موسسه فرهنگي دانش وانديشه معاصر،مجله «كتاب نقد» شماره 27 و 26، ص 15.

 42- نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها ( ستاد اقامه نماز)، مجله مسجد دانشگاه، شماره 12، ص 28. 43- غرر الحكم، ح 71

 

منبع : http://www.danaee.com