انواع هزینه یابی - حسابداری صنعتی

 

انواع هزینه یابی

محیط تجاری رقابتی موسسات را ملزم کرده است که محصولاتی را با کیفیت و مطابق خواست مشتریان، در حالی که قیمت های فروش کاملاً توسط بازار تعیین می شود را تولید نمایند. عرضه کنندگانی که بتوانند محصولاتی را با کیفیت و کارکرد مشابه اما قیمت های پایینتر به بازار ارائه کنند، گوی سبقت را از دیگر رقبا خواهند ربود و سهم خود را در بازار افزایش خواهند داد. یکی از مهمترین تکنیکهایی که می تواند موسسات را در این راه کمک کند سیستم هزینه یابی هدف می باشد.

متن کامل مقاله در ادامه مطلب

ادامه نوشته

مفهوم پاسخگویی عمومی

 

مفهوم پاسخگویی عمومی

اگر چه مفهوم مسئولیت پاسخگویی در کشورهای با نظام سیاسی مردم سالار از دیر باز جایگاه ویژه ای داشته است، اما توجه و تأکید بر آن به عنوان مفهومی بنیادین در تدوین چارچوب مفهومی حسابداری، مرهون کاری نظری است که پرفسور یوجی ایجیری در مقاله ای با عنوان «در باب چارچوب مفهومی حسابداری مبتنی بر مسئولیت پاسخگویی» در «همایش چارچوب مفهومی که در 1982 در دانشگاه هاروارد برگزار شد، ارائه نمود.

 

ادامه ی مقاله در ادامه ی مطلب

 

ادامه نوشته

لزوم همکاری بورس و حسابدار رسمی

 

لزوم همکاری بورس و حسابدار رسمی

 

ارزش ابزارهای پس‌اندازی مورد معامله در بورس‌های اوراق بهادار مبتنی بر اطلاعاتی است که در گزارش‌های مالی ارائه می‌شود. حسابداران و حسابرسان نقش عمده‌ای در ارتقای کیفی این اطلاعات دارند. بورس و گسترده‌تر از آن بازار سرمایه که مسؤولیت شفاف‌سازی اطلاعات و ایجاد زمینه‌های انجام معاملات منصفانه در فضای رقابتی و همچنین اعتمادسازی میان سرمایه‌گذاران را برعهده دارد، نیازمند تکیه دائمی به دانش و تخصص دست‌اندرکاران حرفه حسابداری است.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

What Is Competitiveness؟

 

What Is Competitiveness?

Competitiveness is defined by the productivity with which a nation utilizes its human, capital and natural resources. To understand competitiveness, the starting point must be a nation's underlying sources of prosperity.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

رابطه کیفیت با رقابت‌پذیری سازمان

 

رابطه کیفیت با رقابت‌پذیری سازمان


در هشتم ژانویه سال ۱۹۹۱ شرکت پان امریکن (Pan American)، بدون اینکه هیچکس در کیفیت خدمات آن تردیدی داشته باشد، اعلام ورشکستگی کرد. در اکتبر سال ۲۰۰۱ شرکت سوئیس ایر(Swissair) ورشکست شد در حالیـکه به عنوان پر پرستیژترین خط هوایی دنیا شناخته می شد.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

وصول مطالبات معوق با نصب نرم‌افزار جدید

ريیس شورای عالی هماهنگی مدیران عامل بانک‌های دولتی با اشاره به شفاف‌سازی و شناسایی مطالبات بانک با تهیه و نصب نرم‌افزارهایی، گفت: از این طریق نسبت به وصول مطالبات معوق اقداماتی صورت گرفته است.

محمودرضا خاوری در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر در مورد تحریم‌های بانکی گفت: گرچه تحریم‌ها بر عملکرد بانک ملی در بخش‌های ریالی و ارزی بی‌تاثیر نبوده، اما این بانک بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته بر مشکلات ناشی از این امر فائق شده است. مدیرعامل بانک ملی ایران با اشاره به توان مالی بانک و انجام تعهدات بین‌المللی، مبادلات بین بانکی و مراودات با بانک مرکزی اظهار داشت: بانک با یک انضباط مالی و برنامه‌ریزی در جهت مدیریت منابع و مصارف اقدام کرده است. وی در خصوص مطالبات معوق و سررسید گذشته بانک ملی گفت: شفاف‌سازی و شناسایی مطالبات بانک با تهیه و نصب نرم‌افزارهایی عملیاتی شد و از این طریق نسبت به وصول آنها اقداماتی صورت گرفت. خاوری با بیان اینکه مطالبات معوق در گذشته نیز وجود داشت، اما شناسایی نشده بود و مربوط به دوره فعلی نیست، وصول مطالبات را باعث استحکام مالی بیشتر بانک و افزایش اعتماد سپرده‌گذاران دانست.
وی با اشاره به دارایی‌های 590 هزار میلیارد ریالی اين بانک در پایان نیمه اول سال گذشته، بانک ملی را بزرگ‌ترین بانک اسلامی عنوان و بیان کرد: جذب سپرده‌های بلندمدت باعث افزایش ثبات در بانک‌ها می‌شود که در بانک ملی چنین بوده است.
ريیس شورای عالی هماهنگی مدیران عامل بانک‌های دولتی، همچنین افزایش حجم دارایی‌های بانک‌ها، رشد با ثبات میزان دارایی‌ها با توجه به افزایش سپرده‌های بلندمدت و با ثبات‌تر شدن منابع سپرده‌ای را باعث ثبات ساختار مالی بانک‌ها عنوان کرد.

دنیای اقتصاد

منبع : http://thebankers.blogfa.com/post-5971.aspx

مزیت‌های طرح ملی فراپذیرش برای بانک‌های عامل

جدیدترین دستاورد شرکت کارت اعتباری ایران کیش با عنوان طرح فراپذیرش (multi acquirer) اخیرا در جامعه بانکی کشور مطرح شده است.


به گفته مدیران این شرکت، طرح جدید قابلیت‌های منحصر به فردی دارد که مي‌توان از آن به عنوان یک طرح ملی یاد کرد. در گفت‌وگوی کوتاهی با مهندس میر کبیری، مدیر عامل شرکت کارت اعتباری ایران کیش، قابلیت‌ها و ویژگی‌های این طرح مورد بررسی قرار گرفته است.
1 - زمینه فعالیت و پیشینه شرکت شما چیست؟
با درک ضرورت توسعه خدمات و بسترسازی به منظور ارائه خدمات پرداخت الکترونیک و نقش آن در کشور، شرکت کارت اعتباری ایران کیش
با هدف ایجاد و توسعه بسترها و ابزارهای ارائه خدمات پرداخت الکترونیک در سال 82 به صورت سهامي ‌عام با مشارکت عمده شرکت‌های سرمایه‌گذاری غدیر، شرکت ملی انفورماتیک و شرکت سرمایه‌گذاری خوارزمي‌ تاسیس شد. شرکت ضمن عقد قرارداد با بانک صادرات ایران به عنوان psp بانک، فعالیت‌های خود را آغاز و مسوولیت ایجاد، گسترش و پشتیبانی شبکه پایانه‌های فروش بانک صادرات ایران را به عهده گرفت.
2 - اهم فعالیت‌های جاری شرکت برای عرضه به مقوله خدمات پرداخت الکترونیک در کشور چیست؟
الف- ایجاد بزرگ‌ترین شبکه پایانه‌های فروش با 250 هزار پایانه فروش منصوبه در کل کشور
ب- رتبه اول حجم گردش مالی بر روی پایانه‌های فروش در شبکه بانکی
ج- نصب پایانه‌های فروش در کشورهای امارات، عمان، قطر و پیگیری برای نصب پایانه‌های فروش در کشورهای دیگر
د- توسعه بسترهای ارائه خدمات پرداخت از طریق همکاری با بانک صادرات در زمینه صدور کارت‌های تخفیف (زاگرس کارت،کارت نیلگون و....)
ه- ارائه کارت‌های اعتباری بین‌المللیcard master و visa
و-مبدع طرح ملی فرا پذیرش (multi acquirer) برای تصحیح ساز و کارهای فعلی خدمات پرداخت در سطح کشور
3 - جدیدترین دستاورد و خدمات شما بر روی پایانه‌های فروش چیست؟
از جمله قابلیت‌های شرکت در ارائه خدمات در زمینه پایانه‌های فروش دارای نرم‌افزارهای پرداخت قبوض، e-voucher (خرید شارژ سیم کارت )، سیستم pc pos، سیستم‌های تخفیف، سیستم multi merchant (پایانه‌های فروش متصل به چند حساب از یک بانک) و جدیدترین قابلیت که به عنوان ویژگی منحصر به فرد و برتر پایانه‌های فروش شرکت مطرح شده است، امکان multi acquirer(فرا پذیرش) پایانه‌های فروش منصوبه در صورت توافق بانک‌های کشور مي‌باشد.
4 - علت اینکه از ویژگی فراپذیرش (multi acquirer) به عنوان یک پدیده مثبت در جهت استفاده صحیح و بهینه از منابع ملی در بخش بانکداری یاد مي‌شود، چیست؟
در حال حاضر با توجه به بخشنامه‌های بانک مرکزی جمهوری اسلامي ايران، ‌نصب بیش ازیک پایانه فروش در یک واحد صنفی دارای محدودیت‌های قانونی است، در حالی که عملا در برخی از فروشگاه‌ها و واحد‌های تجاری بیش از یک پایانه فروش که هر کدام جزو سرمایه‌ها و منابع ملی کشور مي‌باشد وجود دارد که در این راستا شرکت با تمرکز بر روی چگونگی اصلاح الگوی مصرف اقدام به معرفی طرح ملی multi acquirer نموده است. بر اساس این طرح پذیرنده در صورت توافق بین بانک‌های حاضر در طرح فراپذیرش، امکان آن را خواهد داشت تا از طریق یک پایانه فروش وجوه حاصل از فروش خدمات و محصولات خود را به هر یک از حساب‌های خود در یکی از بانک‌های مشارکت کننده بدون نیاز به در اختیار داشتن سایر پایانه‌های فروش واریز نمایند. بدیهی است نحوه انتقال تراکنش بر اساس منافع هر یک از بانک‌های حاضر از میان یکی از مدل‌های تعریف شده در شرکت قابل تعیین خواهد بود.
5 -مدل پیشنهادی شما از نظر فنی چگونه اجرا خواهد شد؟
فرض مي‌شود، بانک صاحب پایانه در یک بنگاه تجاری یک پایانه فروش نصب نموده است و بانک‌های x و y قصد سرویس گرفتن از ترمینال بانک صاحب پایانه را دارند.
1. پایانه بر اساس توافقات انجام شده برای کلیه کارت‌های کشیده شده شماره سرخط بانک صاحب پایانه را شماره‌گیری مي‌نماید و از طریق سوئیچ‌های واسط تراکنش به سمت سوئیچ بانک‌های X, Y هدایت مي‌شود و در واقع تراکنش در سوئیچ بانک‌های مختلف انجام مي‌گردد و بدیهی است وجوه حاصل از آن نیز به حساب‌های پذیرنده در هر بانک واریز مي‌گردد.
2. پایانه براساس توافقات انجام شده برای برخی کارت‌های کشیده شده شماره سرخط بانک x و برای برخی دیگر سرخط بانک yو برای برخی دیگر سرخط بانک صاحب پایانه را شماره‌گیری مي‌نماید و همانند روال‌های موجود تراکنش انجام مي‌شود.
هر پذیرنده مي‌تواند حساب‌های کلیه بانک‌های دخیل را داشته باشد و وجوه آن به حساب‌های مرتبط واریز گردد.
با توجه به تعهد مشتری و وفاداری مشتریان مي‌توان این‌گونه برداشت نمود که احتمال کشیدن کارت‌های بانک x وy در پایانه مشترک بانک x وy بیشتر است و این فرآیند به هر صورت قابل گسترش و تنظیم مي‌باشد.
6 - ویژگی‌های خاص و مزایای استفاده از این قابلیت برای بانک‌های عامل را بیان کنید؟
1 - بانک‌ها و موسسات مالی و اعتباری که تمایل به راه‌اندازی سیستم‌های پرداخت الکترونیک را دارند، با سرمایه‌گذاری اولیه کمتری قادر خواهند بود به همان میزان جذب منابع نمایند و در هزینه‌های راه‌اندازی، پشتیبانی و نگهداری شبکه‌های خود به شکل موثری صرفه‌جویی نمایند.
2 - تمایل برای تعاملات تجاری بین بانک‌ها به منظور راه‌اندازی پروژه‌های مشترک در زمینه خدمات پرداخت الکترونیک افزایش خواهد یافت.
3 - ضمن اصلاح الگوی مصرف از اتلاف منابع مالی ملی ارزی به شکل موثری جلوگیری خواهد شد.
در خاتمه از مدیران عالی بانک‌های کشور درخواست مي‌شود که با دقت نظر در تعیین استراتژی بانک‌های تحت مديريت خویش و با در نظر گرفتن منافع سازمانی و ملی شرایطی را فراهم نمایند تا posهای منصوبه بانک‌های مختلف را با سازکاری مناسب به اشتراک گذارده و درصد رضایت مشتریان و کیفیت هدایت و مدیریت خدمات پرداخت الکترونیک را به حد مطلوب بین‌المللی نزدیک نمايند.
دنیای اقتصاد

منبع : http://thebankers.blogfa.com

رساندن آمار وب به بالای 2000 نفر

اگر می خواهید سایت و یا وبلاگتان را با آمار بالای ٢٠٠٠ نفر ببیند تو این سایت ثبت نام کنید.

محل ثبت رایگان

جنبش نرم افزاری از نگاه جامعه شناسی

 

 جنبش نرم افزاری از نگاه جامعه شناسی

 

در بررسی نوع و نحوه ارتباط و نسبت سنجی میان جامعه شناسی به عنوان علم ناظر بر تحولات، نهادها و کنش های اجتماعی، و جنبش نرم افزاری در معنای اعم آن یعنی پویایی گسترده و منظم در جهت تولید و بسط دانش و معرفت در جامعه، از راههای گوناگون می توان به بحث و گفتگو نشست.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

 

ادامه نوشته

پژوهش دینی؛ تولید علم و جنبش نرم افزاری

 

 پژوهش دینی؛ تولید علم و جنبش نرم افزاری

 

پژوهش دینی را می بایست در حوزه عام مقوله ای به نام پژوهش مورد بررسی قرار داد. از این لحاظ پژوهش دینی به پژوهشی گفته می شود که در حوزه مسایل و موضوعات مرتبط با دین انجام می گیرد.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

نو آوری و جنبش نرم افزاری؛  الزامات و موانع

 

سال جاری از سوی رهبر فرزانه انقلاب به عنوان سال «نوآوری» و «شکوفایی» نامگذاری شده است. انتخاب چنین عنوانی برای سال 1387 نشان از عمق آگاهی و اوج تسلط رهبر معظم انقلاب بر شرایط امروز جامعه و نظام دارد. همچنین این نامگذاری در حالی صورت می گیرد که انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در آستانه ورود به چهارمین دهه از عمر پربار و پربرکت خویش است.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

لزوم تعامل مطالعات دینی با سایر علوم ( با محوریت روش شناسی)

 

لزوم تعامل مطالعات دینی با سایر علوم ( با محوریت روش شناسی)

 

  در شرایط کنونی که جهان اسلام از جهات گوناگون آماج انواع تهدیدات اندیشه ای و فرهنگی است،مهمترين وظيفه جامعه اسلامى خصوصا رهبران، انديشمندان، هنرمندان و مراكز علمى - پژوهشى، تلاش براى احياى تمدن اسلامى متناسب با ويژگيها و مقتضيات جهان معاصر است.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

اهتمام به «جنبش نرم افزاری» با «نوآوری»  در عرصه « نظریه  پردازی»

 

اهتمام به «جنبش نرم افزاری» با «نوآوری»  در عرصه « نظریه  پردازی»

کشور ایران پس از انقلاب اسلامی، فصلی نوین از حیات و جوشش خود را آغاز نموده است. بدیهی است برای عملی شدن و استمرار آرمان‏های انقلاب و تحقق اهداف آن لزوما نیازمند ظرفیت علمی توانا، آن هم متناسب با اهداف و آرمان‏های خود هستیم.  

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

آسیب شناسی نشر آثار دینی

 

آسیب شناسی نشر آثار دینی

در جهان امروز توسعه انسانی به عنوان یکی از مهمترین مولفه های توسعه شناخته می شود که زیربنای سایر ابعاد توسعه نیز به شمار می رود. توسعه انسانی به نوبه خود ارتباط مستقیم با توسعه فرهنگی و اجتماعی دارد و بگونه ای هر دو بریکدیگر تاثیر متقابل دارند.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

جنبش نرم افزاری، پیش نیاز توسعه فرهنگی و اجتماعی

 

 جنبش نرم افزاری، پیش نیاز توسعه فرهنگی و اجتماعی

 

توسعه یافتگی همه جانبه و پایدار، هدف و آرزوی دیرین تمامی جوامع در جهان امروز است. مطالعات مربوط به چیستی توسعه و توسعه‌‌نیافتگی، شاخصه‌‌های هر یك، زیربنا‌ها، عوامل اصلی و فرعی توسعه و توسعه‌‌نیافتگی، بحث درباره اولویت عوامل داخلی یا عواملی خارجی در توسعه و توسعه‌‌نیافتگی، شباهت‌‌ها و تفاوت‌‌های توسعه غربی و توسعه غیرغربی و ... اذهان جوامع گوناگون جهان را در چند دهه اخیر به خود مشغول داشته است.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

«آزاد اندیشی» محور تحقق جنبش نرم افزاری

 

«آزاد اندیشی» محور تحقق جنبش نرم افزاری

  «آزاد اندیشی» و «آزادی اندیشه» دو مفهومی هستند که تحقق جنبش نرم افزاری بدون اعتنا و اتکای به آنها امکانپذیر نخواهد بود. این دو مفهوم هر یک به نوعی دارای صبغه های توامان فردی و اجتماعی هستند، اما به نظر میرسد، «آزاد اندیشی» به عنوان یک خصلت بنیادین در منظومه خصایل خاص انسانی، بیش از بار اجتماعی دارای صبغه و زمینه فردی است و بالعکس، «آزادی اندیشه» علیرغم سویه های فردی بارز، دارای تبار غالبتر اجتماعی و مدنی است.  

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

جایگاه اخلاق در جنبش نرم افزاری

 

جایگاه اخلاق در جنبش نرم افزاری

 رابطه میان علم و اخلاق همواره محل تعارض دیدگاهها و سلایق گوناگون بوده است. این تعارض دیدگاهها به میزان استقلال، تعامل و یا تقابل میان این دو در هر دو ساحت فردی و اجتماعی بشر بر می گردد.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

«رویکردگفتگویی»؛ عامل کارآمدی جنبش نرم افزاری

 

«رویکردگفتگویی»؛ عامل کارآمدی جنبش نرم افزاری

 هنگامیکه از مقوله ای به نام جنبش در بستری اجتماعی سخن به میان می آید ناگزیر اندیشه ما معطوف به حرکتی فرا فردی و جمعی می شود. در واقع مفهوم جنبش ما را به کنشهای اجتماعی ارجاع می دهد، که هر چند در ایجاد و گسترش آن انگیزه ها و کنش های فردی نقشی بارز ایفا می کنند، اما این کنشهای فردی تنها در چارچوب اهداف و برنامه های کلی جنبش معنا و هویت می یابند.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

جایگاه «تعلیم وتربیت» در جنبش نرم افزاری

 

جایگاه «تعلیم وتربیت» در جنبش نرم افزاری

 تولید علم و بسط دانش و پژوهش نیازمند زمینه و بستری مساعد است. علم و دانش محصول تعامل و پیوند روابط و عناصری است که اجزای اصلی یک جامعه انسانی را در هر زمان و مکانی تشکیل می دهند. انسان و شیوه نگرش و عمل او به عنوان محور اصلی جامعه و فرهنگ مهمترین عامل در فرایند تولید علم و ایجاد جامعه علمی است. علم در واقع برایند و محصول عمل و اندیشه انسانهایی است که در مسیر تولید دانش قرار گرفته اند.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

توسعه علمی و جنبش نرم افزاری

 

توسعه علمی و جنبش نرم افزاری

 جنبش نرم افزاری هر چند از لحاظ صورت ترکیبی بدیع به نظر می رسد اما از لحاظ محتوا و هدف تباری دیرینه دارد. جنبش نرم افزاری را می توان بطور عام با هر حرکت و تلاشی که در جهت تولید علم و دانش و نیز پیشبرد اهداف تمدنی نظام بشری در طول تاریخ صورت پذیرفته است مرتبط و همراستا دانست.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

 

ادامه نوشته

لینکستان پایگاه های شرعی

 
پایگاه های مذهبی مفید :
 
سایت آموزشی خبری آی تی گل نرگس

















shahidnews.com 

بانک صوت و فیلم مذهبی
 
 
 
دفاع از حریم تشیع
 
رهبران شیعه
 
  
لینک باکس مذهبی کربلا
 
http://www.altohid.com/images/logo-altohid.com.gif
 

http://ghafeleh.org/bank/other/logo/01.gif

http://www.altohid.com/images/1259588713555.jpg

 

سایت شیعه ها

 

علائم و نشانه های ظهور امام زمان (عج) چیست؟  

علائم ظهور به دو دسته كلی تقسیم می‌شوند: علائم حتمی و علائم غیر حتمی.

فضیل بن یسار از امام باقر (ع) روایت كرده كه فرمودند: «نشانه‌های ظهور دو دسته است: یكی نشانه‌های غیرحتمی و دیگر نشانه‌های حتمی؛ خروج سفیانی از نشانه‌های حتمی است كه راهی جز آن نیست.» (غیبت نعمانی، با ترجمه غفاری، باب18، ص429)

منظور از علائم حتمی آن است كه تقدیر قطعی خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هیچ قید و شرطی نیست؛ و مقصود از علائم غیر حتمی آن است كه وقوع آن ممكن است مشمول بداء گردد، چرا كه فی الجمله مشروط به شروطی است كه اگر آن شروط تحقق یابد آن علائم واقع می شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نیز تحقق نمی‌یابند.

علائمی در مورد حتمی بودن آنها نصی نداشته باشیم، تنها احتمال وقوع آن می رود، و قطعی نیستند.

علائم غیر حتمی بسیارند. ما در اینجا روایت مفصلی از امام امام صادق(ع) را برای شما می آوریم كه ...

 تعداد بسیاری از آن را برشمرده است. این روایت مشهوری است، ولی برای آن كه حق زحمات مؤلفین ادا شده باشد، می گوییم كه این روایت را با تغییرات عبارتی اندكی از كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام رمان(عج)" نوشته علیرضا رجالی تهرانی نقل می كنیم.

قیلا لازم است تذكر دهیم كه گرچه هر یك از این علائم حتمی الوقوع نیست، ولی به طور كلی احوال آخرالزمان را به ما معرفی می كند. با مطالعه آن شباهتهای زیاد آن را با شرائط زمان خودمان می یابیم.

در این روایت، امام صادق(ع) به یكی از یاران خود فرمودند:

هر گاه دیدی كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگیر شده است؛ و قرآن فرسوده و بدعت‌هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن بوجود آمده است؛ و دیدی دین خدا، عملاً، توخالی شده، همانند ظرفی كه آن را واژگون سازند!

و همچنین هر گاه دیدی كه اهل باطن بر اهل حق پیشی گرفته‌اند؛ و كارهای بد آشكار شده و از آن نهی نمی‌شود، و بد كاران باز خواست نمی‌شوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا می‌كنند.

و هنگامی كه دیدی ‌افراد باایمان سكوت كرده، و سخنشان را نمی‌پذیرند؛ و دیدی كه شخص بدكار دروغ گوید، و كسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی‌كند؛ و دیدی كه بچه‌ها به بزرگان احترام نمی‌گذارند؛ و قطع رحم می شود.

و وقتی دیدی كه بد كار را ستایش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛ و دیدی كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [یعنی به مانند آنان خود را زینت می كنند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند.

و هنگامی كه دیدی انسانها اموال خود را در غیراطاعت خدا مصرف می‌كنند و كسی مانع آنها نمی‌شود؛ و دیدی كه افراد با دیدن كار و تلاش مؤمنانه [از آن تعجب می كنند] و به خدا پناه می‌برند.

و دیدی كه مداحی دروغین از اشخاص زیاد شود؛ و همسایه همسایه خود را اذیت می‌كند و از آن جلو گیری نشود؛ و دیدی كه : كافران از صعوبت زندگی مؤمن، شاد می شوند؛ و دیدی مردم شراب را آشكار می ‌آشامند، و برای نوشیدن آن كنار هم می‌نشینند و از خداوند متعال نمی‌ترسند؛ و‌ كسی كه امر به معروف می‌كند خوار و ذلیل است.

و همچنین هنگامی كه دیدی آدم بدكار در چیزی مورد ستایش ست كه خداوند آن را دوست ندارد؛ و دیدی كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛ و راه نیك بسته و راه بد باز است؛ و دیدی كه انسان ها به زبان می‌گویند، ولی عمل نمی‌كنند.

و وقتی دیدی خانه كعبه تعطیل شده، و به تعطیلی آن دستور داده می‌شود؛ و مؤمن، خوار و ذلیل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد كنند.

و دیدی كه حلال حرام، و حرام حلال می شود؛ و دین بر اساس میل اشخاص معنی می شود، و كتاب خدا و احكام آن تعطیل می گردد؛ و جرأت بر گناه آشكار شود، و دیگر كسی برای انجام آن منتظر تاریكی شب نگردد.

و آنگاه كه دیدی مؤمن نتواند نهی از منكر كند مگر در قلبش؛ و ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند؛ و والیان در قضاوت رشوه بگیرند؛ و پستهای مهم والیان بر اساس مزایده است، نه بر اساس شایستگی.

و آن زمان كه دیدی مردم را به تهمت و یا سوء ظن بكشند؛ و دیدی كه مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد. و هنگامی كه زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهایی كه مورد خشنودی شوهر نیست انجام می‌دهد و به شوهرش خرجی می‌دهد.

و همچنین آنگاه كه دیدی سوگند های دروغ به خدا بسیار گردد؛ و آشكارا قماربازی ‌شود؛ و مشروبات الكلی به طور آشكار بدون مانع خرید و فروش می‌شود.

و وقتی دیدی كه مردم محترم توسط حاكمان قلدر خوار شوند؛ و نزدیك ترین مردم به فرمانداران آنانی هستند كه به ناسزاگویی به ما، خانواده عصمت(ع)، ستایش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهی اش را قبول نمی‌كنند.

و آنگاه كه دیدی مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت می كنند؛ و شنیدن سخن حق بر مردم سنگین، ولی شنیدن باطل برایشان آسان است؛ و دیدی كه همسایه از ترس زبان همسایه به او احترام می‌كند.

و وقتی دیدی حدود الهی تعطیل شود، و طبق هوی و هوس عمل گردد؛ و دیدی كه مسجدها طلا كاری (زینت داده) شود؛ و دیدی كه‌ راستگوترین مردم نزد آنها مفتری و دروغگو است.

هنگامی كه دیدی بدكاری آشكار شده، و برای سخن چینی كوشش می‌شود؛ و‌ ستم و تجاوز شایع شده است؛ و غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت دهند.

وقتی دیدی حج و جهاد برای خدا نیست؛ و‌ سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند؛ و خرابی بیشتر از آبادی است؛ و معاش انسان از كم فروشی به دست می‌آید؛ و خون ریزی آسان گردد؛ و مرد به خاطر دنیایش ریاست می‌كند.

و هنگامی كه دیدی مردم نماز را سبك شمارند؛ و‌ انسان ثروت زیادی جمع كرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است؛ و‌ قبر مرده‌ها را بشكافند و آنها را اذیت كنند؛ و هرج و مرج بسیار شود؛ و‌ مرد روز خود را با مستی به شب می‌رساند، و شب خود را نیز به همین منوال صبح می كند، و هیچ اهمیتی به آیین مردم ندهد.

آنگاه كه با حیوانات آمیزش ‌شود؛ و مرد به مسجد (محل نماز) می‌رود و وقتی برمی‌گردد لباس در بدن ندارد؛ [ یعنی لباسش را دزدیده اند].

هنگامی كه دیدی حیوانات هم دیگر را بدرند؛ و دلهای مردم سخت، و دیدگانشان خشك، و یاد خدا برایشان گران است؛ و بر سر كسبهای حرام آشكارا رقابت می‌كنند؛ و دیدی كه نمازخوان برای خودنمایی نماز می‌خواند؛ و فقیه برای دین خدا فقه نمی‌آموزد، و طالب حرام ستایش و احترام می‌گردد؛ و‌ مردم در اطراف قدرتمندان هستند؛ و طالب حلال، مذمت و سرزنش می‌شود، و طالب حرام ، ستایش و احترام می‌گردد.

آنگاه كه در مكه و مدینه كارهایی می‌كنند كه خدا دوست ندارد، و كسی از آن جلو گیری نمی‌كند، و هیچ كس بین آنها و كارهای بدشان مانع نمی‌شود؛ و آلات موسیقی و لهو و لعب در مدینه و مكه آشكار گردد؛ و مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منكر كند، ولی دیگران او را از این كار برحذر می‌دارند.

هنگامی كه دیدی مردم به همدیگر نگاه می‌كنند [یعنی چشم همچشمی می كنند، یا معیارشان بر خوب و بد اعمال خدا نیست] ، و از مردم بدكار پیروی نمایند؛ و راه نیك پیرو ندارد؛ و مرده را مسخره كنند و كسی برای او اندوهگین نشود؛ و دیدی كه : سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود؛ و مردم جز از سرمایه داران پیروی نكنند؛ و‌ به فقیر چیزی را دهند كه برایش بخندند، ولی در راه غیرخدا ترحم می كنند.

وقتی كه دیدی علائم آسمانی آشكار شود، و كسی از آن نگران نشود؛ و مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسی انجام می دهند و كسی از ترس مردم از آن جلو گیری نمی‌كند؛ و انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند، ولی در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد.

و آنگاه كه دیدی عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.

هنگامی كه دیدی زنها بر مسند حكومت بنشینند و هیچ كاری جز خواسته آنها پیش نرود، و دیدی پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، پدر و مادر را نفرین كند و از مرگشان شاد شود؛ و دیدی كه اگر روزی بر مردی بگذرد، و او در آن روز گناه بزرگی مانند بدكاری‌ ، كم فروشی، و زشتی انجام نداده ناراحت است.

و وقتی دیدی قدرتمندان، غذای عمومی مردم را احتكار می كنند؛ و‌ اموال خمس در راه باطل تقسیم گردد، و با آن قماربازی و شراب خواری شود، و به وسیله شراب بیمار را مداوا، و برای بهبودی، آن را تجویز كنند؛ و دیدی كه مردم در امر به معروف و نهی از منكر و ترك دین بی تفاوت و یكسانند؛ و دیدی كه سر و صدای منافقان برپا، اما صدای حق طلبان خاموش است؛ و دیدی كه برای اذان و نماز مزد می‌گیرند؛ و مسجدها پر است از كسانی كه از خدا نمی ترسند و غیبت هم می نمایند.

هنگامی كه دیدی خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند؛ و قاضیان بر خلاف دستور خداوند قضاوت كنند؛ و استانداران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند؛ و فرمانروایان میراث مستضعفان را در اختیار بدكاران از خدا بی خبر قرار دهند؛ و دیدی كه بر روی منبرها از پرهیزكاری سخن می‌گویند، ولی گویندگان آن پرهیزكار نیستند.

و بالخره هنگامی كه دیدی صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند، و به خاطر درخواست مردم بدهند؛ و دیدی وقت نمازها را سبك بشمارند؛ و همّت وهدف مردم شكم و شهوتشان است؛ و دنیا به آنها روی كرده است؛ و دیدی نشانه‌های برجسته حق ویران شده است؛ [این آخرالزمان است] در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد. (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص260 ـ 256 ـ با تصرف اندك در متن)

این بود روایت امام صادق ( ع ) كه به ذكر گوشه‌ای از مفاسد جهان در آستانه قیام وانقلاب بزرگ حضرت مهدی (عج) فرا گیر خواهد شد.

و اما "علائم حتمی الوقوع" ظهور با استفاده از روایات معصومین علیه السلام، اندك است.

در روایتی امام صادق(ع) می فرمایند: «پیش از ظهور قائم(عج) پنج نشانه حتمی است: قیام یمانی، فتنه سفیانی، صیحه آسمانی،‌ قتل نفس زكیه و شكافتن زمین و فرو رفتن عده ای در بیابان» (كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق ، ص650)

همچنین امام صادق فرموده است: «وقوع ندا[ی آسمانی] از امور حتمی است؛ و سفیانی از امور حتمی است و یمانی از امور حتمی است و كشته شدن نفس زكیه از امور حتمی است و كف دستی كه از افق آسمان برون آید از امور حتمی است. و سپس اضافه فرمودند: «و نیز وحشتی در ماه رمضان است كه خفته را بیدار كند و شخص بیدار را به وحشت انداخته و دوشیزگان پرده نشین را از پشت پرده بیرون می‌آورد.» (غیبت نعمانی،‌ با ترجمه غفاری، باب14، ص365)

امیرالمؤمنین(ع) از رسول خدا(ص) روایت نموده كه فرمودند: «ده چیز است كه پیش از قیامت حتماً به وقوع خواهد پیوست : فتنه سفیانی و دجال ، واقعه دخان [دود]، ظهور دابه، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی، خسوف در مشرق، خسوف در جزیرة العرب، و آتشی كه از مركز عدن شعله می‌كشد و مردم را به سوی بیابان محشر هدایت می‌كند»(بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص209 و غیبت شیخ طوسی، ص 267)

امام محمد باقر(ع) فرموده است: « در كوفه، پرچمهای سیاهی كه از خراسان بیرون آمده است، فرود می‌آید و وقتی مهدی(ع) ظاهر شد، برای بیعت گرفتن به سوی آن می‌فرستد.» (غیبت شیخ طوسی، ص274)

برای اطلاع كامل از علائم و نشانه ها و اوضاع و احوال آخرالزمان شما را توصیه می كنیم به كتاب "نوائب الدهور فی علائم الظهور" نوشته مرحوم میرجهانی كه در 3 جلد نگاشته شده، و همچنین كتاب عصر ظهور نوشته علی كورانی مراجعه كنید.

منبع : http://www.mahdiesari.com

نشانه های ظهور امام زمان(عج)
در كتاب نورالابصار از امام محمد‌باقر(ع) در مورد نشانه‌هاي ظهور روايت شده است: «آن‌گاه كه مردان شبيه زنان شوند و زنان شبيه به مردان، زنان بر زين اسبان نشينند و مردم نمازها را از ياد ببرند و از شهوت‌هاي خويش فرمان‌برداري كنند و خون‌ريزي را بي‌اهميت شمارند و در معاملات خويش رباخواري كنند و به زنان تظاهر كنند و بناها برپا سازند و دروغ را حلال شمارند و رشوه‌گيري كنند

از هوي و هوس پيروي كنند و دين را به دنيا فروشند و رابطه با خويشان نزديك را قطع كنند و نسبت به غذا بخل ورزند و بردباري، ضعف شمرده شود و ستمكاري، افتخار. فرماندهان از تبهكاران و زناكاران باشند و وزيران از دروغ‌گويان، امينان مردم از خيانت‌كاران، ياري‌رسانان از ستم‌كاران، قاريان قرآن از فاسقان. ستم پديدار شود و طلاق بسيار و فجور و زنا آشكار شده و شهادت دروغ پذيرفته شود و مردم شراب‌خواري كنند، مردان بر مردان سوار شوند و زنان به زنان كفايت كنند و غنيمت گيرندگان، اموال فقيران را از آن خويش سازند صدقه دادن، زيان به شمار آيد و مردم، از ترس زبان اشرار، از آنها در هراس باشند.

سفياني از شام خروج كند و يمني از يمن و خسف بيداء (فرو رفتن زمين) در منطقه ميان مكه و مدينه اتفاق افتد. پسري از خاندان محمد، ميان ركن و مقام كشته شود و فريادگري از آسمان، فرياد برآورد كه حق با او و پيروان اوست. آن‌گاه كه امام خروج كند، پشتش را به كعبه تكيه مي‌دهد و سيصد و سيزده نفر از يارانش، با او ديدار مي‌كنند و نخستين كلماتي كه بر زبان مي‌آورند، اين آيه است:

بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين1
سپس امام مي‌فرمايد:
من بقيةالله (ذخيره الهي) هستم و خليفه و جانشين خدا و حجت او بر شما و همگي اين گونه بر او سلام مي‌دهند:
السلام عليك يا بقيةالله في أرضه.
سلام بر تو اي بقيةالله بر زمين او.

آن گاه كه ده هزار مرد نزد او گرد آيند، نه مسيحي‌اي باقي مي‌ماند و نه يهودي‌اي و نه كساني كه غير خدا را پرستش مي‌كنند، مگر آنكه به او ايمان آورند و او را تصديق كنند. ملت يكي شود، ملت اسلام؛ و هر معبودي جز خداوند بلندمرتبه در زمين باشد، از آسمان بر آن آتشي فرو مي‌بارد و آن را مي‌سوزاند.

اين حديث و امثال آن، حاوي شمار زيادي از نشانه‌هاي ظهور است و شايسته آن است كه به صورت كامل و جامع شرح داده شود اما فرصت و مجال ما اندك است و شرح آن در بحث ما نيست، به همين دليل تنها به برخي از موارد آن اشاره مي‌كنيم:

ـ شبيه بودن مردان به زنان: يا از جهت اينكه آنان مخنث‌اند و با آنها لواط مي‌شود، يا از جهت نوع كارهايي كه آنها انجام مي‌دهند. يعني كارهايشان شبيه به كارهاي زنانه است و زن وارد ميدان‌هاي كار سخت و طاقت‌فرسا مي‌شود كه با خلقت و طبيعت ضعيف و احساسات و عاطفه سرشار او ناسازگار است. يا ممكن است شبيه بودن از نظر لباس پوشيدن، باشد همة اينها امكان دارد و ممكن است اين تشابه به صورت‌هاي ديگر هم باشد.

ـ كشتار نزد مردم امري آسان و بي‌اهميت باشد.

ـ مي‌گويند دروغ حلال است و حرام نيست.

ـ در مورد غذا بخل ورزند.

ـ امينان از خيانت‌كارانند. يعني كساني از مردم كه تظاهر به نيكوكاري مي‌كنند و مردم، آنها را امين به شمار مي‌آورند، معلوم مي‌شود كه آنان در مال و ثروت و خون و آبروي مردم خيانت مي‌كنند.

ـ يعني قاريان قرآن كه نيكو قرآن تلاوت مي‌كنند، اما از قرآن فايده‌اي نمي‌برند و به آن عمل نمي‌كنند.

ـ ستم پديدار شود؛ يعني ستم آشكار و روشن و ظاهر مي‌شود و ستم‌كار ستم خويش را از ترس يا از روي شرم و حيا از كسي پنهان نمي‌كند.

ـ زنان ازدواج نمي‌كنند، بلكه زنان براي برطرف ساختن شهوت و غريزه جنسي خود از زنان ديگر بهره مي‌برند و به آنها كفايت مي‌كنند و اين مسأله در اسلام به «سحق» معروف است و شديداً نهي شده و حرام است و مجازاتي ويژه دارد كه در كتاب‌هاي فقهي ذكر شده است. زيرا باعث ويراني بنيان خانواده و در نتيجه نابود ساختن امت و مردم است.

ـ هر كس اموال فقيران را به دست آورد، آن را غنيمت به شمار مي‌آورد و آن را براي خود برمي‌دارد و آن را مي‌خورد و به كسي ديگر نمي‌دهد.

ـ اگر كسي چيزي به صدقه دهد، آن را ضرر و زيان براي خود مي‌داند كه مالش را از دست داده و اين كنايه از اين است كه مردم بدون رضايت و خشنودي كامل صدقه مي‌دهند.

ـ فردي است كه از يمن خروج مي‌كند، مردم را دعوت به گرويدن به حق و اسلام مي‌كند و آن‌گونه كه حديث امام باقر آمده، اوست كه امنيت لازم جهت امام مهدي(ع) را فراهم مي‌آورد.2

ـ ارتش سفياني كه از جانب شام به سوي مكه مي‌آيد تا با امام مهدي(ع) بجنگد، زمين در اين منطقه آنها را مي‌بلعد. متن و تأكيد اين مورد در برخي حديث‌ها آمده است.

ـ معبوداني به جز خداوند بلندمرتبه يعني بت‌ها و امثال آن.

نشانه‌هاي عجيب و غريب
در كتاب البرهان في علامات مهدي آخرالزمان، تأليف متقي هندي حنفي از عبدالله بن عبّاس روايت شده است كه:
مهدي خروج نمي‌كند مگر آنكه نشانه‌اي از خورشيد به در آيد.

آن نشانه آن‌گونه كه در روايت‌ها آمده: سري بيرون از خورشيد است كه ندا مي‌دهد آگاه باشيد كه ولي خدا، مهدي موعود، ظهور كرد پس با او بيعت كنيد.

در برخي احاديث آمده است كه او جبرئيل است.
در روايتي ديگر از همين كتاب آمده است:
محمد بن علي(ع) گفت:

مهدي ما را دو نشانه است كه آن دو نشانه، از زماني كه خداوند آسمان‌ها و زمين را آفريده، وجود نداشته‌اند. در شب اول ماه رمضان، ماه گرفتگي پيش مي‌آيد و در نيمه ماه، خورشيد گرفتگي اتفاق مي‌افتد.

در شرح اين روايت بايد گفت: با توجه به علم ستاره‌شناسي غير ممكن است پديده ماه گرفتگي در اول ماه اتفاق بيفتد و به همين دليل است كه اين اتفاق در تاريخ خورشيد و زمين و هستي اتفاق نيفتاده است.

همچنين از نظر علم ستاره‌شناسي، روي دادن پديده خورشيد‌گرفتگي در اواسط ماه، امري غير ممكن است.

علاوه بر اين، طلوع خورشيد از سمت مغرب نيز غير ممكن است. زيرا اين امر مستلزم اين است كه زمين به دور خورشيد بچرخد و اين مسئله، از ابتدايي‌تر‌ين مسائل و غير ممكن‌ترين آنهاست؛ زيرا اين نوع چرخش، در حقيقت بر خلاف قوانين و سازمان جهان و نيروي جاذبه است.

امّا آفرينندة توانا بر همه چيز، اين امور غير ممكن را به عنوان نشانه‌هايي براي اجازة ظهور ولي‌اش و اجرا كننده دينش، امام مهدي(ع) انجام مي‌دهد.

خسوف و كسوف در اين حديث آمده و مسأله طلوع خورشيد از سمت مغرب در برخي حديث‌هاي ديگر آمده است.

فتنه‌ها، بدترين فتنه‌ها
متقي هندي حنفي در ادامه از الحكم ابن عتبه نقل مي‌كند:
به محمد بن علي(ع) گفتم: شنيده‌ام كه از شما مردي خروج مي‌كند كه در ميان اين امت، عدالت را اجرا مي‌كند. گفت: ما بدان چه مردم آن را مي‌بينند، اميد داريم و اگر حتي يك روز بيشتر از دنيا باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را طولاني مي‌كند تا آنچه اين امت اميد و آرزوي آن‌ را دارند، پيش بيايد، امّا پيش از آن، فتنه‌هايي خواهد بود. بدترين فتنه‌ها كه انسان صبح را به شب مي‌رساند، در حالي كه كافر است. پس هر كدام از شما اين زمان را درك كرد، بايد از خدا بترسد و بايد خانه‌نشين شود.

در توضيح اين روايت بايد گفت: «من احلاس بيته» يعني كسي كه خانه‌اش را ترك نمي‌كند و كنايه از اين است كه شخص، داخل مذهب و راه باطل مردم نمي‌شود. اين خبر بدين معني نيست كه مردم به حال خود رها مي‌شوند و امر به معروف و نهي از منكر انجام نمي‌شود، زيرا اين دو واجب بزرگ كه واجبات ديگر در گرو آنها هستند، رها مي‌شوند.
معني اين حديث، مفهوم همان عبارت ديگري است كه در حديث آمده است

كن في الناس و لا تكن معهم.
در ميان مردم باش ليك با آنها مباش.

اين كاري بس سخت و دشوار است، اما تا زماني كه دستور بودن در ميان مردم و آميختن با آنها باشد، بايد اين كار را انجام داد تا شخص، آنها را امر به معروف و نهي از منكر كند.

در اين كتاب هم چنين از حضرت اباعبدالله حسين بن علي(ع) نقل شده است:
چون نشانه‌اي از آسمان به صورت آتشي بزرگ از جانب مشرق، در شبانگاهان ديدند، آن گاه زمان فرج آل محمد يا فرج مردم است و آن گام‌هاي مهدي(ع) است.

در ينابيع المودة در مورد تفسير اين آيه كه اگر بخواهيم آيتي از آسمان بر آنها فرو فرستيم3 از ابوبصير و ابن جارود از امام باقر(ع) نقل شده است كه ايشان گفتند: «اين آيه در مورد قائم نازل شده و يك منادي از آسمان به نام او و نام پدرش ندا سر مي‌دهد.»

نشانه ها بسيار زيادند كه معروفترين و جامعترين آنها اين است كه هرج و مرج در همه چيز دنيا مشهود مى گردد.
سراسر جهان پر از ظلم و جور و فساد گردد. ) المجالس السنيه ، ج 5، ص 398
)
اين موضوع در ضمن يك روايت جامع بطور مشروح بيان شده و امام صادق عليه السلام آن را در 119 ماده بيان كرده است و اينك ترجمه روايت :
حضرت امام صادق عليه السلام به يكى از يارانش فرمود :
1. هرگاه ديدى : حق بميرد و طرفدارنش نابود شوند.
2. و ديدى كه : ظلم همه جا را گرفته.
3. و ديدى كه : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.
4. و ديدى كه : دين همچون ظرف تو خالى و بى محتوا شده است .
5. و ديدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
6. و ديدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
7. و ديدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.
8. و ديدى كه : افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند.
9. و ديدى كه : شخص بدكار ، دروغ گويد و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
10. و ديدى بچه ها ، بزرگان را تحقير كنند.
11.و ديدى كه : قطع پيوند خويشاوندى شود.
12. و ديدى كه : بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
13. و ديدى نوجوانان پسر ، همان كنند كه زنان مى كنند.
14. و ديدى كه : زنان با زنان ازدواج نمايند.
15. و ديدى كه : مداحى دروغين از اشخاص ، زياد شود.
16. و ديدى كه : انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.
17. و ديدى كه : افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤمنين ، به خدا پناه مى برند.
18. و ديدى كه : همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود.
19. و ديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤمن ، شاد است .
20. و ديدى كه : شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند.
21. و ديدى : كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است.
22. و ديدى آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد ، نيرومند و مورد ستايش است.
24. و ديدى راه نيك بسته و راه بد باز است.
25. و ديدى خانه كعبه تعطيل شده ، و به تعطيلى آن استوار داده مى شود.
26. و ديدى كه : انسان به زبان مى گويد ولى عمل نمى كند.
27. و ديدى كه : مردان از مردان و زنان از زنان لذت مى برند. (يا مردان خود را براى مردان ، و زنان خود را زنان فربه مى كنند).
28. و ديدى كه : زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تامين مى شود.
29. و ديدى كه : زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع) تشكيل مى دهند.
30. و ديدى كه : در ميان فرزندان "عباس" ، كارهاى زنانگى به وجود آيد.
31. و ديدى كه : زن براى زنا با مردان ، با شوهر خود همكارى كمك مى كنند.
32. و ديدى كه : بيشترين مردم و بهترين خانه ها كه زنان را بر بدكارى كمك مى كنند.
33. و ديدى كه : مؤمن ، خوار و ذليل شمرده شود.
34. و ديدى كه : بدعت و زنا آشكار شود.
35. و ديدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.
36. و ديدى كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.
37. و ديدى كه : دين براساس ميل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد.
38. و ديدى كه : جرئت بر گناه آشكار شود و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد.
39. و ديدى که : مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش.
40. و ديدى كه : ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد.
41. و ديدى كه : سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند.
42. و ديدى كه : واليان در قضاوت رشوه بگيرند.
43. و ديدى كه : پست هاى مهم واليان براساس مزايده است نه براساس ‍ شايستگى.
44. و ديدى كه : مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكشند.
45. و ديدى كه : مرد به خاطر همبسترى با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد.
46. و ديدى كه : مرد از بدكارگى همسرش نان مى خورد.
47. و ديدى كه : زن بر شوهر نيست انجام مى دهد ، و به شوهرش خرجى مى دهد.
48. و ديدى كه : مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است.
49. و ديدى كه : سوگندهاى دروغ به خدا بسيار گردد.
50. و ديدى كه : آشكارا قمار بازى مى شود.
51. و ديدى كه : مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش ‍ مى شود.
52. و ديدى كه : زنان مسلمان خود را به كافر مى بخشند.
53. و ديدى كه : كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.
54. و ديدى كه : مردم محترم ، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند ، خوار شوند.
55. و ديدى كه : نزديكترين مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت عليهم السلام ستايش شوند.
56. و ديدى كه : هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش ‍ را قبول نمى كنند.
57. و ديدى كه : در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همديگر رقابت كنند.
58. و ديدى كه : شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است.
59. و ديدى كه : همسايه از ترس زبان بد همسايه ، او را احترام مى كند.
60. و ديدى كه : حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.
61. و ديدى كه : مسجدها طلاكارى (زينت داده) شود.
62. و ديدى كه : راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان دروغگو است.
63. و ديدى كه : بدكارى آشكار شده و براى سخن چينى كوشش مى شود.
64. و ديدى كه : ستم و تجاوز شايع شده.
65. و ديدى كه : غيبت ، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض ديگر را به آن بشارت دهند.
66. و ديدى كه : حج و جهاد براى خدا نيست.
67. و ديدى كه : سلطان به خاطر كافر ، شخص مؤمن را خوار كند.
68. و ديدى كه : خرابى بيشتر از آبادى است.
69. و ديدى كه : معاش انسان از كم فروشى بدست مى آيد.
70. و ديدى كه : خونريزى آسان گردد.
71. و ديدى كه : مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند.
72. و ديدى كه : نماز را سبك شمارند.
73. و ديدى كه : انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش ‍ را نداده است.
74. و ديدى كه : قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذيت كنند.
75. و ديدى كه : هرج و مرج بسيار است.
76. و ديدى كه : مرد روز خود را مستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى به برنامه مردم ندهد.
77. و ديدى كه : با حيوانات آميزش مى شود.
78. و ديدى كه : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديده اند).
79. و ديدى كه : حيوانات همديگر را بدرند.
80. و ديدى كه : دلهاى مردم ، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است.
81. و ديدى كه : بر سر كسبهاى حرام آشكارا ، رقابت كنند.
82. و ديدى كه : نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.
83. و ديدى كه : فقيه براى دين ، فقه نمى آموزد و طالب حرام ، ستايش و احترام مى گردد.
84. و ديدى كه : مردم در اطراف قدرتمندانند.
85. و ديدى كه : طالب حلال ، مذمت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد.
86. و ديدى كه : در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند، و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.
87. و ديدى كه : آلات موسيقى و لهو در مدينه و مكه آشكار گردد.
88. و ديدى كه : مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى ديگران او را از اين كار بر حذر مى دارند.
89. و ديدى كه : مردم به همديگر نگاه مى كنند ، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پيروى نمايند.
90. و ديدى كه : راه نيك خالى و راه رونده ندارد.
91. و ديدى كه : مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگين نشود.
92. و ديدى كه : سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود.
93. و ديدى كه : مردم و جمعيتها جز از سرمايه داران پيروى نكنند.
94. و ديدى كه : به فقير چيزى دهند كه برايش بخندند ولى در راه غير خدا ترحم كنند.
95. و ديدى كه : علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.
96. و ديدى كه : مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند.
97. و ديدى كه : انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.
98. و ديدى كه : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند ، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.
99. و ديدى كه : زنها بر مسند حكومت بنشينند ، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود.
100. و ديدى كه : پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد ، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد.
101. و ديدى كه : اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى ، كم فروشى ، و زشتى انجام نداده ، ناراحت است.
102. و ديدى كه : قدرتمندان ، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند.
103. و ديدى كه : اموال حق خويشان پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم (خمس) در راه باطل تقسيم گردد و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.
104. و ديدى كه : به وسيله شراب ، بيمار را مداوا كنند و براى بهبودى بيمار آن را تجويز نمايند.
105 و ديدى كه : مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دين بى تفاوت و يكسانند.
106. و ديدى كه : سر و صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است.
107. و ديدى كه : براى اذان و نماز مزد مى گيرند.
108. و ديدى كه : مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند.
109. و ديدى كه : شرابخوار مست ، پيش نماز مردم شود.
110. و ديدى كه : خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند.
111.و ديدى كه : قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.
112. و ديدى كه : استانداران از روى طمع ، خائنان را امين خود قرار دهند.
113. و ديدى كه : فرمانروايان ، ميراث (مستضعفان) را در اختيار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.
114. و ديدى كه : بر روى منبرها از پرهيزكارى سخن مى گويند ولى گويندگان آن پرهيزكار نيستند.
115. و ديدى كه : صدقه را با وساطت ديگران بدون رضاى خدا و به خاطر درخواست مردم بدهند.
116. وقتى كه ديدى : وقت (اول) نمازها را سبك بشمارند.
117. و ديدى كه : هم و هدف مردم ، شكم و شهوتشان است.
118. و ديدى كه : دنيا به آنها روى كرده
119. و ديدى كه : نشانه هاى برجسته حق ، ويران شده است ، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد... ) بحار، ج 52، ص 256 به بعد)

ظهور منجي بشر در دوران آخرزمان، باوري است قطعي و همگاني. اديان و شرايع توحيدي و غيرتوحيدي و نيز بعضي از مكاتب بشري، نويد چنين روزي را به پيروان خويش داده‏اند. در اين ميان، اسلام با مباني قويِ نظري و عملي، موضوع ظهور را به صورت صحيح تبيين كرده و با راهكارهاي مناسب و درخور، واژه انتظار و منتظرِ مصلح را در ميان جوامع اسلامي تبيين كرده است.

واژه مهدويّت و مهدي عليه‏السلام تبلور فرهنگ انتظار است كه همه مسلمين، اعم از شيعه و اهل سنت در باور داشتِ آن، اتفاق نظر دارند. از زمان ظهور اسلام، پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و اهل بيت عليهم‏السلام و صحابه و ياران ايشان، عهده‏دار تبيين فرهنگِ مهدويت بوده‏اند و اين رسالت در هر عصري، ميان آنها ادامه پيدا كرده تا دوران غيبت كبرايِ امام زمان عليه‏السلام كه در اين برهه مهم و حساس، علما و مبلغان ديني مسئوليت تبيين و تثبيت آن را به عهده گرفته و مردم را به فرا رسيدن روزگار ظهور اميدوار مي‏كنند.

ضرورت بيان نشانه‏هاي ظهور

هر مسئله‏اي كه اهميت و مقبوليت عمومي داشته باشد، مخاطرات و تهديدها نسبت به آن از ناحيه سودجويان و فرصت طلبان بيشتر خواهد شد؛ از جمله اين مسائل كه داراي شاخصه‏هاي جهاني و همگاني است، ظهور منجي است كه به منزله اعتقاد و باور عمومي در همه اديان مطرح شده است. طبيعي است افرادي كه به دنبال منفعت و سودجويي فردي‏اند با آزمندي بسيار و با ظاهر سازي فريبنده به اغفال مردم مي‏پردازند تا به نيّت سوء خود برسند.

از اينرو بيان نشانه‏ها و علايم ظهور، ضروري است و رهبران و بزرگان دين، براي جلوگيري از اين انحرافها و كج‏رويها و براي حفظ باورهاي اصيل مردم، بايد منجي و مصلحِ آخر زمان را با تمام شاخصه‏ها و خصال معرفي نمايند و براي ظهور و قيام او نشانه‏ها و علايمي را بيان كنند تا مردم در تميز سره از ناسره در تحير و ترديد نمانند.
 
از همين رو در روايات و احاديث بسياري منجيِ آخر زمان (= حضرت مهدي عليه‏السلام ) و كيفيت ظهور او، با تمام علايم و نشانه‏ها بيان شده است.

در رويكرد كلي و كلان، مي‏توان نشانه‏ها و علايم ظهور امام زمان عليه‏السلام را به انواع مختلف تقسيم كرد كه به يكايك آنها خواهيم پراخت:
الف) نشانه‏هاي عام و خاص

1. نشانه‏هاي عام:
آن دسته از نشانه‏ها و علايمي كه شاخصه‏هاي كلي و عمومي دارند يعني در قالب پديده خاص، در برهه خاص و در افراد خاصي متصف نشده‏اند، «علايم عمومي» ناميده مي‏شوند؛ نظير احاديث و رواياتي كه از احوال و اوضاع مردمان آخر زمان خبر مي‏دهند و از انحرافات و كج رويهايي كه در آن دوره رخ مي‏دهد سخن به ميان آورده‏اند كه در واقع، نوعي بيان علايم و نشانه‏هاي ظهور امام زمان عليه‏السلام است، امّا در قالب و معيار كلي و عمومي.

«عَنْ اِبْنِ عَباس عَنْ رَسُولِ اللّه‏ِ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله : فِي حَديثٍ اَنَّ اللّه‏َ اَوْحي اِلَيهِ لَيْلَةً اَسْري بِهِ اَنْ يُوصِيَ اِلي عَلِيِّ وَاَخْبَرَهُ بِالْأَئِمّةِ مِنْ وُلْدِهِ اِلي اَنْ قالَ وَآخِرُ رَجُلٍ مِنْهُمْ يُصَلّي عِيسَي ابْنُ مَرْيَمَ خَلْفَهُ يَمْلأُ الاَْرْضَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَورا وَظُلْما... فَقُلْتُ اِلهي وَسَيِّدي مَتي يَكُوُنُ ذاكَ؟ فَاَوْحَي اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ اِلَيَّ: يَكُوُنُ ذالِكَ اِذا رُفِعَ الْعِلْمُ وَظَهَرَ الْجَهْلُ وَكَثُرَ القِراءَةُ وَقَلَّ الْعَمَلُ وَكَثُرَ الْقَتْلُ وَقَلَّ الْفُقَهاء وَالْهادُونَ وَكَثُرَ فُقَهاءُ الضَّلالةِ وَالْخَوْنَةِ... وَكَثُرَ الْجَورُ وَالْفَسادُ وَظَهَرَ الْمُنْكَرُ وَاَمَرَ اُمّتُكَ بِهِ وَنَهي عَنِ الْمَعْروُفِ...؛ اثباة الهداه، ج7، ص390

ابن عباس مي‏گويد: «در شب معراج، مطالبي به رسول اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله وحي شد كه بايد به حضرت علي عليه‏السلام سفارش كند و به او در مورد ائمه بعد از آن حضرت كه از فرزندانش هستند خبر داد؛ تا آنجا كه فرمود: آخرين آنها [نشانه هايي دارد؛ از جمله اينكه [عيسي بن مريم پشت سرش نماز مي‏خواند؛ زمين را پر از عدل و داد مي‏كند، چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد،... عرض كردم: خداوندا! آن كي خواهد شد؟ خداوند به من وحي كرد: هر گاه علم از ميان برداشته شود و جهل و ناداني ظاهر شود؛ قرائتهاي [قرآن [زياد امّا عمل كم شود؛ قتل و كشتار زياد شود، فقهاء و هدايت كنندگان واقعي كم شوند؛ علماي فاسق و خيانتكار زياد شوند،... جور و فساد زياد شود؛ منكر ظاهر شود؛ امت تو امر به منكر و نهي از معروف كنند،...»

«حضرت علي عليه‏السلام در جواب سؤال «صعصعة بن صوحان» ـ كه از ياران آن حضرت بود ـ در باب دجّال و خروجش، و پيرامون نشانه‏هايي از ظهور امام زمان عليه‏السلام ، چنين فرمودند:
«فَاِنَّ عَلامَةَ ذلِكَ اِذا اَماتَ النّاسُ الصَّلاةَ وَاَضاعُوا الاَمانَةَ وَاسْتَحَلُّوا الْكِذْبَ، وَاكَلُوا الرِّبا وَاَخَذُوا الرُّشا وَشَيَّدُوا البُنْيانَ وَباعُوا الدّين بِالدُّنْيا وَاسْتَعْمَلُوا السُّفَهاءَ وَشاوَرُوا النِّساءَ وَقَطَعُوا الاَرْحامَ وَاتَّبَعُوا الاَهْواءَ، وَاسْتَخَفُّوا بِالدِّماءِ... بحار الانوار، ج 52، ص193 علامت خروج و قيام دجال زماني است كه مردم نماز را ترك كنند [و در ميان مردم بميرد]، امانتها را ضايع كنند؛ دروغ گفتن را حلال شمارند؛ ربا بخورند؛ رشوه بگيرند؛ ساختمانها را محكم سازند و دين را به دنيا فروشند؛ مردمان كم عقل را بر كارها گمارند؛ زنان را در كارهاي اجتماعي و شخصي طرف مشورت قرار دهند؛ قطع صله ارحام كنند؛ از هوا و هوس پيروي كنند و [كشتار و [خونريزي را كوچك شمارند،... .»

2. نشانه‏هاي خاص:
بعضي از نشانه‏ها و علايم ظهور، به صورت خاص و با شاخصهاي ويژه در افراد متعين، تبلور مي‏يابد؛ مثلاً در روايات بسياري ذكر شده است، كه ظهور امام زمان عليه‏السلام در سال فرد و در روز فرد تحقق پيدا خواهد كرد. ظهور و خروج افرادي به نام «دجال» و «سفياني» كه مظهر ضلالت و گمراهي و نيز قيام افرادي مثل يماني و سيد خراساني كه سنبل هدايت هستند جزء علايم خاص شمرده مي‏شود و در احاديث، با اسم و رسم و با ويژگيهاي مخصوصشان وارد شده است.

امام باقر عليه‏السلام فرمودند:
«تَنْزِلُ الرّاياتُ السُّودُ الَّتي تَخْرُجُ مِنْ خُراسان اِليَ الْكُوفَةِ، فَاِذا ظَهَرَ الْمَهديُّ بَعَثَ اِلَيه بِالْبَيْعَةِ, بحار الانوار، ج 52، ص217 پرچمهاي سياهي از ناحيه خراسان بيرون مي‏آيد و به جانب كوفه به حركت در مي‏آيد. پس چون مهدي ظاهر شود، اينان وي را دعوت به بيعت مي‏كنند.»

و نيز امام باقر عليه‏السلام فرمود:
«براي مهدي ما، دو نشانه است كه از هنگامي كه خداوند آسمانها و زمين را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در شب اوّل ماه رمضان و كسوف در نيمه همان ماه. و اين دو از زماني كه خداوند آسمانها و زمين را خلق كرده است، [اين چنين ] وجود نداشته است.» منتخب الاثر، ص444

در روايات فوق نشانه‏ها و علايم خاصي براي ظهور امام زمان عليه‏السلام تعيين شده است.

ب) نشانه‏هاي حتمي و غير حتمي
1. نشانه‏هاي حتمي:
علايم و نشانه‏هايي كه به طور قطع قبل از ظهور حضرت، رخ خواهند داد و در واقع، هيچ گونه قيد و شرطي در ايجاد آنها لحاظ نشده است علايم حتمي ناميده مي‏شوند و شايد بتوان گفت كه ادعاي ظهور قبل از تحقق آنها كذب و دروغ است.

امام سجاد عليه‏السلام فرمود:
«اِنَّ اَمْرَالْقائِمِ حَتْمٌ مِنَ اللّه‏ِ وَاَمْرَ السُّفيانِي حَتْمٌ مِنَ اللّه‏ِ وَلايَكُونُ قائِمٌ اِلاّ بِسُفْيانِي, بحارالانوار، ج52، ص82؛ ظهور قائم، از ناحيه خداوند، قطعي و خروج سفياني نيز، از جانب خداوند قطعي است و قائمي جز با سفياني وجود ندارد.»

امام صادق عليه‏السلام فرمود:
«وَالْيَمانِي مِنَ‏الْمَحْتُومِ؛ [قيام] يماني از نشانه‏هاي حتمي است.»
فضل بن شاذان از ابي حمزه ثمالي نقل مي‏كند:
«قُلْتُ لاَبيِ جَعْفَرٍ خُرُوجُ السُّفْيانِي مِنَ الْمَحْتُوم؟ قالَ نَعَمْ وَالنِّداءُ مِنَ الْمَحْتُومِ وَطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِها مِنَ الْمَحتُومِ وَاخْتِلافُ بَنِي الْعَباسِ فِي الدَّوْلَةِ مِنَ الْمحْتُومِ وَقَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِية مَحْتُومٌ وَخُرُوجُ الْقائِمِ مِنْ آلِ مُحَّمد مَحْتُومٌ... ارشاد مفيد، ج3، ص347؛ به امام باقر عليه‏السلام عرض كردم: آيا خروج سفياني حتمي است؟ فرمودند آري، صيحه آسماني نيز از علايم حتمي است و طلوع خورشيد از مغرب حتمي است. اختلاف بين بني عباس در رابطه با حكومت، حتمي است. كشته شدن نفس زكيّه حتمي است، قيام قائم آل محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله حتمي است،...»

2. نشانه‏هاي غير حتمي:
بعضي از نشانه‏هاي ظهور قبل از ظهور، بطور مشروط رخ مي‏دهند؛ يعني اگر مقتضي آنها موجود و موانع مفقود باشد، تحققشان حتمي خواهد بود. در ميان نشانه‏ها و علايم، آنچه حتمي شمرده شده، جزء محتوميات هستند و غير از آنها كه گروه بسياري از علايم را تشكيل مي‏دهند جزء علايم غير حتمي شمرده مي‏شوند.

ج: علايم با فاصله و بي‏فاصله
1. نشانه‏هاي نزديك به وقت ظهور:
در بعضي از روايات، تصريح شده كه بعضي از علايم در سال ظهور امام زمان عليه‏السلام ، رخ مي‏دهند؛ يعني قبل از ظهور و در آستانه قيام حضرت مهدي عليه‏السلام ، اين نشانه‏ها يكي پس از ديگري پديدار شده، به ظهور امام زمان منتهي مي‏شود.

امام صادق عليه‏السلام فرمود:
«خُرُوجُ الثَّلاثَةِ، اَلخُراسانِي وَالسُّفْيانِي وَاليَمانِي فِي سَنَةٍ واحِدَةٍ فِي شَهْرٍ واحِدِ، فِي يَوْمٍ واحِدٍ وَلَيْسَ فيها رايةً بِأَهْدي مِنْ رايةِ الْيَماني يَهدي اِلَي الْحَقِّ؛ كتاب غيبت نعماني، ص252

خروج سه كس: قيام خراساني و سفياني و يماني، در يك سال و در يك ماه و يك روز خواهد بود و در اين ميان، هيچ پرچمي به اندازه پرچم يماني، به حق و هدايت دعوت نمي‏كند.»

امام باقر عليه‏السلام فرمود:
«لَيْسَ بَيْنَ قِيامِ القائمِ وَقَتْلِ النَّفْسِ الزَّكيَّةِ اَكْثَرَ مِنْ خَمْسَ عَشَرَ لَيْلَة, ارشاد مفيد، ج2، ص374؛ اعلام الوري، ص427؛ بين ظهور مهدي عليه‏السلام و كشته شدن نفس زكيه، بيش از پانزده شب فاصله نيست.»

2. علايمي كه با ظهور، فاصله زماني دارد:
بعضي از نشانه‏ها و علايم در بستر تاريخ با فاصله بسياري با وقت ظهور تحقق مي‏يابد؛ حتي بعضي از آنها قبل از تولد امام زمان رخ مي‏نمايند و بعضي بعد از تولد و قبل از ظهور با فاصله زياد، تحقق پيدا كرده و خواهند كرد؛ چنان كه شماري از آنها، همچون از هم گسستن بني اميه و بني عباس، خروج ابومسلم خراساني، اختلاف بين مسلمانان و... اتفاق افتاده است.

د) علايم زميني و آسماني
1. علايم طبيعي و زميني:
در ميان نشانه‏ها و علايم ظهور، غالب آنها نشانه‏هاي طبيعي و زميني‏اند و هر كدام در تثبيت حقانيت ظهور و قيام حضرت مهدي عليه‏السلام نقش اساسي دارند.

امام علي عليه‏السلام فرمود:
«وَيَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَيْتي فِي الْحَرَمِ فَيَبْلُغُ السُّفْيانِي، فَيَبْعَثُ اِلَيه جُنْدا مِنْ جُنْدِهِ فَيهْزِمُهُمْ فَيَسيرُ اِلَيه السُّفْياني بِمَنْ مَعَهُ، حَتّي اِذا جاوَزوا بِبَيْداء مِنَ الاَرْضِ، خَسَفَ بِهِمْ، فَلايَنْجوا منْهُمْ اِلاّ المُخْبِرُ عَنْهُمْ؛ مردي از خاندان من، در سرزمين حرم قيام مي‏كند، پس خبر خروج وي به سفياني مي‏رسد.

وي، سپاهي از لشكريان خود رابراي جنگ، به سوي او مي‏فرستد و آنان را شكست مي‏دهد، آنگاه خود سفياني با همراهانش به جنگ وي مي‏روند و چون از سرزمين بيداء مي‏گذرند، زمين آنان را فرو مي‏برد و جز يك نفر، كه خبر آنان را مي‏آورد كسي از آنان نجات نمي‏يابد.»

نشانه هايي نظير فرو رفتن سفياني در بيداء، قيام يماني، خراساني، سفياني، دجّال، قتل نفس زكيّه، جنگهاي خونين و غيره ... از جمله علايم زميني و طبيعي هستند.

2. علايم آسماني:
به علت اهمّيت ظهور امام زمان، علاوه بر نشانه‏هاي زميني و طبيعي، برخي علايم آسماني نيز در زمان ظهور حضرت رخ خواهند داد، تا مردم بهتر رهبر و مصلح آسماني را شناخته و در راستاي تحققِ رسالت و اهداف او مشاركت كنند؛ مانند:
ـ صيحه آسماني:
امام صادق عليه‏السلام فرمود:
«اِذا نادي مُنادٍ مِنَ السَّماءِ اَنَّ الْحَقَّ فِي آل محمَدٍ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فَعِنْدَ ذلِكَ يَظْهَرُ المَهديُّ عَلي اَفْواهِ النّاسِ وَيَشْربُونَ حُبَّهُ، وَلايَكُونُ لَهُمْ ذِكْرُ غَيْرِهِ؛ هر گاه گوينده‏اي از آسمان ندا دهد كه حق با اولاد محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله است، در آن هنگام، ظهور مهدي عليه‏السلام به سر زبانها مي‏افتد، و همه [شراب] دوستي او مي‏نوشند و غير او را ياد نمي‏كنند.»

ـ كسوف:
امام صادق عليه‏السلام فرمود:
«عَلامَةُ خُرُوجِ الْمَهْدي كُسُوفُ الشَّمسِ فِي شَهْرِ رَمَضانٍ في ثَلاثَ عَشَرَةَ وَاَرْبَعَ عَشَرَةَ مِنْهُ غيبت نعماني، ص270؛
نشانه ظهور مهدي عليه‏السلام كسوف خورشيد در ماه مبارك رمضان است [و وقت كسوف] سيزدهم يا چهاردهم ماه رمضان خواهد بود.»

" إذا اختلف الرمحان بالشام ، لم تنجل إلا عن آية من آيات الله . قيل : وما هي يا أمير المؤمنين ؟ قال : رجفة تكون بالشام ، يهلك فيها أكثر من مائة ألف ، يجعلها الله رحمة للمؤمنين وعذابا على الكافرين . فإذا كان ذلك ، فانظروا إلى أصحاب البراذين الشهب المحذوفة ، والرايات الصفر ، تقبل من المغرب حتى تحل بالشام ، وذلك عند الجزع الأكبر والموت الأحمر . فإذا كان ذلك ، فانظروا خسف قرية من دمشق يقال لها حرستا . فإذا كان ذلك ، خرج ابن آكلة الأكباد من الوادي اليابس ، حتى يستوي على منبر دمشق . فإذا كان ذلك ، فانتظروا خروج المهدي عليه السلام "
از علي عليه السلام : اختلافى كه در بين نيزه ها ( احزاب ) در شام اتفاق مىافتد نشانه اى از آيات الهى آشكار مى گردد گفته شد : آن چيست يا امير المؤمنين ؟ فرمود : زلزله اى در شام كه بيش از صد هزار نفر در آن كشته شده كه خداوند آن را براى مؤمنين رحمت وبراى كافرين عذاب قرار مى دهد . آن هنگام بنگريد به كسانى كه داراى قاطرهاى سفيد وسياه ( خاكسترى ) وگوش بريده وپرچمهاى زرد مى باشند كه از مغرب روى آورده وبه شام وارد مى شوند وآن زمانيستكه وحشت بزرگ ومرگ سرخ آنجا را فرا گرفته است . آنوقت بنگريد به فرو رفتن قريه اى از دمشق در زمين كه ، حرستا ، ناميده مى شود ، وهمانوقت فرزند هند جگر خوار ( سفيانى ) از محلى بنام ، يابس ، خروج كرده و بر دمشق تسلط مى يابد ، پس در آنزمان آماده ، خروج وقيام حضرت مهدى عليه السلام باشيد .(البحار : ج 52 ص 216 ب 25 ح 73 - عن غيبة الطوسي بتفاوت يسير .)
 
طبيب و عالم فرزانه، حاج سيد احمد علي خسروي كه از دانشمندان روحاني و طبيبان مشهور ديار همدان، و علاوه بر علوم ظاهري، به كمالات اخلاقي و معارف باطني نيز آراسته بود، در سال ۱۲۷۶ هـ.ش در همدان متولد شد و در ۱۰۵ سالگي ـ صبح روز پنجشنبه، ۲۰تير ۱۳۸۱ ـ در همان شهر دار فاني را وداع گفت و در قطعه‌ي مخصوص روحانيون و علما در باغ بهشت همدان به خاك سپرده شد.

 وي در اواخر حكومت رضاشاه و اوايل سلطنت پسرش محمدرضا پهلوي، با بهره‌گيري از روايات اسلامي و استخراج برخي مطالب به كمك علم جَفْر، آنها را در قالب اشعاري ريخته و اوضاع ايران را تا زمان ظهور امام مهدي (ع) پيش‌بيني كرده است:
 
هم زاخبار و هم زصفحه‌ي جَفْر        وضع  ايران    نزار    مي‌بينم

در    هزار   و   چهارصد   قمري        شورشي   آشكار    مي‌بينم

از     علامات    حضرت    مهدي        پهلوي    بر  كنار      مي‌بينم

دولتش چون كه رفت، از پي آن        دعوتي      آشكار    مي‌بينم

جامه‌ي   فخر    بر    تن    علما         جمله  در   افتخار   مي‌بينم     

سختي و   قحطي  و   گرفتاري        خلق  ايران  دچار    مي‌بينم

اين همه  رنج و   محنت  بسيار         در  همين   روزگار   مي‌بينم   

مرد    جبّار   حمله    بر    ايران         روي در   اين   ديار   مي‌بينم

جنگ افتد چه‌در عرب چه عجم          كشته‌ها  بيشمار    مي‌بينم

 مردمان  عراق     را      جمله           بعد از اين‌جنگ خوارمي‌بينم

اثري  از   ظهور   حجت    حق           آن   شه   تاجدار     مي‌بينم

تا   ظهور   امام   حجت    حق           جنگهايي  به   كار   مي‌بينم

تا هزار   و   چهارصد   با   سي          شيعه   در  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انتظار   مي‌بينم

چونكه‌سي‌رفت‌وسي‌و‌يك‌داخل           نور  حق   آشكار    مي‌بينم 

 
بر گرفته از وبلاگ همای شقاوت

اللهم عجل لوليك الفرج
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ «1» وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ «2» وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ «3» وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ «4» وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ «5» وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ «6» وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ «7» وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ «8» بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ «9» وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ «10» وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ «11» وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ «12» وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ «13» عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ «14» فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ «15» الْجَوَارِ الْكُنَّسِ «16» وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ «17» وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ «18» إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ «19» ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ «20» مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ «21» وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ «22» وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ «23» وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ «24» وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ «25» فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ «26» إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ «27» لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ «28» وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ «29»

و آن دوران كه کسوف شود و خورشيد بگیرد و تاریک شود « 1»
و آن دوران  كه نور ستارگان کم بشود « 2»
و آن دوران  كه بشر بتواند كوه ها را از جایش بکند و جابجا کند « 3»
و آن دوران  كه با رکود اقتصادی سرمایه ها طلا و جواهرات در بانکها بر روی هم انباشته و بدون استفاده گردد « 4»
و آن دوران  كه حیوانات (مانند سگ و گربه و موش) نزد مردم مقام و منزلت پیدا کنند « 5»
و آن دوران  كه چاههای نفتی دریاها شعله ور شوند « 6»
و آن دوران  كه انسانها( باهمجنس گرائی یا زنان فاحشه) باهر کسی که میخواهند همبستر شوند « 7»
و آن دوران  كه از دخترهای به فساد کشیده شده پرسیده شود « 8»
به كدامین گناه روح پاکشان را کشته اند؟ « 9»
و آن دوران  كه پرونده های جنائی تاریخ (مانند صدام) بشر در دادگاهها گشوده گردند …. « 10»
و آن دوران  كه بشر فضا را بشکافد و دوباره بر چیند [ شاخه ای از علم فیزیک به نام کرمچاله ]« 11»
و آن دوران  كه (با تبلیغات رسانه ها) آتش نیاز درون انسانها زبانه کشد…. « 12»
و آن دوران  كه (پیروان راستین الهی) زیبائی بهشت درونی انسانها را به مردم نشان دهند... « 13»
( در چنين موقعيت و زمانى است كه ) وجدان بشر بداند که با زندگی خود چه کرده بیدار شود. « 14»
پس سوگند به ستارگان دنباله دار، « 15»
سوگند به سیاهچاله ها « 16»
و سوگند به شب های تاریک شده با نور شیطان (شبهای پاریس - شبهای لندن - شبهای نیویورک و .....)  هنگامي كه تمام خواهد شد  « 17»
و سوگند به صبح روشن با نور خداوند هنگامي كه (به وسیله بندگان راستینش) مي  دمد و تمدن بشر را روشن میگرداند  « 18»
كه این جملات گفته های  پیام رسانی خیر خواه است. « 19»
کسی است که قدرت زیادی دارد و نزد صاحب عرش الهی دارای مکنت و مقام است…. « 20»
که مورد اطاعت موکلین آسمانها و زمین و امانتدار خلقت خداوند است…. « 21»
کسی که با شما از میان این کلمات صحبت میکند دیوانه نیست. « 22»
بى ترديد همه اینها را در افق رویداد سیاهچاله زمان از پیش دیده است، « 23»
و این مسائل را با شک و تردید و یا بخل به شما نمیگوید « 24»
و گفتار، شيطان رانده شده نيست « 25»
پس چرا هنوز راه کج میروید؟ « 26»
آری این حرفها برای این است که از خواب بیدار شوید« 27»
براى آنانی از بین شما  كه بخواهد مثل بچه آدم زندگی کند  « 28»
و آنگونه زندگی کند که بتواند به خداوند برسد. « 29»
http://loghman.info/forum/index.php?action=home

54 سخن قابل درنگ ...

1- آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه‌ی انسان‌ها برابرند. (مارتین لوتر‌کینگ)

2- بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی. (رودی)

3- قطعاً خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاک است و نه کود (پونگ)

4- بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و درانسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)

۵- عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)

6- چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)

7- به نتیجه رسیدن امور مهم ، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد. (چاردینی)

8- آنکه خود را به امور کوچک سرگرم می‌کند چه بسا که توانای کاهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)

9- اگر طالب زندگی سالم و بالندگی‌رو می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم. (اسکات پک)

10- زندگی بسیار مسحور کننده است فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست. (دوما)

11- دوست داشتن انسان‌ها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است. (اسکات پک)

12- عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی. (اسکات پک)

13- ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیموده‌ایم می‌توانیم هدایت کنیم. (اسکات پک)

14- جهان هر کس به اندازه ی وسعت فکر اوست. (محمد حجازی)

15- هنر کلید فهم زندگی است. (اسکار وایله)

16- تغییر دهنرگان اثر گذار در جهان کسانی هستند که بر خلاف جریان شنا می‌کنند. (والترنیس)

17- اگر زیبایی را آواز سر دهی ، حتی در تنهایی بیابان ، گوش شنوا خواهی یافت. (خلیل جبران)

18- روند رشد، پیچیده و پر زحمت است و در درازای عمر ادامه دارد. (اسکات پک)

19- در جستجوی نور باش، نور را می‌یابی. (آرنت)

20- برای آنکه کاری امکان‌پذیر گردد دیدگان دیگری لازم است، دیدگانی نو. (یونک)

21- شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم. (دوروستان)

22- آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است. (مترلینگ)

23- اگر دریچه های ادراک شسته بودند،انسان همه‌ چیز را همان گونه که هست می‌دید:بی‌انتها. (بلیک)

24- برده یک ارباب دارد اما جاه‌طلب به تعداد افرادی که به او کمک می‌کنند. (بردیر فرانسوی)

25- هیچ وقت به گمان اینکه وقت دارید ننشینید زیرا در عمل خواهید دید که همیشه وقت کم و کوتاه است. (فرانکلین)

26- نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی. (هیلزهام)

27- هر قدر به طبیعت نزدیک شوی ، زندگانی شایسته تری را پیدا می‌کنی. (نیما یوشیج)

28- اگر زمانی دراز به اعماق نگاه کنی آنگاه اعماق هم به درون تو نظر می‌اندازند. (نیچه)

29- زیبائی در فرا رفتن از روزمره‌گی‌هاست. (ورنر هفته)

30- برای کسی که شگفت‌زده‌ی خود نیست معجزه‌ای وجود ندارد. (اشنباخ)

31- تفکر در باب خوشبختی ، عشق ، آزادی ، عدالت ، خوبی و بدی، تفکر درباره‌ی پرسش‌هایی که بنیاد هستی ما را دگرگون می‌کند. (ادگارمون)

32- «عقلانیت باز» آن عقلانیتی است که فراموش نمی‌کند که «یکی» در «چند» است و «چند» در «یکی». (ادگارمون)

33- آرامش،زن دل‌انگیزی است که در نزدیکی دانایی منزل دارد. (اپیکارموس)

34- هیچ چیزدر زیر خورشید زیباتر از بودن در زیر خورشید نیست. (باخ‌من)

35- تنها آرامش و سکوت سرچشمه‌ی نیروی لایزال است. (داستایوفسکی)

36- با عشق،زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق.

37- علت هر شکستی،عمل کردن بدون فکر است. (الکس‌مکنزی)
38- من تنها یک چیز می‌دانم و آن اینکه هیچ نمی‌دانم. (سقراط)

39- دانستن کافی نیست،باید به دانسته ی خود عمل کنید. (ناپلئون هیل)

40- تپه‌ای وجود ندارد که دارای سراشیبی نباشد! (ضرب‌المثل ولزی)

41- خداوند،روی خطوط کج و معوج، راست و مستقیم می‌نویسد. (برزیلی)

42- تو ارباب سخنانی هستی که نگفته‌ای،ولی حرفهایی که زده‌ای ارباب تو هستند. (ضرب‌المثل تازی)

43- تا زمانیکه امروز مبدل به فردا شود انسان‌ها از سعادتی که در این دم نهفته است غافل خواهند بود. (ضرب‌المثل چینی)

44- بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم. (جانسون)

45- اگر می‌بینی کسی به روی تو لبند نمی‌زند علت را در لبان فرو بسته ی خود جستجو کن. (دیل کارنگی)

46- شیرینی یکبار پیروزی به تلخی صد بار شکست می‌ارزد. (سقراط)

48- ضعیف‌الاراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز عوض شود. (ادگار‌ آلن‌پو)

40- به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی یک شمع روشن کن. (ضرب‌المثل چینی)

50- برای اینکه بزرگ باشی نخست کوچک باش. (ضرب‌المثل هندی)

51- برای اینکه پیش روی قاضی نایستی، پشت سر قانون راه برو. (ضرب‌المثل انگلیسی)

52- به کارهای زشت عادت مکن زیرا ترک آن دشوار است. (ضرب‌المثل فارسی)

53- مانند علما بنویس و مانند توده مردم حرف بزن. (ضرب‌المثل هندی)

54- بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست.(حضرت علی علیه‌السلام)

بر جمال مهدي صلوت ...

 

[تصوير: salavat.gif]

برای ظهورش دعا کنیم ...

زندگي نامه حافظ شيرازي

 

براي ديدن متن زندگي نامه حافظ روي لينك هاي زير كليك نماييد:

قسمت اول

قسمت دوم

 

زندگي نامه مالك اشتر نخعي

زندگي نامه مالك اشتر نخعي

مالک بن حارث عبد یغوث نخعی، معروف به مالک اشتر، از فرماندهان نظامی و بزرگ و از دلاوران شجاع و یاران و اصحاب خاص امیرالمؤمنین علی علیه السلام. او مردی بسیارقوی و از رهبران و بزرگان شیعه است و بسیار عالم و زاهد و عاقل و زندگی با فقر و درویشی داشت. بر قوم خود ریاست داشت و با جماعت کوفی برای مطالبه حقوق خودشان، به نزد خلیفه سوم(عثمان) رفت. سعیدبن عاص والی عثمان در کوفه، به دستور عثمان و در ادامه سیاست تبعیدی که عثمان آن را دنبال می کرد، مالک را به همراه 9 نفر دیگر به شام تبعید و بعد به کوفه برگرداند و مجددا به حمص تبعید نمود. مالک اشتر مردم را برای بیعت با حضرت علی علیه السلام رهبری کرد.

در جنگ جمل و جنگ صفین، امام را همراهی کرد، رشادت ها و جانفشانی های او در این جنگها در تاریخ ثبت است. در صفین اهل شام را درهم کوبید تا آنکه جنگ را به سمت معاویه رساند و پیش از آنکه سپاهیان، فریب قرآن بر سر نیزه کردن را بخورند و امام علی علیه السلام مجبور شود که تن به حکمیت بدهد، پیروزی را نزدیک کرده بود. وی در جنگها با کفار شرکت می کرد و در واقعه یرموک حاضر بود و چشمش در آن حادثه پاره شد و به همین علت به او اشتر به عربی کسی که پلک چشمش برگشته باشد، می گفتند. مالک فرماندار نصیبین در نزدیکی جزیره از طرف امام علی علیه السلام بود که جنگی را بر ضد متمردین از اصحاب معاویه به فرماندهی ضحاک، در شمال رهبری کرد.

مهمترین واقعه زندگی مالک اشتر در سال 38 هـ ق بود که امیرالمؤمنین علی علیه السلام او را به حکومت مصر منصوب کرد و فرستاد تا فتنه ای به کمک معاویه بر ضد محمدبن ابی بکر بپا شده بود، خاموش کند. پیش از آنکه به مصر رود آن حضرت برای اهل مصر کاغذی نوشت که بعضی از مفاد آن چنین بود: بنده ای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در زمان ترس، چشمش خواب ندارد و در هنگام خطر، از دشمن نمی ترسد. او مالک پسر حارث از طایفه مذحج است. پس گفته های او را بشنوید و به فرمان او که مطابق حق باشد گردن نهید. اکنون با همه نیازی که به او دارم، او را نزد شما فرستادم که خیرخواه شماست.

علی(علیه السلام) زمانی که او را به حکومت مصر منصوب کرد نامه ای برای او نوشت که مشتمل بر لطائف و محاسن بسیار و پند و حکمت زیاد است. این منشور حکومتی و عهدنامه که حضرت به مالک عطا نمود، از نفیس ترین و ارزنده ترین مطلب حکمرانی و حکومت داری و مردم داری است که بسیار معروف و بارها آن ترجمه شده و در نهج البلاغه آمده است. بنا به نقل تاریخ، چون این خبر به معاویه رسید پیغام داد برای یکی از مالکان روستاهای بین راه مصر، که مالک اشتر را مسموم کن تا من خراج بیست سال را از تو نگیرم. وقتی مالک به آنجا رسید، دهقان که فهمیده بود او عسل را زیاد دوست دارد، مقداری عسل مسموم برای مالک، هدیه آورد و قدری هم از اوصاف و فوائد عسل، حرف زد. او شربتی از آن عسل زهرآلود را خورد که هنوز کاملا از گلوی او پائین نرفته بود که در همان بین راه از دنیا رحلت نمود. بعضی گفته اند که شهادتش در قلزم واقع شد و نافع، غلام عثمان او را مسموم کرد.

فرمایش امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره مالک:
علی علیه السلام فرمود: مالک برای من چنان بود که من برای رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم و به اصحاب خود فرمود: ای کاش در میان شما دو نفر مثل او و بلکه یکنفر مثل او داشتم. و نیز فرمود: او مردی بود که برای ما خیراندیش و خیرخواه و برای دشمن ما تند و سرکش بود. ما از او خرسندیم و خدا از او خرسند باشد و بر پاداش او بیفزاید. و وقتی خبر شهادت مالک به حضرت علی رسید، آنقدر اندوهناک و محزون و متأسف شد و بر منبر رفت و خطبه ای خواند و بعد از منبر به خانه رفت و بزرگان نخع به خدمت آن حضرت برای تسلیت آمدند و آن حضرت متأسف بود و فرمود: خدا مالک را بیامرزد. به خدا قسم مرگ تو جهانی را محزون و غمگین و جهانی را خوشحال کرد. بر تو باد گریه کنان بگریند و آیا مانند مالک وجود دارد؟ و باز فرمود: چه بگویم در مورد مردی که حیاتش اهل شام را درهم شکست و مرگش اهل عراق را نابود کرده است.

مالک اشتر از زبان پیامبر(صلی الله و علیه و آله و سلم):
نقل است که از او نزد پیغمبر، ذکری شد. آن حضرت فرمود: او حقیقتا مؤمن است. همچنین پیغمبر در مسیر خود در تبعیدگاه ابوذر، به هنگام تجهیز و دفن ابوذر فرمود: یکی از شما در بیابانی می میرد و گروهی از مؤمنان بر او حاضر می شوند. از این رو پیغمبر بر ایمان او گواهی داد.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حج

[تصوير: salavat.gif]

یادم باشد ...

یادم باشد که زیبایی‌های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی‌های بزرگ باشند.
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می‌خواهم باشند.
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی‌تواند مرا با خود آشتی دهد.
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی‌تواند با دیگران مهربان باشد.

روانشناسي رشد نوجواني

 

روانشناسان در زمينه تعريف نوجواني اتفاق نظر ندارند، اما به طور کلي مي توان گفت که نوجواني دوره اي است بين کودکي و بزرگسالي که طول مدت آن بر حسب فرهنگها و محيطهاي مختلف، متفاوت است و حدوداً از ١١ تا ٢٠ سالگي ادامه دارد.

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

ادامه نوشته

روانشناسی رشد جواني

با پایان دوران نوجوانی و آغاز مرحله جوانی بسیاری از مشکلاتی که با آغاز بلوغ برای فرد بوجود آمده بود (تاثیر بلوغ در رفتار جوانان)، فروکش کرده و تا حدودی فرد توانسته است به ثباتی نسبی قدم بگذارد. جایگاهها ، نقش و هویت جوان تا حدودی برایش روشن شده و از این پس می‌رود تا شرائط و موقعیت خود را مستحکم‌تر و باثبات‌تر سازد، هرچند آثار مربوط به بحرانهای مرحله قبل ممکن است هنوز وجود داشته باشد و برخی جوانان هنوز با مسائلی چون سردرگمی و هویت روبرو باشند.

 

براي ديدن متن كامل مقاله به ادامه مطلب رجوع شود.

ادامه نوشته

عید نوروز در فرهنگ اسلامی و آیین ها و اساطیر ایرانی

 

عید نوروز در فرهنگ اسلامی و آیین ها و اساطیر ایرانی

با این که در قرآن کریم به نوروز و نیز به اعیاد اسلامی اشاره ای نشده است، لیکن بخشی از روایات اسلامی به تجلیل و تکریم از عید اختصاص دارد. این مقاله پس از آنکه نظر قرآن و روایات اسلامی را درباره «عید» جویا می گردد به بررسی مجملی از جایگاه «نوروز» در فرهنگ اسلامی می پردازد.

براي ديدن متن كامل ويژه نامه به ادامه ي مطب رجوع شود.

ادامه نوشته

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت تحویل سال 1389

بسم‏ اللَّه‏ الرّحمن‏ الرّحيم‏
«يا مقلّب القلوب و الأبصار. يا مدبّر اللّيل و النّهار»؛ اى دگرگون‏كننده‏ى دلها و ديدها! اى سامان‏دهنده‏ى به روز و شب! «يا محوّل الحول و الأحوال»؛ اى گرداننده‏ى سالها و دلها و حالها! «حوّل حالنا الى احسن الحال»؛ حالِ ما را به بهترين حالها تبديل فرما .
تبريك عرض ميكنم عيد سعيد نوروز و آغاز سال نو را - كه آغاز بهار و سرزندگى طبيعت است - به همه‏ى هم‏ميهنان عزيز كه در سراسر كشور پهناور عزيز ما زندگى ميكنند، و همچنين به همه‏ى ايرانيانى كه در هر نقطه‏اى از جهان هستند و چشم اميد و انتظار به كشور عزيزشان دوخته‏اند؛ بخصوص به جوانان و مردان و زنانِ ازجان‏گذشته‏اى كه براى هدفهاى عالى انقلاب و كشور فداكارى‏هاى بزرگى را انجام دادند؛ از جانِ خودشان مايه گذاشتند و جوانان خود را تقديم انقلاب و سربلندى كشور كردند؛ به خانواده‏هاى عزيز شهيدان، به جانبازان و خانواده‏هاى فداكار آنها و به همه‏ى ايثارگران و كسانى كه براى سربلندى كشور تلاش ميكنند و كار انجام ميدهند. و درود و سلام ميفرستم به روح مطهر امام بزرگوارمان كه سلسله‏جنبان اين حركت عظيم مردمى و مايه‏ى پيشرفت و اعتلاى كشور بزرگ اسلامى ايران بوده‏اند.
عيد نوروز، آغاز رويش است. اين رويش همچنان كه در طبيعت محسوس است، ميتواند در دلهاى ما و جانهاى ما و حركت رو به پيشرفت ما نيز خود را مجسم و نمايان كند. نگاهى بيندازيم به سال 88 كه اكنون به پايان آن رسيده‏ايم. اگر بنا باشد سال 88 در يك جمله تعريف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ايران، سال عظمت و پيروزى اين ملت بزرگ، سال حضور تاريخى و اثرگذار اين ملت در عرصه‏هائى كه به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت كشورمان بستگى داشت و منتهى ميشد.
در آغاز سال 88 مردم با حضور بى‏سابقه‏ى خود انتخاباتى را ساماندهى كردند كه در تاريخ انقلاب ما - و البته در تاريخ طولانى كشور ما - سابقه نداشت و يك نقطه‏ى برجسته و اوج به حساب مى‏آمد. در طول ماه‏هاى بعد از انتخابات هم مردم در امتحانى بزرگ، در حركتى عظيم و سرنوشت‏ساز، حضور خود، اراده‏ى خود، ايستادگى خود، عزم ملى خود و بصيرت خود را نشان دادند.
تفسير كوتاهى كه از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه ميشود ارائه كرد، عبارت از اين است كه دشمنان كشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همه‏ى تلاش خود و توان خود و نيروهاى خود را متمركز كرده‏اند براى اينكه بتوانند اين انقلاب را از درون شكست بدهند. ملت در مقابل اين توطئه‏ى بزرگ، اين حركت خصمانه، با آگاهى و بصيرت و عزم و ايستادگىِ بى‏نظيرى توانست دشمن را به شكست بكشاند. تجربه‏اى كه در اين هشت ماه بعد از انتخابات تا بيست و دوم بهمن بر اين ملت و بر اين كشور گذشت، تجربه‏اى پر از درس، پر از عبرت و حقيقتاً مايه‏ى سربلندى ملت ايران است.
در سال 88 ملت خوش درخشيد؛ مسئولين هم تلاشهاى ارزنده و بزرگى را انجام دادند. اين تلاشها در حد خود، تلاشهاى باارزشى است؛ موجب تقدير است. بر همه‏ى ناظران منصف فرض است كه از اين تلاشها، از اين زحمات و كار و كوششى كه براى عمران و آبادانى و پيشرفت كشور در عرصه‏هاى مختلف انجام گرفت، قدردانى كنند. در عرصه‏ى علمى، در عرصه‏ى صنعتى، در فعاليتهاى اجتماعى، در سياست خارجى، در بخشهاى مختلف، مسئولين كشور كارهاى بزرگى را انجام داده‏اند. خداوند به همه‏ى آنها اجر عنايت كند و توفيق پيشرفت مرحمت بفرمايد.
آنچه كه از ملاحظه‏ى وضعيت موجود كشور و ظرفيتهاى عظيمى كه در دل اين كشور و ملت بزرگ نهفته است، ميشود به دست آورد، اين است كه آنچه ما انجام داده‏ايم، آنچه مسئولين و مردم انجام داده‏اند، در مقابل آنچه كه ظرفيت عظيم اين كشور براى پيشرفت و رسيدن به عدالت است، كار بزرگى نيست. بايد تلاشها را بيش از آنچه كه در گذشته انجام داده‏ايم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.
در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه ميخوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه ميفرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نميفرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض ميكند ما را به بهترين حالها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيتها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همه‏ى عرصه‏ها به بهترينها دست پيدا كند.
امسال براى اينكه ما بتوانيم آنچه را كه در اين دعاى شريف به ما تعليم داده شده است و وظيفه‏ى ماست، انجام بدهيم، براى اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاى كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم‏تر و پرتلاش‏تر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذارى ميكنم. به اميد اينكه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سياسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‏ى عرصه‏ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم‏تر، راه‏هاى نرفته‏اى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود ان‏شاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.
بايد به خداى متعال توكل كنيم؛ از خداى متعال استمداد كنيم و بدانيم كه زمينه براى كار، زياد است. دشمنان، دشمن علم و ايمان جامعه‏ى ما هستند. علم و ايمان را به صورت مضاعف در ميان خودمان بايد تقويت كنيم. ان‏شاءاللَّه راه‏ها هموار خواهد شد؛ موانع، كوچك خواهد شد و كمك الهى و نصرت الهى، ملت ما و كشور ما و مسئولين ما را همراه و زير سايه‏ى خود خواهد داشت.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

عید نوروز در منظر و دیدگاه مقام معظم رهبری - ويژه نامه نوروز 1389

به نظر من آن‌چه كه ملت ایران در باب عید نوروز انجام داده است، یكى از زیباترین و شایسته‌ترین كارهایى است كه مى‌شود با یك مراسم تاریخى و سنّتى انجام داد. اوّلِ سال شمسى ما ایرانی‌ها، - یعنى اوّل بهار - عید نوروز است. اوّلاً ملت ایران افتخار دارد كه سال شمسى او هم سال هجرى است؛ یعنى هم‌چنان‌كه سال قمرى ما - كه سال 1418 است - از مبدأ هجرت خاتم الانبیاء علیه و على آله الصّلاة والسّلام است، سال شمسى ما هم از مبدأ هجرت است. بقیه‌ى ملت‌هاى

گزیده‌ای از سخن‌رانی رهبر انقلاب در صحن مطهر حضرت ثامن الحجج، امام رضا(ع) درباره‌ی نوروز
 

به نظر من آن‌چه كه ملت ایران در باب عید نوروز انجام داده است، یكى از زیباترین و شایسته‌ترین كارهایى است كه مى‌شود با یك مراسم تاریخى و سنّتى انجام داد. اوّلِ سال شمسى ما ایرانی‌ها، - یعنى اوّل بهار - عید نوروز است. اوّلاً ملت ایران افتخار دارد كه سال شمسى او هم سال هجرى است؛ یعنى هم‌چنان‌كه سال قمرى ما - كه سال 1418 است - از مبدأ هجرت خاتم الانبیاء علیه و على آله الصّلاة والسّلام است، سال شمسى ما هم از مبدأ هجرت است. بقیه‌ى ملت‌هاى مسلمان براى سال شمسى خود، از سال میلادى استفاده مى‌كنند؛ ولى ما ایرانی‌ها، هجرت نبىّ اكرم را، هم مبدأ سال قمرى قرار دادیم، هم مبدأ سال شمسى.
این، مطلبِ اوّل كه به نظر من نشانگر هنر و عشق و علاقه‌ى ایرانى به تعالیم مقدّس اسلام و به آثار مطهّر و مقدّس نبوى است. در ضمن، اوّلِ سال را اوّلِ فصل بهار انتخاب كرده‌ایم، در حالى كه مسیحیان، اوّلِ زمستان را اوّلِ سال قرار مى‌دهند! البته فرق آن‌ها با ما این است كه ولادت حضرت مسیح، تاریخ مشخّصى ندارد و یك مطلب حدسى است؛ در حالى‌كه هجرت نبىّ مكرّم اسلام، از نظر تاریخى كاملاً دقیق و مشخّص است. به‌هرحال ما اوّلِ بهار را اوّلِ سال خودمان قرار داده‌ایم كه این هم یك ذوق و سلیقه‌ى ایرانى است. اوّلِ بهار، اوّلِ رویش طبیعت، اوّلِ بیدارى باغ و راغ و بوستان و اوّلِ بالندگى همه‌ى موجودات زنده است. این بهتر از زمستان است كه وقت مردن و انجماد طبیعت و گیاه و نباتات است.

نوروز ایرانی به‌جای نوروز باستانی
در تعالیم اسلام نكته‌اى وجود دارد كه خوب است برادران و خواهران به آن توجّه كنند. اسلام با سنّت‌هایى كه از قبل از اسلام باقى مانده است، دو نوع رفتار مى‌كند. اوّلاً بعضى سنّت‌هاى غلط را به‌كلّى از بین مى‌برد و نابود مى‌كند؛ چون سنّت‌هاى درستى نیست. مثل این‌كه عرب‌ها قبل از اسلام، دختران خودشان را نگه نمى‌داشتند، یا بیشترِ ملت‌هاى غیرمسلمان، جنس زن را تحقیر و اهانت مى‌كردند! اسلام این سنّت را به‌كلّى از بین برد؛ چون به‌كلّى غلط بود.
ثانیاً اسلام بعضى از سنّت‌ها را از بین نبرده است. كالبد سنّت را نگه داشته و محتوا و روح آن را عوض كرده است؛ مثل بسیارى از اعمال و مراسم حج. این طوافى را كه ملاحظه مى‌كنید، قبل از اسلام هم بود؛ منتها محتواى طواف، محتواى شرك بود! اسلام آمد و این عمل را از محتواى شرك آلود، خالى و از محتواى توحید پُر كرد. طواف در آن زمان، مظهر گرایش انسان به آلهه و اربابِ ادّعایى و پندارى بود؛ آن را تغییر داد و مظهر ارادت انسان به مركز عالم وجود - یعنى حضرت حق متعال و وجود مقدّس پروردگار - قرار داد. ظاهر را نگه داشت و باطن را عوض كرد.
اسلام در بسیارى از مواقع، با سنّت‌ها این كار را مى‌كند. مردم ما عینِ همین كار را با نوروز كردند؛ نوروز را نگه داشتند و محتواى آن را عوض كردند. نوروز در ایران، جشنى در خدمت حكومت‌هاى استبدادىِ قبل از اسلام بود! به همین خاطر است كه «نوروز باستانى»، «نوروز باستانى» مى‌گویند! «نوروز»‌اش خوب است، ولى «باستانى»‌اش بد است! «باستانى» یعنى این‌كه همه‌ى این جشن‌هاى دوره‌ى سال - مثل جشن «نوروز»، یا جشن «مهرگان»، یا جشن‌هاى دیگرى نظیر «خردادگان»، «مردادگان» و جشن‌هاى گوناگونى كه قبل از اسلام بوده است - در خدمت حكومت‌هاى استبدادى و سلطنت‌هاى پوسیده‌ى دوران جاهلیت ایران بود! محتواى نوروز، محتواى مردمى و خدایى نبود؛ توجّه و ارادت به حضرت حق در آن نبود؛ جهات عاطفى و انسانى و مردمى در نوروز نبود! ملت ایران نوروز را نگه داشتند؛ اما محتواى آن را عوض كردند. این محتواى امروز نوروز ایرانى، غیر از محتواى باستانى است.
نوروز براى ملت ما، امروز عبارت است از اوّلاً : توجّه مردم به خدا. اوّلِ تحویلِ سال كه مى‌شود، مردم دعا مى‌خوانند، «یا محوّل الحول والاحوال» مى‌گویند، آغاز سال را با یاد خدا شروع مى‌كنند، توجّه خود را به خدا زیاد مى‌كنند. این، ارزش است. ثانیاً نوروز را بهانه‌اى براى دید و بازدید و رفع كدورت‌ها و كینه‌ها و محبّت به یكدیگر قرار مى‌دهند. این همان برادرى و عطوفت اسلامى و همان صله‌ى رحم اسلام است؛ بسیار خوب است. ضمناً نوروز را بهانه‌اى براى زیارت اعتاب مقدّسه قرار مى‌دهند؛ به مشهد مسافرت مى‌كنند - كه همیشه یكى از پرجمعیت‌ترین اوقات سال در مشهد مقدّس، اوقات عید نوروز بوده است - این بسیار خوب است.
پس مى‌بینید كه نوروز را نگه داشتند، محتواى آن را كه غلط بود، به محتواى صحیح و درست تبدیل كردند. این هنر ملت ایران و ذوق و سلیقه‌ى ایرانى مسلمان است. ما عید نوروز را از دیدگاه كسانى كه با اسلام سر و كار دارند، تأیید مى‌كنیم. عید نوروز، چیز خوبى است. وسیله‌اى است كه با آن دل‌ها شاد مى‌شود، انسان‌ها با یكدیگر ارتباط برقرار مى‌كنند، صله‌ى رحم و صله‌ى احباب مى‌كنند؛ چون دوستان و رفقا هم مثل ارحام، احتیاج به صله دارند. انسان باید با ارحام صله كند، باید با دوستان و رفقا هم صله كند؛ یعنى ارتباط برقرار كند. این، ارتباط عید نوروز است كه بسیار خوب است.
یك نكته‌ى اساسى در نوروز هست كه در روایات ما به آن توجّه شده است. من مایلم شما عزیزانى كه امروز در این صحن و در صحن‌هاى دیگر و مراكز آستان قدس رضوى هستید - اجتماع عظیم مردم - و این سخن را مى‌شنوید، به آن توجّه كنید. هر یك از آحاد ملت ایران هم كه مى‌شنود، به آن توجّه كند.
نوروز، یعنى روز نو. در روایات ما - بخصوص همان روایت معروفِ «معلّى‌بن‌خنیس» - به این نكته توجّه شده است. معلّى‌بن‌خنیس كه یكى از رُوات برجسته‌ى اصحاب است و به نظر ما «ثقه» است، جزو شخصیت‌هاى برجسته و صاحب راز خاندان پیغمبر محسوب مى‌شود. او در كنار امام صادق علیه‌الصّلاة‌والسّلام زندگى خود را گذرانده و بعد هم به شهادت رسیده است. معلّى‌بن‌خنیس - با این خصوصیات - خدمت حضرت مى‌رود؛ اتفاقاً روز «نوروز» بوده است - در تعبیرات عربى، «نوروز» را تعریب مى‌كنند و «نیروز» مى‌گویند حضرت به او مى‌فرمایند : «أتدرى ما النیروز؟» آیا مى‌دانى نوروز چیست؟
بعضى خیال مى‌كنند كه حضرت در این روایت، تاریخ بیان كرده است! كه در این روز، هبوط آدم اتّفاق افتاد، قضیه‌ى نوح اتّفاق افتاد، ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام اتّفاق افتاد و چه و چه. برداشت من از این روایت، این نیست. من این طور مى‌فهمم كه حضرت، «روز نو» را معنا مى‌كنند. منظور این است: امروز را كه مردم، «نوروز» گذاشته‌اند، یعنى روزِ نو! روزِ نو یعنى چه؟ همه‌ى روزهاى خدا مثل هم است؛ كدام روز مى‌تواند «نو» باشد؟

نوروز در درون خود
شرط دارد. روزى كه در آن اتّفاق بزرگى افتاده باشد، نوروز است. روزى كه شما در آن بتوانید اتّفاق بزرگى را محقَّق كنید، نوروز است. بعد، خود حضرت مثال مى‌زنند و مى‌فرمایند: آن روزى كه جناب آدم و حوّا، پا بر روى زمین گذاشتند، نوروز بود؛ براى بنى آدم و نوع بشر، روز نویى بود. روزى كه حضرت نوح - بعد از توفان عالم‌گیر - كشتى خود را به ساحل نجات رساند، «نوروز» است؛ روز نویى است و داستان تازه‌اى در زندگى بشر آغاز شده است. روزى كه قرآن بر پیغمبر نازل شد، روز نویى براى بشریت است - حقیقت قضیه همین است؛ روزى كه قرآن براى بشر نازل مى‌شود، مقطعى در تاریخ است كه براى انسان‌ها روز نو است - روزى هم كه امیرالمؤمنین علیه‌السّلام به ولایت انتخاب شد، روز نو است.
این‌ها همه، «نوروز» است؛ چه از لحاظ تاریخ شمسى، با اوّلِ ماه «حَمَل» مطابق باشد یا نباشد. این نیست كه حضرت بخواهند بفرمایند كه این قضایا، روز اوّلِ «حَمَل» - روز اوّلِ فروردین - اتّفاق افتاده است؛ نخیر. بحث این است كه هر روزى كه این طور خصوصیاتى در آن اتّفاق بیفتد، روز نو و «نوروز» است؛ چه اوّل فروردین، چه هر روز دیگرى از اوقات سال باشد.
خوب؛ من حالا به شما عرض مى‌كنم. روزى كه انقلاب پیروز شد «نوروز» است، روز نویى بود. روزى كه امام وارد این كشور شد، براى ما نوروز بود. روز فتوحات عظیم این جوانان مؤمن و این ایثارگران ما در جبهه‌ى نبرد - علیه نظامیانى كه از «ناتو» و «ورشو» و امریكا و شوروى و خیلى از مراكز دیگرِ قدرت تغذیه مى‌شدند - روز پیروزى جوانان ما - با ایمانشان - بر آن‌ها «نوروز» است؛ روز نو است.
حال اگر شما مى‌خواهید روز اوّلِ فروردین را هم براى خودتان روز «نو» و نوروز قرار دهید، شرط دارد. شرطش این است كه كارى كنید و حركتى انجام دهید؛ حادثه‌اى بیافرینید. آن حادثه در كجاست؟ در درون خود شما! «یا مقلّب القلوب و الابصار. یا مدبّر اللیل و النّهار. یا محوّل الحول و الاحوال. حوّل حالنا الى احسن الحال». اگر حال خود را عوض كردید، اگر توانستید گوهر انسانى خود را درخشان‌تر كنید، حقیقتاً براى شما «نوروز» است! اگر توانستید پیام انقلاب، پیام پیامبران، پیام امام بزرگوار و پیام خون‌هاى مطهّرِ بهترین جوانان این ملت را - كه در این راه ریخته شده است - به دل خودتان منتقل كنید، براى شما «نوروز» است.
عزیزان من! سعى كنید روز اوّل فروردین را براى خودتان «نوروز» كنید. بعضى كسان روز اوّلِ فروردینشان «نوروز» نیست. ممكن است اوّل فروردین براى آن‌ها از هر روز نحسى هم نحس‌تر باشد! اوّل فروردین - «نوروز» - براى آن‌هایى كه در درون خود، به فساد و انحطاط گرایش پیدا مى‌كنند، آن هایى كه خود را از خدا دور مى‌كنند، آن‌هایى كه خود را از هدف‌هاى بلند این ملت و این انقلاب جدا مى‌كنند، نوروز نیست، روز عید نیست، روز جشن و روز شادى نیست؛ شوم است! این، آن حقیقت مسأله در باب نوروز است.
پس «نوروز» به طور خلاصه خوب است. اوّلِ سال هجرى شمسى است، روز نو، اوّلِ بهار، اوّلِ رویش و جوشش طبیعت و اوّلِ شروع زیبایی‌ها در عالم طبیعت است. این را براى خودتان هم اوّلِ بالندگى و جوشش و اوّلِ بروز زیبایی‌ها قرار دهید و براى خودتان «روز نو» كنید.
متن كامل این سخن‌رانی را از این‌جا ببینید.

منبع : http://www.tebyan.net

ارزشها و ضد ارزشهاى عيد نوروز - ويژه نامه عيد نوروز

ارزشها و ضد ارزشهاى عيد نوروز


مرتضى عبدالهى
نوروز روز نو، روز تازه و روز جديدى است اول فروردين، روز نو سال جديد آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جديد كه طراوت طبيعت آن را ترو تازه ساخته تبديل مى گردد. اين روز براى بسيارى از ملتها روز عيد محسوب مى شود. عيد به معنى بازگشت است كه از ريشه «عود» گرفته شده است.
به گفته راغب اصفهانى [1] عيد به معناى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نيز گفته مى شود.

براي ديدن متن كامل ويژه نامه به ادامه ي مطب رجوع شود.

ادامه نوشته

نوروز در روایات شیعه و در کتاب التاج جاحظ بصری - ویژه نامه نوروز 1389

 

پیوسته این پرسش برای جستجوگری که به فلسفه اعیاد تا عمق تاریخ کهن به کنکاش می پردازد مطرح است که نوروز چرا مقدس است؟ و قداست آن از چه چیزی مایه می گیرد و این که در پیش از اسلام زردشتیان و ایرانیان این عید را با شکوه زیادی برگزار می کردند و همراه با راز و نیاز و دعا و مراسم ویژه انجام می گرفت و با مذهب زرتشتی گره خورده بود و بهار و رستاخیز را نیز نشانگر بود، فلسفه وجودیش چه بود.

 

براي ديدن متن كامل ويژه نامه به ادامه ي مطب رجوع شود.

ادامه نوشته

نوروز در فرهنگ شیعه - ویژه نامه نوروز 1389

نوروز یا روزِ نو در همه تقویم‌ها، دوره‏ها و در میان همه فرهنگ‌ ها، با اسامى گوناگون مطرح بوده و هست. گردش زمین به دور خورشید و پدید آمدن روز و شب و فصول سال و نیز حرکت ماه بر گرد زمین، بشر را به محاسبه واداشته و به طور طبیعى، تقویم را پدید آورده است. آغاز هر سال، شروع جدیدى است که خود به نوعى انسان را با احساسى تازه و تولدى نو به حرکت در مى ‏آورد.

براي ديدن متن كامل ويژه نامه به ادامه ي مطب رجوع شود.

ادامه نوشته

نوروز و روایت های اسلامی - ویژه نامه نوروز 1389

نوروز جشن آفرینش
نوروز و روایت های اسلامی


 

 

نوروز و جشن نوروزی  در میان ایرانیان چنان اهمیت داشت كه برخی از جشن های مهم را به شمار روزهایی كه تا نوروز فاصله داشت می خواندند

 

متن کامل ویژه نامه در ادامه مطلب در دسترس است.

ادامه نوشته

نوروز جشن آفرینش - ویژه مامه نوروز 1388

 

نوروز و جشن نورزی یک آیین کهن و همگانی و مربوط به نو شدن و جوان شدن طبیعت است. در اقوام مختلف جهان و بومیان ایران، پیش از آمدن آریایی های به ایران، نوروز از مهم ترین اعیاد بوده است.

برای دیدن متن کامل ویژه نامه به ادامه مطلب رجوع شود.

ادامه نوشته

تاريخچه ي نوروز - ويژه نامه عيد نوروز

براي ديدن متن كامل ويژه نامه به ادامه ي مطب رجوع شود.

ادامه نوشته