نو آوری و جنبش نرم افزاری؛  الزامات و موانع

 

پرده بگردان و بزن ساز نو/هان که رسیدازفلک آواز نو

تازه و خندان نشود هوش و گوش/تا زخرد در نرسد راز نو       (مولانا)

 

مقدمه:

سال جاری از سوی رهبر فرزانه انقلاب به عنوان سال «نوآوری» و «شکوفایی» نامگذاری شده است. انتخاب چنین عنوانی برای سال 1387 نشان از عمق آگاهی و اوج تسلط رهبر معظم انقلاب بر شرایط امروز جامعه و نظام دارد. همچنین این نامگذاری در حالی صورت می گیرد که انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در آستانه ورود به چهارمین دهه از عمر پربار و پربرکت خویش است.

اصلي ترين شاخصه اين انقلاب بزرگ تلاش آن به منظور احیای حضور دوباره دين در عرصه ي فرايندهاي اجتماعي است. از سوي ديگر انقلاب اسلامي براي تحقق آرمانهاي خود و دستيابي به اجتماع جهاني و تشكيل تمدن عظيم اسلامي نياز به ساز و كارهاي هماهنگ و مناسب با مباني اعتقادي خود جهت ايجاد ساختار تمدني دارد. به بيان ديگر نيازمند طراحي و ارائه الگوهاي مختلف براي اداره ي بخش ها و امور مختلف جامعه در راستاي نيل به تمدن جديد است. از این رو، انقلاب اسلامی در ذات خود حرکتی نو و خلاقانه در احیای ارزشهای راستین انسانی و اسلامی محسوب می شود و به همین دلیل، در بطن خود با نوآوری و پویایی قرین است. بدون نوآوری و حرکت مداوم، انقلاب، نقش پیشرو و آگاهی بخش خود را از دست داده و دیگر نمی تواند امیدبخش و ملجاء توده ها باشد و در نتیجه  با قرار گرفتن در جمود و سکون به تدریج به وادی فراموشی سپرده خواهد شد. با توجه به آنچه گفته شد نمی توان انقلابی بود و دغدغه نظام و انقلاب داشت و از سوی دیگر با جمود و سکون همداستان بود. به عبارت بهتر، انقلابی بودن مستلزم نوآوری و ابتکار است.

از سوی دیگر چندسالی است که جامعه ما همگام با سایرجوامع، زندگی وحضور درقرن بیست و یکم را تجربه می کند. قرن حاضر بیش از هرچیز منسوب به فن آوری، دانش و خلاقیت است. به عبارت دیگر در جهان پیش رو آنچه بیش از همه سرنوشت جوامع و ملتها را رقم می زند توان رقابت ایشان در عرصه های گوناگون علم و تکنولوژی است. برای موفقیت در این رقابت و تداوم حیات با عزت در چنین جهانی نیازمند ارج نهادن به ابتکار، خلاقیت و نوآوری در تمام زمینه ها هستیم.

جهان هر روز در حال تجربه دستاوردهای جدیدی از قدرت خلاقه بشری است و از این رو به شدت و سرعت در حال نوشدن مداوم است. تردید و کوتاهی در همراهی با این پدیده جهانشمول  فرصتهای بسیاری را از جامعه ما دریغ خواهد ساخت.

 عقب ماندگی تاریخی سرزمین ما و نیز برخی فرصت سوزیهای گذشته همراه با تهدیدات و تضییقات بین المللی باعث شده است تا در این رقابت جهانی ما از شرایطی برابر با سایر کشورها برخوردار نباشیم. برای مقابله با چنین وضعیتی ما نیازمند تلاشی دوچندان هستیم تا ضمن رفع عقب ماندگیهای گذشته ، بازیگر مهم عرصه جهانی نیز باقی بمانیم.

الزامات جنبش نرم افزاری از دیدگاه مقام معظم رهبری:

با توجه به شرایط فوق الذکر است که رهبر معظم انقلاب در سال جاری بر اهتمام به نوآوری و شکوفایی تاکید نموده اند. تاکیدات مقام معظم رهبری در ایجاد جنبش نرم افزاری از یک سو و اوامر ایشان در خصوص اهتمام به نوآوری و شکوفایی در عرصه های گوناگون از سوی دیگر را می توان در تعاملی دو سویه با یکدیگر و در جهت نیل به اهداف عالیه نظام اسلامی در نظر گرفت. آنچه از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در این خصوص استنباط می شود، لزوم اهتمام به نوآوری به عنوان یک رهیافت بنیادین و اصولی است، که کلیه ساحتهای اندیشه و عمل در ابعاد و سطوح گوناگون فردی و اجتماعی را در بر می گیرد.

معظم له درباره مفهوم جنبش نرم افزاري و توليد علم مي فرمايند: «(جنبش نرم افزاری) يعني اينكه در زمينه علم، توليد علم و شكستن مرزهاي علم، يك جنبش و يك حركت عظيم به وجود بيايد... جنبش نرم افزاري، يعني در معرفت علم ننشينيد دست خود را دراز كنيد تا ديگران بكارند و ميوه چيني كنند و هر مقدار از ميوه را كه لازم نداشتند، بياورند در دست شما بگذارند. برو بكار، برو آبياري كن، بر روي بنايي كه ديگران ساخته اند، بنا بساز، اين هدف ما بود. عده اي مي گفتند ما نمي فهميم! الان هم از گوشه و كنار شنيده ام كه عده اي سخنان يأس آفرين مي زنند: مگر ما مي توانيم؟ بله، مي توانيم. ما در ميدان هاي گوناگون و در فضاي معرفت علمي امروز دنيا مي توانيم كارهايي بكنيم كه هنوز در دنيا نو باشد، اين در همه زمينه ها كاملاً امكان پذير است.»(سخنان مقام معظم رهبري، مورخ 1383.10.17)

هدف اصلی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران حرکت به سمت ایجاد تمدن بزرگ اسلامی و احیای آرمانها و ارزشهای راستین این دین مبین بوده است. در راستای چنین هدف تعالی بخش و بزرگی، ایجاد زمینه های لازم برای باروری افکار به منظور ترویج و تعمیق خلاقیت و نوآوری جزو الزامات اولیه به شمار می رود. در این راه بزرگ و سرنوشت ساز باید با سرلوحه قراردادن نوآوری تمامی دستاوردهای بشری را نیز به خدمت گرفت. مقام معظم رهبري در تبيين اين مطلب مي فرمايند: «امروز همه همت ما اين است كه نه فقط علم، بلكه فرآورده هاي علمي و تكنولوژي و خرده تكنولوژي را از آنها ياد بگيريم و از آنها تقليد كنيم؛ اين كاري نيست كه يك ملت بايد به آن همت بگمارد. البته اين كارها بايد بشود و چاره اي نيست. وقتي انسان چيزي را ندارد، آن را از كسي كه دارد، مي گيرد. وقتي ساخت آن را بلد نيست از كسي كه بلد است ياد مي گيرد. در اين شكي نيست، اما بايد راه نو و فكر نو و بن بست شكني را وجهه همت خود قرار دهد.»(سخنان مقام معظم رهبري، مورخ 1381.7.3)

از دیدگاه رهبر انقلاب به عنوان نظریه پرداز نخست جنبش نرم افزاری، در الزام به نوآوری و نواندیشی هیچ تفاوتی میان علوم مختلف وجود ندارد و تمامی علوم و دانشهای مفید به حال اجتماع و نظام باید برای افزایش کارآمدی خود در خدمترسانی به مردم و جامعه، در مسیر نوشدن و تحول و پویایی قرار بگیرند. معظم له در اين زمينه نيز مي فرمايد: «وقتي از علم صحبت مي شود، ممكن است در درجه اول علوم مربوط به مسايل صنعتي و فني به نظر بيايد... اما من به طور كلي و مطلق اين را عرض مي كنم، علوم انساني، علوم اجتماعي، علوم سياسي، علوم اقتصادي و مسائل گوناگوني كه براي اداره يك جامعه و يك كشور به صورت علمي لازم است، به نوآوري و نوانديشي- يعني اجتهاد- احتياج دارد.»(سخنان مقام معظم رهبري، مورخ 1379.12.9)

التزام به نوآوری به عنوان یک نیاز و الزام از یک سو و یک وظیفه و تکلیف از سوی دیگر، ما را بر آن می دارد که تمام همت خویش را مصروف نهادینه ساختن خلاقیت و نوآوری در سطوح گوناگون جامعه اسلامی نماییم. در میان سطوح مختلف فردی و اجتماعی، ساحت اندیشه و خردورزی به عنوان ساحت بنیادین حیات فردی و اجتماعی، الزام افزونتری به تکریم و پاسداشت عملی خلاقیت و نوآوری دارد. بدون التزام به نوآوری در ساحت اندیشه، انتظار تحول و پویایی در سایر سطوح، امری عبث و نافرجام خواهد بود.

جنبش نرم افزاری در ماهیت خویش به عنوان یک جنبش، التزام به نوآوری و پویایی مداوم را به صورت بالقوه در بر دارد. در واقع نمی توان امر و مقوله ای را به عنوان یک جنبش نامگذاری و توصیف نمود و از سوی دیگر آن را از الزامات نواندیشی در کلیه سطوح روشی و محتوایی مبرا و بی نیاز دانست. در حقیقت ابتکار ایجاد چنین جنبشی درعرصه های گوناگون علمی نیز خود نشان از نوآوری و نواندیشی رهبر معظم انقلاب در فرایند نیل به اهداف متعالی انقلاب و نظام دارد.

 

 

خلاقیت، مهمترین لازمه نوآوری در جنبش نرم افزاری:

از بزرگترین موهبت های الهی به انسان، توانش بسیار ارزشمند خلاقیت، ابداع، اختراع و نوآوری است که نقش بنیادی و زیربنائی در همه جنبه های زندگی انسان دارد و بدون آن پیشرفت علوم و تمدن بشری امکان پذیر نخواهد بود.

اگرچه واژه خلاقیت با نوآوری معمولا در یکمعنا و به طور مترادف مورد استفاده قرار می گیرند، اما اغلب محققان بر این اعتقادند كه باید به دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت به طور جدا و منفک از یکدیگر اما در ارتباط ماهوی با هم نگریسته شود، چرا كه علیرغم قرابت و پیوستگی، دارای معانی و تعاریف جداگانه ای هستند. خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود دارد، در حالی كه نوآوری دلالت برآوردن چیزی جدید به مرحله استفاده است. در همین راستا نمونه های زیر چند تعریف کلی درباره خلاقیت را شامل می شوند:

- خلاقیت به معنای توانایی تركیب ایده ها در یك روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده هاست.(1)

- خلاقیت عبارت است از به كارگیری توانائیهای ذهنی برای ایجاد یك فكر یا مفهوم جدید.(2)

- خلاقيت يعني تلاش براي ايجاد يك تغيير هدفدار در توان اجتماعي يا اقتصادي سازمان.

- خلاقيت به كارگيري تواناييهاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است.

- خلاقيت يعني توانايي پرورش يا به وجود آوردن يك انگاره يا انديشه جديد در بحث مديريت نظير به وجود آوردن يك محصول جديد است.

- خلاقيت عبارت است از طي كردن راهي تازه يا پيمودن يك راه طي شده قبلي به طرزي نوين.

به طور کلی خلاقیت فرایندی است که طی زمان ادامه داشته و ابتکار، انطباق‌پذیری و تحقق از خصوصیات بارز آن به شمار می‌آیند و می‌تواند جوابگویی برای مشکلات باشد. برخی از محققان اصولی برای مشخص شدن مرزهای خلاقیت تعریف نموده‌اند: اول اینکه خلاقیت متضمن پاسخ یا مفهومی نو باشد یا آنکه احتمال وقوع آن بسیار کم باشد. اما باید توجه داشت که نو بودن و اصالت با آنکه شرط لازم خلاقیت است اما کافی نیست. زمانی یک پاسخ را می‌توان بخشی از یک فرایند خلاقیت به شمار آورد که تا اندازه‌ای با واقعیت مطابقت داشته یا اصولاً واقعی باشد. دوم خلاقیت باید گره‌ای را بگشاید یا با وضعیتی تناسب داشته و یا مقصود معینی را برآورد. سوم، خلاقیت واقعی مشروط به دوام آن بینش ابتکاری، ارزیابی و تفسیر و رشد آن باشد. در جمله‌ای کوتاه می‌توان اینگونه بیان کرد «خیلی‌ها ایده‌های خوب دارند اما عده کمی آنها را عملی می‌کنند».

- تعريف خلاقيت از ديدگاه روانشناسي : از این دیدگاه، خلاقيت يكي از جنبه هاي اصلي تفكر يا انديشيدن است و تفكر نیز عبارت است از فرايند بازآرايي يا تغيير اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت. بر مبنای این دیدگاه، تفكر بر دونوع است : 1 - تفكر همگرا 2 - تفكر واگر

تفكر همگرا عبارت است از فرايند بازآرايي يا دوباره سازي اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت. تفكر واگرا عبارت است از فرايند تركيب و نوآرايي اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت، خلاقيت يعني تفكر واگرا.

براساس اين تعريف خلاقيت ارتباط مستقيمي با قوه تخيل يا توانايي تصويرسازي ذهني دارد. اين توانايي عبارت است از فرايند تشكيل تصويرهايي از پديده هاي ادراك شده در ذهن و خلاقيت عبارت است از فرايند يافتن راههاي جديد براي انجام دادن بهتر كارها; خلاقيت يعني توانايي ارائه راه حل جديد براي حل مسائل ;خلاقيت يعني ارائه فكرها و طرحهاي نوين براي توليدات و خدمات جديد استمرار آن پس از غيبت آن پديده‌ها.(3)

 

درباره نوآوری نیز تعاریف متعددی ارائه شده است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:

- نوآوری فرایند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصول، خدمات و روشهای جدید عملیات است.(4)

- نوآوری عبارت است از عملی و كاربردی ساختن افكار و اندیشه های نو ناشی از خلاقیت، به عبارت دیگر، در خلاقیت اطلاعات به دست می آید و در نوآوری، آن اطلاعات به صورتهای گوناگون عرضه مـــــی شود. (5)

- منظور از نوآوري خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است، به عبارت ديگر، نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول ، فرايند وخدمات جديد به بازار است؛ نوآوري به كارگيري تواناييهاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است.(6)

براساس اين تعاريف، خلاقيت لازمه نوآوري است. تحقق نوجويي وابسته به خلاقيت است. اگرچه در عمل نمي توان اين دو را از هم متمايز ساخت ولي مي توان تصور كرد كه خلاقيت بستر رشد و پيدايي نوآوريهاست. خلاقيت پيدايي و توليد يك انديشه و فكر نو است در حالي كه نوآوري عملي ساختن آن انديشه و فكر است. از خلاقيت تا نوآوري غالباً راهي طولاني در پيش است و تا انديشـه اي نو به صورت محصولي يا خدمتي جديد درآيد زماني طولاني مي گذرد و تلاشها و كوششهاي بسيار به عمل مي آيد. گاهي ايده و انديشه اي نو از ذهن فرد مي تراود و در سالهاي بعد آن انديشه نو به وسيله فرد ديگري به صورت نوآوري در محصول يا خدمت متجلي مــــــي گردد. (7)

خلاقيت به طور عام يعني توانايي تركيب انديشه ها به شيوه اي منحصر به فرد يا ايجاد ارتباطي غير معمول بين انديشه ها.

 

يك سازمان كه مشوق نوآوري است سازماني است كه ديدگاههاي ناشناخته به مسايل يا راه حلهاي منحصر براي حل مسايل را ارتقا مي دهد.نو آوري فرايند كسب انديشه اي خلاق و تبديل آن به محصول و خدمت و يا يك روش عملياتي مفيد است. (8)

خلاقيت اشاره به قدرت ايجاد انديشه هاي نو دارد و نوآوري به معناي كاربردي ساختن آن افكار نو و تازه است. (9)

به طور خلاصه با درنظر گرفتن نظريات فوق مي توان چنين نتيجه گرفت كه خلاقيت اشاره به آوردن چيزي جديد به مرحله وجود داشته و يا به عبارتي به معناي دلالت بر «پيداكردن» چيزهاي جديد است هرچند كه ممكن است به مرحله استفاده در نيايد. نوآوري به عنوان هر ايده جديدي است كه در برگيرنده توسعه يك محصول، خدمات يا فرآيند مـــــي گردد كه ممكن است نسبت به يك سازمان، يك صنعت، يا ملت و يا جهان جديد باشد. اين نوآوريها به تغيير و انطبـاق بهتر سازمان با ايــده هاي جديد منجر مي شود.

ايده هاي جديد، بـاانديشيدن به دست مــي آيد. كه در آن ذهن به طور عميق با يك مسئله درگير مي شود و به تجسم آن مي پردازد و با حذف و يا تركيب واقعيتهاي موجود، به روشن شدن فكر جديد كمك مي كند. بينشي كه بــــدين ترتيب حاصل مي شود، قوه تصور را در يافتن فكرهاي جديد تغذيه مي كند. منشاء فكـــر جديد، قوه تصور و تخيل است نه قدرت منطقي بشـر. سرنخهاي مختلفـي كه به دست مي آيد، مورد ارزيابي قرار گرفته و به هم ربط داده مي شود تا بهترين فكر به دست آيد.

افكار بشري با يكديگر ارتباط دارند و بافت به هم پيوسته اي را تشكيل مي دهند به همين دليل قدرت تداعي در ايجاد و ظهور يك فكر جديد بسيار كارساز و موثر است.

به طور كلي، وجود محيط خلاق از مهمترين عوامل رشد خلاقيت است. در محيط نامطلوب براي پرورش خلاقيت از انديشه هاي جديد و نو بيشتر انتقاد مي شود و تمايلات دگرگوني و تغيير با مقاومت و ممانعت تقابل مي كنند.

 

موانع پیش روی نوآوری در جنبش نرم افزاری:

نوآوری و شکوفایی در سطوح مختلف آن، همواره با آفات و موانع مختلفی مواجه بوده است. این موانع را می توان در قالبهای کلی معرفت شناختی، روش شناختی، روانشناختی، ابزاری و... طبقه بندی نمود. یه عنوالن مثال از دیدگاه روشی و روان شناختی، می توان یکجانبه گرایی و تنگ نظری فکری و روشی بخصوص در عرصه های مهمی نظیر فرهنگ، اجتماع و سیاست را ازجمله مهمترین آفات نوآوری و شکوفایی دانست. برای رفع این آفات و موانع و ایجاد بستری مناسب برای بروز خلاقیت ها و شکوفایی استعدادها نیازمند تغییر نگرشها در برخی از ساختارهای مدیریتی و اجرایی هستیم.

 اما مهمترین و ابتدایی ترین مانع و تهدید بر سر راه نو آوری، موانع عظیم معرفت شناختی به حساب می آیند، بطوریکه تا هنگامیکه این موانع برطرف نشوند تلاش در جهت خنثی سازی موانع دیگر بی اثر خواهد بود. در اینجا تلاش خواهد شد تا بطور اجمالی به معرفی یکی از این موانع مهم معرفت شناختی بر سر راه نوآوری در جنبش نرم افزاری اشاره شود.

همانگونه که ذکر شد، مبنا قرار گرفتن نوآوری در جنبش نرم افزاری نیز از آفات و تهدیدات گوناگون مصون نخواهد بود. به عنوان یک سنت تاریخی هر جا که شاهد به عرصه آمدن نوعی نوآوری و خلاقیت بوده ایم، در برابر آن مخالفت های غیر منطقی و جزم اندیشانه نیز وجود داشته است.

تحجر مهمترین آفت نوآوری: یکی از مهترین آفات نوآوری که می تواند جنبش نرم افزاری را نیز دامنگیر خود سازد، آفت دیرینه ای به نام «تحجر» و «جزم اندیشی» است. تاریخ کلی تمدن بشری به طور عام و دین مبین اسلام و نهضت بزرگ انقلاب اسلامی به طور خاص همواره آماج آسیبها و تهدیدات فراوانی از جانب این آفت خرد ستیز و اندیشه سوز بوده است، و به همین دلیل نیز در طول تاریخ، بسیاری از اندیشمندان مسلمان رسالت خویش را مبارزه مستمر با این آفت تمدن برانداز قرار داده اند.

برای مقابله با این مانع جدی بر سر راه نوآوری باید در ابتدا به تعریفی صحیح از «تحجر» دست یافت و بدینوسیله با ابعاد گوناگون ماهیت آن آشنا شد و سپس بر مبنای این شناخت به مبارزه با آن پرداخت.

 در تقابل مستقیم با ماهیت و تعریف «نوآوری»، «تحجر» را می توان به‌ معنی‌ ایستائی، جمود، سختی‌نشان‌ دادن‌ و مقاومت‌ در برابر هر نوع‌ تحول‌ و امر تازه تعریف و تبیین نمود. تحجر یک‌ ویژگی‌ فرهنگی‌ - اجتماعی‌ است‌ که‌ کم‌وبیش‌ در اَشکال‌ و قالب‌های‌ گوناگون شکل‌ می‌گیرد. تعصب‌های‌ جاهلانه، تعلقات‌ قبیله‌ای‌ و ملی، عدم‌ درک‌ حقایق‌ و سنت‌های‌ حاکم‌ بر حرکت‌ جوامع، از عوامل‌ شکل‌گیری‌ و پایداری‌ تحجرند، ولی‌ مهم‌ترین‌ عامل‌ تحجر، عدم‌ تفکیک‌ بین‌ اصول‌ و پایه‌های‌ ثابت‌ و ضروری زندگی‌ بشر با جنبه‌های‌ متغیر و متحول‌ آن‌ است.

تحجر در مقابل عقلانيت و نقادي است و به ايستادن در يك­جا و پافشاري بدون دليل يا با وجود ضعف دليل بر يك عقيده يا فعل، بستن دريچه­ي ذهن و فكر به روي سخن مخالف يا بي اعتنايي و جدي نگرفتن آن اطلاق مي­شود. و اگر كسي ميزان پايبندي و دلبستگي خود به يك عقيده را متناسب با قوت بينه­ها و شواهد تأييد كننده­ي آن عقيده نسازد و نتواند براي مدعاي خود دليل درخور ارائه دهد و يا به ميزاني در بند و تابع شخصيت­ها، ايدئولوژي، راهي باشد كه قدرت نقادي و عقلانيت را از او سلب كرده باشد، دچار تحجر شده است.

بنابراين متحجر به كسي اطلاق مي­شود كه اين شاخصه­ها را دارد و در باب عقايد و افعال خود، مطالبه­ي دليل نمي­كند و يا دليلش را با سنجش عقلي نمي­سنجد.

تحجر مقاومت ذهني و عملی افراد در مقابل افكار مخالف بدون بررسي و تحليل دقيق آنهاست. در تحجر افكار مخالف حتي مجال ورود به ذهن انسان را پيدا نمي كنند و اين در حالي است كه انسان براي راي و انديشه خود تقدسي ويژه قائل شود و هر فكر مخالف و ناهمسان با آن را پليدي مي داند.

پایداری و ثبات در عقیده و رای چنانچه بدرستی آن ایمان داشته باشیم امری پسندیده و ممدوح است، اما آنچه كه سبب تحجر مي گردد بي نياز دانستن خود از تحولات زمانه است. اينجاست كه ذهن متحجر در مقابل هر نوع انديشه نوين – مخصوصا در حوزه دین و مطالعات دینی_ مقاومت کرده و صاحبان چنین اندیشه هایی را از دین خارج می داند. این نوع تفکر در نقطه مقابل فقه پویای شیعه که امام راحلمان از جمله احیاگران عمده آن بودند، به شمار می رود.

انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ عنوان‌ بزرگترین ثمره اجتماعی حضور دین در جهان معاصر، حاصل‌ اجتهاد فقیهی‌ سترگ‌ و روشن‌ضمیر بود که‌ به نوبه خود نوعی‌ شالوده‌شکنی‌ در عرصه‌ی‌ تحجر و جمود نوعی نوآوری عظیم در سطوح گوناگون تجتماعی، سیاسی و فرهنگی به شمار می رود. تاکید امام‌ خمینی(ره) بر این‌که‌ «ما با تمدن‌ مخالف‌ نیستیم‌ بلکه‌ با فساد مخالفیم»، پاسخی‌ بود به‌ برداشت‌ها یا اتهامات‌ ناروا در حق‌ انقلاب‌ اسلامی، که‌ ناشی‌ از همان‌ دیدگاه‌ متعصبانه‌ و متحجرانه‌ در باب‌ تجدد بود، و گمان‌ می‌کرد خصیصه‌ی‌ مذهبی‌بودن‌ انقلاب، به‌ معنی‌ مردود شمردن‌ فکر پیشرفت‌ است. (10)

رهبر فرزانه‌ انقلاب‌ در بیان‌ اصولی‌ که‌ امام‌ (ره) بر آن‌ اصرار می‌ورزید، «شکستن‌ حصار تحجر والتقاط‌ در فهم‌ و عمل‌ اسلامی‌ و التزام‌ به‌ اسلام‌ ناب» را مطرح‌ می‌کنند و می‌گویند: «از نظر امام‌ (ره) در بیان‌ و عمل‌ ایشان، هم‌ تحجر مردود بود و هم‌ التقاط، که‌ به‌ معنی‌ رها کردن‌ قیود صحیح‌ برای‌ فهم‌ دین‌ و اسلام‌ است.» (11)

 

امام اول شیعیان در مجموعه گفتارهای گرانبهای خویش در نهج البلاغه به بررسی مختصات «تحجر» پرداخته اند که می تواند برای همه ما حاوی نکات هدایتگر و درس آموزی باشد.

از جمله مولفه های تحجر در نهج البلاغه عبارتند از: نداشتن درك و فهم درست از واقعيت و نپذيرفتن حقيقت، سر باز زدن از دليل و برهان طرف مقابل بدون اين كه خود تكيه­گاه قابل قبولي داشته باشد؛ افراط در سخت­گيري و ايجاد جو وحشت و ترس، (خطبه­هاي 36، 127 و 177)؛ بهره نگرفتن از خرد در بررسي­ها، تحليل­ها و تصميم­ها ( خطبه های 36 و 137)؛ داوري سطحي و كليشه­اي، مطلق­گرايي و شكل­گرايي (خطبه 127)؛ عدم تحمل مخالفان، ستيزندگي و انتقاد ناپذيري (خطبه 35)؛ گذشته­گرايي و مخالفت با اصلاحات و نوآوري (در فحوای بسیاری از خطبه های نهج البلاغه)؛ و...

در میان متفکران مسلمان معاصر  نیز پس از امام راحل، شهید بزرگوار مرتضی مطهری را باید به عنوان یکی از پیشتازان مبارزه با جمود و تحجر معرفی کرد. ایشان درباره اهمیت نفی جمود و تحجر می گویند: «حیات‌ و مرگ‌ یک‌ جامعه‌ به‌ حیات‌ و مرگ‌ فکر آن‌ جامعه‌ بسته‌ است. اگر فکر یک‌ جامعه‌ مرد، یعنی‌ فکر نداشت‌ و یا فکرش‌ کج‌ و انحرافی‌ و غلط‌ بود، آن‌ جامعه‌ مرده‌ است‌ و اگر فکر جامعه‌ زنده‌ بود، آن‌ جامعه‌ زنده‌ است؛ این‌ است‌ که‌ افراد خواهان‌ حیات‌ یک‌ جامعه، باید به‌ احیا و نفخ‌ صور و حشر فکری‌ بپردازند...» (12)

آن استاد بزرگوار با تاکید بر معناگرایی و امور محتوایی به جای صورت گرایی و ظاهر بینی(13)، تفکیک میان قوانین ثابت برای امور ثابت و قوانین متغیر برای امور متغیر، (14) تاکید بر اهم و مهم در مصالح عالیه دین(15)، اصل اجتهاد به عنوان ابزار هماهنگی دین با پیشرفت و تمدن بشری و اقتضائات روز(16) ، و موارد فراوان دیگر از این قبیل، پیشتاز مبارزه با تحجر و خود یکی از نمونه های برجسته نوآوری در اندیشه و خرد در میان متفکرین معاصر اسلامی بودند. البته ایشان همواره اندیشمندان را ار آفات و خطرات نوآوری افراطی نیز بر حذر داشته اند: «جهل‌ و جمود هر دو برای‌ تفکر اصیل‌ اسلامی‌ خطر سازند، یکی‌ بر کهنه‌پرستی‌ و دیگری‌ بر نوپرستی‌ مبتنی‌ است‌ و هر دو، تناقض‌ علم‌ و دین‌ را ترویج‌ می‌نمایند.»(17) از دیدگاه آن شهید بزرگوار: «اسلام‌ هم‌ با جمود مخالف‌ است‌ و هم‌ با جهالت، خطری‌ که‌ متوجه‌ اسلام‌ است‌ هم‌ از ناحیه‌ این‌ دسته‌ است‌ و هم‌ از ناحیه‌ آن‌ دسته. جمودها و خشک‌مغزی‌ها و علاقه‌ نشان‌ دادن‌ به‌ هر شعار قدیمی‌ - و حال‌ آن‌ که‌ ربطی‌ به‌ دین‌ اسلام‌ ندارد - بهانه‌ به‌ دست‌ مردم‌ جاهل‌ می‌دهد که‌ اسلام‌ را مخالف‌ تجدد به‌ معنی‌ واقعی‌ بشمارند و از طرف‌ دیگر، تقلیدها و مدپرستی‌ها و غرب‌زدگی‌ها و اعتقاد به‌ این‌ که‌ سعادت‌ مردم‌ مشرق‌ زمین‌ در این‌ است‌ که‌ جسما و روحا و ظاهرا و باطنا فرنگی‌ بشوند، تمام‌ عادات‌ و آداب‌ و سنن‌ آن‌ها را بپذیرند، قوانین‌ مدنی‌ و اجتماعی‌ خود را کورکورانه‌ با قوانین‌ آن‌ها تطبیق‌ دهند، بهانه‌ای‌ به‌ دست‌ جامدها می‌دهد. که‌ به‌ هر وضع‌ جدیدی‌ با چشم‌ بدبینی‌ بنگرند و آن‌ را خطری‌ برای‌ دین‌ و استقلال‌ و شخصیت‌ اجتماعی‌ ملتشان‌ به‌ شمار آورند. در این‌ میان‌ آن‌ که‌ باید غرامت‌ اشتباه‌ هر دو دسته‌ را بپردازد، اسلام‌ است. جمود جامدها به‌ جاهل‌ها میدان‌ تاخت‌ و تاز می‌دهد و جهالت‌ جاهل‌ها، جامدها را در عقاید خشکشان‌ متصلب‌تر می‌کند.» (18)

 استاد شهید با تاکید بر نقش عقل در افزایش قوه تحلیل انسان، اعتقاد به عنصر اجتهاد در فقه مترقی شیعه را از جمله نشانه های اهتمام به عقل و خردورزی و از جمله عوامل رشد و ترقی جامعه اسلامی می داند. (19)

ایشان تفکیک‌ بین‌ بینش‌ها و روش‌ها، شیوه‌ها و اهداف‌ را از جمله عوامل‌ رهایی‌ از تحجر سنتی‌ و مدرن‌ می‌داند. (20) ایشان علة‌ العلل‌ تحجر را عقل‌گریزی‌ و مطلق‌ اندیشی‌ و جزم‌گرایی‌ می‌داند و علة‌العلل‌ رهایی‌ از تحجر را نیز عقلانیت‌ دینی‌ و عقل‌گرایی‌ مثبت‌ و متعادل‌ و متناظر به‌ همه‌ وجوه‌ اسلام‌ ذکر می کنند: «باید با پیشرفت‌ زمان، پیشروی‌ کرد و با فساد و انحراف‌ زمان‌ هم‌ باید مبارزه‌ کرد. مصلح‌ و مرتجع‌ هر دو علیه‌ زمان‌ قیام‌ می‌کنند، با این‌ تفاوت‌ که‌ مصلح‌ علیه‌ انحراف‌ زمان‌ و مرتجع‌ علیه‌ پیشرفت‌ زمان‌ قیام‌ می‌کند.»(21)

یکی دیگر از جلوه های جزم اندیشی و تحجر، فهم ناصواب از سنت و مخالفت با هر نوع نوآوری به بهانه دفاع از این تلقی نادرست از سنت است. لغت نامه دهخدا، کلمه سنت را به معنای راه و روش، و نیز با تکیه بر اصطلاح فقهی آن، گفتار، کردار و تقریر معصوم(ع) دانسته که ضد بدعت است.(22) بدعت در فقه نیز، هر عقیده و عمل تازه ای است که به قصد تعبد و تشریع، در دین افزوده می شود.(23)

التباس بین دو مفهوم معاصر و قدیم «سنت»، یعنی سنت به معنی روش شناختی که در مقابل «تجدد» قرار دارد، و به مجموعه ای از میراث فکری و دانش تاریخی ما اطلاق می شود؛ و سنت به معنای گفتار، کردار و تقریر معصوم(ع) که سرچشمه شریعت و مقابل «بدعت» است، گه گاه موجب لغزشهای روش شناختی مهمی شده است. برخی نویسندگان معاصر با خلط لوازم این دو، و تعمیم ویژگی گذشته گرا و نوستیز سنت در معنای روش شناختی،به اصطلاح فقهی سنت، نتیجه می گیرند که اسلام مخالف تجدد و نوگرایی است. این نویسندگان در اثبات مدعای خود به روایتی از حضرت رسول(ص) استناد می کنند که از امام باقر(ع) نقل شده و می فرماید:

ان احسن الحدیث کتاب الله، و خیرالهدی هدی محمد، و شر الامور محدثاتها، و کل محدثه البدعه و کل البدعه الضلاله و کل الضلاله الی النار (به راستی نیکوترین سخن کتاب خداست و بهترین هدایت راه پیامبر(ص) است، و بدترین امور جدیدترین آنهاست. و هر جدیدی بدعت است و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی سرانجام به آتش می رسد.) (24)

نویسندگان فوق- چه آنانکه اصحاب تجدد اروپایی هستند و یا مخالفین آن- با استناد به بخشی از حدیث نبوی، به این حکم می رسند که اندیشه اسلامی، به طور کلی با تاکید بر شرالامور محدثاتها هرگونه نوآوری (ابداعی) را نوعی بددینی(بدعت) به شمار می آورند. اما چنانکه صدر کلام پیامبر(ص) و نیز مجامع فقهی نشان می دهد، نص حدیث مذکور هرگونه نوآوری را رد نمی کند، بلکه صرفا آندسته از امور را در نظر دارد که به قصد تعبد بوده و یا به رقم فقدان دلیل از شارع، امری شرعی تلقی شود. ملا احمد فاضل نراقی، اندیشمند دوره قاجاری، در تمایز بین نوآوری و بدعت، یا به تعبیر خود او، ابداع و ابتداع، می نویسد:«ملاک بدعت، تشریع و ادخال در دین؛ شرعی بودن یک شیئ، و توصیه آن به فرد دیگر به عنوان حکمی از احکام شرع است. بنابراین بدعت فعلی است که شخصی غیر از شارع آنرا صبغه شرعی داده و بدون هیچگونه دلیل شرعی به دیگران تجویز می کند. این امر مصداق بدعت بوده و قطعا حرام است... اما اموری که بدون اعتقاد و قصد مشروع بودن آنها انجام می شود، هر چند که از جانب شرع ثابت و توصیه نشده باشند، از مصادیق بدعت نبوده، و تبعا، تحریم نشده اند.»

نراقی با استناد به استدلال شیخ صدوق در «من لایحضره الفقیه»، هر امر جدیدی را بر دو گونه تقسیم می کند؛ فعلی که بدعت است و آنچه که از جانب شرع ثابت و توصیه نشده است. او قسم نخست را به دلیل اعتقاد بی جهت بر شرعی بودن آن، حرام می داند، اما قسم دوم که بدون قصد شرعی انجام می شود هرگز حرام نبوده ولی از آن جهت که فاقد دلیل شرعی است، ثواب و اجر معنوی ندارد.

به هر حال، تفصیل فوق درباره بدعت از آن رو است که بر تغایر دو مفهوم فقهی و معاصر «سنت» تاکید شود.(25)

مخالفان نوآوری با تاکید بر مفهوم فقهی سنت به مقابله با هر نوع شیوه و دیدگاه جدید برخاسته و با نیت مقابله با بدعت، راه را بر نوآوری در عرصه های گوناگون بخصوص مسایل مربوط به مطالعات دینی و دین پژوهی در دنیای معاصر مسدود می سازند؛ در حالیکه اگر سنت را به معنای نوعی روش شناسی و مجموعه ای از خرد جمعی متعلق به گذشتگان- که بالطبع فضل تقدم ایشان دلیل بر تقدم فضلشان نخواهد بود- مراد کنیم، آنگاه نه تنها نوآوری در این سنت امری ناپسند نخواهد بود بلکه خود لازمه تداوم حیات یک سنت فکری و پویایی آن در دورانهای مختلف است.

به هر تقدیر، اگر به ایجاد و گسترش جنبش نرم افزاری به عنوان یک ضرورت تاریخی در جهت رشد و اعتلای تمدن و نظام اسلامی می اندیشیم و اگر در دل سودای تبعیت از فرامین رهبری در این خصوص را داریم، چاره ای جز ایجاد زمینه های لازم برای رشد خلاقیت فردی و جمعی در جامعه و در میان اقشار و آحاد گوناگون آن بخصوص نخبگان و صاحبنظران نداریم و برای ایجاد چنین زمینه ای نیز باید با تمام توان در جهت رفع موانع گوناگون بر سر راه آن، بخصوص موانع عظیم معرفتی نظیر جمود فکری و تحجر، جهد و تلاش فکری و عملی نماییم. خط مقدم جبهه خلاقیت پروری و مبارزه با تحجر را از یکسو عالمان و فرهیختگان حوزه و دانشگاه و از سوی دیگر برنامه ریزان و مدیران اجرایی و تقنینی کشور تشکیل می دهند. تنها با همیاری و همکاری مستمر و تعامل منطقی این دو گروه است که می توان به رشد و پویایی هر چه بیشتر جنبش نرم افزاری در آینده امید داشت.

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

1-    رابينز، استيفن، مباني رفتار سازماني، ترجمه دكتر قاسم كبيري، مركز انتشارات علمي دانشگاه آزاد اسلامي، چاپ اول، سال 1369، تهران.

2-     رضائيان، علي، اصول مديريت»، انتشارات سمت، سال 1373.

3-     روزنامه همشهري،‌ پنج‌شنبه 2 تير 1384، سال سيزدهم، شماره 3730، صفحه 10

4-     رابينز، استيفن، همان

5-     همان

6-     همشهری، همان

7-     الواني، سيدمهدي، مديريت عمومي انتشارات ني، سال 1372، تهران.ص 223-224

8-     همشهری، همان

9-     آقايي فيشاني، تيمور، خلاقيت و نوآوري در انسانها و سازمانها انتشارات ترمه، چاپ اول، سال 1377. ص26

10-مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ششم، ص878-900

11-همان، جلد بیستم، ص 485

12-استاد شهید مطهری، سلسله‌ یادداشت‌های‌ استاد مطهری، ج‌ اول، انتشارات‌ صدرا، ص‌ 159

13-استاد شهید مطهری، نظام‌ حقوق‌ زن‌ در اسلام،  ص‌ 97 - 104.

14-مجموعه‌ آثار، ج‌ بیستم، ص‌ 485.

15-مجموعه‌ آثار، ج‌ نوزدهم، ص‌ 122 – 123

16-نظام‌ حقوق‌ زن‌ در اسلام، ص‌ 7

17-همان و نیز اسلام‌ و مقتضیات‌ زمان.

18-مجموعه آثار، جلد 19، ص 112

19-همان، جلد 21، ص 158 و 164

20-همان، جلد 19، ص 118-120

21-همان، ص 104

22-علی اکبر دهخدا، لغتنامه دهخدا، زیر نظر محمد معین و سید جعفر شهیدی، تهران، دانشگاه تهران، جلد هشت، ص 12146

23-ملا احمد نراقی، عوائد الایام، ص 19

24-داود فیرحی، قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام، تهران، نشر نی، چاپ دوم، ص38

25-همان، ص 39

منبع : http://www.danaee.com